تبليغاتX
meleniom

چرا زهره به دورخودش برعكس مي چرخد؟

تدوين گر: محسن شباني

برگرفته از مجله‌ي Sky & Telescope

حركت وضعي زهره تا سال 1961 يك راز بود، در آن سال راديو اختر شناسان ابتدا در ميان ابرهاي سياره اي به جستجو پرداختند و همچنين در اتمسفر متراكم سطوح پايين آن چيزي كه يافتند بسيار پيچيده بود. زهره به آرامي و در مسيري اشتباه به دور خودش مي چرخيد.

 تا امروز ستاره شناسان اين فرض را داشتند كه كه دليل اين پديده شايد ناشي از برخورد عظيمي است كه براي زهره هنگام قرار گرفتن در منظومه‌ي شمسي و در مدار خود رخ داده است. امّا تحقيقات جديد مي گويندكه به هر حال يك تصادم نمي تواند دليل آن باشد و ممكن است بسياري از سيارات داراي چنين اثرات ناشي از برخورد باشند كه خود به خودي مي باشد.

 الكساندر سي.ام كوريا و ژاك لاسكار از مركز تحقيقات علمي  فرانسه در شماره‌ي 4 مجله‌ي نيچر(Nature) در ماه ژوئن مدل هايي ارائه دادند كه توضيحاتي در مورد چرخش معكوس سياره‌ي زهره را ارائه مي‌دهند: پس از گذشت مدت زماني طولاني، در اتمسفر متراكم اين سياره جذر و مد بالا رفته و اصطكاك بين اتمسفر و سياره به تدريج چرخش زهره كاهش يافته است تا اينكه متوقف شد و به سمت مخالف شروع به چرخش كرد، در واقع مثل همان روشي كه كشش ماه باعث جذر و مد در اقيانوس هاي ما ميشود. اقيانوس هايي كه اصطكاك آنها در حال آهسته كردن گردش زمين است. كشش خورشيد نيز بر روي اتمسفر زهره نیز تأثير گذاشته و چرخش آنها را آهسته كرده است. جالب اين است كه خورشيد همانطور كه يك طرف سياره را گرم مي كند باعث رانده شدن بادهايي به تمام سطوح زهره مي شـود كه سرعت چرخش زهره را افزايش مي دهند.

لاسكار مي گويد: موقعيت نهايي زهره حالتی تعادلي بين اين دو نيرو مي باشند.

در طرح هاي پيشنهادي، بدون در نظر گرفتن هر نوع چرخشي كه سياره با آن شروع به حركت كرد، بررسي چرخش معكوس انجام شد. كوريا و لاسكار عنوان مي كنند كه بسياري از شرايط ابتدايي زهرا را كه اكنون دارد وا مي دارد. اين تأثير يك خصوصيت بسيار عمومي از چرخش دوراني يك سياره‌ي خاكي است با داشتن جوي چگال.

                                                     

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 0:16 |

آموزش برق به زبان ساده

 

الکترون چیست؟

الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند

اجزای ماده :

همه مواد از ملكولهاي شكل ميگيرند كه آنها نيز خود از اتمها ساخته مي شوند . اتمها از دو جز’ اصلي الكترون و هسته ساخته مي شوند كه الكترونها در مدارهاي مشخص بدور هسته در گردش مي باشند .
چه عاملي سبب ماندن الكترون در مدار مشخص خود مي شود ؟
بين الكترون و هسته نيروي جاذبه الكتريكي وجود دارد كه اندازه آن برابر نيروي دافعه گريز از مركز ناشي از چرخش سريع الكترون بدور هسته مي باشد

درون هسته چيست ؟

هسته شامل ذرات بسياري است كه مهمتريت آنها از نظر جرم پروتون و نوترون است .

 بار الكتريكي چيست ؟
بين الكترونها و پروتونها نيروي جاذبه و بين خودشان باهم نيروي دافعه وجود دارد كه ماهيت اين نيروها هنوز شناخته نشده است اما براي تحليل ساده تر بارالكتريكي را مطرح كرده كه براي الكترون با علامت منفي و براي پروتون با علامت مثبت مشخص شده است

 چگونه می توان مواد را باردار کرد ؟
روشهای باردار کردن ماده همان روشهای توليد الکتريسيته است .بعبارت ديگر می توان با استفاده از اين روشها الکتريسيته توليد کرد . ساده ترين اين روشها مالش دو ماده بهم است که باعث می شود الکترونها از يک ماده به ماده ديگری بروند و در نتيجه اختلاف بار بين دو ماده ايجاد شود . مثلا مالش يک ميله شيشه ای به يک پارچه پشمی سبب باردار شدن هر دو ماده می شود که يکی بار مثبت ( کمبود الکترون ) و ديگری بار منفی ( ازدياد الکترون) می يابد

                                  

نيروي الكتريكي چيست ؟
بين بارهاي الكتريكي اعم از مثبت يا منفي نيروي الكتريكي وجود دارد اين نيرو به مقدار بار الكتريكي و فاصله آنها از هم بستگي دارد . مطابق قانون كولن مقدار نيرو از حاصل ضرب بارها در ضريب ثابتي كه به جنس محيط بستگي دارد تقسيم بر مجذور فاصله بين دو بار بدست مي آيد . اما در تحليل ساده تر هرچه مقدار بارها بيشتر باشد مقدار نيرو نيز بيشتر و هرچه فاصله آنها بيشتر شود مقدار نيرو نيز كمتر مي شود .

مواد در حالت عادي از نظر بار الكتريكي چگونه اند ؟
همه مواد در حالت عادي داراي مقدار الكترون و پروتون مساويند به همين دليل از نظر برايند بارهاي الكتريكي خنثي مي باشند .

چگونه مي توان يك ماده خنثي را باردار كرد ؟
هرگاه تعادل بين بارهاي مثبت و منفي در يك جسم خنثي بهم بخورد ماده بار دار شده است . بهمين منظور كليه روشهاي توليد الكتريسيته كاري نمي كنند جز برهم زدن تعادل بين بارهاي الكتريكي مثبت و منفي . مي دانيم كه الكترون نسبت به پروتون قابليت جابجايي و حركت بيشتري دارد . بنابراين مي توان با دادن يا گرفتن الكترون ماده را باردار نمود . اگر تعداد الكترونها بيشتر از تعداد پروتونها شود جسم بار منفي و در صورتي كه عكس اين حالت روي دهد جسم بار مثبت پيدا مي كند .

باردار كردن مواد چه ربطي به توليد الكتريسيته دارد ؟
اجازه دهيد براي جواب به اين سوال نخست مواد را دسته بندي كنيم

 .مواد از نظر هدايت الكتريكي به چند دسته تقسيم مي شوند ؟
همه مواد از نظر هدايت الكتريكي جز يك از سه دسته زير مي باشند
الف - هادي ها : موادي كه براحتي برق را از خود عبور مي دهند 
ب - عايقها : موادي كه برق را از خود عبور نمي دهند
ج - نيمه هادي ها : اين مواد در شرايط خاصي مانند هادي ها يا نيمه هادي ها عمل مي كنند . اما در حالت عادي برق را به مقدار ناچيز از خود عبور مي دهند

جريان الكتريكي چيست ؟
هرگاه حاملهاي الكتريسيته ( الكترونها ) در يك هادي بحركت درآيند جريان الكتريكي ايجاد مي شوند . اما هر حركت الكتروني جريان برق نيست . بلكه اين حركت بايد در يك مسير مشخص باشد .هر چقدر الكترونهاي بيشتري در زمان كمتري در مسير مشخص حركت كنند مقدار جريان نيز بيشتر مي شود

 آمپر چيست ؟
براي دانستن ميزان جريان بايد بتوان آن را با عدد بيان كرد كه به همين منظور از واحد سنجش جريان كه همان آمپر است استفاده مي شود

 مقدار يك آمپر جريان چقدر است ؟
هرگاه از يك هادي تعداد 28/6 ضربدر 10 بتوان 18 الكترون در يك ثانيه بگذرد اين ميزان الكترون در زمان يك ثانيه معرف يك آمپر جريان الكتريكي است

ولتاژ چيست ؟

دانستيم هرگاه الكترونها در يك هادي در مسير مشخصي بحركت در آيند جريان الكتريكي ايجاد مي شود . اما الكترونها بدون دريافت نيرو و انرژي از مدار گردش بدور هسته خارج نمي شوند . بنا براين براي توليد جريان نياز به يك نيرو داريم كه آن را از منابع توليد نيرو مانند باتري مي گيريم . بعبارت ساده تر نيروي لازم جهت ايجاد جريان ولتاژ نام دارد كه واحد اندازه گيري آن ولت است

 چگونه مي توان ولتاژ توليد كرد ؟

اين سوال پاسخ سوال ديگري نيز مي تواند باشد كه همان روشهاي توليد الكتريسيته است . مي دانيم كه انرژي توليد نمي شود بلكه از صورتي به صورت ديگر تبديل مي گردد . از آنجاييكه الكتريسيته هم انرژي است پس بايد تبديل شده انرژي هاي ديگر باشد . انرژيهايي كه بصورت متعارف براي توليد برق بكار مي رود عبارتند از : انرژي شيميايي در باتريها - انرژي مغناطيسي در ژنراتورها - انرژي نوراني در باتريهاي خورشيدي - انرژي حرارتي در ترموكوپلها - انرژي ضربه اي در پيزو الكتريك و  غيره

مقاومت چيست ؟
الكترونها در هادي براحتي نمي توانند حركت كنند زيرا در مسير حركت آنها موانعي وجود دارد كه بطور ساده آنها را مقاومت هادي در برابر عبور جريان مي گوييم .هرچه قدر اين موانع كمتر باشد عبور جريان بهتر صورت ميگيرد و مي گوييم جسم هادي بهتري است . اين موضوع نخستين بار توسط سيمون اهم يك فيزيكدان آلماني مطرح شد . به همين دليل واحد اندازه گيري مقاومت اهم است

 .منظور از مدار الكتريكي چيست ؟
حال با دانستن سه فاكتور اساسي در برق ( جريان ولتاژ مقاومت ) مدار الكتريكي را تعريف مي كنيم : هر مدار الكتريكي يك مجموعه از توليد كننده برق - مصرف كننده آن و سيمهاي ارتباطي بين ايندو است

 چند نوع مدار الكتريكي داريم ؟
دو نوع مدار الكتريكي وجود دارد مدار الكتريكي باز كه در آن ارتباط بين توليد كننده در نقطه يا نقاطي قطع است و در نتيجه جريان در مدار وجود ندارد و مدار الكتريكي بسته كه مسير عبور جريان كامل است و مصرف كننده از توليد كننده انرژي دريافت كرده و آنرا به صورتهاي ديگر تبديل ميكند مانند يك لامپ كه برق را به نور تبديل مي كند .


منظور از اتصالي در يك مدار يا اتصال كوتاه چيست ؟
هرگاه در يك مدار بسته جريان از مسيري بجز از مصرف كننده بگذرد و مقدار آن زياد تر از حد مجاز باشد اين وضعيت را اتصال كوتاه مي گوئيم . در حالت اتصال كوتاه سيم كشي مدار و توليد كننده برق در معرض آسيب جدي قرار مي گيرند زيرا جريان مدار بسيار زياد شده و باعث داغ شدن سيم كشي و اضافه بار شدن منبع توليد كننده برق مي گردند در نتيجه اتصال كوتاه بايد سريعا و بصورت خودكار قطع شود كه اين وظيفه بعهده فيوز است

اساس كار فيوز چيست ؟
فيوز يك عنصر حفاظتي در مدار است كه هرگونه اضافه جرياني را كه بيشتر از مقدار نوشته شده روي فيوز باشد تشخيص داده و آنرا سريع قطع ميكند . بدين صورت كه جريان اضافه سبب توليد گرما در فيوز شده و يك سيم حساس به حرارت را كه در مسير عبور جريان و در داخل فيوز قرار دارد ذوب ميكند و در نتيجه مسير عبور جريان قطع شده و اتصال كوتاه بطور موقت برطرف مي شود اما تا زماني كه عامل ايجاد كننده اتصال كوتاه مرتفع نگردد عوض كردن فيوز فايده اي ندارد

 خطرات ناشي از برق كدامند ؟
خطراتي كه از برق ناشي مي شوند عموما به دو دسته خطرات آتش سوزي و خطرات برق گرفتگي تفسيم ميشوند . در صورتيكه در يك مدار الكتريكي اتصال كوتاه پيش آيد و برطرف نشود جريان مدار بشدت افزايش يافته و حرارت زيادي تولد مي كند . اين حرارت سبب آتش گرفتن عايق سيم ها و گسترش آن به مواد آتش گير ديگر است . خطر ناشي از برق گرفتگي مستقيما شخص را تهديد مي كند

                                            

 جريان خطا چيست و چند نوع است ؟
در صورتيكه در مدار الكتريكي جريان از مسير درست خود جاري نشود آنرا جريان خطا مي گويند . اين جريان ممكن است از طريق اتصال بدنه به زمين جاري شود يا از مدار اصلي بگذرد كه ميزان آن بيشتر از حد مشخص مدار است كه آنرا اتصال كوتاه يا اضافه بار گويند . در حالت اتصال كوتاه دو نقطه اي از مدار كه نسبت به هم داراي ولتاژ هستند بهم اتصال مي يابند ( توسط يك مقتومت بسيار كوچك ) و در حالت اضافه بار تعداد مصرف كننده ها بيشتر از مقدار مجاز آنها مي شود

 منظور از برق گرفتگي چيست ؟
اگر جريان برق از بدن انسان يا حيوان بگذرد برگ گرفتگي ايجاد مي شود . ممكن است اندازه جريان عبوري از بدن محسوس نباشد كه در اين صورت برق گرفتگي قابل تشخيص نيست . اما در صورتيكه ميزان جريان عبوري زياد شود ابتدا شوك به بدن وارد مي شود و در صورت زيادتر شدن جريان سبب قطع ضربان قلب - ايست تنفس و در نهايت مرگ مغزي مي شود .

اندازه جريان و ولتاژ مجاز چقدر است ؟
براي جريان متناوب 15 ميلي آمپر و براي جريان مستقيم 60 ميلي آمپر - ولتاژ متناوب 65 ولت و ولتاژ مستقيم 45 ولت است

چگونه مي توان شخص را از خطر برق گرفتگي محافظت كرد؟
: به اين منظور بايد تمامي گزينه هايي را كه سبب برق گرفتگي مي شود يافت و آنها را بي اثر كرد . مهترين عاملي كه سبب برق گرفتگي مي شود اتصال بدنه است . در اين حالت بكمك كليد
FI يا سيم ارت يا كليد FU يا سيستم نول اتصال بدنه را حذف مي كنيم . مي توان از دستگاههايي استفاده كرد كه بدنه عايقي دارند و امكان اتصال بدنه در آنها وجود ندارد . مي توان ولتاژ كار دستگاهها را كمتر از ولتاژ خطرناك براي بدن - كمتر از 65 ولت - بكار برد و در نهايت مي توان از ترانسهاي ايزوله استفاده كرد كه باعث جدا سازي فاز برق شهر از تغذيه دستگاه مي شود و در نتيجه در صورت اتصال بدنه خطر برق گرفتگي از بين مي رود

توان الكتريكي چيست ؟
اصولا توان به معني سرعت تبديل انرژي است . در دستگاههايي كه براي تبديل انرژي بكار مي روند هر چقدر اين سرعت بيشتر باشد قدرت دستگاه نيز بيشتر است . مثلا در ژنراتور توان بيشتر نشاندهنده توليد انرژي برقي ! بيشتري است . در مصرف كننده ها نيز همين موضوع صدق مي كند . لامپي كه توان بيشتري دارد نور زيادتري هم توليد مي كند .

 .  توان را چگونه محاسبه كنيم ؟
سرعت تبديل انرژي از تقسيم مقدار آن بر زماني كه آن انرژي تبديل شده بدست مي آيد.( انرژي الكتريكي از حاصل ضرب ولتاژ در جريان در زمان بدست مي آيد ) . اگر ميزان انرژي را بر زمان تقسيم كنيم مي ماند حاصل ضرب ولتاژ مدار در جريان آن كه اين همان رابطه توان است (توان = ولتاژ × جريان ) . البته اين رابطه فقط براي مدارهاي
دی سی صدق مي كند و در مدارات آسی رابطه ديگري دارد كه بعدا به آن مي پردازيم .

واحد و دستگاه اندازه گيري توان چيست ؟
توان با واحد وات  و در مقادير بالاتر با كيلو وات و مگاوات سنجيده مي شوند كه توسط واتمتر اندازه گيري مي شود

 ادارات برق چگونه بهاي برق مصرفي ! را محاسبه مي كنند ؟
در همه انشعابات ؛ كنتور ميزان انرژي تحويلي به مصرف كننده ها را اندازه مي گيرد و توسط شماره هايي نشان مي دهد . اين شماره ها بر حسب كيلو وات ساعت است . براي دانستن ميزان مصرف يك ماه : شماره ماه قبل را از شماره جديد كسر مي كنند همچنين هر مشترك موظف است در ماه مبلغي را بعنوان حق اشتراك كه ارتباطي به ميزان مصرف ندارد بپردازد . بعبارت ديگر شما هرچقدر برق مصرف كنيد يك مبلغ ثابت ماهيانه بنام حق آبونمان به آن اضافه مي شود . بهاي برق مصرفي هم از حاصل ضرب مصرف يكماه در بهاي هر كيلو وات ساعت بدست مي آيد كه در آخر به آن آبونمان و نيز ماليات صدا و سيما اضافه مي شود . كه آخرين مورد هيچنفعي براي اداره برق ندارد

چرا نرخ برق بصورت تصاعدي حساب مي شود ؟
اين امر به منظور تشويق مشتركين به مصرف كمتر مي باشد . البته مصرف كمتر سبب كاهش بار نيروگاهها و پست هاي توزيع مي شود و اين خود باعث كمتر روشن ماندن ژنراتورها و پايين آمدن هزينه مي شود . البته در كشورهاي پيشرفته بعلت فراواني نيروگاهها هزينه روشن كردن مجدد ژنراتور زيادتر از خاموش ماندن آن است و اين سبب تشويق مصرف كننده به افزايش مصرف است بعبارت ديگر نرخ تصاعدي در اين كشورها برعكس ايران
است

منظور از زمان اوج مصرف چيست ؟
در زمانها خاصي از شبانه روز بيشترين انرژي از شبكه برق كشيده مي شود كه معمولا ابتداي شب است زيرا در اين زمان بيشتر مصارف روشنايي در منازل و خصوصا مغازه ها وجود دارد . در اين مواقع ژنراتورها بيشترين بار را متحمل مي شوند و در نتيجه سوخت بيشتري نيز مصرف مي شود .

اساس كار كنتور چيست ؟
كنتور ها بر اساس نيروي الكترومغناطيس عمل مي كنند . مي دانيم كه اگر از يك سيم پيچ جريان برق بگذرد در اطراف آن يك ميدان مغناطيسس ايجاد مي شود كه شدت و جهت اين ميدان به جريان عبوري از سيم پيچ بستگي دارد . در كنتور هاي تكفاز دو دسته سيم پيچ وجود دارد كه يكي از آنها داراي تعداد دور كم و قطر بيشتر نسبت به ديگري است . سيم پيچ ضخيمتر با دور كمتر را سيم پيچ جريان و ديگري را سيم پيچ ولتاژ مي نامند

نحوه نصب كنتور تكفاز در مدار چگونه است ؟
سيم فاز را به سر سيم پيچ جريان وصل نموده و از سر ديگر آن فاز را مي گيرند . و دو سر سيم پيچ ولتاژ را به فاز و نول وصل مي كنند . زماني كه مصرف كننده اي به كنتور وصل مي شود جريان از سيم فاز و نول مي گذرد . بعبارت ديگر جريان مصرف كننده از سيم پيچ جريان مي گذرد و در آن يك ميدان مغناطيسي ايجاد مي كند . سيم پيچ ولتاژ كه هميشه به برق وصل است و داراي يك ميدان مغناطيسي ثابت است كه مقدار آن هيچ ارتباطي به مصرف كننده متصل شده به كنتور ندارد . اين دو ميدان مغناطيسي بر هم اثر كرده و سبب ايجاد نيروي حركتي در صفحه آلومينيومي درون كنتور مي شود . سرعت حركت اين صفحه با جريان مصرف كننده رابطه مستقيم دارد . اين حركت توسط يك محور و چرخ دنده به يك شماره انداز يا نمراتور ارتباط دارد و بر اساس گردش آن شماره ها زياد مي شود . اين شماره ها بجز رقم اول ميزان كاركرد كنتور يا همان مصرف انرژي الكتريكي را بر حسب كيلو وات ساعت نشان ميدهند .البته درون كنتور قطعات ديگري هم نظير : آهنرباي سرعت گير و پيچهاي تنظيم و ... وجود دارند كه ما از توضيح آنها صرف نظر كرده ايم .

انواع كنتور كدامند ؟
براي مصارف خانگي دو نوع كنتور تكفاز و سه فاز بطور عام وجود دارند كه در دسته بندي كنتورها به نوع اكتيو معروفند . اما در مصارف صنعتي مي توان به كنتورهاي راكتيو و كنتورهاي دو تعرفه اشاره كرد كه در جلسات قبل مختصري در باره آنها توضيح داده ايم

 كنتور هاي پيشرفته چگونه كار مي كنند ؟
در كشورهاي برخوردار از تكنولوژي ديگر كنتور نويسي به مفهوم رايج آن در ايران منسوخ شده است . در اين كشورها كه پول الكترونيكي بسيار رايج است از كنتورهاي هوشمند كه در بازه هاي زماني خاص ميزان مصرف را مشخص كرده و به ادارات برق گزارش مي دهند استفاده مي شود . اين كنتورها ميزان مصرف را از طريق همان خطوط برقي كه آنرا مي رسانند به توزيع كننده اطلاع مي دهند و شركتهاي فروشنده برق نيز بطور خودكار از حساب مصرف كننده برداشت مي كنند . در صورت موجود نبودن حساب و پس از اخطارهاي كتبي از طريق فرمان از راه خطوط برق بصورت خودكار كنتور برق مشترك را قطع مي كند و مشترك پس از پرداخت هزينه مي تواند از خدمات شركت فروشنده استفاده كند .


آيا مي توان سر كنتور را كلاه گذاشت ؟
اين مساله مانند خريد كالايي است بدون پرداخت وجه آن و درنتيجه نارضايتي صاحب كالارا به دنبال دارد . هدف من از ارائه اين راهكار سواستفاده از اعتماد اداره برق نيست و اما جواب اين سوال : بايد گفت كه مي توان شماره انداز كنتور را از كار انداخت كه براي اين كار سه راه حل وجود دارد 1 – قطع سيم پيچ جريان 2 – قطع سيم پيچ ولتاژ 3 – از حالت تعادل خارج كردن كنتور ............. اجازه بدهيد كه اين موضوع را زياد باز نكنيم .

چگونه با لمس كنتور به برق دار بودن آن پي ببريم ؟
زماني كه برق به كنتور وصل مي شود در سيم پيچ ولتاژ آن جريان ايجاد مي شود . اين جريان همانطور كه قبلا گفتم ارتباطي به مصرف كننده ندارد . اين جريان ميدان مغناطيسي را در كنتور ايجاد ميكند كه سبب لرزش خفيف آن مي شود . پس اگر كف دست را روي شيشه كنتور بگذاريم با احساس اين لرزش متوجه برقدار بودن آن مي شويم

در كنار بعضي از كنتورها صداي وزوز ناشي از چيست ؟
اين صدا كه شبيه جليز و وليز است ارتباطي به خود كنتور ندارد بلكه مربوط به فيوز است كه معمولا در كنار كنتور نصب مي شود . اگر اتصال فيوز از نظر الكتريكي درست نباشد ( وجود فاصله هوايي در محل تماس ) و جريان زيادي از فيوز كشيده شود در اين حالت قوسهاي الكتريكي كوچكي در محل تماس ايجاد مي شود كه باعث ايجاد اين صدا مي شود . اين قوسها سبب ذوب سطحي محل تماس شده و مقاومت و حرارت محل تماس را افزايش ميدهد . در نتيجه باعث افت ولتاژ و در نهايت قطع و وصل جريان مي شود . براي از بين بردن اين ايراد بايد فيوز را محكم كرد ( براي فيوزهاي پيچي ) يا در نوع مينياتوري پيچهايي را كه سيم زير آن قرار دارد سفت نمود . در آخر اگر رفع نشد فيوز را عوض كرد

 .

منظور از افت ولتاژ در شبكه ها چيست ؟

مي دانيم كه هرگاه در يك مدار از مقاومت جريان بگذرد در دو سر آن ولتاژي ايجاد مي شود كه مطابق قانون اهم از حاصل ضرب ميزان جريان عبوري از مقاومت در مقدار مقاومت بدست مي آيد . در شبكه ها علاوه بر مصرف كننده ها كه به نوعي مقاومت بحساب مي آيند مقاومتهاي ناخواسته ديگري هم وجود دارند كه سبب كاهش ولتاژ دو سر بار مي شوند . مهمترين اين مقاومتها همان مقاومتهاي سيمهاي حامل جريان است . مقاومت سيمها با سطح مقطع آنها نسبت معكوس و با طول آنها نسبت مستقيم دارد به عبارت ديگر با افزايش طول يا كاهش سطح مقطع يا هردو ميزان مقاومت سيمها زياد مي شود كه همين موضع افت ولتاژ را زياد مي كند .

 

درصورت افزايش افت ولتاژ چه تاثيري در كاركرد مدار و شبكه ايجاد مي شود ؟

ولتاژي كه به دو سر مصرف كننده مي رسد همان ولتاژ خط است كه افت ولتاژ از آن كم شده . هرچقدر افت ولتاژ بيشتر باشد ولتاژي كه مصرف كننده مي رسد كمتر خواهد بود . برخي دستگاهها در برابر كاهش ولتاژ كار زياد حساس نيستند . مانند تلويزون يا ساير دستگاهها الكترونيكي . زيرا اين دستگاهها در داخل مجهز به مدارات تثبيت كننده ولتاژ هستند كه به آن رگولاتور مي گويند . اما برخي ديگر به كاهش ولتاژ بسيار حساسند . مثلا موتور ها يه لامپها كه نقطه كارشان تغيير مي كند و همين امر در راندمان دستگاه تاثير مستقيم مي گذارد . بنابراين در طراحي شبكه بايد افت ولتاژ مورد نظر قرار بگيرد .

 

آيا مي توان افت ولتاژ را صفر كرد ؟

در مدارات صفر كردن افت ولتاژ در صورتي ممكن است كه مقاومت سيمها را صفر كنيم كه اين موضوع از نظر عملي امكان پذير نيست . اما مي توان مقدار آن را تا حد مجاز كاهش داد .

منظور از حد مجاز افت ولتاژ چيست ؟

در طراحي دستگاهها مقداري تلورانس براي تغيير ولتاژ بصورت مجاز در نظر مي گيرند به اين معني كه اگر ولتاژ در اين محدوده مجاز تغيير كند دستگاه دچار اختلال نشود . از همين موضوع مي توان به منظور تعيين درصد مجاز افت ولتاژ كمك گرفت . در شبكه هاي بطور كلي مقدار مجاز را 5 درصد ولتاژ كل مدار در ابتداي خط در نظر مي گيرند كه از اين مقدار نيم درصد مربوط به ادارات برق است كه نبايد بيشتر از اين مقدار را افت داشته باشند . يك ونيم درصد در مصارف روشنايي و سه درصد براي مصارف موتوري در نظر مي گيرند .

 براي كاهش ميزان افت ولتاژ يك سيستم بايد تا حد امكان مقاطع سيم ها را زياد انتخاب كرد . البته براي اينكار مي بايد ابتدا ميزان جريان عبوري از سيستم يا همان توان مصرفي را داشت . سپس با در نظر گرفتن طول مسير سيم كشي و نيز درصد مجاز افت ولتاژ سطح مطع مناسب را انتخاب كرد . ( محاسبه كرد ) كه براي اينكار از رابطه زير استفاده مي شود .

 

S=2*L*I/X*DV*V

در رابطه بالا عناصر عبارتند از :

L طول مسير سيم كشي  - I اندازه جريان مصرفي – X اندازه هدايت مخصوص سيم كه براي مس 56 و براي آلومينيوم 35 است – DV اندازه در صد مجاز افت ولتاژ مي باشد كه براي مصارف روشنايي 5/1 – برا ي موتورها 3 و براي پستها 5/0 درصد در نظر گرفته مي شود – V هم ولتاژ شبكه مي باشد .

براحتي بكمك اين رابطه نمره سيم قابل محاسبه است .

 البته براي سادگي كار امروزه بيشتر از جداول انتخاب سيم استفاده مي شود كه بايد به يك نكته توجه داشت و آن اين كه اگر سيمي را از اين جداول انتخاب كرديد حتما با توجه به فاصله مسير سيم كشي دصد افت ولتاژ آن را حساب كنيد و پس از مقايسه با مقدارمجاز مشخص كنيد كه انتخابتان صحيح بوده يا خير .

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 15:19 |
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:24 |

زيست‌شناسي

l اصول زيست‌شناسي

¡ جامعيت: زيست‌ شيمي، سلول‌ها و كد وراثتي

¡ تكامل: هدف اصلي زيست‌شناسي

¡ گوناگوني موجودات زنده

¡ تسلسل: نژاد مشترك موجودات

¡ هم ايستايي: سازگار با دگرگوني

l حوزه عمل زيست‌شناسي

¡ ساختار حيات

¡ فيزيولوي و تكامل موجودات

¡ رده‌بندي حيات

¡ فعل و انفعالات موجودات

زيست‌شناسي علم شناخت حيات است (اين لغت از كلمه يوناني بياس به معني زندگي و لوگاس يعني دليل منطقي تشكيل شده است). زيست‌شناسي به ويژگي‌ها و رفتارهاي موجودات، چگونگي تشكيل گونه‌ها و انواع موجودات و روابطي كه آنها با هم دارند و به محيط زيست آنها مربوط مي‌شود. زيست‌شناسي طيف گسترده‌اي از رشته‌هاي علمي كه اغلب رشته‌هاي علمي مستقل بحساب مي‌آيند را شامل مي‌شود. روي هم رفته زيست‌شناسان حيات را از روي دامنه وسيعي از شاخه‌ها مورد مطالعه قرار مي‌دهند.

 

 

اصول زيست‌شناسي

زيست‌شناسي توسط بسياري از اصول و مفاهيم اصلي توصيف مي‌گردد كه شامل: جامعيت، تكامل، تنوع، تسلسل، هم ايستايي و فعل و انفعالات مي‌گردد.

 

تكامل: هدف اصلي زيست‌شناسي

مقاله اصلي: تكامل

يكي از اهداف اصلي و سازنده در زيست‌شناسي اين است كه تمام حيات از طريق يك فرايند تكامل از يك خاستگاه مشترك ناشي شده است. در واقع اين يكي از عللي است كه موجود زيستي تشابه قابل توجهي از واحدها و فرايندها را بروز مي‌دهد. چارلز داروين نظريه تكامل را بعنوان يك نظريه قابل دوام با بر شمردن نيروي محرك آن بنا نهاد: نظريه انتخاب اصلح در طبيعت. (آلفرد راسل والاس يكي از همكاران شخص پي برنده به اين مفهوم شناخته مي‌شود). رانش وراثتي بعنوان يكي از شيوه‌هاي به اصطلاح تركيب امروزي پذيرفته شده است.

تاريخچه تكاملي گونه‌ها كه گوياي خصوصيات اجزاي مختلفي است كه از آن ناشي شده. به همراه رابطه شجره‌اي‌اش با ديگر گونه‌ها، تاريخ نژادي جانور يا گياه ناميده مي‌شود. ديدگاههاي گوناگون زيادي در زيست‌شناسي اطلاعات مربوط به زيست‌شناسي را به وجود  آورده است. اين اطلاعات مقايسه‌هاي زنجيره‌هاي اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك كه منجر به زيست‌شناسي مولكولي و ژنوميك مي‌شود. و مقايسه‌هاي سنگواره‌ها با ديگر گونه‌هاي موجودات باستاني در علم فسيل‌شناسي را شامل مي‌شود. زيست‌شناسان روابط تكاملي را با روش‌هاي مختلف سامان داده و بررسي مي‌كنند كه اين شيوه‌ها شامل تكامل نژادي، فنتيك، رده‌بندي جانداران برحسب جد مشترك مي‌شود. وقايع مهم در تكامل حيات، آنگونه كه بتازگي زيست‌شناسان به آنها پي برده‌اند در اين خط زماني تكاملي بطور مختصر بيان شده است.

 

ساختار حيات

طرح كلي سلول جانور نشانگر اندامك‌ها و ساختارهاي متنوع است.

مقاله‌هاي اصلي: زيست‌شناسي مولكولي، زيست‌شناسي سلولي، علم وراثت، زيست‌شناسي رشدي مولكولي است. اين رشته با ديگر زمينه‌هاي زيست‌شناسي، بويژه علم وراثت و زيست شيمي، همپوشي دارد. عمدتاً زيست‌شناسي مولكولي توجه خود را به درك فعل و انفعالات ميان سيستم‌هاي گوناگون يك سلول، شامل رابطه اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك (دي ان اي)، اسيد ريبو نوكلئيك (آر ان اي) و تركيب پروتئين و پي بردن به اينكه چگونه اين فعل و انفعالات تعديل مي‌شوند.

زيست‌شناسي سلولي خواص فيزيولوژيكي سلول‌ها و همچنين نحوه رفتار آنها و محيط زيست آنها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد. اين كار هم در سطح ذره‌بيني و هم در سطح مولكولي انجام مي‌گيرد. زيست‌شناسي هم موجودات تك سلولي مثل باكتري‌ها و هم سلول‌هاي تخصيص يافته در موجودات چند سلولي مثل انسانها را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

پي بردن به تركيب سلول‌ها و اينكه سلول‌ها چگونه كار مي‌كند براي تمام علوم زيستي ضروري است. درك شباهت‌ها و تفاوت‌هاي ميان سلول‌ها بويژه براي ميدانه‌هاي زيست‌شناسي مولكولي و سلولي اهميت دارد. اين شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اساسي هدفي واحد را بوجود آورده و به رشته‌هايي كه از مطالعه يك نوع سلول بدست آمده‌اند به انواع ديگر سلول‌ها برون‌يابي و تعميم مي‌يابند.

علم وراثت علم شناخت ژنها، وراثت و دگرگوني موجودات زنده است. در تحقيقات اخير، علم وراثت ابزار مهمي را در بررسي چگونگي عملكرد يك ژن خاص بدست مي‌دهد، مثل تحليل فعل و انفعالات وراثتي. معمولاً در موجودات نزده اطلاعات وراثتي بصورت كروموزومها منتقل مي‌گردد، در اينجا اين اطلاعات بصورت ساختار شيميايي مولكول‌هاي خاصي از ماده توارثي اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك (دي ان اي) ارائه مي‌گردد.

ژنها اطلاعات لازم براي تركيب پروتئين‌ها را كدگذاري مي‌كنند، كه در عوض نقش مهمي را در اثرگذاري ايفا مي‌كنند. در بسياري از موارد آخرين رخ مانه موجود زنده را بطور كامل تعيين نمي‌كنند. زيست‌شناسي رشدي فرايندي را بررسي مي‌كند كه با آن موجودات زنده رشد و نمو مي‌كنند با ظهور علم رويان‌شناسي، زيست‌شناسي رشدي امروزي كنترل وراثتي رشد سلول، تفكيك و زمان بوجود آ‚دن سلول‌ها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد كه اين هم فرايندي است كه موجب رشد بافت‌ها، اندام‌ها و كالبد مي‌شود. موجودات زنده نمونه گرفته شده براي زيست‌شناسي رشدي شامل كرم حلزوني شكل كائنور هابديتيس الگانس، كرم ميوه در وسوفيلا ملانو گاستر، ماهي گورخر براكيدانيو رريو، موش موس كولو و علف هرز آر ابيدوپسيس ثاليانا مي‌باشد.

 

فيزيولوژي موجودات

مقالات اصلي: فيزيولوژي و كالبدشناسي

فيزيولوژي فرايندهاي مكانيكي، فيزيكي و زيست شيمي موجودات زنده را مورد بررسي قرار مي‌دهد، با تلاش در اينكه چگونه تمام ساختارها در غالب يك ساختار كل عمل مي‌كنند .معمولاً فيزيولوژي به دو نوع فيزيولوژي گياهي و فيزيولوژي جانوري تقسيم شده است، ولي اصول آن جامعه مي‌باشد، بدون توجه به اينكه چه موجود خاصي تحت مطالعه است. مثلاً هر مطلبي كه در مورد سلول مخمر بدست مي‌آيد در مورد سلول‌هاي انسان‌ها نيز بكار گرفته مي‌شود. رشته فيزيولوژي جانوري ابزارها و روش‌هاي فيزيولوژي انساني را به گونه‌هاي جانوري غيرانساني تعميم مي‌‌دهد. همچنين فيزيولوژي گياهي روش‌ها را از هر دو رشته عاريه مي‌گيرد.

كالبدشناسي بخش مهمي از فيزيولوژي و بدنبال اين است كه سازندگان اندام در جانوران از قبيل اعصاب، اراده، غدد ترشحي و سيستم‌هاي تنفسي و گردش خون آنها چگونه كار مي‌كنند و با همديگر فعل و انفعال دارند. مطالعه اين سيستم‌ها با رشته‌هاي از لحاظ طبي توجيه شده‌اي مثل عصب‌شناسي، ايمني‌شناسي و امثال آنها وجه اشتراك دارد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:16 |

اختراع روش جديد عكسبرداري از رگ‌هاي خوني

پژوهشگران آلماني موفق به كشف روشي شدند كه با كاهش سطح قرار گرفته در برابر اشعه، هنگام عكسبرداري از رگ‌هاي عروق، عوارض و مشكلات كمتري بيمار را تهديد كند. روش جديد، كيفيت تشخيص و روش‌هاي درماني روي افرادي كه قرار است تحت اعمال جراحي قلب و عروق قرار گيرند و افزايش مي‌دهد.

اين روش را آنژيوگرافي MDCT نام دارد كه مي‌تواند جايگزين خوبي براي آنژيوگرافي‌هاي متداول باشد.

اين روش در ارزش‌گذاري عروق، قبل از جاي‌گذاري دستگاه تنظيم ضربان قلب كاربرد دارد. زيرا به علت گستردگي رگ‌هاي خوني، اطلاعات و جزييات بسيار دقيقي از آناتومي بدن فرد بيمار از انجام اعمال جراحي لازم است.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:14 |

كشف دليل خطاهاي ميتوكندري

در مطالعه‌اي كه اخيراً انجام شده يك مكانيسم بالقوه جديد در جهش‌زايي ميتوكندري مشخص شده كه نشان مي‌دهد توزيع نامساوي نوكلئوتيدها ممكن است علت برخي از بيماري‌هاي انساني باشد.

ژنوم ميتوكندري قوانين مخصوص به خودش را دارد. اين ژنوم ساختمان و روش وراثت متفاوت با هسته داشته و در مقابل با ژنوم هسته، 100 برابر بيشتر دچار جهش مي‌شود.

اين خصوصيت آخر از اين جهت جالب است كه جهش‌هاي ميتوكندري در ايجاد برخي بيماري‌هاي انساني از جمله اختلالات نورودژنراتيو، اختلالات قلبي و سرطان دخالت مي‌كنند.

مشخص شده است كه عدم توازن در مقادير dNTP هاي متفاوت، باعث اشتباهات در همانندسازي مي‌گردد. مطالعات قبلي نيز نشان داده است كه چنين عدم تقارن‌هايي ممكن است در ميتوكندري وجود داشته باشد.

زماني كه نوكلئوتيدها غلظت‌هاي مساوي داشتند، آنزيم بسيار صحيح عمل مي‌كرد. اما وقتي براي نشان دادن وضعيت ميتوكندري، مخزن dNTP دچار عدم توازن شد، چندين برابر افزايش اشتباهات در همانندسازي مشاهده شد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:13 |

ژني كه برنده مسابقه را از قبل نشان مي‌دهد، كشف شد

دانشمندان به ژن واحدي دست يافته‌اند كه مي‌تواند به داوران و ارزيابي‌كنندگان در تشخيص اين نكته كمك كند كه چه كسي در طاقت آزمائي‌ها و فعاليت‌هايي كه به تحمل فشار و سختي زياد نياز دارد، بر ديگران برتري پيدا خواهد كرد.

ژن تازه كشف شده «ئي پي آ ـ اس 1» EPA – S1 نام دارد و رمزكننده يك عامل نگارش ژنتيكي است كه در محيط با اكسيژن اندك فعال مي‌شود.

محققان دانشگاه سيدني در استراليا با مقايسه 492 قهرمان در رشته‌هاي ورزشي كه به استقامت و تحمل و طاقت زياد نياز دارد، دريافتند كه ژن ئي‌پي‌آ ـ اس 1 در شناگران و دوندگان مسافتهاي متوسط بيشتر از ديگران يافت مي‌شود. اين ورزشكاران نياز دارند يك مدت زماني كه چند دقيقه به طول مي‌انجامد از حداكثر توان خود بهره گيرند.

در اين تحقيق همچنين ژن ديگري يافت شد كه در بدن ورزشكاراني كه در ورزشهاي سه‌گانه المپيك يعني شنا و دوچرخه‌سواري و دو استقامت سرآمد بودند موجود بود. قهرمانان در اين نوع ورزشها نياز دارند كه انرژي خود را در يك دوره طولاني حفظ كنند. به گفته رانلد ترنت رئيس گروه محققان دانشگاه سيدني در اين دو ژن احتمالاً نحوه فعال‌سازي بدن براي دو نوع مختلف مصرف انرژي با يكديگر تفاوت دارند. در نوع اول مصرف انرژي كه سوخت و سوز آنروبيك Metabolism anaerobic ناميده مي‌شود، انرژي به شكل فشرده در يك دوره كوتاه مصرف مي‌شود در حاليكه در نوع دوم كه سوخت و سوز آئروبيك Aerobic نام دارد، انرژي در يك دوره طولاني سوخت و ساز مي‌شود.

                                  

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:12 |

ژنوم انساني پر از حفره و جاي خالي است

سه گروه از محققان در انگلستان و آمريكا در بررسي‌هاي خود روي ساختار ژنتيكي افراد عادي به اين نكته پي برده‌اند كه روي كروموزوم افراد سالم حدود يك هزار حفره و جاي خالي و پاك شدگي اطلاعات ژنتيكي وجود دارد كه قبلاً به وجود آنها پي برده نشده بود.

اين محل‌هاي خالي كه اطلاعات ژنتيكي پاك شده از روي مولكول دي‌. ان.‌آ را در بردارند داراي صدها هزار زوج پايه مولكول دي‌. ان.‌ آ هستند و اندازه آنها كوچكتر از مواردي است كه در گذشته كشف شده بود.

پاك شدگي‌هاي اطلاعات ژنتيكي را مي‌توان از روي تعارض‌هاي ظاهري در داده‌هاي مربوط به «اس.‌ان.‌پي»ها مشخص ساخت و سپس با ردگيري نزديكترين «اس.‌ان.‌پي»هاي مجاور آنها، اين حدس‌هاي اوليه را تاييد كرد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:11 |

مفهوم ژن

واژه‌ي ژن (از كلمه‌ي يوناني (Genus) به معناي نسل) را نخستين بار يوهانسن در سال 1909 به جاي فاكتورهاي مندلي به كار برد. مطالعات سلول‌شناسي و ژنتيكي نشان داده‌اند كه ژن‌ها با وجود ماهيت شيميايي ناشناخته خود، واحدهاي كنشي وراثتي‌اند. ژن‌ها واحدهايي تقسيم ناشدني بودند كه در جاهاي معيني از كروموزومها قرار داشتند. مطالعات بعدي بر روي جهش يافته‌هاي چند اللي نشان داد كه الل‌ها در واقع از طريق نوتركيبي قابل تقسيم‌اند؛ يعني قطعات ژن هم، جدا شدني‌اند. گذشته از آن، قطعات بسياري از ژن‌ها در سلول‌هاي يوكاريوت را از طريق قطعات dna كه محصول نهايي را در آخر حال نمي‌آورند (اينرتون‌ها) از هم جدا كرده‌اند.

ژن‌ها به عنوان واحدهاي اساسي اطلاعات ژنتيكي دستور‌العمل ساخته شدن فرآورده‌هايي را مي‌دهند كه وجود آنها براي ايجاد ساختار معين سلول، ماهيت حياتي سلول، سنتز، پروتئين‌هاي ويژه، آترميها، توليدمثل سلول و مستقيم يا غيرمستقيم، كنش كلي متابوليك سلول لازم است. به علت توانايي جهش يافتن، تفكيك شدن و ايجاد تركيبات متفاوت، ژن‌ها اساس تعبير و تفسيرهاي تكاملي هم قرار گرفته‌اند. ژن‌ها واحدهاي مولكولي اطلاعاتي هستند كه مي‌توانند هويت خود را در طول نسل‌هاي بسيار حفظ كنند، در هر نسلي مضاعف شوند و از همين راه، ويژگيهاي خود را تكثير كنند.

منبع: تكامل، (نظريه‌ها)، ژنتيك مولكولي، تنظيم عمل ژن

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:32 |

خبرها (ژنتيك)

يك مدل مناسب براي مناطق شكننده كروموزومها

بسيار اتفاق مي‌افتد كه ناپايداري ژنومي منجر به مرگ سلولي يا افزايش فراواني سرطان مي‌شود در سطح مولكولي اين كار به صورت شكست كروموزومي در مناطقي رخ مي‌دهد كه جايگاه‌هاي شكننده ناميده مي‌شوند كه همانندسازي اين مناطق براي سلول مشكل است.

افزايش حساسيت همانندسازي به عوامل آسيب رساننده به DNA دلالت بر ناپايداري ژنتيكي آن دارد.  به علت يك حذف بزرگ در كروموزوم يا از دست دادن كامل آن كروموزوم ايجاد مي‌شود.

                                                    

                                                 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:30 |

ژن كنترل ترس كشف شد

دانشمندان موفق به كشف ژني شده‌اند كه ظاهراً ترس را كنترل مي‌كند. به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، موشهاي فاقد ژن موسوم به Stathmin در شرايطي كه بطور غريزي بايد بترسند نترس و بي‌باك ظاهر شدند. اين ژن به ويژه به ميزان بالايي در بخشي از مغز به نام آميگدالا كه در ترس اهميت دارد يافت مي‌شود.

نتايج اين مطالعه مي‌تواند به درك بهتر اختلالات اضطرابي در انسان كم كند. محققان مؤسسه پزشكي هوارد هيوز چند سال پيش نيز ژن مشابهي به نام GPR را كشف كردند كه ظاهراً در ترس اكتسابي نقش دارد.

حيوانات از جمله انسانها به مرور زمان ياد مي‌گيرند چه چيزهايي براي آنها تهديدآميز يا خطرناك است. اين ويژگي برخلاف ترس غريزي است كه جانوران با آن بدنيا مي‌آيند.

ژن GPR از فعاليت مداربندي در بخش آميگدالا مغز كه ترس را فرا مي‌گيرد جلوگيري مي‌كند. طبق شواهد يافت شده آميگدالا در ترس نقش دارد. ژن جديد Stathmin ظاهراً به اين مداربندي كمك مي‌كند. موشهايي كه بطور مادرزادي فاقد اين ژن بودند ميزان اضطراب در آنها در موقعيت‌هايي كه بطور طبيعي براي موشها بسيار ترسناك است كم بود. اين موشها به ترس اكتسابي نيز واكنش كمتري نشان دادند.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:29 |

 

موجودات زيراكسي

دوقلو‌ها پديده‌اي بسيار عادي، ولي پيچيده در طبيعت هستند؛ دو نفر دقيقاً شبيه به هم كه به راحتي از سوي جامعه پذيرفته مي‌شوند، حالا تصور كنيد به جاي دو نفر، 2 هزار نفر آدم شبيه به هم در يك جامعه وجود داشته باشند. آن موقع چطور اين تعداد انسان مشابه را تحمل مي‌كنيد. علم شبيه‌سازي، علمي است كه ظرفيت چنين كاري را دارد و اگر صاحبان قدرت از آن راستاي اهداف بعيد استفاده كنند، مي‌توانيد روزي 10 هزار نسخه از يك نفر را توليد كرده و آنها را از يك تا 10 هزار نامگذاري كنند. فاجعه است، اما دست يافتني، از اين رو آشنايي با شبيه‌سازي چندان هم بي‌مورد به نظر نمي‌رسد.

شبيه‌سازي يا همان كلونينگ، بزرگ‌ترين اتفاق علمي دهه 90 ميلادي به شمار مي‌رود كه به لطف فيلم ژوراسيك پارك با استقبال عمومي هم مواجه شد. پس از آن انتظارات مردم از اين شاخه عمل ژنتيك بي‌هيچ پشتوانه‌اي بدون دليل بالا رفت. مردم ديدند كه در علم ژوراسيك پارك، دانشمندان با استفاده از DNA مگس‌هايي كه ميليون‌ها سال پيش دايناسورها را نيش زده بودند، دوباره دايناسورها را شبيه‌سازي كردند. اين سوژه سينمايي باوري را براي مردم به وجود آورد كه حالا كه دايناسورهاي ميليون‌ها سال پيش، از طريق DNA حشرات بازسازي شده‌اند، بازسازي حيوانات و سازه‌هاي زيستي كه مثلاً 30 سال پيش منقرض شده‌اند، مثل آب خوردن است. دالي گوسفنده، گوسفند شبيه‌سازي هم مزيد بر علت شد تا مردم يكباره از دانشمندان ژنتيك بخواهند يك انسان شبيه‌سازي شده از كلاه جادوگري‌شان بيرون آورند اما اكران ژوراسيك پارك، ‎از تاريخ شبيه‌سازي به شمار نمي‌رود. آغاز داستان شبيه‌سازي به اوايل قرن بيستم باز مي‌گردد؛ جايي كه آدولف ادوارد دريش، تخم يك جانور دريايي را به دو تكه جداگانه تقسيم كرد و آنها را جداگانه رشد داد. در آن زمان خود آدولف هم نمي‌دانست كه اين عمل او پايه‌گذار علم شبيه‌سازي است. پس از او اتفاقات بسيار زياد و مهمي در اين زمينه اتفاق افتاد كه مهمترين آنها كه باعث ايجاد جهش بزرگي در شبيه‌سازي شد. شبيه‌سازي دالي گوسفنده در اسكاتلند بود.

 

شبيه‌سازي چيست؟

شبيه‌سازي به بيان مختصر، خلق يك ارگان زيستي است كه دقيقاً كپي ژنتيك ارگان ديگري باشد. اين بدان معناست كه كوچكترين ساختارهاي ژنتيك دو ارگان بايد دقيقاً مشابه هم باشند. براي اين منظور در حال حاضر دو روش در جهان وجود دارد:

1- جفت‌سازي مصنوعي جنيني: اين روش از لحاظ فني در سطح پاييني قرار دارد. همان طور كه از اسم آن بر مي‌آيد، اين فن‌آوري در واقع تقليدي از روش طبيعي توليد جفت‌هاي شناسايي است. اين كار در طبيعت در سلول تخم اتفاق مي‌افتد و در نهايت دو ساختار زيستي كه از لحاظ ساختار ژنتيك كاملاً مشابه هستند، پديد مي‌آيد. جفت‌سازي مصنوعي جنيني هم در واقع انجام همين كار در بيرون از بدن مادر و در آزمايشگاه است.  

2- انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شيوه متفاوتي نسبت به جفت‌سازي مصنوعي جنيني است، اما با اين حال نتيجه هم در اين روش يكي است؛ كلون يا كپي ژنتيك دقيق از يك سلول. اين روش همان روشي است كه با آن دالي گوسفنده خلق شد. روش خلق دالي به اين صورت بود: دانشمندان ابتدا يك سلول از يك گوسفند ماده را ايزوله كردند. سپس هسته‌ آن را به سلولي كه هسته آن قبلاً از آن جدا شده بود، منتقل كردند. پس از انجام يكسري واكنش شيميايي، اين هسته توسط سلول پذيرفته شد و بعداً مراحل طبيعي توليد جنين در آن آغاز شد. خلق دالي در عمل ژنتيك نقطه عطفي به شمار مي‌رود، چون دالي اولين پستانداري به شمار مي‌رود كه بيرون از شكم مادر مراحل رشد جنيني را سپري كرده است.

 

چرا شبيه‌سازي مي‌كنيم؟

از چند سال پيش دانشمندان با پشتوانه محكم علمي اعلام مي‌‌كنند ما در آينده هر چيز را كه بخواهيم شبيه‌سازي مي‌كنيم، از قورباغه گرفته تا ميمون و از ميمون گرفته احتمالاً انسان در آينده‌اي نه چندان نزديك، اما سئوال مهم آن است كه اصلاً چرا بايد انسان شبيه‌سازي كند؟ جواب‌هاي غيرعلمي در اين مورد بسيار زياد است، اما دانشمندان چند دليل براي آن اعلام مي‌كنند كه در اينجا مختصراً به آنها اشاره مي‌كنيم.

1- شبيه‌سازي مدل‌هاي حيواني براي مطالعه بيماري‌ها: بيشتر چيزهايي كه دانشمندان در مورد بيماري‌هاي انساني مي‌دانند حاصل نتايج تحقيقات آنها روي حيوانات آزمايشگاهي مثل موش‌هاست. در حيوانات آزمايشگاهي پيشرفته، ساختار ژنتيك حيوان مورد نظر به گونه‌‌اي دستكاري مي‌شود كه بيماري خاص مورد نظر دانشمندان در هر مرحله‌اي كه آنها بخواهند، در بدن حيوان ايجاد شود تا محققان به راحتي روي آنها تحقيق كنند.

2- شبيه‌سازي سلو‌ل‌هاي بنيادي: سلول‌هاي بنيادي، اجزاي هستند كه مسئوليت رشد و نمو انسان در طول زندگي بر عهده آنهاست؛ به همين خاطر به صورت گسترده در درمان بيماري‌هاي پيشرفته مورد استفاده قرار مي‌گيرند. دانشمندان ژنتيك هم با دستكاري آنها، گام بلندي در درمان بيماري‌هاي خاص برداشته‌اند.

3- شبيه‌سازي دارويي غذايي: در حال حاضر بسياري از مواد كشاورزي و حيوانات مزرعه‌اي به كمك شبيه‌سازي ژنتيك طوري رشد مي‌يابند كه پروتئين‌ها، ويتامين‌ها و ديگر نيازهاي غذايي انسان را در خود داشته باشند و همچنين مواد مضر براي بدن انسان از آنها حذف شود.

4- كمك به گونه‌هاي در حال انقراض: در تئوري، نه تنها مي‌توان اين گونه‌ها را از خطر انقراض نجات داد كه حتي مي‌توان گونه‌هايي را كه اخيراً منقرض شده‌اند، بازآفريني كرد، اما در عمل اين امر بسيار غيرممكن به نظر مي‌رسد. براي اين منظور دانشمندان بايد به يك منبع بدون نقص از DNA گونه مورد نظر دسترسي داشته باشند كه اولاً اين ميزان DAN به نظر دست نيافتني مي‌رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، اميد قطعي به حصول نتيجه از آن نمي‌رود.

5- شبيه‌سازي انسان: شبيه‌سازي انسان بيشتر مورد بحث واقع مي‌شود، اما دانشمندان هم چندان آنرا غيرمنطقي و دست نيافتني نمي‌دانند. از منظر علمي دو دليل عده براي اين كار عنوان مي‌شود؛ كمك به رفع ناباروري زوجين و بازآفريني فرزنداني كه به هر دليل از دسته رفته‌اند. البته هنوز براي قضاوت در مورد حصول نتيجه از شبيه‌سازي انساني بسيار زود است. خطرات شبيه‌سازي بسيار زياد هستند. اولين مورد، تهديد ساختار اخلاقي جوامع بشري است كه در جوامع مختلف مخالفت‌هاي اخلاقي بسيار زيادي را در پي داشته است، علاوه بر آنكه بيشتر به علوم انساني مربوط مي‌شود تا علوم ژنتيك، از منظر علمي هم ايرادات زيادي براي اين مسئله وارد است. درصد پايين موفقيت يكي از آنهاست، به گونه‌اي كه تا به حال در تمامي موارد شبيه‌سازي، درصد پايين موفقيت يكي از آنهاست، به گونه‌اي كه تا به حال در تمامي موارد شبيه‌سازي، درصد موفقيت بين يك دهم تا 3 درصد بوده است؛ يعني از هر يكهزار شبيه‌سازي، يك تا 30 مورد موفقيت‌آميز بوده‌اند. از ايرادات وارده ديگر، عواقب بعدي آن است. حيوانات شبيه‌سازي شده غالباً غيرطبيعي هستند (مثلاً ارگان‌هاي بزرگتري نسبت به نمونه‌هاي طبيعي دارند) و سريعاً مي‌ميرند. مشكل ديگر الگوي پخش غيرمعمول ژنتيك است كه باعث تغيير رفتار ژنتيك حيوان يا گونه شبيه‌‌سازي شده و عملاً كارآيي آن را به صفر مي‌رساند. بايد توجه كرد همه چيزهايي كه در مورد شبيه‌سازي گفته شد. در مورد علمي است كه به رغم تاريخ نسبتاً طولاني، هنوز از ظرفيت‌هاي بالاي خود استفاده خاصي نبرده است و شايد در آينده جامعه‌اي بدوي و رشد نيافته باشد كه در آن شبيه‌سازي به صورت روزمره انجام نمي‌شود.

علم يا جادوي شبيه‌سازي پيش از آنكه توسط دانشمندان ژنتيك مورد بحث قرار گيرد. در رسانه به صورت مقطعي تبديل به سوژه مي‌شود. اينكه چرا اين شاخه پيچيده دانش بشري با چنين استقبالي مواجه شده است جاي بحث زيادي دارد. مسئله مهم در اينجا اين است كه دانش بسيار پيشرفته‌تر از باور عمومي رشد كرده است، اما دانشمندان جادوگر نيستند كه هر آنچه كه مردم مي‌خواهند با يك تردستي انجام دهند. به بيان ساده‌تر علم پيشرفته است، اما نه تا آن حد كه فيلم‌هاي تخيلي نشان مي‌دهد.

سلولهاي بنيادي

مي‌دانيم كه خلقت انسان از دو سلول جنسي نر و ماده آغاز مي‌شود. از تركيب اين دو سلول پيش هسته‌هايي به شكل 8 ايجاد مي‌شود اين سلول‌ها تا 6 روز اول به همين شكل مي‌مانند. به اين سلول‌ها همه كاره يا پرتوان مي‌گويند. 6 روز اول مرحله‌ي بلاستوسيت ناميده شده. اين سلول (سلول‌هاي بنيادي)‌ها قادر به توليد همه‌ي سلول‌هاي غيرجنسي بدن هستند. اگر بتوان آن‌ها را به صورت پرتوان نگه داشت مي‌توان به آن‌ها دستور تشكيل اندام خاصي را داد.

منابع اصلي سلول‌هاي بنيادي: مغز استخوان، بند ناف، جفت

 

چگونگي تشكيل يك اندام

1- در ابتدا يك رگ خوني و يك لايه‌ي نازك از پوست در آزمايشگاه كشت داده شد.

2- در مرحله‌ي بعد سلول‌هاي زنده را در يك زمينه ژل آبي، معلق مي‌كنند كه مي‌توانند حالت لايه لايه ايجاد كنند و در حالت سه بعد شكل داده شوند.

با روشي مشابه بافت‌هاي عصبي و كبد و سلول‌هاي غضروف را بوجود آوردند سپس اين سلول‌ها را به موش پيوند زدند اين ساختارها بدون آسيب به منبع خون حيوان متصل شد.

از مثال‌ اندام‌هاي جايگزين مي‌توان به مثانه‌اي كه در يك ظرف آزمايشگاهي رشد دادند و به يك سگ پيوند زدند و يا يك كليه‌ي كوچك در بدن گاو اشاره كرد. در جراحي‌هاي زيبايي هم مي‌توان از سلول‌هاي بنيادي استفاده كرد.

سلول‌هاي بنيادي جنيني مي‌توانند راه مناسبي براي درمان بيماري پاركينسون باشند: سلول‌هاي بنيادي مي‌توانند در داخل سلول‌هاي جديد مغز انتقال يافته و جايگزين آن دسته از سلولهاي از دست رفته شوند و اين بيماري را درمان كنند.

محققان سنگاپور با بررسي موش‌ها دريافتند موش‌هاي ماده‌اي كه در دوران بارداري دچار آسيب مغزي مي‌شوند از جنيني كه در رحم دارند كمك دريافت مي‌كنند و سلول‌هاي بنيادي جنين براي ترميم بخش‌هاي آسيب ديده به مغز مادر اعزام مي‌شوند.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:27 |

 

كدام رنگ از بقيه آزاردهنده‌تر است

زرد ليمويي روشن خسته‌كننده‌ترين رنگ است. چرا؟ علم فيزيك و نورشناسي به اين سئوال پاسخ داده و ثابت كرده كه اين رنگ همانند ساير رنگ‌هاي روشن درصد بيشتري از نور را منعكس مي‌كند و در نتيجه باعث برانگيختگي زياد چشم مي‌شود.

بچه‌ها در اتاق‌هاي زرد بيشتر گريه مي‌كنند، زن و شوهرها در خانه‌هاي زرد بيشتر دعوا مي‌كنند. خوانندگان اپرا در تالارهاي زرد بيشتر عصبي مي‌شوند، مراقب باشيد چگونه آن را استفاده مي‌كنيد!

در رنگ‌آميزي ديوار محيط‌هايي كه وظايف بحراني در آنجا انجام مي‌گيرد، از رنگ زرد استفاده نكنيد. همچنين از زيردستي و كاغذهاي زرد استفاده نكنيد، به رغم آنكه زرد مي‌تواند تكاني موقت به شما داده و مغزتان را موقتاً بيدار كند. زرد رنگ چشمگيري نسبت به ساير رنگ‌هاست و اولين رنگي است كه به چشم انسان مي‌آيد. زرد مي‌تواند براي جلب توجه بيشتر مورد استفاده قرار گيرد، مثلاً يك نشانه زرد در پس زمينه مشكي به عنوان نشانه‌اي از تاكيد. از سويي زرد رنگي شگفت‌انگيز است و بشاش‌ترين و با روح‌ترين رنگ طيف نور به شمار مي‌رود. اين رنگ در برخي مذاهب نشانه‌اي از الوهيت است. وسعت محدوده‌اي كه هر رنگ اشغال مي‌كند هم در بروز اثرات رنگ، نقش موثري ايفا مي‌كند.

 

 

قرمز را ببينيد

آيا واقعاً رنگ قرمز را مي‌بينيم؟ اين آزمون تا حدي جادويي است چرا كه شما چيزهاي نامريي را مي‌بينيد. روي صفحه‌اي به اندازه نصف صفحه روزنامه دو مستطيل هم اندازه بكشيد. يكي از مستطيل‌ها قرمز و ديگري سفيد باشد. وسط هر دو مستطيل (محل تقاطع قطرها) يك نقطه سياه بكشيد. از فاصله 30 سانتي‌متري به مستطيل قرمز نگاه كنيد. ابتدا 30 ثانيه روي نقطه سياه تمركز كنيد، والا آزمون جواب نمي‌دهد. بعد از 30 ثانيه، نقطه تمركز خود را به نقطه سياه مستطيل سفيد منتقل كنيد. اين كار را بايد درست انجام دهيد تا به نتيجه برسيد. آيا رنگ قرمز را ديديد؟ چه چيزي ديديد؟ شما دچار توهم نشده‌ايد. شما يك «بعد از تصوير» ديده‌ايد و توضيحي كاملاً علمي براي آن وجود دارد. چشم شما شامل 250000 مخروط رنگي است.  83000 مخروطي كه براي تشخيص قرمز استفاده مي‌شوند، خسته مي‌شوند و وقتي روي مستطيل قرمز تمركز مي‌كنيد. به شدت خسته مي‌شوند. در نتيجه، مخروط‌هاي تحريك شده به مخالفت مي‌پردازند. بنابراين شما وقتي به مستطيل سفيد نگاه مي‌كنيد، ممكن است آبي يا سبز مايل به آبي يا نور آبي شفاف ببينيد.

 

شركتي كه لنزهاي قرمز براي مرغ‌ها فروخت

تحقيقات پزشكي نشان داده، رفتار مرغ‌هايي كه لنز قرمز دارند، با بقيه فرق دارد. آنها كمتر مي‌خورند، بيشتر توليد مي‌كنند و زياد با هم دعوا نمي‌كنند. شايد به اين دليل است كه همه چيز قرمز است و آنها بين چپر و تاج خروس و خون هيچ تفاوتي قائل نمي‌شوند. اين باعث مي‌شود تمايلات تهاجمي آنها كاهش يافته و كمتر به هم نوك بزنند. برخي تحقيقات نشان داده كه اين لنزها مي‌توانند توليد تخم‌مرغ را تا 600 ميليون دلار افزايش دهند. حال به آزمون ديگري مي‌پردازيم. اين بار در صفحه‌اي به اندازه قبل. دو مربع بكشيد. يك مربع سياه رنگ كه منطقه‌اي ستاره‌اي شكل و سفيد درون آن قرار دارد و وسط آن يك نقطه سياه است. مربع ديگر سفيد است و نقطه سياهي وسط آن قرار دارد. به اين تصوير از فاصلة 30-20 سانتيمتري نگاه كنيد. با 30 ثانيه نگاه به نقطه سياه وسط ستاره سفيد شروع كنيد. روي نقطه سياه تمركز كنيد تا آزمون جواب دهد. بعد از 30 ثانيه، نقطه تمركز خود را به نقطه سياه وسط مربع سفيد منتقل كنيد. بايستي دقيق عمل كنيد. چه چيزي ديديد؟

اين بار رنگ تخفيف يافته‌اي مي‌بينيد. تفاوت بين سياه و سفيد باعث فعاليت بيش از حد ماهيچه چشم مي‌شود و چشم خسته مي‌شود. شما بايد يك ستاره خاكستري روي مربع سفيد ببينيد. اگر نديديد دوباره دستورالعمل را بخوانيد و آزمون را تكرار كنيد. توضيح علمي اين پديده اين است: سطوح سفيد 80 درصد نور را منعكس مي‌كنند و سطوح سياه 5 درصد. ما اين دو درصد را مي‌گيريم. با تقسيم 80 به 5 نسبت نور منعكس شده‌اي كه ما مي‌گيريم 16 تقسيم بر يك است. در حالي كه نسبت پيشنهاد شده توسط مؤسسات تحقيقات براي محيط‌هاي مجاور هم سه تقسيم بر يك است.

انجمن زیست شناسان ایران

              

                               

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:25 |

ويتامين‌ها

ويتامين يعني اكسير جواني و تندرستي. يك روز ويتامين‌ها مواد اسرارآميزي بودند، موادي كه اثرشان معجزه‌آميز بود، ولي امروز كمبود اين مواد را گرسنگي نامرئي مي‌نامند.

كمبود اين مواد چه آسيبي به سلامتي انسان مي‌زنند؟ هشتاد سال پيش عده‌اي از محققين متوجه شدند كه پرندگاني كه با برنج پوست كنده منحصراً تغذيه مي‌شوند، لنگ شده كم كم مفلوج مي‌گردند. بعد كم كم دامنه‌ي آزمايش ويتامينها بالا گرفت و اين عوامل غذايي يكي پس از ديگري كشف شدند و تظاهرات كمبود و گرسنگي آنها مشاهده گرديد و ثابت شد كه كمبود اين عوامل نه تنها موجب پيدايش يك يا چند مرض مخصوص مي‌شود، بلكه اختلالات گوناگون در كارهاي عادي و روزانه‌ي بدن انسان ايجاد مي‌:ند. به همين دليل مي‌توانيم بگوييم كه اين عوامل علاوه بر وظايف خاصي كه دارند داراي وظايف مشتركي نيز مي‌باشند كه كمبود يكي از آنها براي بدن عوارض بي‌شماري همراه خواهد داشت. تاكنون بيش از بيست نوع ويتامين ساخته شده ولي نقش همگي آنها مشخص نيست و تنها نقش معدودي از آنها روشن و آشكار مي‌باشد. و همچنين همه مي‌دانيم كه كمبود و گرسنگي مخفي اين عوامل بلاهاي بزرگي بر سر بشر آورده و مي‌آورد.

 

ويتامين آ. (A)

ويتامين آ ضد شب‌كوري و آن را ويتامين رشد هم مي‌گويند. از زمان بقراط بيماري شب‌كوري شناخته شده بود و به طوري كه گفته شد، براي معالجه آن جگر هر حيواني را كه در دسترس بوده ورقه كرده روي چشم مي‌گذاشتند. در روش مداواي بقراط يك دليل علمي وجود داشته كه حقيقت آن در آن زمان مجهول بود.

پس از دو هزار سال كه كرسي طبابت به دست محمد بن زكرياي رازي و ابن سينا افتاد، از راه تجربه، پزشكان سنتي ايران دريافتند كه اين اكسير نامعلوم در چربي كبد بوده، چربي‌هاي حيواني ديگر مثل كره، درمان اين بيماري نيز مي‌باشد. ولي هرگز پيش‌بيني نكرده بودند كه پس از دو هزار سال ديگر يعني در اوايل قرن بيستم بشر پي به ماهيت اين اكسير خواهد برد. كمبود اين ويتامين علاوه بر شب‌كوري و اختلالات پنهاني و آشكار، موجب توقف رشد جوانان مي‌شود. چربي‌هاي حيواني مانند لبنيات و روغن كبد و بعضي از ميوه‌‌ها مانند: خرما، نارگيل و بعضي از سبزيها منابع طبيعي ويتامين آ هستند.

 

ويتامين ب 1 (B1)

ويتامين (ب 1) عامل ضد عصبانيت لقب داشته، براي دستگاه گوارش، قلب و ريه نهايت لزوم را دارد. كمبود اين ويتامين در دستگاه گوارش اختلالاتي نظير بي‌اشتهايي. يبوست و نفخ معده توليد مي‌كند. در قلب كمبود اين ويتامين باعث طپش قلب توام با تنگي نفس شده، كمي فشار خون و نارسايي قلب را به وجود مي‌آورد. بزرگترين گرسنگي پنهاني اين ويتامين بيماري بري‌بري است كه در گذشته در خاور دور كه غذاي آنها منحصر به برنج سفيد بود، به صورت يك بيماري بومي وجود داشت و گاهگاهي سرايت آن شدت پيدا كرده، كشت و كشتار و بيداد مي‌كرد. بري‌بري نوعي فلج است كه از پاها شروع به دست مي‌رسد و ممكن است به عضلات سينه و حجاب حاجز هم برسد، اين بيماري مبتلايان را لمس و فلج كرده آنهايي كه مي‌توانند راه بروند مجبورند با پاهاي ورم كرده و بي‌حس شده خود لنگان لنگان قدم برداشت، تلوتلو خوران به جلو بروند. اين بيماري نه تنها در انسان بلكه در پرندگاني كه با برنج سفيد كرده تغذيه مي‌شوند، ظاهر مي‌گردد.

 

ويتامين ب 4 (B4) يا آدنين

منبع وجودي اين ويتامين با منابعي كه در آنها مي‌توان ويتامين‌هاي (ب 1) و (ب 2) را به دست آورد، به تقريب يكسان است.

نقش ويتامين (B4) در بدن آن است كه در ميان گلبولهاي سفيد خون تعادل ايجاد كرده نگهداري از نيروي بدن را به عهده داشته سلامت انسان را متعهد مي‌گردد. ديگر خواص اين ويتامين هنوز به درستي شناخته نشده است.

اسيد فوليك، بيوتين يا اسيد بانتونيك: برخي از دانشمندان آن را از گروه ويتامين‌هاي (ب) به شمار مي‌آورند. نقش اين ويتامين، تنظيم اعمال نسوج بدن است و كمبودش موجب ناراحتيهاي كبدي و دستگاه تنفسي و از بين رفتن مواد رنگي مو مي‌شود. اين ويتامين را به ميزان فراوان مي‌توان در محصولات گياهي، شلتوك برنج و نسوج حيواني جستجو كرد.

 

ويتامين (D) يا ضد راشي‌تيسم

ويتامين د (D) از ويتامين‌هايي است كه در چربي حل مي‌شود و در اغذيه‌ي حيواني چرب، بويژه در تخم مرغ و روغن ماهي به وفور يافت مي‌گردد. از ويژگيهاي اين ويتامين يكي هم اين است كه در انسان و جانوران از يك مادة مشابه كه در پوست موجود است، در برابر نور آفتاب توليد مي‌گردد. همين موضوع سبب شده كه مردم كوهستان و كساني كه از آفتاب برخوردارند، نياز كمتري به ويتامين (د) داشته باشند.

ويتامين (د) كمك قابل توجه به رشد مي‌كند و در كثير بافت استخواني نقش عمده‌اي دارد. وجود آن سبب جذب افزايش كلسيم از روده و نيز رسوب كلسيم در استخوانها مي‌گردد. فقدان آن سبب بيماري راشي‌تيسم «كج شدن و نرمي استخوانهاي دست و پا» مي‌شود.
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:56 |

 آغاز عصر اتمي

در لحظه نخستين انفجار اتمي، نور ملتهب سفيد و شديدي به وجود آ‚د. رابرت اوپنهايمر، فيزيكدان آمريكايي و مغز متفكر در ساختن آن بمب، 6/6 كيلومتر آن طرف‌تر، در حالي كه خود را به ميله محكمي چسبانده بود، منتظر شوك حاصل از انفجار بود. بعد از انفجار، بلافاصله گوي آتشيني برخاست. و در پي آن ابري قارچي شكل ايجاد شد كه تا ارتفاع 8/14 كيلومتر بلند شد و به داخل آرام سپهر راه يافت. برج فولادي كه بمب بر روي آن نصب شده بود، كاملاً به بخار تبديل شد و سطح بيابان پيرامون آن تا شعاع حدود 730 متري گداخته شده و به حالت شيشه‌اي درآمده بود.

اين انفجار آزموني محرمانه بود، اما در ششم اوت همان سال 1945 وقتي يك بمب اتمي معادل 20000 تن ماده انفجاري تي‌.ان‌.تي نيرومندترين ماده انفجاري شيميايي، بر شهر هيروشيماي ژاپن انداخته شد. خبرش نيز مانند خودش در سطح جهان پخش شد. انفجار اين بمب بيشتر از 10 كيلومتر مربع از مركز شهر را ويران كرد، تعداد بسيار زيادي از مردم اين شهر كشته شدند و بيش از67 درصد ساختمان‌هاي شهر نابود شده يا به شدت آسيب ديد.

در نهم اوت همان سال، بمب دوم بر شهر ناگازاكي فرود آمد، كه در اين بمباران نيز انسانهاي بسياري نابود شدند و حدود 40 درصد از ساختمان‌هاي شهر درهم ريخت. بر اين ويراني‌ها و كشتارها، مصيبت ديگري يعني تابش هم اضافه مي‌شد كه نه تنها بر آنان كه در معرض آن قرار مي‌گرفتند تاثير مي‌گذاشت، بلكه از طريق جهشهاي ژنتيكي مي‌توانست نسلهاي آينده را نيز متاثر كند. به اين ترتيب عصر اتمي آغاز شد.

 

سير تحولي و رشد

عصر اتمي بدون هيچ آمادگي و اخطاري شروع شد، بعد از آن توليد و تكثير سلاحهاي ويرانگر اتمي به صورت مسابقه‌وار توسط كشورهاي قدرتمند دنيا ادامه پيدا كرد. به طوري كه در حال حاضر اين كشورها از عظيم‌ترين ذراتخانه‌هاي اتمي برخوردار هستند. جالب توجه است كه خود اين كشورها همواره بر منع توليد و تكثير اين سلاحهاي مرگبار اصرار داشته و قوانين بسيار زيادي را در اين زمينه وضع كرده‌‌اند. قوانيني كه خود، اولين نقص‌كنندگان اين قوانين بودند.

 

مشخصه كودكاني كه در عصر اتم به دنيا آمده‌اند

گاز كريپتون راديواكتيو حاصل از انفجار بمب هيدروژني، به استرانسيم راديواكتيو واپاشيده و وارد جو زمين مي‌شود و از طريق جريانهاي اقليمي هوا در تمام نقاط جو زمين پخش مي‌شود تا همراه باران در سراسر دنيا فرود آيد. استرانسيم شبيه به كلسيم است. در غياب كلسيم مي‌تواند نقش آن را بر عهده بگيرد اين عنصر مي‌‌تواند به تشكيل استخوان كمك كند. بنابراين، نوع راديواكتيو آن يك جوينده استخوان است، وقتي به بدن موجود زنده وارد شود، قابل شستشو و يا انتقال به بيرون نيست.

نيم عمر فعلا آن 97 سال است. بنابراين در اثر آزمايش بمب هسته‌اي و ساير آزمايشها، استرانسيم راديواكتيو به همه جا پخش شد و از طريق شير و گياهان آلوده به غبار راديواكتيو مي‌تواند به بدن موجودات زنده و انسان وارد شود. اين ماجرا چنان جهاني بود كه گفته شده است، هر كودكي كه در خلال سالهاي بعد آزمايشهاي مكرر بمب هسته‌اي در جو استخوانهايش در حال شكل‌گيري و نشوونما بوده است، در اين استخوانها نشاني از استرانسيم راديواكتيو مانده است. كه هر چند لزوماً جنبه معاينه باليني ندارد، اما مشخصه كودكان عصر اتم است.

 

اثرات جسماني و محيطي توليد و آزمايشي سلاح‌هاي هسته‌اي

در نور ضعيف اتاق يك بيمارستان، جيمي هفت ساله روزي را به ياد مي‌آورد كه به او گفته بودند كه مبتلا به سرطان خون است. او اشك‌هاي مادرش، خشم مبهوت پدرش و احساس غريبانه محيط بيمارستان را به ياد مي‌آورد. سپس در ذهنش اسهال و استفراغ ناشي از تشعشع درماني و شيمي‌درماني و ريختن موهايش كه سبب تمسخر بچه‌هاي ديگري شد را دوباره مرور مي‌كرد.

جيمي به آساني از دنيا رفت او به خاطر خونريزي زياد از پاي درآمد بافت‌هاي بدن او كاملاً تجزيه شده بود و از تمامي منافذ بدنش خون خارج مي‌شد. رختخواب او شبيه يك ميدان جنگ شده بود. داستان جيمي يكي از صد هزار قصه مشابه مربوط به دوره هسته‌اي است.

راديواكتيوي كه در هر مرحله از چرخه توليد سلاح‌هاي هسته‌اي آزاد شده به علاوه آنچه كه در آزمايشات سلاحهاي هسته‌اي آزاد گرديده به صورت نامرئي و مخفي در اطراف زمين گسترش يافته است اين مواد پرتوزا سبب ايجاد سرطان و نواقصي مادرزادي، عقب‌افتادگي ذهني، تخريب سيستم ايمني، مرده‌زايي و ساير مشكلات فيزيكي مي‌گردد.

براساس برآورد كارشناسان، آمار نيستي قربانيان جهاني آلودگي و راديواكتيو مربوط به توليد و آزمايشي و استفاده و اتلاف سلاح‌هاي هسته‌اي به طور معمول سيزده ميليون نفر بوده است. در سال 1984 كميته‌ي حقوق بشر ملل متحده اظهار داشت كه «بديهي است طراحي، آزمايشي، توليد تملك توسعه و استفاده از سلاح‌هاي اتمي جزء بزرگترين تهديدهاي بشر است كه امروزه انسان با آن مواجه مي‌باشد و نتيجه‌گيري كرد كه: توليد، آزمايش، تملك، گسترش و استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي بايد ممنوع و به عنوان جنايت ضد بشريت به رسميت شناخته شود.»

ميزان واقعي تلفات انساني سلاح‌هاي اتمي هرگز مشخص نخواهد شد. بسياري از موارد خاص مشكلات جسماني و مرگ و ميرهايي كه احتمالاً در اثر چرخه سلاح‌هاي اتمي ايجاد مي‌شوند را به سختي مي‌توان به آن ارتباط داد. عناصر راديواكتيو مخفيانه وارد بدن مي‌شوند و بدون آن كه اثري از خود به جاي بگذارند به طور پنهان آسيب‌هاي خود را وارد مي‌كنند. آنها هجوم خود را ادامه ميدهند تا زماني كه به تحليل روند كه براي بعضي از عناصر راديواكتيو بيش از 100000 سال طول مي‌كشد.

 

آزمايشات هسته‌اي

جدا از همه فعاليت‌هاي مربوط به سلاح‌هاي هسته‌اي، آزمايشات هسته‌اي مخرب‌ترين عامل مؤثر بر سلامت و محيط مي‌باشد. چين، فرانسه، هندوستان، پاكستان، روسيه، آمريكا و انگلستان مجموعاً بيش از 2000 انفجار هسته‌اي آزمايشي را اجرا كرده‌اند. تقريباً 500 عدد از آنها روي زمين و بقيه زيرزمين بوده‌اند داستان Ljon-Eknilag (در جدول زير) تنها يكي از موارد در خصوص سايت‌هاي آزمايشي و مناطق مجاور آنها در جزاير مارشال مات آ او ما اهي (پلي نزياي فرانسه)، مارالينجا، نوادا، قزاقستان، لپ نر، ثوايا زمليا، كري باتي است. برنامه گرديده است كه غبار راديواكتيو جهاني ناشي از آزمايشات هسته‌‌اي بدون احتساب بسيار اثراتي كه روي سلامت مي‌گذارد به تنهايي منجر به بيش از 2 ميليون مرگ و مير سرطاني مي‌شود. پرتو راديواكتيو از سه پرتو آلفا، بتا، گاما تشكيل شده‌ است نوع گاماي آن از همه خطرناك‌تر است و با توجه به فركانس بسيار بالا جرم و انرژي بالايي دارد كه اگر به بدن انسان برخورد كند از ساختار سلولي آن عبور كرده و در مسير حركت خود باعث تخريب ماده دزوكسي ريبونوكلوئيك اسيد يا همان DNA و سرانجام زمينه را براي پيدايش انواع سرطان‌ها، سندرم‌ها و نقايص غيرقابل درمان ديگر فراهم مي‌كند و حتي اين نقايص به نسل‌هاي آينده نيز منتقل خواهد شد.

آزمايشات هسته‌اي در جزاير مارشال

از زمان انجام آزمايشات مشكلات جسماني زيادي يافت شده است بسياري از بانوان در خصوص زايمان‌هاي عجيب خود سكوت مي‌كنند در وضع حمل آنان فرزنداني كه ما دوست داريم به آنها بينديشيم بلكه موجوداتي كه مي‌توانيم آنها را به عنوان اختاپوس، سيب، لاك‌پشت آبي، چيزهاي ديگر تشبيه كنيم به دنيا آمدند. شايع‌ترين مربوط به بچه‌هاي عروس دريايي است اين بچه‌ها بدون هيچ استخوان در بدن و با پوست «بدن نما» متولد مي‌شوند و مي‌توان مغز و ضربان قلب آنها را ديد، آنها پا، بازو و يا سر و يا هيچ چيز ديگري ندارند.

 

نكاتي در مورد بمب‌هاي هسته‌اي

منطقه انفجار بمب‌هاي هسته‌اي به پنج قسمت مي‌شود:

1- منطقه تبخير   2- منطقه تخريب كلي    3- منطقه آسيب شديد گرمايي   4- منطقه آسيب شديد انفجاري   5- منطقه آسيب شديد باد و آتش كه در منطقه تبخير درجه حرارتي معادل سيصد ميليون درجه سانتيگراد بوجود مي‌آيد و هر چيزي، از فلز گرفته تا انسان و حيوان، در اين درجه حرارت آتش نمي‌گيرد بلكه بخار مي‌شود. اثرات زيانبار اين انفجار حتي تا شعاع پنجاه كيلومتري وجود دارد.

انرژي صلح‌آميز

برتري انرژي هسته‌اي از ساير انرژيها

علاوه بر صرفه اقتصادي دلايل زير استفاده از انرژي هسته‌اي را ضروري مي‌نمايد.

- منابع فسيلي محدود بوده و متعلق به نسلهاي آتي مي‌باشد.

- استفاده از نفت خام در صنايع پتروشيمي ارزش بيشتري دارد.

- توليد برق از طريق نيروگاه اتمي، آلودگي نيروگاههاي كنوني را ندارد. توليد هفت هزار مگاوات با مصرف 190 ميليون بشكه نفت خام، هزار تن دي اكسيد كربن، 150 تن ذرات معلق در هوا، 130 تن گوگرد و 50 تن اكسيد نيتروژن را در محيط زيست پراكنده مي‌كند، در حالي كه نيروگاه اتمي چنين آلودگي را ندارد.

 

انرژي هسته‌اي در پزشكي هسته‌اي و امور بهداشتي

در كشورهاي پيشرفته صنعتي، از انرژي هسته‌اي به صورت گسترده در پزشكي استفاده مي‌گردد. با توجه به شيوع برخي از بيماريها از جمله سرطان، ضرورت تقويت طب هسته‌اي در كشورهاي در حال توسعه، هر روز بيشتر مي‌شود كه چند مورد آن عبارت است از:

- تهيه و توليد راديو دارويي جهت تشخيص بيماري تيروئيد و درمان آنها

- تهيه و توليد كيتهاي هورموني

- تشخيص و درمان سرطان پروستات

- تشخيص سرطان كولون، روده كوچك و برخي سرطانهاي سينه

- تشخيص تومورهاي سرطاني و برسي تومورهاي مغزي، سينه و ناراحتي وريدي

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در بخش دامپزشكي و دامپروري

تكنيكهاي هسته‌اي در حوزه دامپزشكي موارد مصرفي چون تشخيص و درمان  بيماريهاي دامي، توليدمثل دام، اصلاح نژاد و دام، تغذيه، بهداشت و ايمن‌سازي محصولات دامي و خوراك دام دارد.

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در دسترسي به منابع آب

تكنيكهاي هسته‌اي براي شناسايي حوزه‌هاي آب زيرزميني هدايت آبهاي سطحي و زيرزميني كشف و كنترل نشت و ايمن‌سازي سدها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در شيرين كردن آبهاي شور نيز انرژي هسته‌اي كاربرد دارد.

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در بخش صنايع غذايي و كشاورزي

از انرژي هسته‌اي در حوزه‌هاي كشاورزي و صنايع غذايي استفاده‌هاي بسيار فراواني صورت مي‌گيرد. موارد عمده استفاده در اين بخش عبارت است:

- جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي

- كنترل و از بين بردن حشرات

- به تاخير انداختن زمان رسيدن محصولات

- افزايش زمان نگهداري

- كاهش ميزان آلودگي ميكروبي

- از بين بردن ويروس‌هاي گياهي و غذايي

- طرح بازدهي و جهش گياهاني چون گندم و برنج و پنبه

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:55 |

معرفي چند داروي رايج بدون نسخه

استامينوفن

استامينوفن دارويي است رايج كه بدون نسخه پزشك قابل تهيه مي‌باشد. اين دارو مسكن غيرمخدر است كه در موارد دردهاي خفيف تا متوسط نظير سردرد، دندان‌ درد، درد خفيف استئوآرتريت (آرتروز) و دردهاي ناشي از جراحي‌هاي كوچك كاربرد دارد. استامينوفن همچنين تب را كاهش مي‌دهد. اين دارو ممكن است در بسياري ديگر از داروها با اسامي تجاري متفاوت وجود داشته باشد. به استامينوفن پاراستامول نيز گفته مي‌شود.

هشدارها و عوارض جانبي

در صورتي كه دچار هريك از نشانه‌هاي جدي زير شديد، استامينوفن خود را قطع كرده، با پزشكتان تماس بگيريد: زردي پوست يا چشم‌ها، اسهال، بي‌اشتهايي، تهوع يا استفراغ، معده درد، درد، تورم يا حساسيت در بالاي شكم، مدفوع سياه و قيري شكل، ادرار خوني يا كدر، كاهش ناگهاني ادرا، كبود شدگي يا خون‌ريزي غيرعادي، بثوارت جلدي، زخم‌هاي دهاني، تب يا گلودردي كه پيش از درمان وجود نداشته و ناشي از بيماري كه به بخاطرش تحت درمان قرار گرفته‌ايد نباشد.

بيش از مقدار ذكر شده بر روي برچسب جعبه دارو مصرف نكنيد، مصرف بيش از حد منجر به مسموميت با استامينوفن مي‌شود كه در صورت عدم درمان، منجر به آسيب كبدي يا مرگ مي‌شود.

 

ايبوپروفن

قرص‌هاي 200 ميلي‌گرم ايبوپروفن يك داروي مسكن است كه بدون نسخه پزشك قابل تهيه است. اما قرص‌هاي 400 ميلي‌گرم توسط پزشك تجويز مي‌شود. اين دارو يك داروي ضد درد غيرمخدر براي دردهاي خفيف تا متوسط، نظير سردرد، درهاي هنگام عادت ماهانه، و حملات نقرس است. به علت خواص التهابي اين دارو درمان بيماريهاي روماتيسمي مثل آرتريت روماتوئيد و ديگر مشكلات التهابي غيرروماتيسمي بسيار مفيد است. ايبوپروفن همچنين تب را نيز كاهش مي‌دهد. ايبوپروفن از داروهاي ضد التهابي غيراستروئيدي است.

 

 

هشدار و عوارض جانبي

در صورت بروز هريك از علايم زير مصرف ايبوپروفن را قطع كرده، با پزشكان تماس بگيريد: خستگي يا خواب آلودگي شديد، درد يا سوزش معده، تهوع يا استفراغ، مدفوع سياه و قيري، علايم شديد آنفلوآنزا (لرز، تب، دردهاي عضلاني، به ويژه اگر درست هنگام يا پيش از بروز بثوارت جلدي رخ دهند)، افزايش وزن، كبودي يا خونريزي غيرطبيعي، بثوارث جلدي، زخم‌هاي دهاني، يا تب يا گلودردي كه پيش از شروع درمان وجود نداشته و با مشكلي كه در حال حاضر به خاطرش تحت درمان هستيد ارتباطي نداشته باشد. بيماران مسن بيشتر از سايرين در معرض خطر مشكلات گوارشي و خونريزي دهنده هستند. يك پاسخ حساسيتي نادر به ايبوپروفن آنافيلاكسي (شوك همراه با كهير، خارش و اشكال در تنفس است) است كه با توجه و مراقبت فوري پزشكي نياز دارد. لذا در صورت خس‌خس سينه يا مشكل در تنفس مصرف ايبوپروفن را قطع كرده با يك مركز اورژانس تماس بگيريد.

 

فروس سولفات

فروس سولفات شكلي از آهن معدني است. آهن براي بسياري از اعمال در بدن مخصوصاً حمل اكسيژن در خون است. فروس سولفات بعنوان مكمل غذائي استفاده مي‌شود و از كمبود آهن و كم‌خوني، جلوگيري و آن را درمان مي‌كند. فروس سولفات ممكن است كاربردهاي ديگي نيز داشته باشد كه در اينجا ذكر نشده است.

 

عوارض جانبي

اگر واكنشهاي آلرژيك از قبيل سختي در تنفس، انسداد راه گلو، ورم لبها، صورت، زبان و كهير مشاهده كرديد مصرف دارو را قطع كرده و به يك مركز پزشكي مراجعه نماييد.

عوارضي از قبيل دل بهم‌خوردگي، تهوع و استفراغ، يبوست، اسهال، مدفوع سياه و تيره‌تر از حالت عادي يا تغيير رنگ موقتي دندان از اهميت كمتري برخوردار هستند. با مشاهده چنين علائمي مصرف دارو را ادامه دهيد اما پزشك را در جريان قرار دهيد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:53 |

زخم معده و اثني عشر

زخم معده و اثني عشر، علت مهم ديگر سوء هاضمه مي‌باشد كه در هر جايي از قسمت فوقاني دستگاه گوارش ايجاد مي‌شود. اما معمولاً در معده و در چند سانتي‌متري ابتداي روده كوچك كه به آن اثني عشر يا دوازدهه گفته مي‌شود بروز مي‌كند. برجسته‌ترين علامتي كه در بيماران دچار زخم معده ديده ميشود، درد در قسمت مركزي بالاي شكم مي‌باشد. اين درد اغلب به صورت يك درد سوزشي توصيف مي‌شود و در هر زماني ممك است رخ دهد، اگر چه معمولاً با زمان صرف غذا در ارتباط مي‌باشد. گاهي بيماران براي توصيف درد از اصطلاح گرسنگي استفاده مي‌كنند.

علايم زخم معده و اثني عشر مي‌توانند شبيه هم باشند، اما اغلب زخم اثني‌عشر در ساعات اوليه صبح موجب درد مي‌شود كه به طور مثال با خوردن يك ليوان شير تسكين مي‌يابد. زخم معده بعد از غذا خوردن ممكن است ايجاد درد كند كه همراه با احساس استفراغ هم مي‌باشد. يك ويژگي خاص اين درد آن است كه شما معمولاً مي‌توانيد با انگشت خود، محل دقيق درد را نشان دهيد، در حالي كه درد در ساير بيماريها، در يك نقطه نبوده و منتشر مي‌باشد. تهوع و كاشه وزن نيز با شيوع بيشتري در آنها ديده مي‌شود. آسيب مخاط معده نقطه شروع بيماري زخم معده و اثني‌‌عشر است.

عفونت معده با يك باكتري به نام هليكو باكترپيلوري (H پيلوري) و آسيب ناشي از مصرف بعضي مسكن‌ها علل اصلي بيماري زخم معده يا اثني‌عشر است. به دنبال آسيب‌ ناشي از آنها، اسيد معده كه معمولاً دچار ترشح اضافي نيز شده است باعث آسيب بيشتر به مخاط و پيشرفت بيماري مي‌شود.

افراد معمولاً در سالهاي اول زندگي خود، عفونت هليكوباكتر پيلوري را از ساير اعضاء خانواده خود مي‌گيرند و احتمال آلوده شدن به اين باكتري با افزايش سن زياد مي‌شود. اين باكتري در اثر تماس نزديك افراد با يكديگر منتقل مي‌گردد و در خانواده‌هاي پر جمعيت شايع‌تر مي‌باشد. همچنين ممكن است در جاهايي كه افراد در يك جا زندگي مي‌كنند مانند سربازخانه‌ها شيوع بيشتري داشته باشد. حدود 40 درصد افراد جامعه به اين باكتري آلوده هستند اما فقط ده درصد آنها دچار زخم مي‌گردند.

نحوة انتقال دقيق اين باكتري شناخته شده نيست. اما هليكو باكترپيلوري را مي‌توان در بزاق و احتمالاً در مدفوع افراد پيدا كرد. در اكثر شرايط، احتمالاً نمي‌توان از انتشار اين عفونت جلوگيري نمود اما همانند ساير عفونت‌هاي روده‌اي، رعايت بهداشت شخصي مناسب از اهميت زيادي برخوردار است. به طور كل شرايط غيربهداشتي زندگي، شرايط نامطلوب اجتماعي ـ اقتصادي، آب و غذاي ناسالم، تماس با محتويات معده افراد آلوده به باكتري عواملي هستند كه با افزايش خطر عفونت به اين باكتري همراه هستند.

زخم معده يا اثني عشري كه بر اثر هليكو باكترپيلوري ايجاد شده باشد معمولاً بعد از يك دوره درمان آنتي‌بيوتيكي بهبود مي‌يابد

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:53 |

                                          Image hosting by TinyPic

 

ايدز چيست؟

نام بيماري ايدز (AIDS) از حروف اول كلمات زير گرفته شده است و به معني نقص ايمني اكتسابي است: (AQCQUIRED Immune Deficiency Syndrome)

يك سيستم دفاعي زيان ديده و معيوب نه تنها به وسيله ويروس اچ.‌آي.‌وي كه در مرحله اول به آن حمله‌ور شده آسيب ديده است بلكه همچنين با عفونت‌هاي ديگر مورد حمله قرار مي‌گيرد. اين سيستم دفاعي آسيب ديده ديگر توانايي و قدرتي براي مقابله و كشتن ويروس‌هايي كه تا پيش از اين مزاحمتي برايش نداشتند را ندارد. ويروس اچ.‌آي.‌وي دفاع بدن را روز به روز كاهش مي‌دهد تا حدي كه هر ميكروبي حتي ميكروبهاي بسيار ضعيف هم فرصت پيدا مي‌كنند كه بدن را بشدت بيمار كنند.

همچنان كه زمان مي‌گذرد، شخصي كه به ويروس اچ.‌آي.‌وي آلوده شده است، نسبت به قبل بيشتر و بيشتر به بيماري مبتلا مي‌شود، معمولاً چندين سال بعد از آلودگي و ورود ويروس به بدن، آن‌ها مبتلا به مريضي‌هاي خاص ناشناخته و عجيب متعددي مي‌شوند. اين مرحله‌اي است كه به آن مي‌گويند كسي به ايدز مبتلا شده است. وقتي كه شخص به بيماري‌هاي وخيم خطرناك جدي دچار مي‌شود و يا زماني كه تعداد سلول‌هاي دفاعي در بدن شخص آلوده زير ميزان مشخصي به شدت افت كرده باشد.

در كشورهاي مختلف تفاوت‌هاي اندكي در تعريف اين مرحله وجود دارد كه چه زماني يك شخص را مبتلا به بيماري ايدز و يا هنوز شخص آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي بنامند.

ايدز (AQCQUIRED Immune Deficiency Syndrome) يك حالت به شدت وخيم است و در اين مرحله بدن دفاع بسيار ضعيفي در برابر هر نوعي از عفونت و بيماري را دارد.

 

ويروس اچ.‌آي.‌وي چيست؟

اچ.‌آي.‌وي يك ويروس است. ويروس موجود زنده بسيار كوچكي است كه مي‌تواند خودش را تكثير كند و منتشر  شود. اما نمي‌تواند به تنهايي از خودش زنده باشد. يك ويروس به بدن يك ميزبان براي زندگي و تكثير نياز دارد.

زماني كه ويروس به بدن شخصي راه پيدا كرد، شروع به تكثير يا به عبارت ديگر شروع به شبيه‌سازي و كپي از خودش در سلول‌هاي بدن اين شخص مي‌كند. يك ويروس مي‌تواند سلول‌هايي كه داخل آن جاي گرفته و از آن تغذيه مي‌كند را معيوب كرده و به آن آسيب برساند. اين يكي از راه‌هايي است كه بدن را آلوده كرده و بيماري را بوجود مي‌آورد.

سيستم دفاعي بدن مجموعه‌اي از سلول‌ها است كه در بدن شما با ويروس‌ها و عفونت‌ها مقابله مي‌كند. در انسان، سيستم دفاعي بدن معمولاً ويروس‌ها را به سرعت يافته و سريع مي‌كشد.

اشخاص آلودگي به اچ.‌آي.‌وي را از شخص ديگري كه پيش از اين آلوده شده است دريافت مي‌كنند. اگر آنها آلوده شدند همينطور مي‌توانند آلودگي به ويروس را به شخص ديگر انتقال دهند. در واقع اين راهي است كه ويروس اچ.‌آي.‌وي شيوع پيدا كرده و منتشر مي‌شود.

اچ.‌آي.‌وي مخفف «ويروس نقص ايمني انسان» است. در دنيا آن را به نام “Human Immune deficiency Virus" مي‌شناسند. به كساني كه آلوده به اچ.‌آي.‌وي شده‌اند اچ.‌آي.‌وي مثبت “HIV+” و يا اچ.‌آي.‌وي پوزتيو “HIV positive" مي‌گويند.

 

چرا ويروس اچ.‌آي.‌وي خطرناك است؟

اگر سيستم دفاعي بدن به ويروس حمله كرده و آن را مي‌كشد، پس چرا ويروس اچ.‌آي.‌وي يك مشكل است؟

ويروس‌هاي مختلف به قسمت‌هاي متفاوت بدن حمله مي‌كنند. بعضي‌ها ممكن است به پوست، ديگري به شش‌ها و يا قسمت‌هاي ديگر حمله كنند. سرماخوردگي‌هاي عمومي هم به وسيله يك ويروس ايجاد مي‌شوند. چيزي كه ويروس اچ.‌آي.‌وي را چنين خطرناك مي‌سازد اين است كه مستقيماً سيستم دفاعي بدن را هدف قرار داده و به آن حمله مي‌كند. جايي كه معمولاً بدن را از شر ويروس‌ها رها مي‌كند.

اين ويروس‌ خصوصاً به يك نوع مشخصي از سلول‌هاي سيستم دفاعي بدن حمله مي‌كند كه بدون آن مبارزه با سيستم دفاعي بدن براي ويروس مانند رفتن به تعطيلات و بسيار راحت است و اچ.‌آي.‌وي مي‌تواند در تمام بدن منتشر مي‌شود.

اين فرايند قابل رويت نيست و هيچ راهي وجود ندارد تا بتوانيم با مشاهده اشخاص تشخيص بدهيم كه شخصي آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي است. تنها يك نوع تست خون آن هم حدود سه ماه بعد از وارد شد اولين ويروس به بدن مي‌تواند وجود آن را در خون آشكار كند. ممكن است شخصي كه آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي شده است، تا سال‌هاي سال كاملاً سالم به نظر رسد و خود را در سلامت كامل احساس كند. ممكن است كه حتي ندانند كه آلوده به ويروس هستند. سپس هنگامي كه سيستم دفاعي بدن تقليل يافت و ضعيف شدن آنها بطور شديد و روزافزوني نسبت به بيماري‌ها آسيب‌پذير مي‌شوند. بيماري‌هايي كه معمولاً در شرايط طبيعي بسيار ساده درمان مي‌شوند.

       Image hosting by TinyPic

 

از زمان آلوده شدن به ويروس اچ.‌آي.‌وي تا ابتلا به بيماري ايدز چه مدت طول مي‌كشد؟

براساس نتايج حاصله از تحقيقات مختلف به عمل آمده، از ميان دريافت آلودگي (ورود ويروس اچ.‌آي.‌وي به بدن) تا ابتلاء به بيماري ايدز (از كار افتادن سيستم دفاعي بدن)، بدون دسترسي به يك درمان دارويي عليه ويروس اچ.‌آي.‌وي، معمولاً يك دوره زماني بين 6 تا 8 سال به درازا مي‌كشد. اين دوره مي‌تواند بدون علامت باشد و تازه بعد از اين مدت علايم بيماري ظاهر گشته، شخص مبتلاء به بيماري ايدز شود.

اين فاصله زماني ـ آلودگي تا ابتلاء به بيماري ايدز ـ از فردي به فرد ديگر متفاوت است و به عوامل زيادي از جمله وضعيت سلامتي فرد، عادات بهداشتي و تغذيه وي ارتباط دارد.

در هر صورت، اين ميانگين براساس اشخاصي تنظيم شده است كه پرهيزهاي معقولي را انجام مي‌دهند. در يك ناحيه فقيرنشين ممكن است در بين كساني كه توانايي تهيه تغذيه كافي و مناسب را ندارند، سرعت پيشرفت و چيره شدن ويروس بر سيستم دفاعي بدن و در نتيجه ابتلاء به بيماري ايدز بسيار سريعتر باشد و اين افراد خيلي سريعتر فوت كنند.

 

آيا بيماري ايدز درمان دارد؟

بيماري ايدز متاسفانه تاكنون هيچ درمان قطعي ندارد. ايدز كشنده است. هنوز هيچ درمان قطعي براي اچ.‌آي.‌وي وجود ندارد و تنها راه براي سالم ماندن اين است كه آلوده نشويم. پيشگيري تنها درمان ايدز است. اما لازم به ذكر است كه ژن Perillipin توليد پروتئين Perillipin را رمز مي‌كند كه كاهش چربي سلول‌ها را كنترل و تنظيم مي‌كند.

 

باكتري دستكاري شده عليه ايدز

محققان موفق شدند با دستكاري ژنتيكي نوعي باكتري از آن براي متوقف كردن فعاليت ويروس مولد بيماري ايدز استفاده كنند. به گزارش «دستاوردهاي آكادمي ملي علوم آمريكا» دانشمندان آمريكايي در تازه‌ترين تحقيقات خود براي مقابله با بيماري ايدز، نوعي باكتري ساكن بدن انسان بهره گرفته‌اند و با ايجاد تغييرات ژنتيكي در آن به دستاوردهاي مهمي در اين زمينه نايل شده‌اند.

براساس اين گزارش، اين باكتري كه همان «اشريشياكلاي» است، پس از تغيير ژنهاي خود، مي‌تواند پروتئين‌هاي ويژه‌اي را توليد و ترشح كند كه سبب متوقف ساختن ويروس‌ها مي‌شوند. به گفته محققان آمريكايي اين پروتئين‌ها قادرند ويروس‌هاي مولد ايدز را از آلوده ساختن سلول‌هاي هدف جديد باز دارند و از گسترش ايدز در بدن فرد آلوده به ويروس جلوگيري كنند. اين گزارش مي‌افزايد: تزريق باكتري‌هاي دست‌كاري شده ژنتيكي به موش‌هاي آزمايشگاهي نتايج مثبت و موفقيت‌آميزي به همراه داشته و دانشمندان را به كاربرد اين روش در انسان‌ها اميدوار كرده است.

 

داروهاي موجود چگونه عمل مي‌كنند؟

تمامي داروهاي درماني موجود، تنها مي‌توانند كه به نوعي جريان رشد ويروس اچ.‌آي.‌وي را كندتر مي‌كنند تا شخص ديرتر به مرحله ابتلا به بيماري ايدز برسد.

در اين مرحله پزشكان علاوه بر تجويز داروهاي درماني، شخص آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي را تشويق به برنامه‌ريزي و مديريت زندگي مي‌‌كنند تا رشد ويروس اچ.‌آي.‌وي هرچه بيشتر كند شود.

در صورت انجام مراقبت‌هاي لازم و استفاده موثر از داروها، گاه فرد آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي تا 20 سال پيش از ورود ويروس به بدن مي‌تواند زندگي بهينه‌اي پشت سر بگذارد.

اما در بعضي موارد مشاهده شده كه داروهاي آنتي‌بيوتيك بعد از گذشت چند سال از عملكرد خود باز مي‌مانند و اثر مثبتي ندارند. در موارد خاصي هم مشاهده شده كه تعدادي از بيماران از ايدز دوباره بهبود يافته و به زندگي با اچ.‌آي.‌وي در دوره ده ساله بازگشته‌اند. اما آنها بايد در ادامه زندگي‌شان هر روز داروهاي بسيار قوي استفاده كنند، چيزي كه اثرات جانبي ناخوش‌آيند و بسيار خطرناكي دارند.

 

اولين مورد ابتلا به ايدز

اولين مورد ثبت شده بيماري ايدز در دنيا مربوط به سال 1981 ميلادي در ايالات متحده آمريكا مي‌باشد. دليل انتقال ويروس اچ.‌آي.‌وي آميزش جنسي بوده است. اولين گروه قرباني كه به اين بيماري مبتلا شدند، مردهايي بودند كه با نوع همجنس ارتباط داشتند.

علاوه بر اين موارد، ويروس اچ.‌آي.‌وي در نمونه‌هاي موجود از يك بيمار متعلق به سال 1957 ميلادي پيدا شده است.

 

ايدز در ايران

اولين مورد ايدز در ايران در سال 1366 گزارش شد. اين مورد يك كودك 6 ساله هموفيلي بود كه بدليل زمينه بيماري از فرآورده‌هاي خوني وارداتي  استفاده مي‌كرد. از آن پس تمام خونها و فرآورده‌هاي خوني اعم از داخلي يا وارداتي ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از مصرف شدند. اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام مي‌پذيرد برابر گزارشات واصله از دبيرخانه ستاد كشوري مبارزه با ايدز، از آن زمان تا پايان سال 1379، 2382 مورد آلوده به ويروس در ايران‌ شناسايي شده است كه 319 نفرشان به اين بيماري مبتلا و 284 نفرشان فوت شده‌اند.

براي اينكه بتوانيد خود را در برابر اين بيماري محافظت كنيد، لازم است كه از راههاي انتقال ويروس اچ.‌آي.‌وي آگاهي پيدا كنيد.

اين اطلاعات براي سلامتي شما و ديگران بسيار مهم و با ارزش است. بيماري ايدز مسري و بسيار خطرناك است و در تمام جهان وجود دارد. براي درمان ايدز هيچ دارو يا واكسني وجود ندارد. ايدز كشنده است.

 

ويروس اچ.‌آي.‌وي از چه راههايي سرايت مي‌كند؟

تماس جنسي نا امن

استفاده مشترك از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزريق

سرايت از طريق خون و فرآورده‌هاي خوني

سرايت از ماده آلوده به جنين در داخل رحم و يا كودك در طي دوران شيردهي

شير دادن يكي از راه‌هاي سرايت آلودگي از مادر به فرزند است.

پيوند اعضا از بافت‌هاي آلوده

خالكوبي با سوزن مشترك

سوراخ كردن گوش توسط سوزن و وسايل آلوده

استفاده از مسواك و تيغ ريش‌تراش شخص بيمار

ختنه با وسايل آلوده

پوست سالم يك سد بسيار قوي در برابر ورود اچ.‌آي.‌وي و ساير ويروسها و باكتري‌ها است.

ايدز از چه راههايي سرايت نمي‌كند؟

- نه بوسيله روبوسي

- نه بوسيله دست دادن

- نه بوسيله تماس معمولي افراد در منزل، محل كار و يا اجتماع با بيمار

- نه بوسيله استفاده از وسايل غذاخوري مشترك

- نه بوسيله آب و غذا

- نه بوسيله نوشيدن مشروبات الكي

- نه بوسيله عطسه و سرفه

- نه بوسيله تماس با اشك و عرق بيماران

- نه بوسيله استفاده از استخرهاي شناي عمومي و توالت‌هاي عمومي

- نه بوسيله دستگيره در، گوشي تلفن و بليط اتوبوس

- نه بوسيله استفاده از البسه دست دوم

- نه بوسيله استفاده از وسيله نقليه عمومي

- نه بوسيله نيش حشرات و يا تماس با حيوانات

 

راه‌هاي پيشگيري از سرايت اچ.‌آي.‌وي چيست؟

- پيشگيري در موارد جنسي                   - پيشگيري در معتادان

- پيشگيري در مراكز درماني                   - پيشگيري در مراكز عمومي

- پيشگيري در انتقال از مادر به كودك    

 ((از سایت امداد ))

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:48 |

اثر انواع املاح بر روي پوست و گياهان دارنده آن

                                        

بدن ما داراي املاحي است كه اين املاح هريك در بدن و به خصوص بر روي پوست و مو، داراي نقشي خاص مي‌باشند.

مواد معدني 5 درصد وزن بدن را تشكيل مي‌دهد، كه از طريق گياهان يا گوشت حيوانات تامين مي‌شود و از قرار زير است:

كلسيم: يكي از املاح مورد نياز بدن است كه در استحكام ناخن‌ها اثر مهمي دارد. غني‌ترين منابع كلسيم عبارت است از انواع پنير، آرد سويا، گندم، و رنين، ساير منابع غني كلسيم شامل بادام، گل كلم، كلم پيچ، خاويار، قاصدك، شلغم، كلم، خردل، كاله، فندق، بستني، شير، ميگو، ساردين، آرد لوبياي روغني (ژاپني) و ماست است. همچنين كلسيم را مي‌توان از بسياري از گياهان، ترشي‌ها. جلبك‌هاي آبي (نظير ريحان، جعفري فرنگي، دارچين، شود، رازيانه، شنبليله، جينسنگ يا عشقه، فلفل استراليايي، كلپ، آويشن، پونه كوهي، جعفري، دانه خشخاش، مريم گليو مرزه تهيه كرد.

آهن: به علت خاصيت خون‌سازي در جريان يافتن خون در زير پوست و تقويت بيشتر پوست مؤثر مي‌باشد. آهن در جگر، گوشت، ماهي و تخم‌مرغ، غلات، حبوبات (عدس، لوبيا، نخود)، سبزيها و به خصوص سبزيهاي خوراكي، دانه‌هاي روغني، ميوه‌هاي خشك شده مانند كشمش، برگه زردآلو، خرما و خشكبار يافت مي‌شود.

منگنز: بيشترين اثر منگنز در روي موها مي‌باشد. اين فلز باعث مشكي شدن مو مي‌شود و كمبود آن باعث سفيد شدن مو مي‌گردد.

منابع غذايي: آجيل (مخصوصاً گردو و بادام)، سبوس گندم و همة غلات، حبوبات تغيير نيافته، برگ سبزيجات، كبد، بادام زميني، لوبيا (از خانواده نيامداران)، ميوه‌هاي خشك. غلات به عمل آمده (تغيير يافته)، گوشت و محصولات خشك داراي ميزان خيلي كمي از منگنز هستند. غذاهاي تغيير شكل نيافته نظير نان غلات و حبوبات داراي ميزان زيادي منگنز هستند.

مس: اين فلز در استحكام ناخن‌ها و مو و حفظ رنگ آنها ضرورت دارد. مس در انواع منابع غذايي وجود دارد.

بهترين منابع از اين قرار است: غذاهاي دريايي (به خصوص انواع ميگو و ماهي‌هاي صدف)، گوشت احشا (نظير جگر، قلوه و دل)، آجيل (نظير قرص كمر، فندوق، مخلوط، گردو، بادام، پسته)، حبوبات (به خصوص عدس، لوبيا و بادام‌زميني)، شكلات (شكلات بو داده، شيرين نشده يا نيمه شيرين، كاكائو)، غلات (نظير پوسته سبوس، گندم خرد شده، سبوس كشمش)، ميوه و سبزي (نظير ميزه‌هاي خشك، قارچ، گوجه‌فرنگي، سيب‌زميني، موز، انواع گريپ و آووكادو)، ملاس فلفل سياه.

گوگرد: براي ساختن كلاژن مورد نياز است. كلاژن ماده‌اي است كه پوست بدن را به حالت ارتجاعي نگه مي‌دارد. ظاهر جوان به پوست مي‌دهد و از ايجاد چروك جلوگيري مي‌كند. براي ناخن و موهاي سالم نيز ضروري مي‌باشد.

شكل عنصر معدني گوگرد در حنجره‌هاي نزديك به چشمه‌هاي آب داغ و آتشفشان‌ها ديده مي‌شود. فرم قابل استفاده براي بدن در غذاهاي غني از پروتئين نظير گوشت، گوشت ماهيچه، بوقلمون و مرغ، ماهي. تخم مرغ، لوبياي خشك پخته شده و نخود، شير و محصولات به دست آمده از شير يافت مي‌شود. ديگر منابع خوب براي گوگرد شامل سير، پياز، كلم‌پيچ، مارچوبه، كلو و سبوس گندم است.

منيزيم: اين فلز در تشكيل و نگهداري مو و ناخن اثر بسيار زيادي دارد. غني‌ترين منبع منيزيم شامل آجيل (بادام، پسته، گردوي سياه، ) تخم كدو، بادام زميني، برگ سبز سبزيجات، غلات، گندم، آرد سويا و ملاس. منابع خوب ديگر براي منيزيم آرد گندم، آرد جو، چغندر سبز، اسفناج، خرده گندم، حبوبات، جو دوسر، موز، سيب‌زميني (با پوست)، پسته مي‌باشد.

همچنين مي‌توانيد منيزيم را از بسياري از گياهان گونه‌هاي علف‌ها و جلبك‌ها به دست آوريد. براي مثال: جلبك آگار، گشنيز، شويد، دانه غلات، شاه‌پسند، خردل خشك، ريحان، پودر كاكائو، تخم رازيانه، مرزه، تخم‌ زيره، تخم ترخون، تخم مرزنجوش و تخم خشخاش.

فسفر: در نگهداري و تشكيل ناخن‌ها اثر دارد. گوشت قرمز و مرغ بوقلمون حاوي مقادير چشمگيري فسفر هستند. منابع ديگر شامل شير خشك و محصولات شير، پنير سفت، ماهي كنسرو شده، آجيل، تخم‌مرغ و نوشابه‌هاي سبك است.

                                                     

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:45 |

عناصر ضروري براي گياهان

گياهان براي رشد به دو دسته عنصر نيازمندند كه اولي از كربن، اكسيژن و هيدروژن تشكيل و از آب و هوا تامين مي‌گردند و 90 درصد وزن خشك گياه را تشكيل مي‌دهند گروه ديگر كه از خاك تامين مي‌گردند خود به دو دسته تقسيم مي‌شود.

اولين دسته كه از ازت، فسفر، پتاسيم، كلسيم، منزيم و گوگرد تشكيل مي‌شود خوانده مي‌شود و دومين دسته از منگنز، آهن، بور، روي، مس، موليبدن و كلر كه به عناصر كم مصرف يا معروف‌اند.

همه‌ي عناصر براي رشد و زنده ماندن گياهان ضروري مي‌باشند و به ندرت مي‌توان خاكي را پيدا نمود كه داراي اين عناصر باشد پس بايد توسط كساني كه از گياهان مراقبت مي‌كنند تامين گردند.

علايم كمبود عناصر غذايي را مي‌توان به شرح زير تقسيم‌بندي نمود:

1- از بين رفتن كامل گياه

2- توقف شديد رشد گياه

3- علايم ويژه برگ كه در مواقع مختلف فصل ظاهر مي‌شود.

4- اختلال‌هاي دروني از قبيل بسته شدن بافت‌هاي هادي

5- ديررسي يا رسيدگي غيرعادي

6- تفاوت‌هاي بارز محصول بدون علايم برگي

7- كيفيت ضعيف

8- تفاوت‌هاي محصول كه فقط با آزمايشهاي دقيق مشخص مي‌شود.

البته علايم كمبود هر عنصر با ديگري متفاوت است در زير فوايد و علايم كمبود سه عنصر مهم در رشد گياه آمده:

 

نيتروژن (ازت):

در خاك‌هاي مرطوب، گرم و داراي تهويه خوب، بيشتر تركيبات نيتروژن به نيترات (NO3) تبديل شده و در درجه‌ي اول به همان صورت جذب گياه مي‌شود البته مقدار كمتري به شكل يون آمونيم و اوره هم قابل جذب هستند. نقش عمده‌ي نيتروژن در تشكيل مولكول‌هاي پروتئين است البته بايد اين را هم افزود كه نيتروژن در مولكول كلروفيل نقش مؤثري دارد.

اگر گياهي به اندازه‌ي كافي از ازت مصرف كنند داراي علايمي چون رشد رويشي مناسب و برگهايي با رنگ سبز تيره مي‌باشد و گياه بيش از اندازه از ازت مصرف مي‌كند كه مي‌تواند با طولاني شدن دوره‌ي رشد گياه و دير رسيدن محصول همراه باشد عرضه‌ي نيتروژن با مصرف كربوهيدرات ارتباط دارد و وقتي كه نيتروژن ناكافي است كربوهيدرات در سلولهاي رويشي گياه انباشته و باعث ضخيم‌تر شدن برگهاي گياه مي‌شود زماني كه گياه كمبود نيتروژن داشته باشد رشدش متوقف و ظاهرش زرد مي‌شود كه اين زدري معمولاً ابتدا در برگهاي پايين‌تر ديده مي‌شود ولي در موارد كمبود شايد نيتروژن برگها قهوه‌اي مي‌شود كه از نوك برگ شروع مي‌شود و در طول گل‌برگ مياني پيش مي‌رود تا اينكه تمام برگ مي‌ميرد.

هم‌چنين كمبود ازت باعث كوچك ماندن انتهاي شكوفه‌ها مي‌شود و در حالي كه كمبود ازت در حبوبات باعث چروكيدگي و كوچك شدن دانه مي‌شود و در درختان ميوه همراه با ريزش زودرس برگها مرگ جوانه‌هاي جانبي، ميوه‌هاي ضعيف و بالاخره ايجاد رنگهاي غيرعادي است.

 

فسفر

فسفر در تشكيل بذر گياه ضروري است و به مقدار زياد در بذور ميوه يافت مي‌شود گياهان بيشتر فسفر مورد نياز خود را به صورت يون از H2PO4 جذب مي‌كنند و مقدار جذب فسفر توسط گياه بستگي به مقدار PH محيط اطراف ريشه‌ي گياه دارد.

فسفر براي رشد اوليه گياه ضروري است و اگر مصرف فسفر كاهش يابد رشد گياه هم به طور مشخصي كاهش مي‌يابد. علايم كمبود اين عنصر به تاخير افتادن رشد سرتاسري گياه مي‌باشد.

 

پتاسيم

پتاسيم به مقادير مختلف در خاك يافت و به صورت K+ جذب مي‌شود نياهاي گياه به اين عصر كاملاً زياد است برخلاف نيتروژن و گوگرد ظاهراً پتاسيم بخش لازمي از اجزايي مانند پروتوپلاسم چربي‌ها و سلولز نيست و نقشش در طبيعت بيشتر به صورت كاليزوري مي‌باشد.كمبود پتاسيم در اكثر گياهان به صورت سوختگي برگ ظاهر مي‌شود. به طور مثال در گياه يونچه علايمي به صورت لكه‌هاي سيلندر در نزديكي حاشيه برگ‌هاي قديمي ظاهر مي‌گردد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:44 |

چرا غروب خورشيد قرمز رنگ است؟

غروب سرخ نام زيبا با آن همه رنگ‌هاي به هم آميخته و مواجش يكي از دلپذيرترين مناظر طبيعي است. به هنگام تماشاي اين منظره شايد هم به خود گفته باشيم «خورشيد قرمز شده است» البته بايد بدانيم كه اين خود خورشيد نيست كه هنگام غروب قرمز مي‌شود بلكه اين تنها نظر ماست كه در آن لحظه‌‌ي خاص، خورشيد را بدينگونه جلوه‌گر مي‌يابيم. آري، درست در همان لحظه‌اي كه خورشيد به نظر ما قرمز رنگ مي‌آيد، مردمي كه هزاران فرسنگ در جهت غرب از ما دورند، هرگز آن را به اين رنگ نمي‌بينند. تنها چيزي كه به هنگام غروب فرق كرده. و باعث رنگ قرمز خورشيد شده، مسافتي است كه نور آفتاب بايد آن را در داخل اتمسفر يا جو زمين بپيمايد، چه هر اندازه كه خورشيد از افق پايينتر مي‌رود مقدار مسافتي را كه نور در جو مي‌پيمايد، بيشتر مي‌شود. اكنون بخاطر مي‌آوريم كه نور آفتاب تركيبي است از نورهاي رنگارنگ، نور آفتاب به طور عادي به نظر ما سفيد جلوه مي‌:ند ولي چون جو زمين، يعني هواي گرادگرد آن از ذرات هوا، غبار، بخار آب و ساير اجسام ناخالص مملو است، از اينرو نوري كه از آن عبور مي‌كند، به وسيله‌‌ي اين ذرات به رنگهاي گوناگوني منعكس مي‌شود. اتمسفر يا جو زمين به گونه‌اي است كه نور بنفش، ابي و سبز را بيشتر از نور قرمز و زرد منتشر مي‌كند. از اين رو چون خورشيد در افق رو به پايين مي‌رود، جو زمين رنگهاي قرمز و زرد را بيشتر در خود نگه داشته، بيشتر آنها را به ديد ما مي‌آورد. پس به همين دليل است كه افق هنگام غروب به رنگ قرمز جلوه‌گر مي‌شود در ضمن، همين سيستم خاص نورافشاني كه در جو زمين وجود دارد، براي ما مطلب ديگري را نيز روشن مي‌سازد. آن اينكه چرا ما آسمان را آبي مي‌بينيم؟ نور بنفش و آبي داراي امواجي كوتاه هستند يعني حدود ده مرتبه سريعتر از امواج قرمز در جو زمين پخش مي‌شوند. اين نكته مي‌رساند كه اشعه‌ي قرمز خود بطور مستقيم در جو زمين حركت مي‌كنند، ولي امواج آبي بايد به وسيله‌ي ذرات هوا، آب و غبار پخش گردند. پس وقتي كه ما سر به آسمان بلند مي‌كنيم، در حقيقت امواجي را مي‌بينيم كه بدين گونه پخش شده‌اند. آن‌گاه از همين رو است كه آسمان به نظرمان آبي رنگ مي‌نمايد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:41 |

خفاش

از فسيل‌هاي به دست آمده معلوم گرديده كه خفاش‌ها در حدود شصت ميليون سال است كه بر روي زمين زندگي مي‌كنند. اولين تصوير شناخته شده از خفاش‌ها. در كشور مصر بر روي مقبره‌اي ديده شد كه در حدود چهار هزار سال پيش ترسيم گرديده است. امروزه بيش از دو هزار نوع خفاش وجود دارد و طبيعتاً فرق زيادي بين آن‌ها ديده مي‌شود.

خفاش‌ها پستانداران معمولاً كوچكي مي‌باشند كه به طور استثنا قابليت پرواز كردن دارند. در اين جانور اندام‌هاي حركتي پيشين و بندهاي دوم تا پنجم آن‌ها بسيار رشد كرده است و يكي غشاء پوستي نازك براي پرواز به آن‌ها متصل مي‌باشد.

خفاش‌ها از پالئوسن (Paleocene) تاكنون وجود داشته و جز مناطق قطبي در همه‌ جاي دنيا زندگي مي‌كنند.

شايد تصور كنيد كه چون اين حيوان در شب به شكار مي‌پردازد پس بايد داراي نيروي بينايي استثنايي باشد. ولي در حقيقت خفاش‌ها نابينا هستند و براي پرواز به اطراف و شكار به نيروي ديد خود اتكايي ندارند وقتي كه خفاش‌ها در حال پروازند يك رشته اصوات خيلي بلند از خود توليد مي‌كنند كه گوش انسان قادر به شنيدن آن نمي‌باشد. انعكاسات اين صداها در حال پرواز به خفاش بر مي‌گردد و در نتيجه حاندار مي‌تواند بفهمد كه آيا انعكاس از برخورد صدا به مانعي در نزديكي يا از فاصله‌ي دور به او رسيده است. همچنين اين انعكاس باعث تغيير حركت سريع بال‌ها نيز مي‌شود. پس بر همين اساس مي‌تواند مسير پرواز خود را به موقع تغيير داده و از برخورد و تصادم با موانع جلوگيري كند. اين جانداران پاهاي پشتي كوچك و داراي چنگال‌هاي خميده و نوك تيز مي‌باشند كه به علت نازكي استخوان پا نمي‌تواند به راحتي سرپا بايستد و اگر راه برود پاهايش مي‌شكند به همين دليل بهترين كاري كه مي‌تواند بكند اين است كه در مخفي‌گاه خود آويزان شود به نحوي كه سرش به سمت زمين باشد.

خفاشها بالهاي بسيار گسترده به طول 6 اينچ تا 6 پا و قد آن‌ها در حالي كه بال خود را مي‌گسترانند بين 15 تا 180 سانتيمتر است. و جثه‌هاي خيلي كوچكي دارند نوزاد اين حيوان كامل به دنيا مي‌آيد و از شير مادر تغذيه مي‌كند. هنگامي كه نوزادان كوچك هستند مادر وقتي كه قصد شكار نوزادان را نيز با خود مي‌برد.

در آمريكاي شمالي و در اروپا غالباً خفاشها در خانه‌هاي مردم زندگي مي‌كنند. خفاش مي‌تواند روي تركهاي باريك خزنده و يا در بين لايه‌هاي ديوار و سقف بخوابند. خفاشها ممكن است از 20 الي 38 دندان داشته باشند. ولي موضوع عجيب اينجاست كه خفاشي تاكنون شناخته نشده كه 22 دندان داشته باشد! برخي از خفاشان حشره‌خوار تا 38 دندان هم دارند. بنابراين مسلم است كه دندان براي خفاش اهميت بسيار دارد.

پيش‌تر آن‌ها حشره خوارند. بعضي‌ها فقط ميوه مي‌خورند. و تعدادي هم هر دو را با هم مي‌خورند اقسامي نيز وجود دارند كه از گوشت، ماهي و حتي شهد گل‌ها تغذيه مي‌كنند.

1- خفاش‌هاي ميوه‌خوار

اين جانوران را گاهي روباه پرنده مي‌نامند كه اغلب در مناطق گرم آفريقا، آسياي جنوبي تا استراليا اكثراً به صورت گله‌هاي بزرگ زندگي مي‌كنند و از ميوه‌ها يا شهد گل‌ها تغذيه مي‌كنند.

اين جانداران به علت تغذيه‌اي كه دارند گاهي به باغ‌هاي ميوه آسيب مي‌رساند از انواع آن‌ها خفاش پتروپوس و اسپي روس كه در مالاريا و ايندوزيا زندگي مي‌كنند كه خفاشهاي بزرگي نيز مي‌باشند.

خفاشان ميوه‌خوار دندان‌هايي پهن و صاف براي سوراخ نمودن ميوه و خوردن شيره آن دارند. و گرده‌خواران هم داراي زبان درازي مي‌باشند كه آن‌ها را قادر مي‌سازد به انتهاي گل‌ها دسترسي پيدا نمايند.

 

2- خفاش‌ ريزه‌خوار

از جنبندگان كوچك تغذيه مي‌كنند. در شكافهاي صخره‌ها يا درخت‌ها يا در داخل غارها و ساختمان‌ها به سر مي‌برند كه بعضي از لاشه جانوران تغذيه مي‌نمايند.

ميوتيس، اپتيزيكوس يا خفاش قهوه‌اي يا خفاش بدون دم به صورت گروهي 12 تايي تا ميليون‌ها تايي با هم زندگي مي‌كنند بحدي كه پيخال (فضولات) محل زندگي آن‌ها را جمع‌آوري كرد و به صورت كود مصرف مي‌كنند.

 

3- خفاش خون‌آشام يا (دسمودوس)

در مناطق گرمسيري آمريكاي جنوبي و آمريكاي مركزي زندگي مي‌كند كه آن را وامپير يعني روح خون‌آشام مي‌نامند. زماني، در اروپاي شرقي افسانه‌هاي زيادي درباره‌ي وامپير وجود داشت. براساس يكي از اين افسانه‌ها، آن‌ها معتقد بودند كه وامپير روح شخصي بوده كه مرده و اكنون در شب‌ها به صورت حيوان ظاهر مي‌شود و براي مكيدن مقداري خون به دنبال قرباني مي‌گردد. در اوايل قرن 18 سياهاني كه به آمريكاي جنوبي و مركزي مسافرت مي‌كردند به خفاشان خون‌آشام برخورد مي‌نمودند و آن‌ها پس از مراجعت خود از آن سامان افسانه‌ي داستان‌هاي افسانه‌اي اغراق‌آميزي را مربوط به خفاش‌هاي خون‌آشام، نقل مي‌كردند. از آن هنگام به بعد ديگر همه‌ي مردم خفاش خون‌آشام و شب‌كورها را يك نوع خفاش تصور مي‌نمودند. طول بين دو بال آن‌ها به پنجاه و سه سانتيمتر و طول بدن آن‌ها به ده سانتي‌متر مي‌رسد. اين خفاش‌ها با استفاده از دو دندان بزرگ، تيز و سوزني نيش خود، سوراخ كم عمق يا خراش سطحي در روي بدن و روي رگ گردن و پشت شكار خود به وجود مي‌آوردند و سپس از خون بيرون آمده تغذيه مي‌نمايند و به سرعت از محل فرار مي‌كنند. زماني گمان مي‌كردند كه خفاش خون موجود را مي‌مكد ولي در حقيقت اين حيوان خون را با زبان ليس مي‌زند. خفاش هنگامي كه قرباني‌اش در خواب است خون وي را مي‌خورد، چون در آب دهانش ماده‌اي موجود مي‌باشد كه باعث مي‌شود در موقع ليسيدن خون شكار هيچ دردي حس نكند و همچنين از بند آمدن خون نيز جلوگيري مي‌كند، پس شكار از خواب بيدار نمي‌شود. خفاش و امپير خون ديگر حيوان را بر انسان ترجيح مي‌دهند و پيش‌تر علاقه به خون اسب، گاو، بز و جوجه دارد. خفاش‌ها در بعضي اوقات باعث انتقال امراض كشنده‌اي مانند نوعي بيماري اسب به بدن شكار خود مي‌شوند

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:30 |

 

                                     

 

منظومه شمسي

ساختار: خورشيد

دماي هسته آن 15 ميليون درجه سانتي‌گراد (C)o است. اين دما به قدري زياد است كه اتمهاي هيدروژن مي‌توانند بر هم كنش كنند و نوع سنگين‌تري از هيدروژن (دوتريم) را توليد نمايند. دوتريم خود نيز خيلي سريع برهم كنش كرده، هليوم توليد مي‌كند.

چهار اتم هيدروژن يك اتم هليوم توليد مي‌كند. ولي وزن چهار اتم هيدروژن اندكي از وزن يك اتم هليوم بيش‌تر است، در نتيجه در اين فرآيند مقداري جرم از بين مي‌رود همان طور كه آلبرت انيشتن نشان داده است، اگر جرم از بين برود انرژي جاي آن را مي‌گيرد. همين انرژي است كه موجب درخشيدن خورشيد مي‌شود.

 

لكه‌هاي خورشيدي

لكه‌هاي خورشيدي ناحيه‌هايي از خورشيد هستند كه نسبتاً تاريك به نظر مي‌آيند چون پرتوي كم‌تري ساتع مي‌كنند. ولي اگر مي‌توانستيم يكي از لكه‌هاي خورشيدي را خارج كنيم و در فضا قرار دهيم. به اندازه‌ي قرص كامل ماه نورافشاني مي‌كرد. لكه‌هاي خورشيدي با ميدان مغناطيسي قدي خورشيد مرتبطند و به طور منظم و با چرخه‌اي يازده ساله در سطح آن ظاهر مي‌شوند.

استواي خورشيد ضمن چرخش آن حول محورش سريعتر از قطبهاي آن دوران مي‌كند. اين امر در خطوط ميدان مغناطيسي پيچشهايي ايجاد مي‌كند و معمولاً اين خطوط از نور سپهر (فتوسپهر) خارج مي‌شوند و لكه‌هايي را ايجاد مي‌كنند.

 

 

بادهاي خورشيدي

شراره‌هاي خورشيد ذراتي را به اطراف پرتاب مي‌كنند كه به صورت باد خورشيدي به طرف خارج در فضا به حركت در مي آيند و بعضي از اين ذرات در ميدان مغناطيسي زمين (مگنوتسفر) به دام مي‌افتند و ناحيه‌اي را در اطراف زمين به وجود مي‌آورند كه مرسوم به مغناطوسپهر است. سمت رو به خورشيد اين ناحيه به وسيله باد خورشيدي فشرده مي‌شود و سمت ديگر آن به صورت يك دنباله نامريي تشكيل مي‌شود كه تا ماوراي مداره ماه گسترش دارد. در نزديكي قطبهاي زمين، ذرات باردار باد خورشيدي مي‌توانند با جو واكنش داشته باشند و نورهاي رنگيني را در آسمان شب توليد كنند. در آسمان نيم‌كره شمالي اين نورها به نورهاي شمالي يا شفق شمالي مشهورند.

 

عطارد

عطارد كوچك‌ و صخره‌اي است با سطحي حفره‌دار كه تنها اندكي بزرگتر از ماه است و به ماه از جنبه‌هاي متعددي شباهت دارد. جو آن جو بسيار رقيقي از گاز هليوم است. چون عطارد نزديكترين سياره به خورشيد است، همان طور كه انتظار مي‌رود دماي آن در حد غيرقابل تحملي شديد مي‌باشد (دماي آن از oC170 در شب به oC340 به روز مي‌رسد) حوضه مشهور به كالوريس به قطر 1300 كيلومتر در يكي از داغ‌ترين نواحي اين سياره واقع است.

 

زهره

شرايط آن احتمالاً خصمانه‌ترين شرايط در اتمامي منظومه شمسي است. دماي سطح آن در حدود oC500 است و جو غليظ خردكننده آن عمدتاً از دي اكسيد كربن و ابرهاي اسيد سولفوريكي تشكيل شده است. شرايط آن ممكن است روزگاري كم‌تر از اين نامناسب بوده باشد ولي با تكامل يافتن و داغ‌تر شدن خورشيد دماي سطح زهره افزايش يافته و آب اقيانوسهاي احتمالي آن جوشيده و تبخير شده است. در نزديك سطح آن رعد و برق هست. آسمان ان نارنجي روشن و نور آن شبيه نور يك روز زمستاني ابري در زمين است و احتمالاً در آن آتش‌فشان‌ها فوران مي‌كند.

                                                  

 

مريخ

مريخ هر چند كه از زمين بسيار كوچكتر و كم جرمتر است. ولي شرايط آن از تمامي سيارات تحمل‌پذيرتر است. مريخ مشهور به سيار‌ه‌‌ي سرخ است چون سطح آن را گرد و غباري به رنگ سرخ نارنجي پوشانيده است.

جو مريخ كه عمدتاً از دي اكسيد كربن تشكيل شده است. بسيار رقيق است از سطح مريخ آسمان صورتي رنگي ديده مي‌شود چون جوش آن قدر چگال نيست كه آسمان را آبي كند. زاويه‌ي ميل محور دوران مريخ مشابه زمين است كه باعث به وجود آمدن رويدادهايي مي‌گردد.

 

زمين

در بين سياره‌هاي دروني زمين بزرگترين آن‌هاست و تنها سياره‌اي است كه پيش‌تر سطح آن با آب پوشيده شده و جوي دارد كه از ازت و اكسيژن ساخته شده است.

ده‌ها ميليون سال پس از تشكيل زمين عواملي مانند گرما از عناصر پرتوزا نيروي ثقل و ضربات شهابسنگ‌ها موجبات ذوب شدن و جدا شدن را فراهم آوردند. مواد سنگين‌تر به سمت داخل فرو رفتند و مواد سبكتر به سمت خارج بالا آمدند. در اثناي اين دوران جو اصلي زمين را كه عمدتاً هيدروژن بود باد خورشيدي با خود برد. مواد سنگين‌تر هسته را تشكيل دادند و مواد سبكتر پوسته را ساختند.

مرز بين پوسته و گوشته «ناپيوستگي موهورو و يسيك» يا «موهو» ناميده مي‌شود. جو اوليه زمين عمدتاً هيدروژن بود. سپس دي اكسيد كربن، متان، آمونياك و ساير گازهاي متصاعد از پوسته زمين جايگزين آن شد و گياهان اكسيژني را كه تنفس مي‌كنيم توليد كردند. جو كنوني زمين ما را از پرتوهاي ماوراي بنفش خورشيد و از شهابسنگ‌ها در حال سقوط (كه اكثر آن‌ها در لايه‌هاي بالايي جو مي‌سوزند) محفاظت مي‌كنند.

                                                  

 

سياره‌هاي بزرگ

مشتري

مشتري از كليه سيارات ديگر منظومه شمسي به مراتب پرجرم‌تر و بزرگتر مي‌باشد. از لحاظ تركيب، يعني مقدار هيدروژن، هليوم، كربن و ازتي كه دارد بيش‌تر به خورشيد مي‌ماند محور دو رانش تقريباً بر صفحه مدارش عمود است. مشتري خود منبع گرماي خويش است و ستاره‌شناسان معتقدند كه اين گرما از زمان تشكيل مشتري به جاي مانده است. مشتري هسته‌ي مركزي صخره‌اي كوچكي دارد كه از آهن و سيليكاتها ساخته شده است. روي اين هسته پوسته ضخيمي از هيدروژن مايع قرار مي‌گيرد. بالاي پوسته جوي است متشكل از گاز كه عمدتاً مركب از هيدروژن و هليوم است. دماي هسته احتمالاً 000/30 است. علي‌رغم وجود اين منبع گرماي دروني، ابرهاي بالايي آن بسيار سردند. تقريباً (oC150-) مشتري يك ميدان مغناطيسي قوي دارد. ولي اين ميدان در مقايسه با ميدان مغناطيسي زمين معكوس است.

«لكه قرمز» بارزي كه در روي سطح مشتري ديده مي‌شود نيز ناشي از شرايط جوي است. اين لكه محل يك توفان عظيم نيمه دايمي است. رنگ قرمز آن ناشي از وجود فسفر است.

مشتري 16 قمر دارد چهار قمر اول آن را گاليله كشف كرد. اين چهار قمر گاليله موسوم به ايو، اروپا. كاليستر و گانيمد با يك تلسكوپ كوچك به آساني ديده مي‌شوند.

                          

زحل

بعد از مشتري زحل بزرگترين و پرجرم‌ترين سياره‌‌ي منظومه‌‌ي شمسي است. زحل همچنين در بين سيارات كمترين چگالي را دارد و تنها سياره‌اي است كه چگالي‌اش كمتر از چگالي آب است. زحل هسته‌اي صخره‌اي دارد كه اندازه‌ي آن تقريباً به اندازه‌ي زمين است ولي حدوداً سه برابر چگال‌تر است. مرز خارجي آن ممكن است دمايي در حدود oC12000 داشته باشد،‌ ضمن كه فشار آن تقريباً هشت ميليون برابر فشار هواي زمين در سطح درياست. در روي هسته‌ي صخره‌اي لايه‌اي از هيدروژن فلزي قرار دارد كه روي اين لايه هيدروژن مايع است و بعد از آن جو عميقي كه عمدتاً از هيدروژن و هليوم ساخته شده است. ميدان مغناطيسي زحل تقريباً 1100 برابر قوي‌تر از ميدان مغناطيسي زمين است.

حلقه‌هاي زحل ساختار بسيار پيچيده‌اي دارد و متشكل از هزاران حلقه است كه با شكافهاي باريكي از يكديگر جدا شده‌اند. مانند بخش «كاسيني» و بخش «اتكه» حلقه‌ها فوق‌العاده نازك‌اند و هنگامي كه از زمين از سمت لبه در جهت ديد باشند تقريباً ناپديد مي‌شوند. زحل 23 قمر دارد كه بزرگترين آن‌ها تيتان است با قطر 5140 كيلومتر.

 

 

سياره‌هاي بروني

اورانوس

زاويه ميل تقريباً افقي (o98) محور دورانش بدان معناست كه اورانوس از پهلو مي‌چرخد و اين يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد در منظومه شمسي است. تاثير اين امر در «تقويم» اورانوس آن است كه هريك از قطبهاي آن يك دوره بسيار طولاني (21 سال زميني) از تاريكي دارد و دوره آفتابي آن نيز به همان اندازه طولاني است. تعداد قمرهاي اورانوس به 15 مي‌رسد.

اورانوس هسته‌اي صخره‌اي در حدود اندازه زمين دارد كه روي آن اقيانوس عميق از آب فوق گرم واقع است و در بالاي آن جوي قرار دارد كه عمدتاً از هيدروژن و هليوم ساخته شده است.

 

نپتون

اعتقاد بر اين است كه هسته‌اي صخره‌اي دارد از جنس سيليسيوم، آهن و ساير عناصر سنگين كه با گوشته مايعي از متان، آمونياك و آب احاطه شده است. يك تفاوت جالب بين نپتون و اورانوس آن است كه نپتون يك منبع گرماي دروني دارد. از اين رو هر چند كه نپتون به اورانوس خيلي دورتر از خورشيد است، دماي اين دو سياره تقريباً يكسان است.

 

پلوتو

نمي‌توان با اطمينان گفت كه پلوتو به صورت يك سياره همزمان با ساير سيارات در منظومه شمسي تشكيل شده است. جرم پلوتو كمتر از قمر زمين (ماه) است و در سال 1357 (1987)، شارون قمر خود پلوتو كشف شد و از آن زمان زوج پلوتو ـ شارون را گاهي به صورت يك سياره دوگانه به جاي يك سياره و قمرش در نظر مي‌گيرند. در اثناي سالهاي (59-1357) پلوتو و شارون در سمت ديد زمين به طور پيوسته براي يكديگر گرفتگي ايجاد كرده‌اند. پلوتو احتمالاً از صخره و يخ. با جوي بسيار رقيق، تشكيل شده است.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 11:27 |

 

ميكروسكوپ‌ها

تاريخچه

بعضي از وقايع مهم مربوط به ميكروسكوپ به شرح زيرند:

در سال 1655 روبرت هوگ كه يك فيزيكدان بود، اولين مشاهده‌ي ميكروسكوپي را انجام داد. وي براي اولين بار توانست بقاياي ديواره‌ي سلولهاي مرده‌ي گياهي را در برشي از چوب‌پنبه مشاهده كند. در سال 1674 آنتوني‌وان ليوون هوك. كه يك پارچه فروش بود، براي اولين بار توانست تك سلولهاي زنده (پروتوزوآ) را مشاهده كند. در سال 1683 آنتوني و آن ليوون هوگ با تكميل ميكروسكوپي كه ساخته بود، توانست باكتريها را نيز مشاهده كند. در سال 1932 اولين ميكروسكوپ الكتروني اختراع شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اساس كار ميكروسكوپ‌هاي نوري

مي‌دانيم عدسي محدب از شيئ كه بين كانون F و مركز (2F) آن قرار گرفته تصويري بزرگتر، حقيقي و معكوس ايجاد مي‌كند. حال اگر اين تصوير را به وسيله‌ي عدسي محدب ديگري بزرگ كنيم يك ميكروسكوپ ابتدايي ساخته‌ايم به شرطي كه اين تصوير در فاصله‌ي كانوني عدسي دوم قرار گيرد. در اين صورت عدسي دوم تصويري بزرگتر و مجازي را ايجاد خواهد كرد.

در اين ميكروسكوپ ساده:

عدسي اول را كه در مقابل شيئ قرار مي‌گيرد عدسي شيي مي‌نامند و عدسي دوم را كه در مقابل چشم قرار مي‌گيرد، عدسي چشمي مي‌نامند.

  

 

انواع ميكروسكوپ‌هاي نوري

الف) ميكروسكوپ نوري معمولي يا زمينه‌‌ي روشن:

1- ساختمان: يك ميكروسكوپ لوزي معمولي، از اجزاي زير ساخته شده است.

عدسي‌هاي شيئ و چشمي كه معمولاً ميكروسكوپ‌ها چند عدسي شيئ با قدرت متفاوت دارند آينه يا لامپ، كه نور را به نمونه مي‌تاباند، عدسي جمع‌كننده و يا كندانسور كه نور را درست روي نمونه متمركز مي‌كند. عدسي جمع‌كننده با كمك پيچ تنظيم كننده به بالا و پايين حركت مي‌كند تا نور به خوبي روي نمونه متمركز شود. ديافراگم كه با باز و بسته كردن آن به كمك پيچ تنظيم ديافراگم، شدت نوري را كه به نمونه مي‌رسد تنظيم مي‌كند و جايگاه نمونه كه نمونه روي آن قرار مي‌گيرد و پيچهاي تنظيم، كه فاصله‌ي جايگاه نمونه را با عدسي شيئ تنظيم مي‌كنند.

روشهاي جانبي ميكروسكوپي تثبيت. قالب‌گيري، برش‌گيري، رنگ‌آميزي.

                                                                                                    

 

ب) ميكروسكوپ فلورسانت:

ساختمان: در ميكروسكوپ فلورسانت نور فرابنفش به نمونه تابانده مي‌شود. مواد فلورسانت بر اثر برخورد نور به آنها مي‌درخشند و به اين ترتيب جايگاه آنها را در سلول مي‌توان تشخيص داد. حالا شايد اين سوال براي شما پيش بيايد چرا در ميكروسكوپ فلورسانت از نور فرابنفش استفاده مي‌شود؟ وقتي نور به مواد فلورسانت مي‌تابد، مواد فلورسانت بخشي از انرژي دريافتي را تابش مي‌كنند نه همه‌ي آن را. بنابراين نور تابش شده انرژي كمتر و در نتيجه طول موج بلندتري نسبت به نور جذب شده دارد. پس اگر بخواهيم نور تابش شده را ببينيم (نور مرئي) بايد نوري با انرژي بيشتر از نور مرئي به آن بتابانيم. پرتو فرابنفش چنين خاصيتي را دارد. بين منبع نور و نمونه يك فيلتر قرار دارد اين فيلتر فقط به امواج فرابنفش اجازه عبور مي‌دهد و از عبور ساير امواجي كه از منبع گسيل مي‌شوند جلوگيري مي‌كند. بين نمونه و عدسي چشمي نيز يك فيلتر قرار دارد اين فيلتر فقط به پرتوهاي تابش نشده از مواد فلورسانت اجازه‌ي عبور مي‌دهد.

                                                                  

ج) ميكروسكوپ‌هاي اختلاف فاز، تداخلي و زمينه‌ سياه:

ميكروسكوپهاي اختلاف فاز، تداخلي و زمينه سياه براي مشاهده‌ي سلول زنده به كار مي‌روند. در اين ميكروسكوپ‌ها دستگاههاي مخصوصي قرار داده شده‌آند كه مي‌توانند كنتراست نمونه را با محيط اطرافش زياد كنند و آن را بدون رنگ‌آميزي قابل تشخيص سازند.

- به ياد آوريم كه هرچه طول موج كوتاهتر باشد قدرت جداسازي ميكروسكوپ بيشتر است به همين سبب دانشمندان ميكروسكوپي ساختند كه در آن به جاي امواج نوري از امواج الكتروني استفاده مي‌شود و آن را ميكروسكوپ الكتروني ناميدند.

از نظر تئوري، حد تفكيك ميكروسكوپي الكتروني مي‌تواند حدود 002/0 نانومتر باشد يعني 10000 مرتبه كوچكتر از حد تفكيك ميكروسكوپ نوري اما در عمل، حد تفكيك مدرنترين ميكروسكوپهاي الكتروني در بهترين شرايط 1/0 نانومتر (يك آنگسترم) است. حد تفكيك ميكروسكوپ الكتروني براي نمونه‌هاي زيستي، 2/0 نانومتر است توجه داشته باشيم كه اين حد تفكيك حدود 100 برابر بهتر از بهترين ميكروسكوپ‌هاي نوري است.

                                                                      

انواع ميكروسكوپهاي الكتروني

الف) ميكروسكوپ الكتروني گذاره:

اساس كار: ميكروسكوپ الكتروني گذاره بسيار بزرگتر از ميكروسكوپ نور است در اين ميكروسكوپ، برخلاف ميكروسكوپ نوري، پرتوها از بالا به پايين مي‌تابند. اما اصول كار آن مشابه به ميكروسكوپ نوري است. ميكروسكوپ الكتروني گذاره يك ستون بلند دارد و منبع پرتوهاي الكتروني در بالاي اين پيستون واقع است. پرتوهاي الكتروني بعد از عبور از نمونه، به يك فيلم عكاسي يا يك صفحه‌ي نمايش (كه از مواد فلورسانت ساخته شده) برخورد مي‌كنند و موجب تشكيل تصوير مي‌شوند. عكسهاي ميكروسكوپ الكتروني سياه و سفيدند و رنگي نيستند. زيرا برخي پرتوها از نمونه عبور نمي‌كنند و نقاط سياهرنگي را بوجود مي‌آرود.

                                                                    

ب) ميكروسكوپ الكتروني نگاره:

اين ميكروسكوپ تصوير 3 بعدي در اختيار ما مي‌گذارد در نتيجه مي‌توانيم شكل ظاهري نمونه را با آن ببينيم. در اين ميكروسكوپ الكترون از جسم عبور نمي‌كنند. بلكه به سطح نمونه كه قبلاً با لايه‌ي نازكي از فلز سنگين پوشيده شده است برخورد مي‌كند. در نتيجه‌ي اين برخورد الكترونهاي ديگري از سطح جسم تابش مي‌شوند. در ميكروسكوپ دستگاهي وجود دارد كه مي‌تواند الكترونهاي تابش شده از سطح نمونه را تشخيص دهد و براساس آنها تصويري 3 بعدي از نمونه ارائه دهد. قدرت جداسازي ميكروسكوپ نگاره از گذاره كمتر است.

                                          

ميكروسكوپ STM :

حد تفكيك اين ميكروسكوپ به طول موج بستگي ندارد زيرا از هيچ‌گونه امواجي جهت تاباندن به نمونه استفاده نمي‌شود و در آن هيچ نوع عدسي به كار نرفته است.

(به علت نبود عکس ما را ببخشید طی چند روز آینده مشکل رفع خواهد شد)

(عکس ها تزئینی است)

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 11:16 |

حيوانات و گياهان بسيار قديمي نه تنها توسط فرآيند فسيل شدن در صخره‌ها بلكه به طريق ديگر نيز حفظ شده‌اند در بعضي موارد اعضاي نرم بدنشان هم چنان به بقاي خود ادامه داده‌اند براي مثال حشرات و عنكبوتها در عنبر حفظ شده‌اند ماموتهاي پشمالو در دره‌هاي عميق يخ زده به نام لايه منجمد دائمي يافت شده‌اند استخوانهاي گبه‌هاي دندان شمشيري در حفره‌هاي قير بسيار قديمي كشف شده‌اند.

حشرات كه حدود 350ميليون سال پيش ظاهر گشتند اكنون فراوان‌ترين گروه جانوران روي زمين را تشكيل مي‌دهند آنها از اجداد بدون بال خود تكامل حاصل كردند اما بعدها توانايي قدرت پرواز را كسب نمودند در حدود 130 ميليون سال پيش افزايش چشمگير در تعداد و نوع حشرات حاصل شد گروههاي جديد نظير زنبورها، مورچه‌ها و پروانه‌ها بر روي گياهان متعلق به همان دوره رشد و نمو يافتند.

اكنون بزرگترين و متنوعترين گروه حيوانات روي زمين بي‌مهرگان هستند آنها همچنين اولين حيواناتي هستند كه حدود يك ميليون سال در درياها تكامل يافتند تا 600 ميليون سال پيش چتر دريايي پديد آمده و ديگر نرم‌تنان مانند حلزون 50 ميليون سال بعد بوجود آمدند اولين نرم‌تنان ساكن زمين بيش از 400 ميليون سال پيش بر روي زمين ظاهر گشتند و باعث ازدياد حيواناتي نظير حشرات و عنكبوتها شدند.

اين وابستگان عقربهاي امروزي و خرچنگهاي نعل اسبي بين 250 تا 440 ميليون سال پيش در آبهاي شيرين و درياها يافت شدند عقربهاي دريايي از دست و پاي پارو مانند خود براي شناي سريع استفاده مي‌كردند گونه‌هاي بزرگتر آنها تا 1/2 متر (7 فوت) مي‌رسيدند و با چنگالهاي بزرگ خود ماهي شكار مي‌كردند.

 

پيدا شدن بقاياي تمساح گودزيلا

 

                                                                                                                            

بقاياي فسلي تمساحي كه 140 ميليون سال پيش حاكم اقيانوس‌ها بوده و به «گودزيلا» معروف است در پاتاگونيا، منطقه‌اي در جنوب آرژانتين و شيلي، كشف شده است.

تمساح غول‌پيكر يكي از ترسناك‌ترين درندگان جهان بوده است.

دانشمندان اسم اين جانور ترسناك را بخاطر پوزه شبيه دايناسور و دندان‌هاي كج و معوجش «گودزيلا» گذاشته‌اند.

پژوهشگران معتقدند كه اين حيوان از ترسناك‌ترين درنده‌هاي جهان بوده و از خزندگان آبزي ديگر و موجودات بزرگ دريايي تغذيه مي‌كرده است.

اسم رسمي اين جانور را كه براي اولين بار در مجله ساينس معرفي شده داكوسورس اندينينسيس گذاشته‌اند.

برخلاف تمساح‌هاي امروزي اين حيوان كاملاً در آب زندگي مي‌كرده و بجاي پا، باله داشته و طول آن از نوك سر تا انتهاي دم چهار متر بوده و فك آن به تنهائي يك سوم متر درازا داشته است.

تمساح‌‌ها در فاصله 145 تا 65 ميليون سال قبل تكامل پيدا كردند و در سطح جهان پخش شدند.

بقيه انواع زنده تمساح‌هاي آبي فك‌هاي باريك و دندان‌هاي سوزني شكل دارند كه مناسب‌ شكار ماهي‌هاي كوچك و نرم‌تنان ظريف است. اما اين موجود تازه كشف شده آرواره شبيه دايناسور و دندان‌هاي بزرگ اره مانند دارد.

به گفته‌ي يك پژوهشگر: «اين خصوصيات در دايناسورهائي شبيه تيراناسورس ركس هم وجود دارد. اما هيچ كس تصور نمي‌كرد كه يك تمساح آبي هم اين مشخصات را داشته باشد.»

اول بار زيست‌شناسي با نمونه‌اي از گودزيلا در سال 1996 در آبگيري كه زماني خليج عميقي در كناره اقيانوس آرام بوده، برخورد كرد.

اما يافته‌هاي او فقط قطعات كوچكي بودند كه اطلاعات اندكي از اين جانور و  طبيعت و نحوه زيستش ارائه مي‌دادند. زولماگاسپاريني در كنار جمجمه پيدا شده اما اخيراً دو نمونه ديگر از جمله يك جمجمه فسيلي كامل از اين جانور پيدا شده است.

تحليل كامپيوتري از استخوان‌هاي پيدا شده اين جانور نشان مي‌دهد كه اندينينسيس از خانواده تمساح‌هاست. دانشمندان معتقدند اين جانور عادات تغذيه‌اي متفاوتي از همدوره‌هاي خودش پيدا كرده بود.

شكل و اندازه آرواره اين جانور نشان آنست كه از مهره‌داران و خزندگان بزرگ آبزي مثل ايكتيسوروس تغذيه مي‌كرده و نه از ماهي‌هاي كوچك.

 

 

كشف بافت‌هاي نرم در فسيل دايناسور 68 ميليون ساله

دايناسورشناسان نمونه‌هاي ماده‌آي را كه به نظر مي‌رسد بافت‌هاي نرم باشد از استخوان فسيل يك تيناسوروس ركس» (تي‌ركس) استخراج كرده‌اند.

تي‌ركس شايد مهم‌ترين نوع ديناسور باشد و تاكنون نمونه‌هاي بي‌نظيري از آن در ايالت مونتاناي آمريكا كشف شده است.

پژوهشگران آمريكايي گفتند كه اين اجزاي ارگانيك به سلول‌ها و رگ‌هاي ظريف خوني شباهت دارند.

در رشته دايناسورشناسي كه معمولاً آميخته به مجادلات داغ است، اين ادعا به طور يكسان با استقبال و ناباوري روبرو خواهد شد.

در حالت عادي وقتي حيواني تلف مي‌شود، كليه بافت‌هاي نرم آن به سرعت توسط كرم‌ها و حشرات خورده مي‌شود.

استخوان‌هاي باقي‌مانده به مرور زمان بيشتر و بيشتر در عمق گل و خاك فرو مي‌روند و در اثر حرارت و فشار خرد شده و به تدريج جاي خود را به مواد معدني مي‌دهند و سنگ مي‌شوند.

تنها چيزي كه در انتهاي اين فرايند از بقاياي حيوان باقي مي‌ماند در واقع تنها نقش و حالت آن است.

اما وقتي مواد معدني را از قطعه‌اي از فسيل اين تي‌ركس 68 ميليون ساله زدود به الياف شفاف و انعطاف‌پذير رسيدند كه به رگ‌هاي خوني شباهت دارند.

بقاياي فسيلي اين دايناسور در ايالت مونتاناي آمريكا كشف شده است.

همچنين آثاري از آنچه سلول‌هاي خوني به نظر مي‌رسيد پيدا شد. سلول‌هاي ديگري كه به سلول‌هاي سازنده و نگاهدارنده استخوان (اوستيوسايت ها) شباهت داشت كشف شد.

اينكه آيا اين بقاياي نرم متعلق به دايناسور است يا مواد ارگانيكي است كه بعداً به فسيل راه يافته معلوم نيست.

اما اگر تكه‌هايي از مولكول‌هاي دايناسور اصلي در آن وجود داشته باشد، سر نخ‌هاي تازه‌اي درباره ارتباط ميان تي‌ركس و گونه‌هاي زنده مانند پرندگان به دست خواهد داد.

سوال اجتناب‌ناپذيري كه ذهن بسياري را مشغول خواهد كرد اين است كه آيا امكان يافتن «دي ان اي» يا همان «مولكول حيات» اين موجود نيز وجود دارد.

اما مولكول «دي ان اي» بسيار شكننده است و احتمال محفوظ ماندن آن در طول ميليون‌ها سال حتي كمتر است.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 10:33 |

- از بيماري‌هاي چشمي مطلع باشيد و مداوماً براي دادن تست بينايي نزديك پزشك برويد.

بيشتر مشكلات بينايي از بيماري‌هاي چشمي مثل پيري چشم، آب آوردن چشم، بيماري‌هاي ديابت شبكيه و آب مرواريد ناشي مي‌شود.

در پيري چشم، سفت و سخت شدن رگ‌هاي چشم از ورود اكسيژن و مواد غذايي جلوگيري كرده و باعث مي‌شود كه به شبكيه چشم آسيب برسد. 54 درصد بيماريهاي چشم در آمريكا مربوط به اين بيماري است.

آب آوردن چشم بيماري است كه به عصب‌هاي چشم كه اطلاعات بينايي را از مغز به چشم منتقل مي‌كند صدمه مي‌زند. به خاطر اينكه تا تعداد زيادي از اين عصب‌ها خراب نشوند و صدمه نبينند، مشكلي براي بينايي فرد ايجاد نمي‌شود، بيش از نيمي از افراد مبتلا به اين بيماري اصلاً از آن خبر ندارند و زماني متوجه مي‌شوند كه ديگر خيلي دير شده است.

بيماري‌هاي ديابت شبكيه يكي از عوارض مزمن بيماري ديابت است. در اين بيماري، رگ‌هاي خوني شبكيه چشم مسدود شده و صدمه مي‌بينند. تقريباً نيمي از افراد ديابتي به اين بيماري‌ چشمي مبتلا مي‌شوند.

آب مرواريد از تيره و تار شدن عدسي چشم ناشي مي‌شود كه معمولاً به ديد كم مي‌انجامد.

چون تشخيص زودهنگام مي‌تواند تاثير بسيار زيادي داشته باشد، توصيه مي‌كنيم كه مداوماً براي آزمايشات چشم به دكتر مراجعه كنيد. افراد بالاي 65 سال و افرادي كه مبتلا به ديابت هستند براساس بيماري‌هاي ذكر شده بيشتر در معرض خطر هستند و بهتر است كه سالانه حتماً آزمايش چشم بدهند. پزشك چشم مي‌تواند حتي قبل از اينكه شما علائم بيماري را در خود مشاهده كنيد، بيماري شما را تشخيص داده و به شما براي درمان آن كمك كند.

- از عينك آفتابي استفاده كنيد

همه ما مي‌دانيم كه استفاده از كرم‌هاي ضد آفتاب براي پوستمان بسيار خوب است، اما بيشتر افراد فراموش مي‌كنند كه چشمانشان نيز به محافظت در برابر آفتاب نياز دارد. نيازي نيست كه حتماً مستقيم به خورشيد نگاه كنيد تا چشمانتان آسيب ببيند. اشعات UV مي‌تواند از روي برف، شن، سنگ فرش و آب منعكس شود.

اين اشعات UV احتمال ابتلا به پيري چشم و آب مرواريد را افزايش مي‌دهد و همچنين به آفتاب سوختگي قرنيه چشم نيز مي‌انجامد كه باعث كوري موقت مي‌شود.

عادت كنيد كه هميشه در بيرون از ساختمان از عينك آفتابي استفاده كنيد اما فكر نكنيد اگر عينك آفتابي شما خيلي تيره است مقاومت بيشتري در برابر آفتاب دارد. قبل از خريد عينك آفتابي اطمينان حاصل كنيد كه 100 درصد در برابر اشعات UV محافظ است 

3- از خستگي چشم جلوگيري كنيد

نشستن طولاني مدت پشت كاميپوتر باعث خستگي چشم مي‌شود كه باعث صدمه زدن به چشم است. تاثيرات كوتاه مدت خستگي چشم غيرقابل انكار است: درد چشم، آبريزش چشم، تاري چشم و سردرد.

براي كاهش خستگي چشم در مواقع كار با كامپيوتر نكات زير را رعايت كنيد:

· نور كامپيوتر را با استفاده از فيلترهاي نور يا تغيير جهت كامپيوتر كاهش دهيد.

· خيلي نزديك به مانيتور ننشينيد چون نگاه كردن به چيزي كه خيلي نزديك چشم قرار دارد خستگي چشم را بيشتر مي‌:ند.

· نور زمينه را تنظيم كنيد.

· ماهيچه‌هاي چشم را با گاه گاه نگاه كردن به جسمي در فاصله دور استراحت دهيد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 10:32 |

قارچها

شاخه ميكوتا

ردة كتيريد يوميست‌ها

ردة ائوميست‌ها

ردة آسكوميست‌ها

ردة زيگوميست‌ها

ردة بازيديوميست‌ها

ردة دوتروميست‌ها

 

 

 

مشخصات عمومي

قارچها وجوه اشتراك فراواني با گياهان و آغازيان دارند. در مواقع، قارچها را گاهي جزء اين جانداران طبقه‌بندي مي‌كنند. اما قارچها از بسياري جهات چنان با ساير جانداران متفاوتند كه بيشتر زيست‌شناسان آنها را در سلسله‌اي مجزا قرار مي‌دهند.

قارچها زندگي بسيار موفقيت‌آميزي دارند. تقريباً در همه زيستگاههاي در دسترس كه روي زمين وجود دارد، يافت مي‌شوند و بسياري از آنها از لحاظ اقتصادي و پزشكي جائز اهميتند. همة قارچها هتروتروفند. بيشترشان زندگي آزاد و ساپروتروفي دارند، اما بسياري هم به صورت انگل يا ساير صورتهاي رابطه‌‌ي همزيستي، زندگي مي‌كنند. قارچها به همراه باكتريها تجزيه‌كنندگان اصلي جهان جانداران را تشكيل مي‌دهند.

گروه قارچها را مي‌توان به منزلة اوج حالت كوكيسن در تكامل آغازيان محسوب داشت. بدن يك قارچ، چند هسته‌اي و فاقد مرزهاي سلولي در داخل است، اما جدارهاي ناقصي در دو گروه آسكوميست‌ها و بازيديوميست‌ها وجود دارد. بدين ترتيب يك قارچ توده‌ي پيوسته‌اي از ماده‌ي زنده است كه مي‌تواند افزايش حجم يابد و تعداد هسته‌هايش بيشتر شود. سلولهاي واقعي با ديواره‌هاي كامل و يك هسته در هر كدام، فقط در هنگام توليدمثل تشكيل مي‌شود.

ديواره‌هاي سخت در قارچهاي ناقص سلولزي و در بيشتر قارچهاي عالي، پلي ساكاريد ديگري به نام كيتين است. ماده‌ي كتين توسط هيچ كدام از گياهان ساخته نمي‌شود، اما پوشش سفت و خارجي بدن حشرات، خرچنگها و ساير بندپايان را همين ماده تشكيل مي‌دهد.

واحد اساسي بين قارچ‌ها عموماً هيف است، كه لوله‌اي شكل و اغلب به صورت رشته‌هاي منشعب است. هيف در حين رشد افزايش طول مي‌يابد و منشعب‌تر مي‌شود. معمولاً مقدار زيادي هيف درهم شده و شبكه‌اي نامنظم به نام ميسليوم را پديد مي‌آورند. هيف‌ها مي‌توانند با نظمي بيشتر به هم فشرده شده و شكلهايي چون قارچهاي چتري را حاصل آورند.

كتاب: دانش زيست‌شناسي جلد 3

نويسنده: مولفان: پل وايس، ريچارد كوف

مترجمان: حميده علمي غروي، حسين دانش‌فر

 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:50 |

مارها

افعي ماري است سمي از تيره‌ي افعيها. در آفريقا و بخشهايي از آسيا و اروپا و آمريكا يافت مي‌شود. در دشت‌ها و بيابان‌ها و جنگل‌ها و مناطق شني يا صخره‌اي زندگي مي‌كند.

 

درازي بعضي از افعيها از سر تا دم به دو متر هم مي‌رسد آن‌ها بدني نسبتاً چاق و دمي كوتاه دارند مردمك چشمهاشان دراز و قائم و شبيه مردمك چشم گربه در روشنايي است. افعي‌ها بدني پوشيده از پوست فلسدار و با رنگ‌هايي گوناگون دارند. رنگ افعيها ممكن است سياه، خاكستري، زرد، قهوه‌اي يا قرمز باشد. افعيها دو دندان نيش دراز در آرواره‌ي بالا دارند. اين آرواره متحرك است در دو طرف سر افعي غده‌هايي وجود دارد كه وقتي افعي دندان‌هاي خود را در بدن جانوري فرو مي‌برد، از آن‌ها سم بيرون مي‌آيد و  از راه شياري كه در دندان‌هاي نيش وجود دارد وارد بدن شكار مي‌شود سم اين جانور بيشتر به رنگ زرد مايل به سبز است. اين سم داراي دو ماده‌ي متفاوت است كه يكي از آن‌ها سبب خونريزي در درون بدن و سستي آن مي‌شود و ديگري بافتهاي عصبي را مسموم مي‌كند.

غذاي اين جانور بيشتر موش صحرايي، مارمولك، قورباغه، بعضي از حشره‌ها، پرندگان كوچك، تخم‌ و جوجه‌ي پرندگان است افعيها بيشتر در هنگام شب به دنبال شكار مي‌روند. افعي‌ها زمستان را زير زمين مي‌گذرانند بيشتر افعي‌ها زنده‌ز‌ا هستند و بعضي از آن‌ها تخم‌گذارند افقي تا 22 سال عمر مي‌كند. افعي در بيشتر نقاط ايران زندگي مي‌كند مهمترين افعي‌ها عبارتند از: افعي چالدار، افعي قفقازي، افعي دماوندي، افعي البرزي، افعي شاخدار و افعي دماغ‌ دراز ريگزار.

 

                          


انواع مار

افعي شاخدار

خانواده: ويپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: مارمولك و جوندگان

زيستگاه: مناطق شني، صخره‌اي، بوته‌زارها و زير تخته سنگ‌ها

پراكندگي: اكثر استان‌هاي كشور

اندازه: حداكثر طول بدن 108 سانتي‌متر    

                                           

 

افعي دماوندي

خانواده: ديپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: حشرات و موش‌ها

زيستگاه: مناطق كوهستاني و علف‌زارها

پراكندگي: دماوند، فيروزكوه

اندازه: حداكثر اندازه‌ي طول بدن 79 سانتيمتر

 

                           

 


گرز مار

خانواده: ديپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: مارمولك، جوندگان، پرندگان كوچك

زيستگاه: علف‌زارها، كوهستان‌ها

پراكندگي: اكثر استان‌هاي كشور

اندازه: حداكثر اندازه‌ي طول بدن 168 سانتي‌متر

 

                            

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:47 |

مغز در گذر تاريخ

حتماً مي دانيد كه دستگاه عصبي يعني مغز، نخاع. اعصاب محيطي براي ادامه زندگي، حياتي است. اين دستگاه عصبي است كه شما را قادر به حس كردن. حركت كردن و فكر كردن مي‌كند.

نوشته هاي كه از 5000 سال قبل از پزشكان مصر باستان باقي مانده نشان مي دهد آنها به خوبي با بسياري از علائم مغزي آشنا بوده اند. با اين حال اين نكته هم كاملاً واضح است كه از نظر آنها جايگاه روح و حافظه و فكر، قلب بوده نه مغز. به همين دليل هم مصري‌ها كه همه اجزاي بدن مردههايشان را به دقت براي زندگي پس از مرگ حفظ مي كردند، مغز متوفي را از طريق بيني خارج كرده و دور مي‌ريختند. تا زمان بقراط هيچ شكي در اينكه قلب محل هوشياري و فكر است وجود نداشته است.

 

 

تصوير مغز در يونان قديم

بقراط عقيده داشت مغز نه تنها محل حس است بلكه فكر و عقل هم در آن جاي دارد. البته اين عقيده در مجامع علمي آن زمان پذيرفته نشد و مثل ساير اوقات فلاسفه پيروز شدند. ارسطو فيلسوف معروف يوناني اين عقيده را كه قلب تنها محل فكر و حس است بار ديگر به همه تحميل كرد حتماً مي‌پرسيد: ارسطو براي مغز چه نقشي قائل بود؟ شايد باور نكنيد، ولي او عقيده داشت مغز رادياتوري است كه خون موجود در قلب را خنك مي‌كند. در واقع مغز از نظر او كولر بدن بود.

 

تصوير مغز در تمدن روم

مهمترين تصويري كه پزشكان روم باستان در مورد مغز داشتند به تصورات جالينوس بر مي‌گردد. او پزشك گلادياتورها بود. او براساس تجربه ديده بود كه صدمات مغزي و نخاعي در گلادياتورها باعث نقايص حسي و حركتي و مشكلات فكري در آنها مي‌شود. از طرفي او مغز بسياري از حيوانات به خصوص گوسفند را تشريح كرد و متوجه شد مغز از دو قسمت اصلي مخ در جلو و مخچه در عقب تشكيل شده است. بقراط معتقد بود كه شكل هر عضو از بدن با كاري كه انجام مي‌دهد متناسب است. بر همين اساس گالن نظريه جالبي را ارائه كرد. نظريه‌اي كه با يك استدلال غلط به نتيجه‌ درستي مي‌رسيد. او وقتي مغز گوسفندان را تشريح مي‌كرد، متوجه شد بافت مخچه در مغز سفت‌تر از بافت مخ است و از اين تفاوت نتيجه گرفت كه جاي حس و حافظه بايد در مخ نرم و محل حركت عضلات در مخچه سخت‌تر باشد. امروزه مي‌دانيم كه مخ و محل حس حافظه و البته بخشي از حركت و مخچه محل تنظيم حركات است. در تاريخ علم اين اولين باري نبود كه يك استدلال غلط به نتيجه درستي منتهي مي‌شد.

 

تصوير مغز در قرن نوزدهم

تا پايان قرن هجدهم نظراتي كه در مورد مغز وجود داشت به 4 اصل محدود مي‌شد:

1- آسيب به مغز مي‌تواند باعث از بين رفتن حس‌ها و حركت و فكر شود.

2- مغز از طريق اعصاب با بدن ارتباط دارد.

3- مغز از دو قسمت مخ و مخچه تشكيل شده است كه كارهاي مختلفي دارند.

4- مغز مثل يك دستگاه مكانيكي كار مي‌كند.

در 100 سال بعدي به اندازه تمام سال‌هاي قبل در مورد شناخت مغز پيشرفت حاصل شد. در اين دوره چهار كشف كليدي مسير تحقيقات را دگرگون ساخت.

 

تئوري تكاملي دستگاه عصبي

در سال 1859 چارلز داروين مقاله‌اي تحت عنوان منشاء گونه‌ها منتشر كرد و در آن نظريه تكامل خود را ارائه كرد. نظريه‌اي كه تمام جهان را تكان داد. او رفتارهاي گونه‌هاي مختلف را بررسي كرد و متوجه شد كه خيلي از رفتارها در گونه‌هاي مختلف با هم شباهت دارد. مثلاً در هنگام ترس مردم چشم‌ها گشاد شده. ضربان قلب افزايش مي‌يابد و موها سيخ مي‌شود. اين واكنش در سگ‌ها، ميمون‌ها و حتي انسان مشابه است پس شايد مغز همه گونه‌ها ساختار مشابهي داشته باشند. تحقيقات بعدي نشان داد نتايجي كه از آزمايش روي مغز حيوانات به دست مي‌آيد مي‌توان به مغز انسان تعميم داد. امروزه براي بررسي اثر اعتياد به كوكائين روي مغز از موش‌ها استفاده مي‌شود زيرا معلوم شده است مغز موش‌ها به طريق كاملاً مشابه با انسان‌ها به كوكائين معتاد مي‌شوند. از طرف ديگر شواهدي كه از بررسي مغز حيوانات مختلف به دست آمده فرضيه داروين را بيش از پيش مورد تائيد قرار مي‌دهد. مثلا مشخص شده در ميمون‌هايي كه دائم بايد از شاخه‌اي به شاخه ديگر بپرند، به علت نياز به حس بينايي قوي، ناحيه بينايي مغز رشد بيشتري داشته است. در حالي كه در موش كور كه براي زندگي متكي به حس لامسه است حجم عمده مغز مربوط به نورون‌هاي حسي لامسه است.

 

 

 

قرن بيستم و آينده

پيشرفت‌ها به سرعت ادامه يافت. امروزه سلول به سلول و مولكول به مولكول مغز در حال شناسايي است. امروزه مي‌دانيم كه نحوه ايجاد جريان الكتريكي در رشته‌هاي عصبي، جابه‌جايي يون‌هاي سديم و پتاسيم از كانال‌هاي سلولي و ايجاد اختلاف پتانسيل بين داخل و خارج رشته عصبي است. امروزه مي‌دانيم هيچ حركتي، هيچ حسي و هيچ فكري و حتي هيچ تخيلي بدون وجود مغز ممكن نيست. هر ميلي‌متر از مغز مسئوليت خاصي را به عهده دارد. نوشتن، خواندن و ديدن، صحبت كردن، خوابيدن و بيدار شدن، آموختن، از بر كردن، محاسبه كردن و خشم گرفتن و به ياد آوردن همگي وزرايي در كابينه مغز دارند. شايد مهمترين چالش‌هاي علم اعصاب در سال‌هاي آينده، بر سر يافتن منشاء مغزي رفتارهاي متعالي انسان مثل عشق، مهر، شادي، غم و شايد خوبي و بدي باشد.

برگرفته از كتاب Neuroscience Exploring the Brain Mark F. Bear

 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:41 |

به نام خالق هستي بخش

حرف اول

شكر خداي تبارك و تعالي كه نيروي تفكر عطا نمود تا به واسطه ي آن به كمال برسيم و كمال يعني نقطه ي اوج انسانيت و كمال چون درختي ماند كه نيروي تفكر حكم ريشه‌هايش، توان دست ها حكم تنه و اراده ي ما در مقام شاخه هايش است. و اما دانش كه به مانند انوار خورشيدي مي ماند براي بقاي گياه و تبديل آن از نهالي تا درختي آن چه در پيش رو داريد قطره اي است از درياي بيكران هنر هستي و به اميد آن كه قدمي باشد براي رسيدن به مقصود. نقص بسيار است و راه طولاني، پس ببخشاييد ما را به سبب نقصان بسيار و كوچكي قدم.

سپاس آناني را كه ياري نمودند ما را تا بياموزيم كه زيبا بينديشيم و راهنمايي بودند براي ما تا مقصد را بشناسيم و درست به سوي آن گام برداريم. رهنماياني كه به خود سخت مي‌دهند تا ما هست شويم.

سپاس از سركار خانم صاحب فصولي، سركارخانم كوشكي و پدر و مادران بزرگوار جمع كوچك ما

ملنيوم

 

 

پيوست:

در صورت داشتن انتقاد يا پيشنهاد مي توانيد از طريق پست الكتريكي مجله با ما در تماس باشيد. با تشكر melenium _f_ hezareh @ yahoo.com

فهرست، تهيه كنندگان

كادر مجله:

(مدرسه‌ي راهنمايي فرزانگان كرج «سازمان پرورش استعدادهاي درخشان»)

كلاس سوم راهنمايي:  4/3

مدير مسئول: سركار خانم صاحب فصولي

سردبيران:  سعيديان، اسماعيل زاده

گروه تحقيق و جمع آوري مطلب (دانش آموزان كلاس) به ترتيب حروف الفبا

اسماعيل زاده ـ بركتي ـ پيشگاهي ـ جعفري ـ جواهري ـ حلقه سيمين ـ دهقان ـ راستگويان ـ رحيمي‌نژاد ـ سالاريان ـ سعيديان ـ سنجابي ـ سيد صالحي ـ شاداب ـ طاهري ـ عزيز زاده ـ علي پور ـ كوچك لو ـ محمدي محمدي وارياني ـ معين الدين ـ موفق ـ نظافت

 

ساخت و بلاگ و آپديت: سعيديان

 

ملنيوم  چيست؟

ملنيوم يك مجله الكترونيكي  دانش آموزي است در زمينه ي زيست شناسي، نجوم، گياه شناسي و زمين شناسي.

انشاالله اگر در توانمان باشد زمينه ي كاريمان را گسترش خواهيم داد دهيم.

 

ملنيوم چگونه شكل گرفت؟

به پيشنهاد دبير محترم زيست شناسي مركز اقدام به تهيه ي مجله نموديم. ابتدا قرار بر اين بود كه مجله چاپ شود امّا بنا به دلايلي تصميم گرفتيم مجله را به صورت الكترونيكي در آوريم. چندي از دلايل:

 

1ـامكان به روز كردن سريع مطالب

2ـ امكان درج مطالب بهتر و بيشتر بدون پرداخت هزينه هاي گزاف چاپ و صفحه بندي

3ـ امكان دسترسي تمامي دانش آموزان ، به ويژه دانش آموزان سمپاد به مجله

 

هدف ملنيوم چيست؟

اگر امكان بررسي در همه ي زمينه هاي علوم پايه محقق شود ، تلاش بر اين است كه يك مجله تخصصي پر بار تقديم عزيزان شده و قابل استفاده ي عموم باشد. انشاالله

 

 

 

ملنيوم يعنيييييييي چههههههههههه؟

ملنيوم يعني هزاره.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه دوم فروردین 1385 و ساعت 23:12 |