X
تبلیغات
meleniom
گفتم شايد بهتر باشه با يه پست اين جا رو تمومش كنم 4/3 مثل همه اتفاقاي زندگي خاطره شد و رفت... بچه ها واسه اين مجله زحمت كشيدن من هم خيلي واسه اين وبلاگ وقت گذاشتم و دريغ دبير زيست شناسي مون حتي نيومد يه نگاه بندازه هميشه همين بوده و هست 4/3 ها دوستتون دارم كوچيك شمام خداحافظ
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 1:56 |

سرد شدن پاها و افزايش سرماخوردگي


 
يک گروه از محققان با انجام تحقيقي موفق شدند براي يکي از بحث انگيزترين توصيه‌هاي عاميانه، مبنايي علمي پيدا کنند.
در عرف عاميانه در ميان ملل مختلف اين نظر کم و بيش رايج است که اگر بدن افراد و به ويژه پاها و انگشتان يخ کند، شخص دچار سرماخوردگي مي‌شود. با وجود رواج اين باور در ميان فرهنگ‌هايي که با پديده سرما آشنايي دارند، افراد شکاک آن را به‌عنوان يک باور غيرعلمي رد مي‌کردند.
به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي، يک گروه از محققان با قرار دادن پاهاي شماري از دانشجويان داوطلب در سطلي مملو از آب‌يخ و مقايسه آن با شرايط دانشجويان داوطلب ديگري که در اين شرايط قرار نداشتند به نکته ي مهمي پي بردند که دلايل محکمي در دفاع از اين باور رايج و عاميانه است.
سرد شدن پاها موجب کاهش جريان خون در بيني و تعداد گلبول هاي سفيد مي شود. در نتيجه از توان دفاعي بدن در برابر ميکروب ها کاسته مي شود.
در اين تحقيق روشن شد که سرد شدن پاها موجب تنگي رگ‌هاي خون‌رسان و کاهش جريان خون به بيني شخص مي‌شود و با کاهش ميزان خوني که در بيني جريان مي‌يابد، تعداد گلبول‌هاي سفيد خون در اين ناحيه کم مي‌شود. گلبول‌هاي سفيد در برابر هجوم باکتري‌ها و ميکروب‌ها از بدن دفاع مي کنند. به اين ترتيب با کاسته شدن از توان دفاعي فرد در برابر پادتن‌ها (مثل ميکروب ها)، شخص آمادگي بيشتري براي ابتلا به سرماخوردگي پيدا مي‌کند.
به اعتقاد محققان، هرچند که سرماخوردگي مي‌تواند به دلايل مختلفي بروز کند، نظير اين که شخص در معرض سرفه يا عطسه ي يک فرد مبتلا قرار گيرد، اما در شرايط متعارف و عادي، گرم نگاه داشتن پاها و بدن مي‌تواند بر ميزان توانايي دستگاه ايمني بدن و مقابله با سرماخوردگي بيفزايد

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه بیست و دوم دی 1385 و ساعت 1:12 |

درفیزیک رابطه ای برای فشار داریم که:

                        =ρgh p0 p–

اگر p0 را فشار خون موجود در قلب در نظر بگیریم چون چگالی خون و  g گرانش معلوم است تنها فاکتوری که باقی می ماند h است که می توان آن را فاصله قلب تا ساق پا دانست .

با در نظر گرفتن قلب به عنوان مرکز و چون h رابطه مستقیم با p دارد میتوان نتیجه زیر را بدست آورد:

افرادی که قد بلندی دارند چون مقدارh زیاد می شود p نیز زیاد و فرد احساس پا درد می کند ولی افراد کوتاه قد در مقایسه با افراد بلند قد به دلیل کمتر بودن h میزان فشاری که به خاطر ایستادن در پا احساس می کنند کمتر است .

این هم لطف کوتاه قد بودن.

 

 

 جالبتر آنکه چگونه زرافه زنده و به زندگی ادامه می دهد چون در حالت عادی با شبیه سازیهای انجام شده اگر فشاری که به مویرگهای مغز زرافه وارد می شود را به مویرگ شبیه سازی شده وارد کنیم مویرگ متلاشی میشود اما مویدگهای مغززرافه می تواند این فشار را تحمل کنند.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه یازدهم شهریور 1385 و ساعت 2:51 |
سلام دوستان

خبرهای عالی از مرکز

خانم الهه السادات نقیب موفق به کسب مدال طلای کشوری در المپاد نجوم شدند و به المپیاد جهانی راه یافتن

خانم سپیده حسن مقدم هم طلای کشوری گرفتن از راه یابیشون به جهانی خبری نداریم به زودی اطلاع کسب می کنم

خانم نگار  زاهدی مهر هم نقره کسب کردن

خب ایشاا... همیشه خبرهای خوف بشنویم.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه هفتم مرداد 1385 و ساعت 12:45 |

نبرد شهر ونيز علیه حمله جلبک های غول آسای دريايی

شهرباستانی ونيز ايتاليا نه تنها خود را برای ورود هزاران مهمانان جهانگرد آماده می کند بلکه در انتظار مهمان ناخوانده ای نيز هست.
به گزارش شبکه BBC ، اين مهمان ناخوانده جلبک بزرگی است که آب کانال های سرتا سر ونيز را می تواند به پوشاند. اين جلبک دريايی، در اصل گياهی از کشور چين است که می تواند تا سه متر رشد کند. images/20060626/venezia.jpg
با فرارسيدن فصل تابستان و گرم شدن آب های کم عمق مرداب در نزديکی شهر ونيز جلبک «اونداريا پيناتيفيديا» به شدت و با سرعت رشد می کند.
محققين هشدار داده اند که اگر رشد اين جلبک مهار نشود می تواند راه کانال های متعدد شهر ونيز را مسدود کند.
آنها همچنين گفته اند که اين جلبک احتمالا به طور تصادفی توسط يک کشتی که گنداب های خود را در آب های دريای آدرياتيک تخليه کرده به مرداب ونيز و بعد از آن به خود شهر منتقل شده است.
جلبک «اونداريا پيناتيفيديا» به اندازه ای بزرگ است و سريع در همه جا گسترش می یابد که فضای کمی را برای ديگر گونه های زيستی باقی می گذارد.
زيست شناسان در موزه تاريخ طبيعی ونيز گفته اند بعيد است اين جلبک بتواند به ساختمان های تاريخی ونيز آسيب وارد کند اما از بين بردن آن تقريبا غير ممکن است مگر اين که جانوری آن را به عنوان غذا مصرف کند.

جام جم

 

 

                                         نقش اعصاب در كنترل قند خون

نتايج يك بررسي جديد نشان مي دهد پيام‌هاي عصبي كه پس ازصرف غذامستقيما به‌لوزالمعده مي رسند در كنترل قند خون نقش بسيار مهمي دارند .
به نوشته تازه ترين شماره نشريه سوخت و ساز سلولي , با توجه به يافته‌هاي اخير مي‌توان گفت:آن دسته ازداروها كه مي‌توانند پيام هاي عصبي‌منتقل شده به لوزالمعده را تقويت كنند در كاهش قند خون در مبتلايان به ديابت نقش مهمي دارند .اين يافته مي‌تواند امكان ساخت داروهايي مناسب براي كنترل قند خون را فراهم كند .به گفته محققان براي آنكه اين اعصاب بتوانند اثر خود را اعمال كنند بايد گيرنده هاي موسوم به "ام سه" را تحريك كنند.ولي با توجه به اينكه اين گيرنده ها در ديگر بخش هاي‌بدن هم وجود دارند ممكن است استفاده از انها عوارض جانبي ايجاد كند .

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 23:35 |
به به چه عجب بعد از عنقریب( دیکته اش درسته؟؟؟!) یک ماه ۶ تا نظر تو وبلاگ دیدم. ممنون از لطفتون. مرسی آقا کیارش بالاخره یکی ایم ملنیوم رو تحویل گرفت.!

خب دوباره می نویسیم منتظر باشید!

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در دوشنبه پنجم تیر 1385 و ساعت 23:23 |
سلام خوبید؟ واقعا ممنون که ما رو با نظرات فراوانتون سر افراز کردید!!

می دونم که وبلاگ یه ذره مشکل پیدا کرده وخصوصا عکس ها ودتیه که آپ نکردم

ولی قول میدم بعد امتحانا بهش برسم

خب فعلا

آهان نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه سیزدهم خرداد 1385 و ساعت 13:12 |
 

انواع ابرها

 

به طور كلي، انواع مهم ابرها را به طور خلاصه به شرح زير مي‌توان بيان داشت:

1- ابرهاي سيروس (Cirrus) : اين ابرها از مرتفع‌ترين ابرها بوده واغلب به صورت پرمانند و سفيد رنگ و شفاف (ملو از بلورهاي يخ) در آسمان ديده مي‌شوند. اين ابرها بعضاً به صورت دسته‌هاي منظم جدا از هم، در آسمان ديده مي‌شوند در اين صورت موسوم به سيروس‌هاي هواي خوب بوده و اگر توأم با ابرهاي سيرواستراتوس و آلتواستراتوس گردند. معمولاً علامت هواي بد مي‌باشند.

 


2- سيرو استراتوس (Cirrostratus) : اين ابرها را مي‌توان سيروس‌هاي نازك تور مانندي دانست كه از ابرهاي كوچك سفيد و به هم فشرده به شكل گوله پشمي شكيل يافته‌اند و به علت شفافيت خورشيد و ماه و ستارگان از پشت آنها قابل رويت بوده و اغلب هاله‌اي دور خورشيد و ماه تشكيل مي‌دهند. اين هاله‌ نتيجه شكست نور بوسيله بلورهاي يخ معلق در هوا است ظهور اين ابرها، علامت نزديك شدن هواي طوفاني بوده و به همين لحاظ، اين ابرها را مي‌توان پيش از فرا رسيدن هواي بد و يا حالت‌هاي طوفاني هوا، مشاهده نمود.

3- سيرو كومولوس (Cirrocumulus) : اين ابرها اغلب از توسعه ابرهاي سيرو استراتوس حاصل شده و بدون سايه مي‌باشند و غالباً به جاي خورشيد و ماه هاله‌اي در آسمان بوجود مي‌آورند. ساختمان آنها اغلب متشكل از قطعات سفيد رنگ بوده و معمولاً پيش از ابرهاي سيروس در آسمان ظاهر مي‌شوند. ظهور آنها در آسمان، مقدمه فرا رسيدن هواي ابري و طوفاني است.

 



4- آلتو استراتوس (Altostratus) : اين ابرها به صورت لايه‌هاي يكنواخت و متحدالشكل خاكستري يا متمايل به آبي به صورت تركيبي از الياف، آسمان را مي‌پوشانند.
به علت قشر ظريف اين ابرها تشخيص موقعيت خورشيد از پشت آنها امكان‌پذير است معمولاً پس از پيدايش ابرهاي آلتو استراتوس، ريزيش‌هاي جوي در سطح وسيعي به طور مدام شروع مي‌گردد.


5- آلتوكومولوس : (Altocumulus) اين ابرها شامل لايه‌ها و يا تكه‌هاي بزرگ گوي مانندي از قطرات زير آب بوده كه معمولاً بصورت شيار و يا امواج نسبتاً منظمي مشاهده مي‌گردد. جريان عمودي هوا در لايه‌اي كه بوسيله اين ابرها پوشيده شده، سبب رشد سريع قابل ملاحظه‌ايي در جهت عمودي در اين ابر مي‌گردد به همين سبب، اين ابرها اغلب در بالاي قلل كوهها و يا در فوق جريانات عمودي مشاهده مي‌گردند . اين ابر اغلب شكل عدسي دارند . پديدار شدن اين ابرها در آسمان بيانگر شرايط بد هوا و ايجاد رعد و برق مي‌باشد.
 



6- استراتوس : (Stratus) نوع اصلي اين ابر لايه‌اي يكدست و شبيه مه مي‌باشد . و معمولاً به صورت توده متراكمي از بخار آب كه قطر آن در همه‌جا يكسان است، مشاهده مي‌گردد. ارتفاع اين ابر از سطح زمين بسيار كم است بارندگي در اين ابرها در حرارت‌هاي فوق صفر درجه سانتي‌گراد بصورت ريزدانه مي‌باشد.


7- استراتوكومولوس (Stratucumulus): اين ابرها داراي رنگي تيره و يا سفيد متمايل به خاكستري بوده معمولاً بصورت دسته يا خطوط و يا توده‌هاي كروي مانند بزرگ و امواج كروي از ابرهاي خاكستري با فواصل و شكاف‌هاي روشن تشكيل مي‌گردد. اين ابرها اغلب بيشتر آسمان را پوشانده و بارندگي آن بصورت ريزدانه بود. و در نتيجه فاقد شرايط بارندگي‌هاي رگباري است.
 



8- نيمبواستراتوس : (Nimbostratus) اين ابرها متراكم و فاقد شكل معيني بوده و تمام آسمان را به‌طور نامنظم مي‌پوشانند بارندگي‌هاي حاصل از اين ابرها اغلب مداومند.


9- كومولوس: (Cumulus) اين ابرها اغلب ساختمان گل كلمي داشته و سطح بالاي آن حالت گنبدي دارد و متشكل از قطعات كوچك ابرهاي سفيد پنبه‌اي است كه معمولاً صبحگاهان در امتداد ارتفاعات تشكيل مي‌گردند و داراي حالت جوشش (در اثر صعود هواي مرطوب) هستند . قطعات پراكنده اين ابرها تقريباً داراي ارتفاع يكسان و معرف به كومولوس‌هاي هواي خوب مي‌باشند.
 



10- كومولونيمبوس (Cumulunimbus): اين ابرها را توده‌هاي بزرگ و انبوه ابر كه به شكل برج عظيمي سر به آسمان كشيده‌اند تشكيل مي‌گردند رنگ قسمت فوقاني در اين ابرها متمايل به آبي و سطح زيرين آب كاملاً تيره مي‌باشد . اين ابرها به نام ابرهاي رعدوبرق نيز معروف‌اند. و بارندگي آنها بصورت رگباري است. اغلب با يك جبهه سرد و فعال همراه بوده و يا در اثر ناپايداري محلي ايجاد مي‌شوند و در عرض‌هاي ميانه اغلب در اوايل بهار و پاييز مشاهده مي‌شوند.

 


 

مطلب:اسمعیل زاده

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:33 |

طلاي سياه ، اندوخته روبه پايان

 

 

پس از آب ، نفت فراوان ترين مايع در بخش هاي بالايي پوسته زمين است . نفت يک منبع غني از مواد شيميايي است . حدود 87% هر بشکه نفت براي سوزاندن و 13% براي ساخت بکار مي رود . بي توجهي در مصرف نفت باعث ورود مقادير زيادي Co2  در هوا و آلودگي هوا مي شود .

 

به زغال سنگ ، نفت خام و گاز طبيعي ، سوخت هاي فسيلي مي گويند . سوخت هاي فسيلي منابعي تجديد ناپذيرند زيرا تشکيل آنها بسيار آهسته است و سرانجام روزي تمام خواهد شد .

 

 

پالايش نفت خام

نفتي که از چاه بيرون آورده مي شود نفت خام نام دارد . پس از جداکردن نمک ها و اسيد ها ،هيدروکربن هاي باقي مانده را پالايش مي کنند . عمل پالايش با تقطير جزء به جزء نفت خام انجام مي شود . در آغاز نفت خام را در کوره تا Cْ 400 گرم مي کنند سپس آن را با پمپ به پائين برج تقطير که بيش از 30 متر ارتفاع دارد مي فرستند . مولکول هاي کوچکتر و سبکتر و زود جوش تر به سوي بالا ستون تقطير مي روند و مولکول ها يسنگين تر و دير جوش تر به سمت پائين برج مي روند .(مطابق شکل ۴- يک برج تقطير، صفحه 118 کتاب.)

 

برش گازي نفت شامل ترکيبهايي با نقطه جوش پائين است . مولکول هاي اين گازها از ۱ تا ۴ اتم کربن دارند . برش هاي مايع نفت که شامل بنزين ، نفت و روغن هاي سنگين تر هستند شامل مولکول هاي ۵ تا 20 کربن هستند . برش جامد و روغني که حتي در دماهاي بالا بخار نمي شوند مولکول هايي با بيش از 20 اتم کربن هستند .

 

 

شيمي آلي

بخشي از علم شيمي است که درباره مواد آلي گفتگو مي کند . ويژگي آشکار ترکيب هاي آلي وجود اتمهاي کربن در همه آنهاست . از اين رو شيمي آلي را شيم يترکيب هاي کربن نيز مي گويند .

 

 

هيدروکربن هاي سير شده يا آلکان ها

در يک آلکان ، هر اتم کربن با چهار پيوند به چهار اتم ديگر متصل شده است . اين ، بيش ترين تعداد اتمي است که مي تواند به يک اتم کربن ديگر متصل شود . به اين علت آلکان ها راهيدروکربنهاي سير شده مي گويند . نام اعضاي اين خانواده از دو بخش تشکيل شده است . بخش اول تعداد اتم هاي کربن و بخش دوم لفظ " ان " است. متان نخستين و ساده ترين عضو اين گروه است . متان – اتان – پروپان – بوتان – نپتان -  هگزان – هپتان – اوکتان – نونان – دکان – نام آلکان هاي ۱ کربنه تا 10 کربنه است .

 

آلکان ها مي توانند راست زنجير يا شاخه دار باشند . مولکول هايي که فرم مولکولي يکسان دارند ، اما آرايش اتم ها در آنها متفاوت است . هم پارياايزوم مي نامند . آلکان هايي که چهار يا تعداد بيش تري اتم کربن داشته باشند داراي ايزوم هستند . همه ي آلکان ها ، گازها ، مايع ها يا جامدهايي بي رنگ هستند که با افزايش اعداد کربن به نقطه جوش و گرانوري آنها افزايش مي يابد . همه ي آلکان ها در هوا با شعله زرد – آبي تميزي مي سوزند .

 

 

سوختن هيدروکربن ها

انرژي نوراني و گرمايي + آب + گازکربن دي اکسيد = گاز اکسيژن + هيدروژن

معادله بالا ، سوختن کامل يک هيدروکربن را نشان مي دهد . انرژي آزاد شده را مي توان بر حسب KG/mol بيان کرد .

 

اگر مقدار اکسيژن کافي نباشد ، سوختن ناقص خواهد بود .

در سوختن ناقص ، افزون بر کربن د ياکسيد آب ، مقداري کربن مونوکسيد (Co) نيز تشکيل مي شود و در صورتي که اکسيژن باز هم کمتر شود ، مقداري دوده به عنوان فرآورده هاي مرغي توليد مي شود .

 

 

بهبود کيفيت سوخت

در سال ۱۹۱۳ ، شيميدان ها فرآيند کراکينگ را براي شکستن مولکول هاي نفت چراغ به مولکول هاي کوچک تر طراح يمي کردند . در اين فرآيند ، نفت چراغ تا حدود Cْ 700 گرم مي شود . برا ينمونه ممکن است يک مولکول با 16 اتم کربن شکسته شود و دو مولکول  با ۸ اتم کربن به وجود آيد . در عمل مي توان مولکول هايي را که از ۱ تا 14 يا تعداد بيش تري اتم کربن دارند ، از راه کراکينگ مولکول هاي بزرگ تر بدست آورد . مولکول هاي ۵ تا ۱۲ کربنه براي استفاده در بنزين سودمند هستند . به طور معمول بيش از يک سوم نفت خام کراکينگ مي شود . بازده اين فرآيند را با افزودن کاتاليز گرماي مناسب مانند آلومينيوم اکسيد (AL2O3 ) بالا برده اند . فرايند کراکينگ کاتاليزي از نظر مصرف انرژي کارايي بهتري دارد زيرا به جاي Cْ700 رد دماي Cْ 500 انجام مي شود .

 

 

عدد اوکتان و روش هاي بالا بردن آن

بنزيني که بيشتر از آلکان هاي راست زنجير مانند هگزان ، هپتان ، و اوکتان تشکيل شده است ، به آساني مي سوزد و موجب کوبش (تق تق کردن ) موتور مي شود .

آلکانهاي شاخ دار در موتور خودروها بهتر از آلکان هاي راست زنجير مي شوند . مثلاً ايزواوکتان که يکي از همپارهاي اوکتان است . بسيار خوش سوز مي باشد .

عدد اوکتان ، عددي براي بيان کردن ميزان خوش سوزي يک هيدروکربن است .هرچي عدد اوکتان بزرگتر باشد خواص ضد کوبش بنزين بيشتر است و بنزين مرغوب تر است . يک راه نسبتاً ارزان براي بالا بردن عدد اوکتان افزودن تترا اتيل سرب pb  ئ 4(C2H5) به بنزين است .

 

 

هيدروکربن هاي سيرنشده

در اين نوع هيدروکربن ها حداقل دو اتم کربن مي توان يافت که به جاي چهار اتم ، تنها با سه يا دو اتم پيوند دارد . آلکن ها و آلکين ها و اتين ساده ترين عضو آلکين هاست .

 

اتن (اتيلن )

اتين (استيلن )

 

واکنش پذيري هيدروکربن هاي سير نشده ، بيشتر از آلکان ها است .

 

 

فرآورده هاي پتروشيميايي

امروزه بسياري از اشياء و مواد متداول ساختني هستند که به وسيله صنايع شيميايي از نفت يا گاز طبيعي به دست مي آيند . اين ترکيب ها را فرآورده هاي پتروشيميايي مي نامند .برخي از اين مواد مثل پاک کننده ، حشره کش ها و مواد دارويي و آرايشي به طور مستقيم استفاده مي شوند و ل يبيشتر اين مواد به عنوان ماده اوليه در توليد ترکيب هاي ديگر به ويژه پلاستيک ها بکار مي روند .

 

 

کاربرد اتن در پتروشيمي

يکي از آلکن هاي مهم صنعتي اتن است . واکنش پذيري پيوند ده گانه در اتن بسيار زياد است . از اين رو به آساني مي توان آن را به بسياري از فرآورده ها يسودمند تبديل کرد . براي مثل وقتي که يک مولکول آب با پيوند دوگانه ي يک مولکول اتن واکنش مي دهد اتانول که يک ترکيب سيرشده است و کاربردهاي بسيار زيادي دارد تشکيل مي شود .

 

اتانول (اتين الکل )آباتن (اتيلن )

 

همچنين از اتن براي تهيه پلاستيک ، پل يتن (پلي اتيلن ) استفاده مي شود که از آن در ساخت کيسه هاي پلاستيکي و ورقه ها يبسته بندي استفاده مي کنند .

 

 

پلي تن يکي از بسپارهاي (پليمرهاي ) مهم صنعتي است .

 مطلب:جعفری سعیدیان

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:26 |

مقدمه

مصرف مواد مخدر از راههای متداول نظیر کشیدن تریاک و مصرف هروئین در سالهای گذشته ، اکنون به مصرف قرصهای وارداتی یا دست ساز خطرناکتری به نام اکستیسی تبدیل شده است. قرصهایی که مصرف آنها با نام قرص شادی بخش (Ecstasy) ، قرص X ، قرص اکسی قرص E پارتی و ... در بین جوانان متداول شده است که رنگی شبیه شکلاتهای اسمارتیز و طرح و نشانهای مختلف از جمله صلیب ، لنگر ، طرح پرندگان ، دلفین و ... دارد که فرد پس از مصرف آنها دچار حالتی می‌شود که به آن سفری که زائیده توهمات ذهنی است.

اکستیسی چیست؟

اکستیسی یکی از مشتقات آمفتامین است که ابتدا در آلمان به عنوان ضد اشتها و سپس تنظیم کننده خلق و خوی معرفی گردید ولی تاکنون هیچ کاربردی برای آن به عنوان دارو پذیرش مجامع علمی قرار نگرفته است. اکستیسی اغلب به شکل قرص ، کپسول ، پودر و گاهی تزریقی مورد استفاده قرار می‌گیرد. پزشکان معتقدند که یکی از علل اشتیاق به مصرف این قرص ، تاثیر آن بر حافظه حسی است. واقعیت این است که با تقویت حافظه یک حس ارتباط برقرار می‌شد و بدون وجود عوامل بیرونی تحریک می‌گردد.

از قرار معلوم مصرف آن توسط جوانان موجب تخلیه انرژی فراوان می‌شود و مصرف کنندگان مدعی بدست آوردن انرژی فراوان ، همدلی و همدردی با دیگران ، کاهش اضطراب و در عوض کسب آرامش و عالی به نظر رسیدن همه چیزهایی که در اطراف می‌گذرد، هستند. نیاز به خوردن و خوابیدن نیز کاهش پیدا می‌کند. اثر آن 20 دقیقه تا یک ساعت پس از مصرف آغاز می‌شود و 4 تا 6 ساعت طول می‌کشد. اکستیسی در اولین بار مصرف عوارض ماندگار و دراز مدت بر جای می‌گذارد. ابتدا حالت سرخوشی موقت به مصرف کننده دست می‌دهد و شخص راغب می‌شود برای حفظ این حالت مقدار مصرف را افزایش دهد و همین امر مقدمه اعتیاد را فراهم می‌آورد.

عوارض جانبی

عوارض جانبی که ممکن است به سرعت ایجاد شود، عبارتند از: گیجی و اختلال حواس ، اختلال در خواب ، اضطراب و تشویق ، قفل شدن دندانها ، تاری دید ، بثورات پوستی شبیه آکنه ، بالا رفتن دمای بدن ، آسیب مغزی ، افسردگی ، اعتیاد ، بدگمانی ، توهم ، لرز و تعریق ، آسیب کبدی و رفتار تهاجمی که با ادامه مصرف تشدید می‌شود.

مصرف نکردن آب همراه قرص می‌تواند بدن را با خطر کم آبی و تشنج روبه رو کند. علائم بدگمانی در طول مدت مصرف دارو و حتی گاهی هفته‌ها پس از مصرف آن وجود دارد. حرکات سریع چشم ، غش و تلاش برای بدست آوردن دارو ، گوشه گیری فرد از خانواده دوستان ، و مشکلات عاطفی ، ترس ، ضعف و سستی ، عدم تمرکز ، فراموشی ، اختلال در یادگیری ، تهوع استفراغ ، سردرد و سرگیجه و تشنج نیز غالبا دیده می‌شود.

مسمومیت ناشی از اکستیسی به صورت کوتاه مدت و بلند مدت و عمدتا در ارتباط روانی ظاهر می‌شود. حقیقت این است که اثرات سمی این دارو بسیار پیچیده است. علائم مشخص مسمومیت عبارتند از:

گشاد شدن مردمک چشم ، آشفتگی ، بی‌قراری ، تهیج ، توهم ، بی‌اختیاری ، طپش قلب ، پرفشاری خون ، افسردگی و مرگ در اثر نارسائی قلبی یا گرمازدگی شدید و ناراحتی‌های تنفسی مردم و جوانان باید توجه داشته باشند که این قرصها بیشتر ضرر را به مغز می‌رسانند و به قسمتی از مغز آسیب می‌رسانند که در کنترل روحیه ، حافظه درک ، احساس درد ، تمایلات جنسی ، خواب و اشتها نقش مهمی ایفا می‌کند و دختران جوان با مصرف این قرص‌ها در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به افت سدیم خون و به دنبال آن تشنج هستند.

این قرص در سالهای اخیر در پارتی‌های شبانه آمریکا به شدت مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ایران نیز در یکی دو سال اخیر مصرف این قرصها افزایش یافته است که متاسفانه جوانان تحصیل کرده و طبقه مرفه ، مصرف کنندگان اصلی آن هستند. متاسفانه مصرف این قرصها به دلیل تقلید طبقه محروم از طبقات بالا به شدت رو به افزایش است و تنها راه جوگیری از مصرف این قرص افزایش آگاهی مردم نسبت به عوارض منفی این قرصها است.

.                                            

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:13 |

تولد کوری

ماری کوری در سال 1867 با نام "ماریا اسکلو دووسکا" در ورشو پایتخت لهستان متولد شد.

 

آشنایی با پیر کوری

او در سن 19 سالگی به پاریس رفت تا در آنجا به تحصیل در رشته شیمی بپردازد. در آنجا با فیزیکدان جوان فرانسوی به نام پیر کوری آشنا شد. این آشنایی به ازدواج انجامید. او به پیر کوری در انجام آزمایشهای عملی‌اش درباره الکتریسیته کمک می‌کرد.

شروع فعالیت آزمایشگاهی ماری کوری

زمانی که ماری کوری در سال 1895 در انباری چوبی کوچکی که آزمایشگاه او بود شروع بکار کرد، نه او و نه هیچ کس دیگر چیزی در باره عنصر شیمیایی رادیم نمی‌دانست و این عنصر هنوز کشف نشده بود.

البته یکی از همکاران پژوهشگر پاریسی و فیزیکدان فرانسوی ، "هانری بکرل" ، در آن زمان تشخیص داده بود که عنصر شیمیایی اورانیوم ، پرتوهایی اسرار آمیز نامرئی از خود می‌افشاند.

 

028836.jpg                                             

 

 

کشف هانری بکرل

بکرل به طور اتفاقی یک قطعه کوچک از فلز اورانیوم را بر روی یک صفحه فیلم نورندیده که در کاغذ سیاه پیچیده شده بود گذاشته بود. صبح روز بعد مشاهده کرد که صفحه فیلم درست مثل این که نور دیده باشد سیاه شده است.بدیهی بود که عنصر اورانیوم ، پرتوهایی را از خود ساطع کرده بود که از کاغذ سیاه گذشته و بر صفحه فیلم اثر کرده بودند.

بکرل این فرآیند را دوباره با سنگ معدنی که سنگی سخت و سیاه قیرگون است و از اورانیوم بدست می‌آید ، تکرار کرد. این بار ، اثری که سنگ بر روی صفحه فیلم گذاشته بود، حتی از دفعه قبل هم قوی‌تر بود. بنابراین می‌بایست به غیر از عنصر اورانیوم ، یک عنصر پرتوزای دیگر هم در سنگ وجود می‌داشت.

او ، فرضیه خود را با خانواده کوری که با او دوست بودند مطرح کرد. آنها نیز این راز را هیجان انگیز یافتند، این چه پرتوهای نادری بودند که در اشیایی که پرتوههای نوری معمولی از آنها عبور نمی‌کرد، نفوذ می‌کردند و از میان آنها می‌گذشتند؟

تلاش خانوادگی برای یک کشف بزرگ

در آن زمان ، "پیرکوری" در مدرسه فیزیک تدریس می‌کرد. ولی او تمام وقت آزاد خود را بکار می‌برد تا به همسرش در آزمایشهایی که انجام می‌داد کمک کند.رئیس مدرسه فیزیک یک انباری مخروبه کنار حیاط مدرسه را در اختیار آنها گذاشت.این انباری تنها فضایی بود که آنها می‌توانستند بدون هزینه ای دریافت کنند و بنابراین آن را قبول کردند.

زباله‌های باارزش

قدم بعدی این بود که سنگ معدنی سیاه را تهیه کنند. اگر می‌خواستند اقدام به خرید آن کنند، خیلی گران تمام می‌شد. آنها بطور اتفاقی اطلاع یافتند که دولت اطریش هزاران کیلو از این سنگها دارد که چون اورانیومش را جدا کرده‌اند آنها را بی‌ارزش می‌دانند.

چون خانواده کوری دنبال اورانیوم نبودند بلکه عنصر ناشناخته جدیدی را جستجو می‌کردند، این زباله‌ها را درست همان چیزی یافتند که به آن نیاز داشتند.ماری و پیر کوری این توده های کثیف را با بیل ، درون دیگهای بزرگی می‌ریختند. آنها را با مواد شیمیایی مخلوط می‌کردند و بر روی یک اجاق قدیمی چدنی حرارت می‌دادند. دود سیاه خفه کننده و بدبوی غلیظی که از دیگها برمی‌خواست ، نفس آنها را تقریباٌ بند می‌آورد و اشک چشم انشان را سرازیر می‌کرد.

مطالعه پرتو بکرل

با مراجعه به یادداشتهای قطور آزمایشگاهی ماری و پیرکوری معلوم می‌شود که آن دو نفر از 16 دسامبر 1897 به مطالعه درباره پرتو بکرل یا پرتو اورانیوم پرداختند. در آغاز، ماری فقط به این کار مشغول شد ولی از 5 فوریه 1898 ، پیر هم به او ملحق شد.پیر به اندازه‌گیری‌ها و بررسی نتایج پرداخت.

آن دو نفر عمدتاٌ شدت پرتوهای کانی‌ها و نمکهای مختلف اورانیوم و اورانیوم فلزی را اندازه‌گیری می‌کردند. نتیجه تجربه‌های زیاد آنان این بود که ترکیبات اورانیوم ، کمترین رادیواکتیویته را داشتند. رادیواکتیویته اورانیوم فلزی از آنها بیشتر بود و کانی اورانیوم که معروف به پشبلند بود بیشترین رادیو اکتیویته را داشت. این نتایج نشان داد که احتمالاٌ،‌ پشبلند محتوی عنصری است که رادیواکتیویته‌اش خیلی بیش از رادیواکتیویته اورانیوم است.

ارائه نظریه

در 12 آوریل 1898 کوری ها نظریه خود را به آکادمی علوم پاریس گزرش کردند. در 14 آوریل، کوری ها با همکاری "لمون" شیمیدان فرانسوی ، به جستجوی عنصر ناشناخته مزبور پرداختند. نتیجه گرانبهای این کار پرزحمت و طاقت‌فرسا تنها چند قطره از ماده‌ای بود که آنها این ماده را در لوله‌های شیشه‌ای آزمایشگاهی نگهداری می‌کردند.

بر اثر این کارهای طاقت‌فرسا در نخستین زمستان ، ماری کوری دچار نوعی عفونت و التهاب ریوی شد و تمام فصل را مریض بود. ولی پس از بهبودی ، کار پختن مواد در دیگها را در آزمایشگاه از سر گرفت. پس از آن، نخستین دخترش به نام ارینه متولد شد.

پیر و ماری کوری در ماه جولای(مرداد ماه) همان سال توانستند این مسئله را اتشار دهند که سنگ معدن به غیر از اورانیوم، دو عنصر پرتوزای دیگر را نیز در خود دارد. نخسیتن عنصر را به یاد محل تولد و بزرگ شدن ماری کوری که لهستان بوده ‌است، پولونیوم نامیدند و دومین عنصر را که اهمیت زیادی داشت رادیوم نامیدند که از واژه لاتین به معنی "پرتو" الهام می‌گرفت.

تولد رادیم

در 26 دسامبر 1898(5 دی ماه 1277) اعضای آکادمی علوم پاریس، گزارشی تحت عنوان "درباره ماده شدیدآٌ رادیواکتیوی که در پشبلند وجود دارد" انتشار دادند و این روز تاریخ تولد رادیوم است. پیدایش رادیوم در میان عناصر رادیو اکتیو طبیعی تقریباٌ به فوریت ثابت کرد که این عنصر مناسبترین عنصر رادیو اکتیو برای بسیاری کارهاست. بزودی معلوم شد که نیمه‌عمر رادیوم نسبتاٌ زیاد است(1600 سال). کشف رادیوم موجب دگرگونی‌های اساسی در دانش بشر درباره خواص و ساخت ماده شد و منجر به شناخت و دستیابی به انرژی اتمی شد.

اولین جایزه نوبل

خانواده کوری بهمراه بکرل بخاطر کشفی که پس از آن همه کار طاقت‌فرسا به آن نائل شدند در سال 1903 جایزه نوبل در فیزیک را از آن خود کردند و به این ترتیب توانستند وامهایی را که برای کارهای پژوهشی طولانی خود گرفته بودند ، پرداخت کنند.

دومین جایزه نوبل

پیر کوری در سال 1906 در 47 سالگی بعلت تصادف با اتومبیل درگذشت. مادام کوری پس از مرگ شوهرش به مطالعات خود ادامه داد و در سال 1910 موفق به تهیه رادیوم خالص گردید. در این هنگام استاد سوربون و عضو آکادمی طب شد و در سال 1911 برای دومین بار به دریافت جایزه نوبل نائل شد.

ماری کوری به غیر از "لیونس پاولینگ" برنده جایزه نوبل در شیمی در سال 1954 و برنده جایزه صلح نوبل در سال 1962 تنها انسانی است که دو بار این جایزه ارزشمند را از آن خود کرده است.

مرگ مادام کوری

مادام کوری در 4 ژوئیه 1934 یعنی 28 سال بعد از مرگ شوهرش و در سن 67 سالگی درگذشت.

دستاورد کشف کوری

این واقعیت که پرتوهای رادیم می‌توانند بافتهای زنده اندامها را از بین ببرند،بعنوان مهمترین دستاورد کشف کوری‌ها مشخص گردید.پزشکان و پژوهشگران علوم پزشکی بزودی دریافتند که به این وسیله می‌توانند غده ها و بافتهای بدخیم را که در سرطان و همچنین بیماریهای پوستی و غدد ترشحی بروز می کنند، از بین ببرند.

بسیاری از بیماران سرطانی که توانسته‌اند با موفقیت معالجه شوند و از مرگ نجات یابند، عمر دوباره و سلامتی خود را مرهون تلاشهای ایثار گرانه و خستگی‌ناپذیر و انگیزه والای این زن بی‌همتا هستند.

مطلب:جعفری

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:21 |

                             

غني سازي:

اورانيوم طبيعي اصولا شامل مخلوطي از دو ايزوتوپ (نوع اتمي) از اورانيوم است. تنها 7/0 درصد از اورانيوم طبيعي، شكاف پذير و يا داراي قابليت شكاف پذيري است كه با شكافته شدن در راكتورهاي هسته اي انرژي توليد مي كنند. ايزوتوپ اورانيوم شكاف پذير، اورانيوم نوع 235 (u-235) است و پس مانده آن اورانيوم 238 (u-238) است.

                                             

در بيشتر انواع راكتورهاي معمولي هسته اي به اورانيوم 235 (u-235 كه اورانيوم با غلظت بيش از حد طبيعي است) نياز دارند. عمليات غني سازي، غلظت اورانيوم را بيشتر مي كند. عموماً بين 5/3 تا 5 درصد اورانيوم 235 با بيرون آوردن 8 درصد از اورانيوم 238. اين عمل با جداسازي گازي هگزافلوريد اورانيوم در دو جريان انجام مي گيرد. يكي به اندازه لازم غني سازي مي شود و اورانيوم غني شده ضعيف ناميده مي شود و ديگري به اورانيوم 235 منتهي مي شود كه به پس مانده معروف است.

در عمليات غني سازي در مقياس هاي بزرگ تجاري وجود دارد، كه هر كدام هگزافلوريد اورانيوم را به عنوان منبع استفاده مي كنند: نفوذ گازي و تفكيك گازي و هر دوي آنان از خواص فيزيكي مولكولي استفاده مي كنند. مخصوصا با 10 درصد اختلاف جرم، براي جداسازي ايزوتوپ ها محصول اين مرحله از چرخه سوختي هسته اي، اورانيوم هگزا فلوريد غني شده است كه براي توليد اورانيوم اكسيد غني شده تغيير حال مجدد مي يابد.

توليد و ساخت سوخت

سوخت راكتور غالباً به شكل گلوله اي سراميكي است. اين گلوله ها از اورانيوم اكسيد كه در دمايي بسيار بالا (بيش از 1400 درجه سانتيگراد) پخته شده است شكل مي گيرند. سپس گلوله ها در لوله هاي فلزي از ميله سوختي پوشانده مي شوند كه در مجتمع هاي سوختي براي استفاده در راكتورها آماده هستند. ديمانسيون گلوله هاي سوختي و اجزاي ديگر مجتمع سوختي به دقت كنترل مي شوند تا از پايداري و دارا بودن آنان از خصوصيات دسته هاي سوختي اطمينان حاصل شود.

در تأسيسات توليد سوخت توجه زيادي به شكل و اندازه مخزن هاي عملياتي مي شود تا از اتفاقات خطرناك جلوگيري شود. (يك زنجير محدود واكنش پرتو آزاد مي كند). با سوخت غني شده ضعيف امكان اتفاق افتادن اين حوادث بعيد به نظر مي رسد. اما در تأسيسات هسته اي بررسي سوخت هاي مخصوص براي تحقيقات راكتورها عملي حياتي است.

توليد نيرو

درون يك راكتور هسته اي اتم هاي اورانيوم 235 (u-235) شكافته مي شوند و در جريان عمليات پردازش انرژي آزاد مي كنند. اين انرژي اغلب براي حرارت دادن آب و تبديل كردن آن به بخار استفاده مي شود.

بخار توربيني را كه به ژنراتور متصل است به حركت مي اندازد و باعث توليد الكتريسيته مي شود. مقداري از اورانيوم 238 (u-238 به شكل سوخت) در هسته و مركز راكتور به پلوتونيوم تبديل مي شود و اين يك سوم انرژي در يك راكتور هسته اي معمولي را حاصل مي كند. شكافتن اورانيوم به عنوان منبع حرارت در راكتورها استفاده مي شود. همان گونه كه سوزاندن زغال سنگ، گاز و يا نفت به عنوان سوخت فسيلي در تأسيسات نيرو استفاده مي شود.

سوخت مصرف شده (خرج شده)

با گذشت زمان، غلظت قطعات و عناصر سنگين شكافته شده مانند پلوتونيوم در مجموعه سوخت افزايش خواهد يافت تا جايي كه ديگر هيچ سودي در استفاده دوباره از سوخت نيست. بنابراين پس از گذشت 12 الي 24 ماه سوخت مصرف شده از راكتور خارج مي شود. مقدار انرژي كه از مجموعه سوختي توليد شده است با نوع راكتور و سياست و كارداني گرداننده راكتور تغيير مي كند.

معمولا بيش از 45 ميليون كيلو وات ساعت الكتريسيته از يك تن اورانيوم طبيعي توليد مي شود. توليد اين مقدار انرژي الكتريكي با استفاده از سوخت هاي فسيلي ملزم به سوزاندن بيش از 20 هزار تن زغال سنگ سياه و 30 ميليون مترمكعب گاز است.

انبار كردن سوخت مصرف شده

وقتي يك مجموعه سوختي، از راكتور خارج مي شود از خود پرتو ساطع مي كند كه اساساً بيشتر از شكافتن قطعات و حرارت آن است. سوخت مصرف شده فوراً در استخرهاي انبار كه در اطراف راكتور براي كاهش ميزان پرتوزايي آن است تخليه مي شوند. در استخرها، آب جلوي پرتوزايي را مي گيرد و همچنين حرارت را به خود جذب مي كند.

سوخت مصرف شده در چنين استخرهايي براي ماه ها و يا سال ها نگه داشته مي شوند.

وابسته به سياست كشورهاي مختلف در بعضي از آنها مقداري از سوخت مصرف شده به امكانات و تأسيسات انبار مركزي انتقال مي يابند. سرانجام، سوخت مصرف شده يا بايد دوباره پردازش شود و يا براي دفع اتمي آماده شود.

پردازش دوباره

سوخت مصرف شده چيزي حدود 95 درصد اورانيوم 238 است ولي داراي حدود يك درصد اورانيوم 235 كه شكافته شده نيز نيست، و در حدود يك درصد پلوتونيوم و سه درصد محصولات شكافته شده كه در حد زيادي پرتوزا هستند و ديگر عناصر ترانزورانيك (كه عدد اتمي بيشتري نسبت به اورانيوم دارد) كه در راكتور شكل گرفته اند در دستگاه هاي دوباره سازي سوخت مصرف شده به سه جزء تشكيل دهنده خود تفكيك مي شوند: اورانيوم، پلوتونيوم و پس مانده كه شامل محصولات شكافته شده است. دوباره سازي امكان بازسازي مجدد اورانيوم و پلوتونيوم به سوخت تازه را مي دهد و بخش عمده اي از پس مانده كاهيده را توليد مي كند. (مقايسه با به حساب آوردن كل سوخت مصرف شده به عنوان پس مانده)

بازسازي مجدد اورانيوم و پلوتونيوم

اورانيوم حاصل از دوباره سازي كه معمولا غلظتي كمي بيشتر از اورانيوم 235 دارد و در طبيعت رخ مي دهد، مي تواند اگر نياز باشد پس از تبديل كردن و غني شدن به عنوان سوخت استفاده شود. پلوتونيوم مي تواند مستقيماً به MOX (سوخت مخلوط اكسيد) تبديل شود كه در آن اورانيوم و پلوتونيوم مخلوط شده اند.

در راكتورهايي كه از سوخت MOX استفاده مي كنند، پلوتونيوم به جاي اورانيوم 235 جانشين سوخت اورانيوم اكسيد معمولي مي شود.

دفع سوخت مصرف شده

در حال حاضر، هيچ گونه امكاناتي براي دفع سوخت مصرف شده (برخلاف امكانات انبارسازي) وجود ندارد كه براي دوباره سازي استفاده مي شود و پس مانده هاي به جا مانده از دوباره سازي مي توانند در محلي انباشته شوند. هرچند نتايج فني و تكنيكي مرتبط با دفع سوخت ثابت كرده اند كه هيچ احتياجي به تأسيس چنين امكاناتي در برابر حجم كم پس مانده ها نيست. انبار كردن با توجه به كاهش در حال رشد پرتوزايي براي مدت طولاني آسان تر است. همچنين مقاومت مغناطيسي در سوخت دفع شده وجود دارد، چون منبع قابل توجهي از انرژي در آن است كه مي تواند دوباره فرآوري شود و امكان بازيافت دوباره را به اورانيوم و پلوتونيوم بدهد.

تعدادي از كشورها در حال انجام مطالعاتي در زمينه تصميم گيري بهترين راه براي نزديك شدن به دفع سوخت مصرف شده و پس مانده هاي پس از دوباره سازي هستند. روش متداولي كه امروزه استفاده مي شود قرار دادن سوخت مصرف شده در انبارهاي زيرزميني است: 
                                                               
پس مانده ها

پس مانده هاي حاصل از چرخه سوختي هسته اي در رده هاي: شديد، متوسط و كم دسته بندي مي شوند و اين تقسيم بندي براساس تشعشعات راديواكتيوي كه از خود ساطع مي كنند، است.

اين پس مانده ها از منابعي سرچشمه مي گيرند كه شامل موارد زير است:

پس مانده هاي رده پايين (Low-level) كه در تمام مراحل چرخه سوختي توليد مي شوند.

پس مانده هاي رده متوسط (Intermediat-level) كه در جريان عملكرد راكتور و دوباره سازي توليد مي شوند.

پس مانده هاي رده بالا (High-Level) كه شامل محصولات شكافته شده حاصل از دوباره سازي و در بسياري از كشورها خود سوخت مصرف شده هستند.

فرآيند غني سازي توليدات را به سوي تهي كردن اورانيوم هدايت مي كند. غلظت اورانيوم 235 به طور عمده كمتر از 7/0 درصد است كه در طبيعت پيدا مي شود. تعداد كمي از اين مواد كه اصولاً اورانيوم 238 هستند زماني استفاده مي شوند كه چگالي بسيار زياد نياز است. مثل استحفاظ پرتوافشاني و گاهي استفاده در توليد سوخت Mox. در حالي كه اورانيوم 238 قابل شكافتن نيست ماده اي پرتوافشاني كم است و بايد درمورد آن احتياط كرد، از اين رو يا آن را انبار و يا دفع مي كنند.

ميزان مواد موجود در چرخه سوختي هسته اي

موارد زير فرضيات مختلفي ايجاد مي كنند. (پاورقي شماره 2 را ملاحظه فرماييد) اما مورد ملاحظه عملكرد راكتور انرژي هسته اي NWE 1000 قرار مي گيرند.

20000
تن از يك درصد سنگ معدن اورانيوم استخراج

230
تن از اورانيوم اكسيد غليظ شده (همراه 195 تن اورانيوم) آسياب سازي

288
تن UF6 (همراه 195 تن اورانيوم) تبديل كردن

35
تن UF6 (همراه 24 تن اورانيوم غني شده) غني سازي

27
تن UO2 (همراه 24 تن اورانيوم غني شده) ساخت و توليد سوخت

7000
ميليون كيلووات ساعت (kwh) نيروي الكتريسيته عملكرد راكتور

27
تن شامل 240 كيلوگرم پلوتونيوم، 23 تن اورانيوم(u-235 8/0 درصد)، 720 كيلوگرم محصولات شكافتي، همچنين ترانزورانيك سوخت مصرف شده

پاورقي شماره 1- غليظ كننده هاي اورانيوم بعضي اوقات در شرايط u3o8 قرار مي گيرند كه حجم آن (مخلوطي از دو اورانيوم اكسيدي كه نسبتاً همان چيزي است كه در طبيعت يافت مي شود.

محصول u3o8 خالص شامل حدوداً 85 درصد فلز اورانيوم است.

پاورقي شماره 2- غلظت اورانيوم 80 درصد است، غني سازي در 4 درصد اورانيوم 235 به همراه 3 درصد دنباله آزمايش شده، 80 درصد براي عملكرد راكتور بارگزاري مي شوند، در هسته راكتور 72 تن اورانيوم بارگزاري مي شوند. سوخت گيري سالانه است و هر سال يك سوم سوخت را عوض مي كنند.

مطلب:عزیز زاده

                                     

 

                                                                                                                 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:59 |
مقدمه:
   · ريشه واژه نفت در زبان فارسي به طور يقين مشخص نيست. به عقيده زبان شناسان نفت از کلمه اوستايي ( نپتا ) گرفته شده است که کلدانيان و اعراب آن را از زبان مادي گرفته و ( نفتا ) خوانده اند . پتروليوم (petroleum) واژه اي لاتين هم ارز نفت است که از دو کلمه پترا (petra) به معني سنگ و (oleum) به معني روغن گرفته شده است .
   نفت در زبان هاي مختلف به شکل ذيل مي باشد :
   · Catalan: petroli
   · Greek: petrelaio
   · Interlingua: petroleo
   · Latin: petroleum
   · Portuguese: petr?³leo m
   · Russian: ?½?µ?„?‚?Œ f
   · پتروليوم در واقع در مواد هيدروكربني است كه به صورت طبيعي عمدتاً در سنگ هاي رسوبي واقع مي گردد.
   · پتروليوم مي تواند به صورت فازهاي مختلف، از جمله فاز گازي، نظير گاز طبيعي (natural gas) ، فاز مايع، نظير نفت خام (crude oil) و فاز جامد، مانند قير (asphalt) در خلل و فرج و شكستگي هاي سنگ ها تجمع يابد.
   · نفت خام (Crude Oil) ، مخلوطي طبيعي از هيدروكربن هاي مايع است كه هم در مخازن زيرزميني و هم در سطح، بعد از گذر از تفكيك كننده هاي مختلف به صورت مايع باقي مي ماند.
   · خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن براي مهندسين مخزن و توليد بسيار مهم است زيرا خواص فيزيكي و شيميايي هيدروكربن، برروي حركت سيالات درون مخزن و مقدار واقعي توليد هيدروكربن تأثير خواهد گذاشت.
   · انباشته شدن مواد هيدروكربني در زير سطح زمين در سنگ هايي صورت مي گيرد كه توانايي نگهداري و انتقال سيالات را داشته باشند. اين سنگها، مخزن (reservoir) ناميده مي شوند.
   · تجمع مواد هيدروكربني به صورت اقتصادي در سنگ مخزن منوط به وجود عوامل متعددي است. بطور كلي وجود پنج عامل براي تجمع اقتصادي نفت و گاز لازم و ضروري است.

تاريخچه:
   نفت و گاز از زمان هاي بسيار قديم به صورت تراوش هاي سطحي، شناخته شده و مورد استفاده بوده اند. براي مثال مي توان شعله هاي آتش جاويدان را نام برد كه از شيل هاي نفتي نزديك باكو نشأت مي گرفت.
   اكتشاف نفت يك دانش بسيار قديمي و كاربردي است كه با جمع آوري قير (asphalt) از تراوش هاي طبيعي سطحي (natural seepages) به قلمرو علم وارد شد. در آن زمان ها، نفت براي مقاصد پزشكي، گرمايي و همچنين مصارف عايق كاري استفاده مي شد.
   اولين چاه اكتشافي نفت در سال 1745 در فرانسه حفر شد و اولين چاه استخراج نفت توسط كلنل دريك در پنسيلوانيا در سال 1859 حفاري شد. اين آغازي براي اكتشافات زيرسطحي نفت بود كه بعداً، خصوصاً بعد از افزايش تقاضا براي استخراج نفت در طول جنگ جهاني اول، شدت گرفت.
   قديمي ترين تئوري براي اكتشاف نفت، تئوري طاقديس (anticline theory) بود كه به وسيله هانت (Hunt) در سال 1861 معرفي شد. كاربرد اين تئوري براي يافتن نفت در قله طاقديس ها ابزار موفقي بود. اين تئوري به عنوان تئوري اصلي براي اكتشافات مهم نفتي در امريكا، ونزوئلا، آرژانتين، برمه و به خصوص در مسجد سليمان ايران مورد استفاده قرار گرفت .
   بعد از پيدا شدن نفت در سال 1880 در رسوبات دريايي پنسيلوانيا كه ارتباطي با ساختمان هاي طاقديسي نداشت و شكل گيري نفتگير صرفاً ناشي از تغيير رخساره رسوبات بود، مشخص شد كه ذخاير نفتي مي توانند در حوضه هاي غير چين خورده هم وجود داشته باشند. در نتيجه مفهوم نفتگيرهاي چينه اي (stratigraphic traps) با اين كشف فراگير شد.
  
   تا اواسط دهه 1920، تهيه استفاده از نقشه هاي سطحي طاقديس ها ابزار اصلي اكتشافات نفتي بود و پيدا كردن نفتگيرهاي چينه اي معمولاً به صورت اتفاقي رخ مي داد. تا سال 1925 فقط ماسه سنگها به عنوان مخازن هيدروكربني مورد نظر و مطالعه بودند، اما اكتشاف مخازن عظيم هيدروكربني در كربناتها در ميدان هايي نظير مسجد سليمان ايران، كركوك عراق، كرتاسه مكزيك و Smackover آمريكا نشان داد كه نفت مي تواند در سنگ هاي كربناته نيز يافت شود.
   بعد از اواسط دهه 1920 با روي كارآمدن روش هاي جديد نظير مغناطيس سنجي (magnetometry) ، ثقل سنجي (gravimetry) و مطالعات لرزه اي (seismic surveys) ، اكتشاف نفتي راه تازه اي براي پي بردن به آنومالي ها و ساختارهاي زير سطحي غيرقابل مشاهده از سطح پيدا نمود. اين تكنولوژي ها به تشخيص موقعيت پي سنگ و آنومالي هاي دياپيريك كمك مي كنند و به طور كلي يك شماي عمومي از ساختارهاي زير سطحي را آشكار مي سازند.
   در سال 1927 در فرانسه اولين نمودارهاي ژئوفيزيكي براي اندازه گيري تخلخل (porosity) و آب اشباع شدگي (water saturation) در چاه هاي حفاري شده، مورد استفاده قرار گرفت.
   پيشرفت در علوم زمين شناسي نظير ميكروپالئونتولوژي (micropaleontology) و ارائه مدل هاي رخساره اي (facies models) در دهه 1960 كمك شايان توجهي براي اكتشافات نفتي بود.
   تا قبل از دهه 1960 مطالعات فسيل شناسي، صرفاً بر روي ماكروفسيل ها متمركز بود كه كاربرد محدودي داشتند چرا كه بسياري از آنها در اثر حفاري به دليل اندازه بزرگشان كاملاً منهدم شده و قابل شناسايي نبودند. بنابراين گسترش ميكروپالئونتولوژي و تعريف بسياري از بيوزون ها بر پايه ميكروفسيل ها كه به آساني در مغزه ها (cores) و خرده هاي (cuttings) حاصل از حفاري يافت مي شوند، در اين راه كمك موثري بود، زيرا تطابق ناحيه اي چينه ها بسيار آسانتر و دقيق تر صورت مي گرفت.
   بعد ها توسعه مدل هاي رخساره اي و تفسير جزئيات محيط هاي رسوبي قديمي (paleoenvironments) كمك مؤثري در تشخيص شكل هندسي مخازن (reservoir geometry) كردند و پيش بيني قابل اعتمادي از كيفيت مخازن از نظر تخلخل و تراوايي ارائه دادند.
   در دهه 1950 قانون ديناميك سيالات به طور موفقي توسط هوبرت و هيل (Hubbert & Hill) براي توصيف مهاجرت و ذخيره نفت به كار برده شد.
   در دهه 1970 پيشرفت در كسب و پردازش (acquisition and processing) اطلاعات لرزه اي و نيز استفاده از كامپيوترهاي سريع براي اين منظور توانست نيمرخ هاي لرزه اي بسيار دقيق را بدست دهد و لذا امروزه اين مقاطع سيماي عمومي درون زمين را به خوبي مشخص مي كنند.
   بعد از دهه 1980 تاكنون توسعه، صرفاً به صورت پيشرفت در تكنولوژي هاي گذشته و نيز معرفي نرم افزارهاي مختلف كامپيوتري بوده كه باعث شده است اكتشاف هيدروكربن ها آسانتر، سريعتر و مطمئن تر انجام شود.

   
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:45 |

 

قرمز، صورتي، زرد، نارنجي، بنفش و جهاني از رنگ‌هاي ديگر. اين رنگ‌ها به پنهان شدن جانور لا به لاي مرجان‌ها و جفت‌يابي آن‌ها كمك مي‌كند. توجه داشته باشيد، آن چه كه ما از پنجره‌ي دوربين عكاس ماهر مي‌بينيم با آن‌چه شكارچيان دريايي از فاصله‌هاي مختلف مي‌بينند، تا حدود زيادي تفاوت دارد. دانشمندان تلاش مي‌كنند به اين واقعيت پي‌ببرند كه چگونه طول موج نور( و  بنابراين رنگ) در فاصله‌هاي مختلف از خلال آب تغيير مي‌كند؛ مهم‌تر از آن، ماهي‌ها چگونه رنگ را مي‌بينند و با چه پيغام‌هايي با هم ارتباط برقرار مي‌كنند.

انگل‌هاي مفيد

اين نوارهاي سياه و سفيد در زمينه زرد، ماهي لب شكري (Plectorhinchus polytaenia) را از ديد شكارچيان پنهان مي‌دارد؛ ديدن اين ماهي در محيط طبيعي از فاصله‌ي دور مشكل است. اين ماهي انگل از تكه‌هاي گوشت لا به لاي دندان‌‌هاي ماهي‌هاي ديگر تغذيه مي‌كند. نوارهاي رنگي روي بدن اين انگل‌هاي مفيد، ممكن است پيغامي باشد براي ماهي‌هاي ديگر كه" من مي‌خواهم دندان‌هاي شما را مسواك بزنم. مواظب باش من را نخوري!"

ماهي جراح
اين ماهي آبي رنگ بسيار زيبا (Paracanthurus hepatus) به خاطر لكه‌ي سياهرنگ روي پوستش، كه به تيغه‌ي چاقوي جراحي شباهت دارد، به ماهي جراح مشهور است. اين ماهي باله‌اي استخواني نزديك دم خود دارد كه جمع مي‌شود. رنگ زرد روي اين باله پيام هشدار دهنده اي به شكارچيان است كه:" من مسلح هستم. به من نزديك نشويد!"

برگ برنده

اين عقرب‌ماهي برگي شكل (Taenianotus triacanthus) مشغول ديدزني بچه ماهيياني است كه بالاي سرش شنا مي‌كنند. اين شكارچي با حوصله مي‌تواند رنگ خود را تغيير دهد و با محيط پيرامون خود هماهنگ شود. سپس منتظر مي‌ماند تا شكار از كنار دهانش بگذرد. اين انتظار ممكن است چند ساعت هم طول بكشد. سرانجام، دهانش در كمتر از ثانيه باز مي‌شود و شكار از همه جا بي‌خبر را به كام مرگ مي‌كشد.

با كمال تاسف، دخالت‌هاي حساب نشده‌ي انسان در طبيعت مشكل‌هاي زيست محيطي زيادي برجاي گذاشته است كه نابودي صخره‌هاي مرجاني از جمله‌ي آن‌ها است. شايد در آينده جانوران زيبايي مانند آن چه در زير مي‌بينيد، فقط در آلبوم عكس و مجله‌ها و كتاب‌ها ديده شوند. به علاوه، ممكن است شاهد جريان‌هاي اقيانوسي شديدتري نيز باشيم، زيرا مرجان‌ها كاري مشابه درختان و بوته‌هاي خشكي را در دريا انجام مي‌دهند.

            سعیدیان

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:6 |
مورچه‌ها با وجود مغز بسيار كوچكي كه دارند، رفتارهاي اجتماعي پيچيده‌اي از خود نشان مي‌دهند. اكنون پژوهشگران پيشنهاد كرده‌اند كه آموزش نيز بايد به فهرست توانايي‌هاي مورچه‌ها افزوده شود.

نيژل فرانك و تام ريچاردسون، از دانشگاه بريستول در انگلستان، راه‌رفتن دونفره را در مورچه‌هايي با نام علمي Temnothorax albipennis مطالعه مي‌كردند كه طي آن دو مورچه مسير لانه تا غذا را به چندبار ايستادن و آغاز راه‌پيمايي طي مي‌كنند. پژوهشگران دريافتند مورچه‌ي پيشرو، كه راه رسيدن به غذا را مي‌داند، از سرعت خود مي‌كاهد تا مورچه‌ي پيرو با مسير آشنا شود و ادامه نمي‌دهد تا مورچه‌ي پيرو به پشت آن ضربه بزند. سرعت دو مورچه نيز هر چند متغيير، اما با هم هماهنگ است.

به نظر ريچاردسون اين رفتار بسيار زيباست و " اگر كسي مورچه‌ي پيرو را از محيط دور كند و دو بار در ثانيه با مويي به مورچه‌ي پيشرو ضربه بزند، اين مورچه به راه خود ادامه مي‌دهد."

گزارش كامل اين پژوهش در مجله‌ي نيچر(طبيعت) به چاپ رسيده است

 

سعیدیان

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:53 |

فيزيك 3 رياضي و تجربي

مدار الکتريکي

صفحه 1

مدار الكتريكي:

مدار الكتريكي ساده:

 تشكيل شده از يك منبع تغذيه (مثل پيل يا باتري) يك مصرف كننده (مثل لامپ) كليد قطع و وصل و سيم رابط
 

علامت اختصاري لامپ

<--

علامت اختصاري كليد

<--

علامت اختصاري باتري

<--

علامت اختصاري سيم رابط

<--


مدار الكتريكي: مسير بسته‎‎ اي است كه الكترونها در آن حركت مي‎كنند.

 

جريان الكتريكي I :

تعريف : نسبت با ر الكتريكي شارش شده از يك مقطع به واحد زمان شارش بار گويند . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود و با A نشان مي دهند.

q = با ر الكتريكي . واحد آن در سيستم SI كولن C است.
t= زمان . واحد آن در سيستم SI ثانيه S است
I= جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود.
 

مسئله 1: دريك سيم برق جريان الكتريكي 1.5امپر ي عبورميكند در مدت يك دقيقه كل بار الكتريكي عبوري از سيم را پيدا كرده وتعداد ان را بدست اوريد؟

I=q/t
1.5=q/60 ==> q=90 c          q=ne
90=n*1.6*10-19 ==> n=45*1020

مسئله2:دريك سيم رسانا در هر دقيقه 36 كولن الكتريسيته عبور مي كند .شدت جريان الكتريكي رابدست آوريد .

مسئله 3 : در يك لامپ روشن در مدت زمان 16 ثانيه " شدت جريان 2 آمپري از آن عبور مي كند .

1. مقدار الكتريسيته اي كه از لامپ عبور مي كند چقدر است
2. تعداد بارهاي الكتريكي را بدست آوريد .
 

نكته 1: هر گاه به دو سر يك رسانا اختلاف پتانسيل اعمال نشود ، ( يعني به باطري وصل نباشد ) ، بار الكتريكي خالص شارش شده ، از يك مقطع فرضي صفر مي باشد . ولي به محض اينكه به دوسر رسانا اختلاف پتانسيل اعمال شود ، ديگر بار الكتريكي خالص شارش شده ، از يك مقطع فرضي صفر نمي باشد . يعني در مدار جريان الكتريكي بر قرار مي باشد . Cross Sectional Area (8k)زيرا الكترونهاي آزاد در درون رسانا حر كت كاتوره اي دارند .ولي به محض اينكه در داخل  رسانا ميدان الكتريكي توسط باطري ايجاد شود ، اين الكترونهاي آزاد ، در خلاف جهت ميدان الكتريكي حركت مي كنند. مقايسه حركت الكترونها در رسانا مانند حركت ملكولهاي هوا در يك اتاق است . كه اين ملكولها بطور كاتوره اي حركت مي كنند . به محض اينكه در اتاق يك پنكه با جهت ثابت روشن كنيم ، ملكولهاي هوا در جهت مشخصي به حركت در مي آيند . يعني جريان ثابتي از هوا بر قرار شده است .
نكته 2: اگر اختلاف پتانسيلي كه به دو سر رسانا اعمال مي شود مقداري ثابت با شد ، جريان الكتريكي مقداري ثابت خواهد بود . كه به آن جريان مستقيم (DC) گويند .  اگر اختلاف پتانسيلي كه به دو سر رسانا اعمال مي شود مقداري ثابت نبا شد ، جريان الكتريكي مقداري ثابت نخواهد بود . كه به آن جريان متناوب (AC) گويند .
نكته 3: بنا به قانون پايستگي بار الكتريكي ، شدت جريان در هر مقطع دلخواه از رسانا مقداري ثابت است .

وسايل اندازه گيري اختلاف پتانسيل الكتريكي ، شدت جريان و مقاومت :

ولت سنج (V): دستگاهي است كه اختلاف پتانسيل دو سر مدار را نشا ن ميدهد و صورت موازي بسته ميشود.
امپرسنج (A) : دستگاهي است كه شدت جريان در مدار را نشان ميدهد و به صورت متوالي بسته مي شود .

اهم سنج (W):  دستگاهي است كه مقاومت الكتريكي را نشان مي دهد .

قانون اهم:

اختلاف پتانسيل دو سر مدار متناسب است با شدت جريان.يعني v با I متناسب است. يعني با افزايش V ، Iهم افزايش مي يابد و بالاعكس
توجه : نسبت V/Iهمواره يك مقدار ثابت است.كه به آن مقاومت الكتريكي يك رسانا گويند.

V = اختلاف پتانسيل . واحد آن در سيستم SI ولت است.
I = شدت جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود
R = مقاومت الكتريكي . واحد آن در سيستم SI اهم است . يا ولت بر آمپر .
بر اي درك بهتر به آزمايشگاه  مراجعه نماييد .

نكته : مقاومت الكتريكي يك رسانا به ولتاژ دو سر رسانا يا به شدت جريان عبوري از آن  بستگي ندارد . بلكه به نسبت V/I بستگي دارد و  مشخصات ساختماني رسانا بستگي دارد .
مسئله : اگر به دو سر سيمي كه مقاومت الكتريكي آن 6 اهم است " اختلاف پتانسيل 12 ولتي اعمال شود " شدت جريان عبوري چقدر است ؟

 

مسئله : اختلاف پتانسيل دو سر يك رسانايي 200 ولت مي باشد . اگر شدت جريان 100 ميلي آمپر از آن عبور كند " مقاومت الكتريكي چقدر است ؟

رسم نمودار اختلاف پتانسيل بر حسب شدت جريان :

 

====> tg a=R=V/I


نكته :مشاهده ميشود كه شيب نمودار همواره ثابت است
 

انرژي گرمايي مصرفي W در مقاومت الكتريكي

انرژي الكتريكي هنگام شارش بار الكتريكي در هنگام عبور از يك مقاومت به انرژي گر مايي تبديل مي شود . انرژي كه يك رسانا مصرف مي‎كند به عواملي مانند مقاومت رسانا - شدت جريان عبوري از رسانا‎- زمان عبور جريان و ولتاژ اعمال شده بستگي دارد و  واحد آن در سيستم SI ژول مي‎باشد .

فرمولهاي انرژي گرمايي مصرفي

R: مقاومت رسانا
I: شدت جريان
t: زمان
V: اختلاف پتانسيل

توان الكتريكي مصرفي در مقاومت الكتريكي: P

نسبت انرژي الكتريكي مصرفي بر واحد زمان را گويند ،كه واحد در سيستم SI آن (ژول بر ثانيه) يا (وات) مي‎باشد.

نكته : اگر دو لامپ 60 واتي و 100 واتي را يك بار بطور متوالي و يك با بطور موازي به ولتاژ يكسان وصل نماييم ، در حالت موازي نور لامپ 100 واتي بيشتر مي باشد . ولي در حالت متوالي نور لامپ 60 واتي. زيرا در حالت متوالي چون جريانها يكسان است ، لامپ 60 واتي ، ولتاژ بيشتري را از مولد دريافت مي دارد . بنابراين نورش بيشتر است .

P=VI

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي:

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي را كه بايد براي مصرف انرژي الكتريكي بپردازيم از حاصلضرب توان مصرفي در مدت زمان استفاده شده از دستگاه بستگي دارد.

W=Pt

اگر توان مصرفي بر حسب وات باشد انرژي مصرفي بر حسب وات ثانيه خواهد بود.
اگر توان مصرفي بر حسب كيلووات باشد انرژي مصرفي بر حسب كيلووات ساعت خواهد بود. (kwh)
كه معمولاً از حالت دوم استفاده مي‎شود.

(قيمت هر كيلو وات ساعت) *  30 * زمان *  توان  = بهاي انرژي الكتريكي مصرفي ماهيانه
(بر حسب ريال)  (تعداد روز) (بر حسب ساعت) (برحسب وات) بر حسب ريال

مسئله: يك باتري 12 ولتي جرياني حدود 210 آمپر از آن مي‎گذرد. در هر 10 ثانيه چه مقدار انرژي مصرف مي شود ؟

W=VIt
W=10*210*12 =25200 Jol

مسئله: يك سماور برقي داراي توان مصرفي 2 كيلووات مي‎باشد اگر به ولتاژ 220 ولت وصل شود چه جرياني از آن مي‏گذرد.

P=VI
1000*2=220 I ==> I =100/11 A

مسئله : اگر يك لامپ 100 واتي در يك شبانه ‎روز 8 ساعت روشن باشد بهاي برق مصرفي ماهيانه چقدر مي‎شود (بهاي هر كيلو وات ساعت 100 ريال فرض كنيد)
توجه وات را به كيلو وات تبديل مي‎كنيم :

  (30 ) *( قيمت به ريال) *  p *t = بهاي برق مصرفي ماهيانه
ريال 2400 = 30 *100 * (1000/100) * 8  = بهاي برق

عوامل مؤثر در مقاومت رساناهاي فلزي:

مقاومت يك رسانا در دماي ثابت به طول، سطح مقطع، جنس رسانا بستگي دارد.
r: مقاومت ويژه رسانا بر حسب Wm
L: طول رسانا بر حسب m
A: سطح مقطع رسانا بر حسب m2
R: مقاومت رسانا: بر حسب W

اگر بخواهيم مقاومت دو رسانا را با هم مقايسه كنيم مي توانيم بنويسيم كه :

 

مقاومت ويژه بعضي از رساناها مانند نقره - مس - كم مي‎باشد ولي مقاومت ويژه تنگستن و آهن نسبتاً زياد است.

رسانا مقاومت ويژه 1-C

نقره

مس

آلومينيوم

تنگستن

آهن

آلياژ نيكل و كروم

8- 10* 59/1

8- 10*68/1

8- 10*65/2

8- 10*6/5

8- 10*7/9

8- 10*100

اثر دما بر مقاومت ويژه   و مقاومت الكتريكي رساناها چيست؟

نكته: افزايش دما سبب افزايش مقاومت ويژه و مقاومت الكتريكي رساناها مي‎شود.
a : ضريب دمايي مقاومت ويژه مي‎باشد.

R2 مقاومت رسانا در دماي q2
R1 مقاومت رسانا در دماي q1

r2=r1(1+ a Dq)

R2=R1(1+ a Dq)

مسئله: مقاومت سيم مسي به طول 28/6 متر و به قطر 4/0 ميلي‎متر را در دماي200c بدست آوريد.



 

 

 

سعیدیان : فیزیک بوک

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:5 |

فيزيك 3 رياضي و تجربي

ميدان الكتريكي

صفحه 5

با ر الكتريكي:

اندازه بار الكتريكي يك جسم برابر است با مضرب درستي از پايه آن :

اندازه با ر الكتريكي  يك جسم  =  تعداد بار ها  *  بار پايه

    q =   n  *   e 

نكته : n (تعداد بار الكتريكي ) همواره مضرب درستي است از اعداد صحيح مي با شد .يعني n=1,2,3,4,... ( عدد اعشاري يا كسري نمي تواند باشد )

e=(1.6*10-19)

 

روشهاي انتقال بار الكتريكي از يك جسم به جسم ديگر:

1. ما لش
2.تماس
3.القا الكتريكي

 

قانون پايستگي بار الكتريكي :              

بار الكتريكي نه بوجود مي آيد و نه از بين مي رود ، بلكه از يك جسم به جسم ديگر منتقل مي شود .

قانون كولن:

 هر گاه دو ذرة باردار  q1و q2 به فاصله r از هم قرار بگيرند نيرويي بر هم وارد مي كنند كه اين نيرو داراي خصوصيات زير است.

الف) با حاصلضرب بارها q2 q1 نسبت مستقيم دارد

ب) با مجذور فاصله(r2) بين دو ذره نسيت وارون دارد

ج) اين نيرو در راستاي خط واصل بين دو بار الكتريكي است

د) طبق قانون سوم نيوتن اين نيروها (F21- = F12هم اندازه ولي در خلاف جهت هم هستند. 

ه) اگر بارهاي الكتريكي q1و q2همنام باشند نيروي بين آنها دافعه ميباشد.

و) اگر بارهاي الكتريكي q1و q2ناهمنام باشند نيروي بين آنها جاذبه ميباشد.

ي) اين نيروي كولني به جنس نارساناي دوبار بستگي دارد

فرمول كولن      Ü

 

F: نيروي كولني واحد آن N است

 

K: ضريب ثابت كولن است كه مقدار آن در خلاء ميشود :

 

كه ضريب گذردهي الكتريكي در خلاء  است.

 

 پاسخ به سوال شما

سوال:ضريب گذردهي خلا را كاملا توضيح دهيد. هانيه

جواب:

e0 ضريب ثابت گذر دهي الکتريکي خلا ميباشد.

که از قانون کولن مي توانيم عدد آنرا بدست آوريم:

 

q2و q1: بار الكتريكي بوده و واحد آنها كولن است

 r: فاصله بين دو بار است و احد آن متر مي باشد.

در نتيجه داريم :Ü

نكته      :در محاسبه، علامت بار q1يا q2را نمي گذاريم و با علامت (+) حل مي كنيم

اگر جواب نيرو منفي بدست آمد پس نيرو ربايشي است.

اگر جواب نيرو مثبت بدست آمد پس نيرو رانشي است.

بارهاي همنام يكديگر را مي را نند.

بارهاي ناهمنام يكديگر را مي ربايند.

 تبديل واحدها:

واحدهاي كوچكتر از كولن

ميكرو كولن

*10 –6è

كولن

نانو كولن

*10-9è

كولن

پيكو كولن

*10-12è

كولن

مسئله 1: دو بار الكتريكي مشابه mc 5 به فاصلة 20cm از هم قرار دارند. نيروي الكتريكي كه هر يك از اين دو بار بر هم وارد مي كنند چقدر است؟

 

 

نكته : 5mc   =5*10-6C

نكته : 20 cm=20*10-2m

                    سعیدیان: فیزیک بوک

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:0 |

فيزيك 1و آزمايشگاه

الكتريسيته

صفحه 4

 توان الكتريكي

 انرژي الكتريكي را كه توسط يك دستگاه در يك ثانيه به مصرف مي رسد، توان الكتريكي آن دستگاه مي نامند و با نماد P نشان مي دهند.

س: توان مصرفي از چه رابطه اي محاسبه مي شود؟

 

نكته : اگر دو لامپ 60 واتي و 100 واتي را يك بار بطور متوالي و يك با بطور موازي به ولتاژ يكسان وصل نماييم ، در حالت موازي نور لامپ 100 واتي بيشتر مي باشد . ولي در حالت متوالي نور لامپ 60 واتي. زيرا در حالت متوالي چون جريانها يكسان است ، لامپ 60 واتي ، ولتاژ بيشتري را از مولد دريافت مي دارد . بنابراين نورش بيشتر است .

P=VI

 

 مقاومت الكتريكي يك رسانا  است. اگر شدت جريان 0.5 از آن عبور كند، توان مصرفي رسانا چقدر خواهد بود؟

 

 

اختلاف پتانسيل 220 ولت در دو سر يك لامپ برقرار است و شدت جريان 0.25A از آن مي گذرد. توان لامپ را تعيين كنيد.

 

 

در دو سر يك رسانا با مقاومت الكتريكي اختلاف پتانسيل 100V برقرار است، توان مصرفي رسانا را حساب كنيد.

        P=V2/R=1002/20=500 W           

 

 

 

الف- با كار كردن مداوم يك باتري، از انرژي آن كاسته مي شود يا خير؟ آيا مي توان به طريقي انرژي از دست رفته را تأمين كرد؟

ب- در چه نوع باتري هايي( مولدها) اين عمل امكان پذير است؟

ج- درون باتري( مولد) چه اتفاقي رخ مي دهد كه بار الكتريكي ظاهر مي شود؟

جواب الف-با كار كردن مداوم يك باتري از انرژي آن كاسته مي شود. در برخي از باتري ها توسط شارژ كننده مي توان انرژي كاسته شده را دوباره به باتري برگرداند.

جواب ب- در باتري هاي سربي خودروها و نيز باتري هاي خشك از نوع (نيكل- كادميم) امكان شارژ مجدد وجود دارد.

جواب ج- هر باتري داراي دو قطب مثبت و منفي است. در اثر تغييرات شيميايي مواد داخل باتري، مقداري الكترون در قطب منفي و به همان اندازه يون مثبت در قطب مثبت باتري جمع مي شوند. هنگامي كه باتري در مدار قرار مي گيرد، اكترون هاي قطب منفي از طريق مدار به طرف يونهاي مثبت قطب مثبت به حركت در مي آيند.

 

 

براي محاسبه توان، كدام يك از رابطه هاي P=RI2  يا P=VI را بكار مي بريم؟

آيا مي توانيد رابطه ديگري براي توان الكتريكي بنويسيد؟

جواب: با توجه به داده هاي مسئله مي توان هر دو رابطه را بكار برد. اگر طرف دوم رابطه P=RI2  را در كسر ضرب كنيم خواهيم داشت:

از برابري R2I2=V2 نتيجه مي شود:

 

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي:

بهاي انرژي الكتريكي مصرفي را كه بايد براي مصرف انرژي الكتريكي بپردازيم از حاصلضرب توان مصرفي در مدت زمان استفاده شده از دستگاه بستگي دارد.

W=Pt

اگر توان مصرفي بر حسب وات باشد انرژي مصرفي بر حسب وات ثانيه خواهد بود.
اگر توان مصرفي بر حسب كيلووات باشد انرژي مصرفي بر حسب كيلووات ساعت خواهد بود. (kwh)
كه معمولاً از حالت دوم استفاده مي‎شود.

(قيمت هر كيلو وات ساعت) * 

30 *

زمان *

 توان

 = بهاي انرژي الكتريكي مصرفي ماهيانه

(بر حسب ريال)

 (تعداد روز)

(بر حسب ساعت)

(برحسب وات)

بر حسب ريال

مسئله: يك باتري 12 ولتي جرياني حدود 210 آمپر از آن مي‎گذرد. در هر 10 ثانيه چه مقدار انرژي مصرف مي شود ؟

W=VIt
W=10*210*12 =25200 Jol

مسئله: يك سماور برقي داراي توان مصرفي 2 كيلووات مي‎باشد اگر به ولتاژ 220 ولت وصل شود چه جرياني از آن مي‏گذرد.

P=VI
1000*2=220 I ==> I =100/11 A

مسئله : اگر يك لامپ 100 واتي در يك شبانه ‎روز 8 ساعت روشن باشد بهاي برق مصرفي ماهيانه چقدر مي‎شود (بهاي هر كيلو وات ساعت 100 ريال فرض كنيد)
توجه وات را به كيلو وات تبديل مي‎كنيم :

( قيمت به ريال)* (30 ) *  p *t = بهاي برق مصرفي ماهيانه
ريال 2400 = 100* 30 * (1000/100) * 8  = بهاي برق

Eتذكر: در مراكز مسكوني يا صنعتي كه مصرف انرژي الكتريكي زياد است، براي محاسبه هزينه لازم، زمان مصرف را بر حسب ساعت( h ) و توان مصرفي را بر حسب كيلو وات( kw ) در نظر مي گيرند. در اين صورت با توجه به رابطه W=Pt ، انرژي مصرفي بر حسب كيلو وات ساعت ( kwh ) بوده و شمارنده ها( كنتورها) انرژي الكتريكي را بر حسب كيلووات ساعت مشخص مي كنند كه برابر است با:

يك كتري الكتريكي با توان 2kw كه با ولتاژ 220v كار مي كند، اگر از آب سرد پر شود 12 دقيقه طول مي كشد تا به جوش آيد.

الف) مقاومت الكتريكي قسمت گرماده آن چند اهم است؟

ب) اگر كتري به طور متوسط روزي سه بار براي جوش آوردن آب سرد بكار رود، قيمت مصرف متوسط برق ماهيانه آن از قرار هر كيلووات ساعت 40 ريال چقدر خواهد شد؟

جواب الف)

ب)

مصرف انرژي براي يك بار جوشيدن آب برابر است با:

و براي سه بار جوشيدن:

و براي يك ماه برابر خواهد شد با:

با در نظر گرفتن مبلغ 40 ريال براي هر كيلووات ساعت نتيجه مي شود:

س: براي صرفه جويي در مصرف انرژي الكتريكي چه بايد كرد؟

ج: به طور كلي بايد در مصرف كليه وسايلي كه با انرژي الكتريكي كار مي كنند، مثل تلويزيون، لامپ روشنايي، اتو، يخچال، لباسشويي و غيره استفاده بهينه كرد. يعني ازمصرف غير ضروري آنها خودداري نمود. به خصوص هنگام اوايل شب كه مصرف برق زياد است، نبايد از وسايل پر مصرفي چون اتو و لباسشويي و كولر استفاده كرد. و همچنين مي توان براي روشنايي، لامپ هاي مخصوص كم مصرف گازي يا مهتابي را به كار برد.

    

خلاصه فصل سوم

1- ماهيت الكتريسيته به دليل وجود بارهاي الكتريكي در اتمهاي ماده است. در اتم دو ذره با بار الكتريكي وجود دارد. پروتون با بار مثبت كه در داخل هسته قرار دارد و الكترون كه بار منفي دارد و به دور هسته مي چرخد.

مقدار بار الكتريكي پروتون و الكترون با هم برابر اما از نظر علامت مخالف هم هستند. به اين علت هسته يك اتم در حالت عادي از نظر بار الكتريكي خنثي مي باشد مقدار بار يك پروتون يا يك الكترون برابر است با:                                                  

2- هر مقدار بار الكتريكي مثل( q ) را مي توان مضرب صحيحي از بار يك الكترون( يا يك پروتون) در نظر گرفت. يعني:

n عدد صحيح و مثبت است.

3-الكتريسيته بر دو نوع است: الكتريسيته ساكن و الكتريسيته جاري.

هرگاه الكتريسيته توليد شده در محل توليد باقي بماند آنرا الكتريسيته ساكن مي نامند و اگر بارهاي توليدشده شارش نمايند، الكتريسيته جاري مي گويند.

4-بنا به قانون پايستگي بار الكتريكي، بار الكتريكي از هيچ به وجود نمي آيد و از بين هم نمي رود، فقط از يك جسم به جسم ديگر منتقل مي شود.

5- يكاي بار الكتريكي كولن است و آنرا با نماد C نشان مي دهند.

6- بارهاي الكتريكي خنثي نشده يك جسم را بار الكتريكي خالص مي نامند. بطوريكه اگر اتمي الكترون اضافي دريافت كند، بار خالص منفي بدست مي آورد و اگر الكترون از دست بدهد بار خالص مثبت پيدا مي كند.

7- بنا به قانون الكتريسيته ساكن، بارهاي همنوع يكديگر را مي رانند و بارهاي غير همنوع يكديگر را مي ربايند.

8- به دو روش مالش و القا مي توان الكتريسيته ساكن به وجود آورد.

9- در روش مالش با ماليدن دو جسم نارسا بر هم بارهاي الكتريكي از يك جسم به جسم ديگر منتقل مي شوند و در آنها بارهايي مساوي اما با علامت مخالف ايجاد مي شود. مثلاً در اثر مالش ميله لاكي به پارچه پشمي، الكترون از پارچه به روي ميله منتقل مي شوند و در اين عمل ميله بار خالص منفي و پارچه بار خالص مثبت پيدا مي كنند.

10- در روش القا با نزديك كردن يك جسم باردار به يك جسم رساناي بدون بار درآن بار الكتريكي ايجاد مي شود. مثلاًاگر يك ميله لاكي باردار( با بار منفي) را به يك كره فلزي كه بر روي پايه عايقي قرار دارد نزديك كنيم، بارهاي منفي كره از ميله رانده مي شوند. اگر كره را به زمين اتصال دهيم تا بارهاي منفي به زمين بروند و سپس ميله را دور كنيم، در كره بار خالص مثبت باقي مي ماند.

11- اجسامي كه به راحتي الكتريسيته را از خود عبور مي دهند رساناي الكتريكي و اجسامي كه الكتريسيته را از خود عبور نمي دهند، نارساناي الكتريكي مي نامند.

12- در رساناهاي فلزي، الكترونها مي توانند به راحتي از اتمهاي خود جدا شده و با حركت در درون جسم موجي رسانش شوند. اين الكترون ها را الكترون هاي آزاد مي نامند.

13- الكتروسكوپ يا برقنما وسيله اي است كه بر اساس القا بار الكتريكي عمل ميكند و كاربرد آن عبارتند از:

الف- پي بردن به وجود بارهاي الكتريكي كم و ضعيف در يك جسم.

ب-  تعيين نوع بار الكتريكي در يك جسم.

پ- تعيين رسانايي يا نارسانايي الكتريكي يك جسم.

الكتروسكوپ تشكيل شده است از يك ميله فلزي كه در يك طرف آن كلاهكي فلزي و در طرف ديگر ورق نازك طلا( يا يك فلز ديگر) نصب شده و مجموعه در داخل  يك جعبه شيشه اي قرار دارد.

14- اختلاف پتانسيل الكتريكي عامل جريان يا شارش بارهاي الكتريكي از يك نقطه به نقطه ديگر است.اختلاف پتانسيل را نماد V نشان مي دهند و يكاي آن ولت است.

15- وسايلي مثل باتري، دينامو، ژنراتور مي توانند با ايجاد اختلاف پتانسيل بين دو نقطه موجب جريان الكتريكي بين آن دو نقطه شوند. در باتري هاي خشك معمولي انرژي شيميايي به انرژي الكتريكي تبديل مي شود.

16- مدار الكتريكي، مسير بسته اي است كه جريان الكتريكي را برقرار مي كند.

يك مدار الكتريكي ساده، تشكيل شده است از يك مولد اختلاف پتاسيل ( مثل يك باتري) يك مصرف كننده الكتريسيته( مثل يك لامپ) كه با سيم هاي نازكي به هم وصل شده اند.

17- بيشترين اختلاف پتانسيلي كه يك مولد يا باتري مي تواند به وجود آورد، نيروي محركه آن ناميده مي شود.

18- وسيله اندازه گيري اختلاف پتانسيل در مدار ولت سنج است و اين وسيله با قسمتي از مدار كه مي خواهيم اختلاف پتانسيل دو سر آن را اندازه بگيريم، به صورت موازي قرار مي گيرد.

19- جهت قراردادي جريان الكتريكي در يك مدار از قطب مثبت به  طرف قطب منفي باتري در نظر گرفته مي شود.

20 آهنگ شارش بار الكتريكي( يعني بار شارش شده در يك ثانيه) را شدت جريان الكتريكي مي نامند. شدت جريان را با نماد I نشان مي دهند و يكاي آن آمپر (A ) است.

21- مقدار شدت جريان در يك مدار از نسبت بار الكتريكي شارش شده به زمان شارش به دست مي آيد:                                       

22- از رابطه بالا نتيجه مي شود بار الكتريكي شارش شده توسط شدت جريان I در زمان t برابر است با:                                                

23- از رابطه q=It نتيجه مي شود يك كولن برابر يك «آمپر-  ثانيه» است. به عبارت ديگر يك كولن مقدار بار الكتريكي است كه توسط جرياني به شدت يك آمپر در مدت يك ثانيه در مدار شارش مي شود.

24- مقاومت اجسام و مواد مختلف در مقابل عبور جريان الكتريكي از خود را مقاومت الكتريكي مي گويند. مقاومت الكتريكي را با نماد R نشان ميدهند و يكاي آن اهم  است.

25- بنا به قانون اهم نسبت اختلاف پتانسيل دو سر يك رسانا (V ) به شدت جرياني كه از آن مي گذرد(I ) ، مقدار ثابتي است. اين مقدار ثابت برابر مقاومت الكتريكي رسانا است . يعني:

26- انرژي الكتريكي نسبت به ساير انرژي ها سالم تر بوده و انتقال و تبديل آن آسان تر است.

27- انرژي الكتريكي تبديل شده( يا مصرف شده) در يك وسيله الكتريكي با عامل هاي زير متناسب است:

الف- مقاومت الكتريكي رسانا(R).

ب- زمان عبور جريان الكتريكي( t).

پ- مجذور شدت جريان الكتريكي2(I) .

28- با توجه به عامل هاي بند قبل مصرف انرژي الكتريكي( W) در يك وسيله الكتريكي از رابطه زير محاسبه مي شود:

    W=RI2t

29- انرژي الكتريكي را كه توسط يك دستگاه در يك ثانيه به مصرف مي رسد توان الكتريكي آن دستگاه مي نامند و بانماد P نشان مي دهند و يكاي آن وات است. توان مصرفي از رابطه زير محاسبه مي شود:                                                        P=RI2

با توجه به رابطه اهم يعني V=RI براي توان مصرفي رابطه هاي زير را نيز مي توان به دست آورد:

P=VI          و           P= V2/R

30- با توجه به تعريف توان مصرفي، انرژي الكتريكي مصرف شده(W) در يك وسيله الكتريكي در زمان(t ) از رابطه زير بدست مي آيد:

W=Pt

31-براي محاسبه انرژي الكتريكي مصرف شده در مراكز مسكوني يا صنعتي و تجاري، مقدار انرژي الكتريكي مصرف شده در يك ساعت بر حسب كيلووات ساعت را به عنوان يكا يا مبناي محاسبه در نظر مي گيرند و آن را با نماد kwh نشان مي دهند.

سعیدیان 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:55 |
فيزيك 1و آزمايشگاه

الكتريسيته

صفحه 3

 اختلاف پتانسيل الكتريكي

تعريف: عاملي را كه موجب جريان يا شارش بارهاي الكتريكي از يك نقطه به نقطه ديگر مي شود،اختلاف پتانسيل الكتريكي مي نامند.

بنابراين بار الكتريكي مي تواند خودبخود از نقطه اي با پتانسيل الكتريكي بيشتر به نقطه اي با پتانسيل الكتريكي كمتر شارش نمايد. اما براي شارش بار الكتريكي از پتانسيل كمتر به پتانسيل بيشتر بايد كار انجام داد( مثل شارش آب بين دو نقطه كه با هم اختلاف ارتفاع دارند). اختلاف پتانسيل الكتريكي را با نمادV نشان مي دهند. و يكاي آن ولت است.

تذكر: انرژي پتانسيل واحد جرم را پتانسيل گرانشي مي نامند و مقدار آن برابر است با:

 تعريف پتانسيل الكتريكي

 انرژي پتانسيل واحد بار را پتانسيل الكتريكي مي نامند.

س: وسيله اندازه گيري اختلاف پتانسيل چيست و چگونه در مدار قرار مي گيرد؟

ج: ولت سنج است. اين وسيله با قسمتي از مدار كه مي خواهيم اختلاف پتانسيل دو سر آن را اندازه بگيريم، به صورت موازي قرار داده مي شود. براي اندازه گيري دقيق، مقاومت داخلي ولت سنج بايد خيلي زياد باشد تا از آن جرياني عبور نكند.

 

 

 

 

س: مولد يا باتري چيست؟

ج: وسيله اي است كه با تبديل انرژي شيميايي به انرژي الكتريكي، بين دو نقطه اختلاف پتانسيل الكتريكي به وجود آورده و سبب شارش بارهاي الكتريكي مي شود. در واقع مولد به بارهاي الكتريكي انرژي مي دهد تا شارش نمايند. پيل يا مولد را با علامت نشان  مي دهند.(|+ نمايانگر پايانه مثبت و -| نمايانگر پايانه منفي مولد است.)

 

س: تعريف نيروي محركه مولد؟

ج: بيشترين اختلاف پتانسيلي كه مولد مي تواند به وجود آورد نيروي محركه آن ناميده مي شود.

مولد الكتريكي بسازيد.

جواب: اگر مطابق دستور عمل كنيم مولدي حاصل مي شود كه نيروي محركه آن حداكثر يك ولت است.

 

 

تفاوت هاي بين باتري معمولي و باتري اتومبيل در چيست؟

تفاوت ها را از نظر ولتاژ- عمر مولد و... تحقيق كنيد و گزارش كار خود را به كلاس ارائه دهيد.

جواب: باتري معمولي قابل شارژ( پر كردن) نيست اما باتري اتومبيل را مي توان به دفعات خيلي زياد دوباره شارژ كرد. همچنين برخي از تفاوتهاي باتري معمولي و باتري اتومبيل عبارتند از:

1- ولتاژ باتري اتومبيل بيشتر از ولتاژ باتري معمولي است.

2- عمر باتري اتومبيل بيشتر از باتري معمولي  است.

3- مقاومت داخلي باتري اتومبيل كم است و به اين علت مي تواند شدت جريان زيادي را در مدت كوتاهي جاري نمايد اين امر براي عمل استارتر بسيار ضروري است. اما مقاومت داخلي باتري معمولي زياد است و نمي تواند شدت جريان زيادي را درمدت كوتاهي جاري نمايد.

4- انرژي ذخيره شده در باتري اتومبيل بسيار بيشتر از انرژي ذخيره شده در باتري معمولي است.

س: مدار الكتريكي چيست؟

ج: براي آنكه جريان الكتريكي برقرار بماند، بار به يك مسير بسته نياز دارد تا در آنن شارش كند. مسيري كه بارها در آن حركت مي كنند مدار الكتريكي ناميده مي شود.

علامت اختصاري لامپ

<--

علامت اختصاري كليد

<--

علامت اختصاري باتري

<--

علامت اختصاري سيم رابط

<--

س: يك مدار الكتريكي ساده چگونه است؟

ج: يك مدار الكتريكي ساده از دو قسمت تشكيل مي شود. اول مولد يا توليد كننده جريان الكتريكي، دوم مصرف كننده الكتريسيته و اين دو قسمت با سيم هايي با مقاومت ناچيز به هم وصل مي شوند براي اندازه گيري شدت جريان واختلاف پتانسيل در مدار، آمپرسنج و ولت سنج نيز به آن اضافه مي شود.

مدار الكتريكي: مسير بسته‎‎ اي است كه الكترونها در آن حركت مي‎كنند.

 

وسيله هاي آزمايش : يک لامپ ٥/١ولتي - يک پيل ( قوه ) ٥/١ ولتي - يک کليد قطع و وصل - مقداري سيم رابط . 
    مطابق شکل ( ٣_٥ ) لامپ را به پيل وصل کنيد . وقتي کليد را مي بنديد ، چه اتفاقي مي افتد که لامپ روشن مي شود ؟

شکل ٣_ ٥ مدار الکتريکي ساده

جواب: با بسته شدن كليد جريان در مدار برقرار شده و انرژي الكتريكي از پيل به لامپ منتقل مي شود و انرژي دروني و در نتيجه دماي رشته لامپ را افزايش مي دهد و موجب نوردهي آن مي شود.

س: چگونه مي توان جريان الكتريكي به وجود آورد؟

ج: براي به حركت در آوردن بارهاي الكتريكي بين دو نقطه بايد به وسيله اي بين آن دو نقطه اختلاف پتانسيل ايجاد نمود. باتري، دينامو، ژنراتور، پيل خورشيدي و واندوگراف از وسيله هاي رايجي هستند كه مي توانند بين دو نقطه اختلاف پتانسيل ايجاد كنند.

س: جهت جريان در مدار الكتريكي چگونه است؟

ج: در يك مدار الكتريكي جهت واقعي جريان از قطب منفي باتري بطرف قطب مثبت آنست. اما به دليل تاريخي جهت جريان را بطور قراردادي از قطب مثبت بطرف قطب منفي باتري در نظر مي گيرند.

س: تعريف شدت جريان الكتريكي؟

ج: آهنگ شارش بار الكتريكي( يعني بار شارش شده در يك ثانيه) را شدت جريان الكتريكي مي نامند..

شدت جريان را با نماد I نشان مي دهند و يكاي آن آمپر( A) است.

س: شدت جريان الكتريكي از چه رابطه اي به دست مي آيد؟

ج: آهنگ شارش بار الكتريكي برابر است با نسبت بار الكتريكي شارش شده از هرمقطع مدار( q) به زمان شارش بار (t) يعني:

q = با ر الكتريكي . واحد آن در سيستم SI كولن C است.
t= زمان . واحد آن در سيستم SI ثانيه S است
I= جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود.

      
 

س: وسيله اندازه گيري شدت جريان چيست و چگونه در مدار قرار مي گيرد؟

ج: وسيله اندازه گيري شدت جريان در مدار آمپرسنج است. به اين منظور آنرا به صورت متوالي در مدار قرار مي دهند. براي اينكه جريان الكتريكي به راحتي از آمپرسنج عبور نمايد، مقاومت داخلي آنرا بسيار كم مي سازند.

  

 

 

 

 

 

در يك مدار الكتريكي در مدت 2 دقيقه از مقطعي از مدار مقدار 240 كولن الكتريسيته شارش مي شود. آهنگ شارش بار الكتريكي يا شدت جريان در مقطع فوق را تعيين كنيد.

جواب:

     

 

 

هرگاه شدت جريان در قسمتي از يك مدار الكتريكي2/5 A باشد، در مدت 30 ثانيه چه مقدار بار الكتريكي از اين قسمت عبور مي كند؟

جواب:

     

 

 تعريف يك كولن، يكاي بار الكتريكي؟

 از رابطه q=It نتيجه مي شود يك كولن برابر يك «آمپر-ثانيه» است. به عبارت ديگر يك كولن مقدار بار الكتريكي است كه توسط جرياني به شدت يك آمپر در مدت يك ثانيه در مدار شارش مي شود.

وسيله هاي آزمايش : پيل ٥/١ ولتي دو عدد - لامپ ٥/١ ولتي دو عدد- آمپر سنج ٣ عدد- کليد قطع و وصل .
     مداري را مطابق شکل (٣-١٣) با دولامپ ٥/١ ولتي و دو پيل ٥/١ ولتي و سه آمپر سنج ببنديد . اکنون کليد را ببنديد و شدت جرياني را که آمپرسنج ها نشان مي دهند يادداشت کنيد و پرسش هاي زير را پاسخ دهيد . 

     ١- آيا آمپر سنج ها شدت جريان هاي يکساني را نشان مي دهند ؟ 
    ٢- با توجه به پايستگي بار الکتريکي و تعريف شدت جريان ، توضيح دهيد که چرا عددي که آمپر سنج در يک مدار متوالي نشان مي دهد به محل قرار گرفتن آمپر سنج در مدار بستگي ندارد .

شکل ٣_١٣ _ شدت جريان در تمام قسمت هاي يک مدار متوالي ، يکسان است .

جواب

1: چون آمپر سنج ها بر روي يك خط قرار دارند يا متوالي هستند بنابراين شدت جريانهاي يكساني را نشان خواهند داد.

2- به دليل پايستگي بار الكتريكي، بار در هيچ كجاي مدار از بين نمي رود يا خلق نمي شود. پس آمپرسنج هاي متوالي در هر كجاي مدار كه باشند بايد شدت جريان يكساني را نشان دهند.

 مقاومت الكتريكي

 مقاومت اجسام و مواد مختلف در مقابل عبور جريان الكتريكي از خود را مقاومت الكتريكي مي گويند. مقاومت الكتريكي را با نماد R نشان مي دهند و يكاي آن اهم  است. مقاومت الكتريكي در مدار با نماد R نشان داده مي شود.

در واقع مقاومت الكتريكي اجسام به اين دليل به وجود مي آيد كه بارهاي الكتريكي هنگام عبور از ميان اتم ها ومولكول هاي جسم به آنها برخورد كرده و از سرعت و انرژي شان كاسته مي شود.

 آيا تا كنون به حركت مردم در خيابان و يا بازار پر رفت و آمد توجه كرده ايد؟ آيا براي خورتان موقعيتي پيش آمده است كه براي انجام كاري عجله داشته باشيد و براي انجام آن مجبور شويد از مكان پر رفت و آمدي عبور كنيد؟ در اينگونه موارد با كساني كه در مجاورت شما در رفت و آمد هستند، برخورد مي كنيد و به علت  اين برخوردها از سرعت و انرژي شما كاسته مي شود و احساس ميكنيد گرم شده ايد، حتي ممكن است عرق كنيد. آيا به نظر شما تشابهي در شارش بار الكتريكي در يك رسانا و حركت انسان در محل پر رفت و آمد وجود دارد؟

پاسخ: در مقابل حركت انسان در محل هاي پر رفت و آمد نوعي مقاومت وجود دارد كه سرعت و انرژي او را كاهش مي دهد.

وقتي به دو سر رسانايي يك اختلاف پتانسيل اعمال مي كنيم، بارهاي الكتريكي با دريافت انرژي از مولد، در رسانا شارش مي كنند. اين الكترون ها در مسير حركت خود با اتم هاي رسانا كه در حال نوسان اند، برخورد مي كنند و بخشي از انرژي دريافتي را در اين برخوردها از دست مي دهند. اين امر باعث گرم شدن رسانا مي شود. حركت بارهاي الكتريكي در رسانا مشابه حركت در يك خيابان پر رفت و آمد است.

 

 

     وسيله هاي آزمايش : چند مولد ٥/١ ولتي - لامپ ٥/١ولتي - آمپرسنج- کليد قطع و وصل .
     يک پيل ٥/١ ولتي و يک لامپ کوچک ٥/١ ولتي و يک آمپرسنج را مطابق شکل (٣-١٤) به هم ببنديد . 
    کليد K را وصل کنيد و عددي را که آمپر سنج نشان مي دهد ، ياد داشت کنيد . سپس کليد را قطع کنيد و يک لامپ ٣ ولتي به جاي لامپ ٥/١ ولتي در مدار قرار دهيد و آنگاه دوباره کليد را وصل کنيد . عددي را که اکنون آمپر سنج نشان مي دهد يادداشت کنيد .

 

شکل ٣-١٤

     اگر به تعداد کافي پيل و کليد در اختيار داريد دو آزمايش را همزمان انجام دهيد تا بتوانيد نور دو لامپ را با هم مقايسه کنيد . 

جواب: وقتي به جاي لامپ 5/1 ولتي لامپ 3 ولتي را كه مقاومت رشته آن بيشتر است قرار مي دهيم شدت جريان كاهش پيدا كرده و در نتيجه نور لامپ كم مي شود.

 قانون اهم

  بنا به قانون اهم نسبت اختلاف پتانسيل دو سر رسانا به شدت جرياني كه از آن مي گذرد مقدار ثابتي است كه به اين مقدار ثابت، مقاومت الكتريكي رسانا مي گوييم. يعني:

V = اختلاف پتانسيل . واحد آن در سيستم SI ولت است.
I = شدت جريان . واحد شدت جريان در سيستم SI آمپر ناميده مي شود
R = مقاومت الكتريكي . واحد آن در سيستم SI اهم است . يا ولت بر آمپر .

نكته : مقاومت الكتريكي يك رسانا به ولتاژ دو سر رسانا يا به شدت جريان عبوري از آن  بستگي ندارد . بلكه به نسبت V/I بستگي دارد و  مشخصات ساختماني رسانا بستگي دارد .

 به دو سر يك لامپ اختلاف پتانسيل 220V وصل شده است. اگر شدت جريان در لامپ برابر0.5 Aباشد، مقاومت الكتريكي لامپ را تعيين كنيد.

جواب:

 

 

مقاومت الكتريكي يك رسانا است، هرگاه اختلاف پتانسيلي به اندازه 500V به دو سر آن وصل كنيم، شدت جريان در رسانا چقدر خواهد بود؟

    

س: مزيت هاي انرژي الكتريكي كدامند؟

ج: 1- انرژي الكتريكي سالم ترين نوع انرژي است و مصرف آن كمترين آسيب را به محيط زيست مي رساند

2- در مقايسه با ساير انرژي ها با سهولت بيشتري قابل انتقال است.

3- تبديل آن به ساير صورت هاي انرژي به راحتي انجام مي گيرد.

س: انرژي الكتريكي تبديل شده( يا مصرف شده) به چه عامل هايي بستگي دارد؟

ج: آزمايش نشان مي دهد كه انرژي الكتريكي مصرف شده( يا تبديل شده) در يك رسانا به علت عبور جريان الكتريكي از آن به عامل هاي زير بستگي دارد:

1- مقاومت الكتريكي رسانا(R )، يعني هرچه مقاومت الكتريكي رسانا بيشتر باشد، انرژي الكتريكي  مصرف شده در آن نيز بيشتر مي شود.

2- زمان عبور جريان الكتريكي(t )، يعني هر چه زمان عبور جريان الكتريكي از رسانا بيشتر باشد، انرژي الكتريكي مصرف شده در آن بيشتر مي شود.

3- مجذور شدت جريان الكتريكي ،يعني اگر شدت جريان عبوري از رسانا را افزايش دهيم، انرژي الكتريكي مصرف شده در آن نيز به نسبت توان دوم شدت جريان بيشتر مي شود.

فهرستي از وسيله هاي الكتريكي كه در منزل داريد مانند لامپ- اتو- پنكه- يخچال- تلويزيون و ... در جدول زير ثبت كنيد و در هر مورد بنويسيد كه انرژي الكتريكي به چه نوع انرژي تبديل مي شود.

 

الكتريكي

نوراني دروني مكانيكي صوتي شيميايي
لامپ الكتريكي + +      
اتو الكتريكي          
پنكه الكتريكي          
يخچال الكتريكي          
تلويزيون الكتريكي          
باتري اتومبيل الكتريكي          

جواب:

 

الكتريكي

نوراني دروني مكانيكي صوتي شيميايي
لامپ الكتريكي + +      
اتو الكتريكي   +      
پنكه الكتريكي   + +    
يخچال الكتريكي   + +    
تلويزيون الكتريكي + +   +  
باتري اتومبيل الكتريكي + + + +  

 

 

آيا مي توانيد با توجه به آنچه كه در مورد مقاومت الكتريكي يك رسانا فرا گرفته ايد توضيح دهيد كه چگونه شارش بار الكتريكي در يم رسانا باعث افزايش دماي رسانا مي شود؟

پاسخ: در اثر حركت الكترونها در داخل جسم رسانا و برخورد آنها با اتم ها و مولكولهاي جسم، مقدار زيادي از انرژي جنبشي الكترونها به انرژي دروني جسم تبديل شده و دماي آن بالا مي رود.

انرژي گرمايي مصرفي W در مقاومت الكتريكي

انرژي الكتريكي هنگام شارش بار الكتريكي در هنگام عبور از يك مقاومت به انرژي گر مايي تبديل مي شود . انرژي كه يك رسانا مصرف مي‎كند به عواملي مانند مقاومت رسانا - شدت جريان عبوري از رسانا‎- زمان عبور جريان و ولتاژ اعمال شده بستگي دارد و  واحد آن در سيستم SI ژول مي‎باشد .

فرمولهاي انرژي گرمايي مصرفي

R: مقاومت رسانا
I: شدت جريان
t: زمان
V: اختلاف پتانسيل

مقاومت قسمت گرماده يك اتو 30  اهم است. وقتي آنرا به برق وصل مي كنيم شدت جريان 6A از آن مي گذرد. انرژي الكتريكي مصرف شده در آن را وقتي كه به مدت نيم ساعت روشن است حساب كنيد:

جواب:

    

 

 

مقاومت قسمت گرماده يك بخاري برقي است و هنگامي كه روشن است شدت جريان 4A از آن مي گذرد. براي اين كه مقدار 1000kj گرما توليد كند، چه مدت بايد روشن باشد؟

جواب:

        

                         t=(1000*1000)/(50*16)=1250 s

 

 

يك سماور برقي وقتي كه روشن است در مدت 10 دقيقه مقدار 480kj انرژي مصرف مي كند. اگر شدت جريان عبوري از آن4A باشد، مقاومت قسمت گرماده سماور را حساب كنيد.

جواب:

                   

 

سعیدیان
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:52 |

 فيزيك 1و آزمايشگاه

الكتريسيته

صفحه2

 

١- مي دانيم که تعداد الکترون هاي آزاد موجود در رسانا ها بسيار زياد است .
به عنوان مثال در يک سانتيمتر مکعب مس درحدود ٢٢ ١٠ الکترون آزاد وجود دارد . 
آيا بزرگي اين عدد را مي توانيد تصور کنيد ؟ براي آنکه به بزرگي اين عدد پي ببريد ، فرض کنيد بخواهيد اين تعداد الکترون را بشماريد . شما در هر ثانيه قادر به شمارش چه تعداد الکترون هستيد ؟ ٢، ١٠، ١٠٠، ١٠٠٠٠،… فرض کنيد که در هر ثانيه بتوانيد يک تريليون يعني ١٢ ١٠ الکترون را بشماريد . چه مدت طول مي کشد تا تمام الکترون هاي آزاد موجود در يک سانتيمتر مکعب مس را بشماريد ؟ براي محاسبه يک سال را تقريبا" برابر ٧ ١٠ *  ٣ ثانيه در نظر بگيريد .
٢- براي آنکه در جسم بدون باري ، بار الکتريکي  ( C ٦- ١٠ * ٤/٦ + ) ايجاد شود ، چه تعداد الکترون بايد از آن گرفته شود ؟ 
٣- به تعداد پروتون هاي موجود در هسته ي اتم ، عدد اتمي گفته مي شود و آن را با z نشان مي دهند . عدد اتمي مس برابر ٢٩ است . بار الکتريکي هسته اتم مس چه اندازه است ؟  اتم مس چه اندازه بار الکتريکي منفي دارد ؟ بار الکتريکي اتم مس چه اندازه است ؟

جواب الف:                                                                 

 

سال

ب: بار يك الكترون است. نتيجه مي شود:

الكترون

پ: بار يك پروتون برابر است با:   .نتيجه مي شود:

بار هسته   

در اتم مس تعداد الكترونها با تعداد پروتونها برابر است. الكترونها نيز به همان اندازه پروتونها بار الكتريكي دارند اما با علامتمنفي. بنابراين بار الكتريكي منفي اتم مس برابر   است. از طرفي چون در اتم مس مقدار بار الكتريكي مثبت پروتونها با مقدار بار الكتريكي منفي الكترونها برابر است، پس اتم مس از نظر بار الكتريكي خنثي خواهد بود.

 

س: القاء بار الكتريكي چگونه است؟

ج: تعريف: ايجاد بار در رساناها بدون تماس به يكديگر، القاء بار ناميده مي شود.

 

 وسيله هاي آزمايش : دو کره ي فلزي - پايه هاي عايق - تيغه ي پلاستيکي - تيغه ي شيشه اي .
    ١- دو کره ي فلزي را که روي پايه هاي نارسانا ( چوبي ) قرار دارند مطابق شکل ( ٣-٢ الف ) در تماس با يک ديگر قرار دهيد . اگر اين وسيله ها را در اختيار نداريد مي توانيد دو تيغه ي فلزي کوچک را انتخاب و آن ها را توسط دو نخ خشک آويزان کنيد و يا دو کاسه زنگ دوچرخه را روي پايه هاي نارسانا (مثلا" چوبي) نصب کنيد . با تماس دست به آن ها مطمئن شويد که بدون بار الکتريکي اند .
    ٢- يک تيغه ي پلاستيکي را با پارچه ي پشمي مالش دهيد . چه نوع بار الکتريکي پيدا مي کند ، منفي يا مثبت ؟ 
    ٣- مطابق شکل ( ٣-٢ ب ) تيغه ي پلاستيکي را به کره ي A نزديک کنيد . 

 

شکل ٣-٢- بار دار کردن به روش القا

 ٤- بدون آنکه مکان تيغه ي پلاستيکي را تغيير دهيد ، پايه ي چوبي کره ها را گرفته و دو را از هم جدا کنيد . 
    ٥- تيغه ي شيشه اي را با پارچه مالش دهيد و از گرانيگاه به وسيله ي نخ خشکي آويزان کنيد . تيغه ي شيشه اي داراي چه نوع بار الکتريکي است ؟ 
    ٦- هر يک از دو کره ي A و B را به طور جداگانه به تيغه ي شيشه اي نزديک کنيد .آنچه را که مشاهده مي کنيد ياد داشت کنيد . 

جواب 1و2و3و4: در اثر مالش تيغه پلاستيكي با پارچه پشمي در آن بار منفي ايجاد مي شود. وقتي اين تيغه را كنار كره هاي فلزي بهم چسبيده قرار دهيم،در اثر القاي الكتريكي، بارهاي منفي كره A رانده شده و به سطح دورتر كره B مي روند و در عوض بارهاي مثبت در كره A و در سطح مقابل تيغه جمع مي شوند. اگر در اين حالت كره ها را از هم جدا كنيم، در كرهA بار خالص مثبت و در كره B بار خالص منفي ايجاد مي شوند.

5و6: در اثر مالش تيغه شيشه اي با پارچه پشمي در آن بار مثبت ايجاد مي شود. اگر آنرا آويزان كنيم و كره ها را به ترتيب به تيغه نزديك نماييم مشاهده مي كنيم كره A تيغه را مي راند و كره B تيغه را مي ربايد. اين امر تأييد مي كند كه كره A بار مثبت و كره B بار منفي دارد.

 

س: توليد الكتريسيته ساكن به طريقه القاء چگونه است؟

ج: مطابق شكل روبرو، ميله باردار( S ) را به كره فلزي با پايه عايق نزديك مي كنيم. دراثر نيروي الكتريكي بارهاي مثبت و منفي آن از هم جدا مي شوند.سپس با تماس كره به زمين توسط انگشت، بارهاي منفي آن را تخليه مي كنيم. بعد تماس كره با زمين را قطع كرده و ميله ( S )  را از آن دور مي نماييم. در كره بار خالص مثبت باقي مي ماند. (در صورتي كهبار ميله مثبت باشد، بار ايجاد شده در كره منفي خواهد بود).

 

 

 

روش قبل را با دو كره فلزي نيز مي توان انجام داد. در اشكال زير مراحل انجام اين عمل نشان داده شده است:

با نزديك شدن ميله باردار( با بار منفي) به كره ها، به علت نيروي الكتريكي، بارهاي مثبت و منفي كره ها  از هم دور مي شوند. سپس كره ها را از هم جدا مي كنيم و بعد ميله را نيز دور مي كنيم. ملاحظه مي شود در كره A بار خالص منفي و در كره B بار خالص مثبت ايجاد مي شود.

س: الكتروسكوپ يا برق نما چيست؟

ج: وسيله اي است كه بر اساس القاء الكتريكي عمل مي كند و موارد استفاده آن عبارتند از:

1- پي بردن به وجود بارهاي الكتريكي كم و ضعيف در يك جسم.

2- تعيين نوع بار الكتريكي در يم جسم.

3- تعيين رسانايي يا نارسانايي يك جسم.

الكتروسكوپ تشكيل شده است از يك ميله فلزي كه در يك طرف آن كلاهكي فلزي و در طرف ديگر ورق نازك طلا( يا يك فلز ديگر) نصب شده و مجموعه در داخل يك جعبه شيشه اي قرار دارد.

فعاليت 2: الف-  هرگاه جسمي را كه داراي بارالكتريكي است به كلاهك يك الكتروسكوپ بدون بار تماس دهيد، چه اتفاقي مي افتد؟ آيا ورقه طلا از تيغه فلزي دور مي شود؟ چرا؟ علت را توضيح دهيد.

ب- مي خواهيم در يك جسم رساناي بدون بار الكتريكي ( يك الكتروسكوپ يا يك كره رسانا) بار الكتريكي القا كنيم. براي انجام اين كار يك تيغه پلاستيكي كه داراي بار الكتريكي منفي است در اختيار شما است. مراحل مختلف كار را شرح دهيد. اگر به جاي تيغه پلاستيكي، تيغه شيشه اي را كه داراي بار مثبت است بكار بريد، نوع بار الكتريكي القا شده چه تغييري مي كند؟

جواب الف:  هر گاه جسمي مثل يك ميله ابونيتي با بار منفي را به كلاهك الكتروسكوپ تماس دهيم، در اثر القاء الكتريكي، بارهاي مثبت جذب ميله شده و در روي كلاهك جمع مي شوند و نيز بارهاي منفي از ميله رانده شده و به روي ورقه طلا و تيغه فلزي مي روند. در اين حالت تيغه فلزي ورقه طلا را به علت داشتن بارهاي همنوع رانده و از خود دور مي كند.

neg Conduction animation (6k)

pos conduction electroscope(6k)

جواب ب: ابتدا تيغه پلاستيكي را كه بار منفي دارد به كلاهك الكتروسكوپ نزديك مي كنيم تا ورقه طلا به اندازه دلخواه از تيغه فلزي دور شود. در همين حال الكتروسكوپ را به وسيله تماس با انگشت در مدت كوتاهي به زمين وصل مي كنيم. سپس انگشت را برداشته و تيغ پلاستيكي را از الكتروسكوپ دور مي كنيم. ملاحظه مي شود ورقه طلا همچنان در حال انحراف باقي مي ماند زيرا در الكتروسكوپ بار خالص مثبت ايجاد شدهاست.

اگر همين آزمايش را با تيغه شيشه اي كه بار مثبت دارد انجام دهيم، بار ايجاد شده در الكتروسكوپ منفي خواهد بود.

 

 

 

 چگونه با يك الكتروسكوپ كه از قبل بارالكتريكي دارد مي توانيد پي ببريد جسمي كه در اختيار شماست:

الف- بار الكتريكي دارد يا خير؟

ب- رساناست يا نارسانا.

جواب الف- جسم را به كلاهك الكتروسكوپ نزديك مي كنيم( يا به آن تماس مي دهيم) . اگر ورقه طلا انحراف پيدا كند، جسم بار الكتريكي دارد. در اين حالت ميزان انحراف ورقه طلا متناسب با بارالكتريكي جسم است.

جواب ب-  ابتدا جسم را به پارچه پشمي مي ماليم. سپس آن را با دست گرفته و به كلاهك نزديك مي كنيم. اگر ورقه طلا دور شود، جسم نا رسانا است. زيرا بار الكتريكي ايجاد شده در خود را حفظ كرده است. اما اگر انحرافي در ورقه طلا مشاهده نشد، جسم رسانا است، زيرا بارالكتريكي خود را از طريق دست به زمين منتقل كرده است و ديگر باري ندارد تا در الكتروسكوپ القا بار كند.

 

 

1- با دم پايي پلاستيكي تميز روي فرش راه برويد و سعي كنيد دم پايي روي فرش مالش داده شود. سپس با نوك انگشت خود، گوش و يا نوك بيني يك نفر را كه در اتاق است، لمس كنيد، چه اتفاقي مي افتد؟علت را توضيح دهيد.

2- با چه پديده هاي مشابه ديگري آشنا هستيد؟ آيا ممكن است اين پديده ها خطرناك باشند؟

3- چرا زير تانكرهاي مخصوص حمل سوخت، زنجير آويزان مي كنند؟

4- آيا اين پديده در مورد هواپيما در هنگام پرواز ايجاد مي شود؟ در مورد هواپيما چه تدبيري به كار برده مي شود؟

جواب1: در اثر راه رفتن و مالش دم پايي پلاستيكي با فرش، بار الكتريكي منفي در كفش و بدن ايجاد مي شود. هنگام تماس نوك انگشت با گوش يك نفر، با زدن يك جرقه كوچك، اين بار الكتريكي به بدن او منتقل مي شود.

جواب 2: اگر با لباس پشمي در داخل اتومبيل بنشينيد و مدتي حركت كنيد، هنگام پايين آمدن و گرفتن دستگيره براي بستن اتومبيل، بين دست شما و دستگيره جرقه زده مي شود. در محل هاي مسدودي مثل اتاق عمل بيمارستان و يا تعميرگاه هاي اتومبيل كه گازهاي اشتعال زا مثل اتر جمع مي شود، وقوع يك جرقه كوچك مي تواند به آتش سوزي و سانحه منجر شود.

جواب 3: هنگام حركت تانكر، در اثر مالش بدنه آن با هوا مقدار زيادي بار الكتريكي در آن جمع مي شود. تجمع اين بار و انتقال آن به زمين يا اجسام مجاور ديگر مي تواند همراه با جرقه باشد و سوخت تانكر را منفجر كند. وجود زنجير باعث مي شود تا بارهاي الكتريكي ايجاد شده به طور مداوم به زمين منتقل شوند و در بدنه تانكر جمع نگردند به اين ترتيب از ايجاد جرقه جلوگيري مي شود.

جواب 4: هنگام پرواز هواپيما نيز در اثر مالش بدنه آن با هوا مقدار زيادي بار الكتريكي در آن ايجاد مي شود. اين بار مي تواند براي سوخت هواپيما بسيار خطرناك باشد. براي رفع اين مشكل باتري هاي مخصوصي در هواپيما قرار مي دهند تا بارهاي ايجاد شده در اثر مالش را جمع و در خود ذخيره نمايد. ضمناً مقداري از اين بار نيز خودبخود از محل نوك تيز هواپيما دوباره به هوا منتقل مي شود.

 سعیدیان
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:47 |
 فيزيك 1و آزمايشگاه

الكتريسيته

صفحه1

الكتريسيته             

 

 الكتريسيته

 الكتريسيته از كلمه يوناني الكترون به معني كهربا گرفته شده است.چرا كه هرگاه كهربا را با پارچه پشمي مالش دهيم، اجسام سبكي مانند كاه را به خود جذب مي كند.

 ماهيت الكتريسيته

 ماهيت الكتريسيته به دليل وجود بارهاي الكتريكي در اتمهاي ماده است. در نظريه امروزي اتمي، اتم تشكيل يافته است از يك هسته مركزي كه داراي دو نوع ذره پروتون با بار مثبت و نوترون بدون بار است و ذرات بسيار ريزي بنام الكترون با بار منفي كه به دور هسته مي چرخند.

 

 

 

 

انواع الكتريسيته

الكتريسيته  دو نوع است : الكتريسيته ساكن و الكتريسيته جاري.

س: الكتريسيته ساكن چگونه است؟

ج: هر گاه الكتريسيته توليد شده در محل توليد باقي بماند آنرا الكتريسيته ساكن مي نامند.

س: الكتريسيته جاري چگونه است؟

ج: از حركت الكترونها، الكتريسيته جاري به وجود مي آيد.

س: بار الكتريكي چيست؟

ج: چرخش الكترون به دور هسته در اثر وجود نيروي الكتريكي بين آنهاست و نيز بعضي از اجسام تحت شرايط خاصي بر هم نيروي جاذبه يا دافعه الكتريكي وارد مي كنند. عامل اين نيروها به سبب خاصيتي است كه بطور ذاتي در الكترونها وجود دارد. لذا آن كميت فيزيكي كه اين خاصيت را توصيف و بزرگي نيروي حاصل از آنها را تعيين مي كند، بار الكتريكي ناميده مي شود.

 

 

 

Eتذكر: ماهيت بار الكتريكي تا كنون شناخته نشده است.

 

    وسيله هاي آزمايش : دو تيغه ي شيشه اي - دو تيغه ي پلاستيکي - پارچه پشمي و ابريشمي - نخ - پايه دو عدد براي آويزان کردن تيغه ها .
    ١- تيغه ي شيشه اي را با پارچه ي ابريشمي مالش دهيد و به خرده هاي کاغذ نزديک کنيد  . چه اتفاقي رخ مي دهد ؟
    ٢- همين آزمايش را با تيغه ي پلاستيکي انجام دهيد و مشاهده هاي خود را بيان کنيد .

 

    ٣- تيغه ي شيشه اي را با پارچه ي ابريشمي مالش دهيد و آن را از گرانيگاه به وسيله ي نخ خشک آويزان کنيد .
سپس تيغه ي شيشه اي ديگري را با پارچه ي ابريشمي مالش داده و به تيغه ي شيشه اي آويخته شده نزديک کنيد ، چه اتفاقي رخ مي دهد ؟  

 

    ٤- همين آزمايش را با دو تيغه ي پلاستيکي که با پارچه ي پشمي مالش داده ايد تکرار کنيد و مشاهده هاي خود را بيان کنيد. 
 

    ٥- آزمايش را با يک تيغه ي شيشه اي و يک تيغه ي پلاستيکي انجام دهيد .
نتيجه هاي تجربه ها ي انجام شده را بنويسيد و ربايشي يا رانشي بودن نيرو ها را مشخص کنيد .

جواب :

1: تيغه شيشه اي خرده هاي كاغذ را مي ربايد و اندكي بعد آنها را رها مي سازد.

2- تيغه پلاستيكي نيز ابتدا خرده هاي كاغذ را مي ربايد و بعد از مدتي آنها را رها مي سازد.

3- بعلت هم نوع بودن بار تيغه هاي شيشه اي( هر دو مثبت) تيغه آويخته توسط تيغه ديگر رانده مي شود.

4- مثل حالت قبل تيغه هاي پلاستيكي كه هر دو بار منفي دارند يكديگر را مي رانند.

5- در اين حالت به دليل غير هم نوع بودن بارهاي تيغه ها، يكديگر را مي ربايند.

 

 

 قانون پايستگي بار الكتريكي

 بار الكتريكي از هيچ به وجود نمي آيد و از بين هم نمي رود، فقط از يك جسم به جسم ديگر منتقل مي شود. اين بيان را پايستگي بار الكتريكي مي نامند.

س: چند نوع بار الكتريكي وجود دارد؟

ج: دو نوع: بار منفي( بار الكترون با علامت e- ) و بار مثبت ( بار پروتون با علامت e+ ).

س: بارهاي الكتريكي الكترون و پروتون چه فرقي با هم دارند؟

ج: از نظر مقدار يكي هستند اما علامتهاي مخالف هم دارند. توجه كنيد كه در نظر گرفتن علامتهاي منفي و مثبت براي بارهاي الكتريكي الكترون و پروتون يك اتمي قراردادي است و براي طبيعت اين علامتها مفهومي ندارند.

              

س: كمترين مقدار بار الكتريكي در طبيعت چقدر است؟

ج: اندازه بار الكتريكي يك الكترون( يا يك پروتون) به عنوان يكاي طبيعي بار الكتريكي يعني كوچكترين بار الكتريكي موجود در ماده در نظر گرفته مي شود و مقدار آن برابر است با:

به اين ترتيب هر بار الكتريكي( مثل q) مضرب صحيحي از اين بار پايه خواهد بود يعني:

n يك عدد صحيح و مثبت است.

س: از رابطه q=n e چه نتيجه اساسي در فيزيك حاصل مي شود؟

ج: اين رابطه نشان مي دهد بار الكتريكي نيز مانند ماده ساختمان دانه اي دارد. يعني همانطور كه ماده از ذرات ريزي بنام اتم درست شده است، بار الكتريكي نيز از ذراتي بنام الكترون(يا پروتون) تشكيل يافته است.

 يكاي بار الكتريكي در سيستم SI

 يكاي بار الكتريكي در SI كولن است كه با حرف C نشان مي دهند.

س: بار الكتريكي خالص يعني چه؟

ج: يك اتم در حالت عادي از نظر الكتريكي خنثي است. يعني تعداد بارهاي مثبت و منفي آن با هم برابرند. اگر اين تعادل را با گرفتن يا دادن الكترون به اتمهاي يك جسم برهم بزنيم، ديگر جسم از نظر بار الكتريكي خنثي نخواهد بود. در اين  حالت مي گوييم جسم داراي بار الكتريكي خالص است. به عبارت ديگر بارهاي الكتريكي خنثي نشده يك جسم را بار الكتريكي خالص مي نامند.

Eتذكر: توجه كنيد وقتي كه يك اتم الكترون اضافي دريافت مي كند داراي بار الكتريكي خالص منفي مي شود و اگر الكترون از دست بدهد به دليل وجود پروتونهاي اضافي خنثي نشده،بار الكتريكي خالص آن مثبت خواهد بود.

س: نيروي الكتريكي چگونه است؟

ج: نيرويي را كه اجسام داراي بار الكتريكي به يكديگر وارد ميكنند، نيروي الكتريكي مي نامند.

س: قانون بنيادي الكتريسيته ساكن چگونه است؟

ج: بارهاي الكتريكي همنوع يكديگر را مي رانند و بارهاي الكتريكي نا همنوع يكديگر را مي ربايند. به عبارت ديگر دو بار مثبت و منفي يكديگر را مي ربايند و دو بار مثبت يا دو بار منفي يكديگر را مي رانند.

                  

س: روشهاي توليد الكتريسيته ساكن كدامند؟

 

ج: به دو روش مي توان الكتريسيته ساكن توليد كرد: روش مالش و روش القاء.

س: توليد الكتريسيته ساكن يا باردار كردن به طريقه مالش چگونه است؟

ج: اين روش مناسب اجسام نا رسانا است. هنگامي كه دو جسم نارسانا بر روي هم ماليده مي شوند، به علت اصطكاك و گرماي توليد شده، الكترونهاي آن جسمي كه سست ترند از اتمهاي خود كنده شده و بر روي جسم ديگر منتقل مي شوند. در اين حالت در جسمي كه الكترون از دست داده بار مثبت(+) و در جسمي كه الكترون گرفته است، بنا به قانون پايستگي بار الكتريكي، به همان مقدار بار منفي(-) به وجود مي آيد. مثلاً در صورتي كه يك ميله پلاستيكي( يا ابونيتي) را به پارچه پشمي مالش  دهيم، الكترونها از پارچه به ميله پلاستيكي منتقل شده و ميله بار منفي و پارچه بار مثبت خالص پيدا مي كند. يا اگر به جاي ميله پلاستيكي از ميله شيشه اي استفاده كنيم، برعكس حالت قبل شيشه بار مثبت و پارچه بار منفي پيدا مي كند.

 

 

 

 

 

  پاسخ به سوال شما

چرا وقتي كه ميله شيشه اي را به پارچه ابريشمي مالش ميدهيم شيشه داراي بار مثبت ولي وقتي ميله پلاستيكي را به پارچه پشمي مالش ميدهيم ميله پلاستيكي داراي بار منفي ميشود؟

جواب: 

ميدانيم که: جسمي که انرژي يونيزاسيون آن کمتر است ، الکترون  از دست مي دهد و بار الکتريکي آن مثبت مي شود.

لذا ،ميله شيشه اي در اثر مالش با پارچه ابريشمي بار مثبت مي گيرد ، زيرا انرژي يونيزاسيون ميله شيشه اي کمتراز پارچه ابريشمي است.

ميله پلاستيکي نيز در اثر مالش با پارچه پشمي بار منفي ميگيرد ؛ چون انرژي يونيزاسيون آن از پارچه پشمي بيشتر است.

 

در شكل مقابل بجاي ميله ابونيتي از ورقه PVC كه همان خاصيت را دارد استفاده شده است .

 

نتيجه هاي 5 آزمايش شماره 1  را تفسير كنيد و چگونگي باردار شدن تيغه ها و رانده شدن تيغه هاي همنوع را از يكديگر و ربايش تيغه هاي غير همنوع را توضيح دهيد.

پاسخ: هنگام مالش تيغه ها به پارچه، الكترونها از تيغه شيشه اي به پارچه و از پارچه به تيغه پلاستيكي منتقل مي شوند. در نتيجه تيغه شيشه اي بار مثبت و تيغه پلاستيكي بار منفي پيدا مي كنند. به اين ترتيب وقتي دو تيغه شيشه اي  يا دو تيغه پلاستيكي را به هم نزديك مي كنيم يكديگر را مي رانند، اما تيغه هاي غير همنوع يعني شيشه اي و پلاستيكي يكديگر را مي ربايند.

 

 

 وسيله هاي آزمايش : بادکنک - شانه ي پلاستيکي - نخ - پارچه ي پشمي .
    ١- چگونه مي توانيد بادکنکي را بدون استفاده از هر نوع چسبي به ديوار بچسبانيد ؟ 
براي آنکه بادکنک زمان بيشتري به ديوار بچسبد چه مي کنيد ؟ 
    ٢- يک شانه ي پلاستيکي را با يک پارچه ي پشمي مالش دهيد و نزديک شير آبي که آب با فشار کم از آن خارج مي شود نگه داريد .چه مشاهده مي کنيد ؟
مشاهدهاي فوق را بنويسيد و به کلاس گزارش کنيد .


 
                            

 

جواب:

1: بادكنك را كه از جنس پلاستيك است به پارچه پشمي مالش مي دهيم تا باردار شود و سپس آنرا به ديوار مي چسبانيم در اثر القاي الكتريكي بادكنك به ديوار مي چسبد. براي اينكه بادكنك مدت بيشتري بر روي ديوار بماند بايد آنرا به دفعات بيشتري به پارچه پشمي مالش دهيم.

2- در اثر مالش شانه با پارچه پشمي در آن بار الكتريكي منفي ايجاد مي شود. در اين حالت اگر شانه را به باريكه آب نزديك كنيم در اثر القاي الكتريكي آنرا بطرف خود مي كشد.

 

 

الف- موهاي تميز و خشك خود را با يك شانه پلاستيكي خشك شانه كنيد چرا موهاي شما مرتب نمي شوند و به دنبال شانه بلند مي شوند؟

ب- با يك پارچه خشك، صفحه تلويزيون را تميز كنيد. چرا پرزهاي پارچه به صفحه تلويزيون مي چسبند؟

پ- در تاريكي لباس خود را از تن بيرون آوريد، چرا جرقه زده مي شود؟

 

پاسخ الف: در اثر تماس شانه با مو، شانه بار منفي و مو بار مثبت پيدا مي كنند.  به اين علت موها به طرف شانه كشيده شده و از حالت مرتب خارج مي شوند.

پاسخ ب:  صفحه تلويزيون از جنس شيشه است. هنگام تميز كردن، الكترونها از پارچه به صفحه تلويزيون منتقل مي شوند. در نتيجه به علت غير همنوع بودن بار اين دو، پرزهاي پارچه به صفحه تلويزيون مي چسبند.

پاسخ پ: هنگام درآوردن لباس در اثر مالش لباس هاي رويي با لباسهاي زيري، الكترونها رد و بدل شده و موجب زدن جرقه مي شوند.

 

س: اجسام رسانا و نارساناي الكتريكي چگونه اند؟

ج: پاره اي از مواد مثل فلزات به راحتي الكتريسيته را از خود عبور مي دهند. در اين مواد الكترونها با دريافت اندكي انرژي از اتمهاي خود كنده شده و به حركت در مي آيند. اين مواد را رساناي الكتريكي مي نامند. اما پاره اي مواد ديگر مثل چوب و پلاستيك الكتريسيته را به راحتي از خود عبور نمي دهند. الكترونهاي اين مواد براي كنده شده از اتمهايشان به انرژي زيادي نياز دارند و به اين علت به حركت در آوردن آنها خيلي مشكل است. اينگونه مواد را نارساناي الكتريكي مي گويند.


    وسيله هاي آزمايش : ميله ي مسي - پارچه - الکترو سکوپ .
    يک ميله ي مسي کوچک را گرفته و تلاش کنيد که با مالش دادن آن توسط يک پارچه ، در آن بار الکتريکي ايجاد کنيد . آيا بار الکتريکي در آن ايجاد مي شود ؟ چرا ؟ براي اطمينان ، ميله ي مسي را پس از مالش ، به کلاهک الکتروسکوپ بدون باري تماس دهيد و مشاهده ي خود را بنويسيد .

جواب: در اثر مالش ميله مسي با پارچه در آن بار الكتريكي ايجاد مي شود. اما به دليل رسانا بودن ميله و نيز دست ما، بارهاي آن از طريق دست و بدن ما به زمين منتقل مي شوند. در اين حالت اگر ميله را به كلاهك الكتروسكوپ بدون باري تماس دهيم ورقه هاي آن حركت نمي كنند.

 الكترون آزاد

 در اجسام فلزي الكترونها به راحتي از اتمهاي خود جدا مي شوند و در درون جسم به حركت در مي آيند و موجب رسانايي الكتريكي مي شوند. اين الكترونها را الكترنهاي آزاد مي نامند.

 

1- چرا آزمايش هاي الكتريسيته ساكن در روزهاي سرد و خشك، نتيجه بهتري مي دهد؟

2- چرا در بعضي مواد مانند پلاستيك و نايلون بهتر از ساير مواد مي توان بار الكتريكي ايجاد كرد؟

جواب 1: آب اندكي خاصيت رسانايي دارد و به اين علت هواي مرطوب نيز كمي خاصيت رسانايي پيدا مي كند. در هواي گرم، رطوبت هوا زياد مي شود. در اين حالت الكتريسيته اي كه در اثر مالش در يك جسم ايجاد شده است، از طريق هواي مرطوب به اجسام ديگر منتقل مي شود و مانع از انجام مطلوب آزمايش ها مي گردد. در هواي سرد از رطوبت هوا كاسته مي شود و رسانايي هوا ناچيز مي گردد. در اين حال آزمايش هاي مربوط به الكتريسيته ساكم را بهتر مي توان انجام داد.

جواب 2: موادي مثل پلاستيك و نايلون نارساناي الكتريكي هستند. بنابراين هنگامي كه در اثر مالش در آنها بار الكتريكي ايجاد مي شود، اين بار را در خود نگه داشته و به اجسام ديگر منتقل نميكنند.

 

 

 

جمله هاي زير را كامل كنيد:

1- وقتي دو جسم به يكديگر ............ داده مي شود. بين آنها الكترون مبادله مي شود.

2- با جا به جا شدن الكترونهاي آزاد، بار الكتريكي درون ............... شارش مي كند.

3- در يك جسم.............بار الكتريكي در محل ايجاد شده باقي مي ماند.

4- نيرويي كه بارهاي الكتريكي همنوع بر يكديگر وارد مي كنند .............. و نيرويي كه بارهاي الكتريكي غير همنوع بر يكديگر وارد مي كنند..............است.

پاسخ 1: وقتي دو جسم به يكديگر مالش داده مي شود. بين آنها الكترون مبادله مي شود.

پاسخ 2:  با جا به جا شدن الكترونهاي آزاد، بار الكتريكي درون جسم از يك نقطه به نقطه ديگر آن شارش مي كند.

پاسخ 3:  در يك جسم نارسانا بار الكتريكي در محل ايجاد شده باقي مي ماند.

پاسخ 4: نيرويي كه بارهاي الكتريكي همنوع بر يكديگر وارد مي كنند رانشي و بارهاي الكتريكي غير همنوع  يكديگر را مي ربايند

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:45 |
منیزیم برای قلب، عضله و كلیه مهم و مفید است. این ماده قسمتی از دندان و استخوان شما را می سازد. مهمتر از همه، این ماده آنزیم ها را فعال می كند، به شما انرژی می دهد و به كاركردن بهتر بدن كمك می كند. این ماده همچنین استرس، افسردگی و بیخوابی را كاهش می دهد. ویتامین "ب-6" به جذب منیزیوم مورد نیاز كمك می كند و با منیزیوم در بسیاری از كارها همكاری می كند. منیزیم در بسیاری از غذاها قابل دسترس است. قرص های مغذی تنها می تواند به شما مقدار منیزیم دریافتی را نشان دهد. دانشمندان روشهای مختلفی برای مشخص كردن میزان منیزیم غذاهای متفاوت پیدا كرده اند. علاوه بر این بسیاری از غذاها به طور كامل تجزیه نشده اند.
بیماریهای مشخصی تعادل منیزیم بدن را بهم می زند. برای مثال بدن همراه با استفراغ یا اسهال می تواند منجر به كمبود منیزیم به طور موقتی شود. بیماریهای معده و روده، دیابت. التهاب پانكراس، عملكرد بد كلیه و داروهای دیورتیك (ادرار آور) می توانند باعث كمبود طولانی مدت منیزیم شوند. اگر مبتلا به یكی از بیماریهای ذكر شده هستید برای منیزیم مورد نیاز مصرفی تان، با پزشك معالج مشورت كنید.
موارد استفاده
مصرف كافی منیزیم می تواند در موارد زیر به شما كمك كند:
 جلوگیری از سخت شدن شریان
n ها (تصلب شرایین)
 جلوگیری از حمله و سكته قلبی
n
 كاهش فشار خون
n
n كاهش سطح كلسترول و تری كلیسرید خون
 تصحیح بی نظمی های ضربان قلب
n
 توقف
n حمله حاد آسم
 كاهش میزان نیاز به انسولین در صورت دیابتی بودن
n
 جلوگیری
n از تشكیل سنگ كلیه
 درمان بیماری كرون
n
 درمان سر و صدای ناشی از كاهش
n شنوایی
 بهبود بینایی در صورت داشتن گلوكوما
n
 کاهش گرفتگی عضله، تحریك
n پذیری، خستگی، افسردگی و
  نگهداری و تجدید سطح انرژی طبیعی بدن
n
 بهبود وضعیت خواب
n
 كاهش اضطراب و افسردگی
n
 كاهش عوارض و اثرات
n استرس

منابع غذایی
غنی ترین منبع منیزیم شامل آجیل (بادام، پسته، گردو تخم كدو، بادام زمینی) برگ سبر سبزیجات، غلات، گندم، آرد سویا و ... منابع خوب دیگر برای منیزیم آرد گندم، آرد جو، چغندر سبز، اسفناج، خرده گندم، حبوبات، جودوسر، موز، سیب زمینی (با پوست)، همچنین می توانید منیزیم را از بسیاری گیاهان گونه های علف ها و جلبك ها به دست آورید. برای مثال: جلبك آگار، گشنیز، شوید، دانه غلات، شاه پسند، خردل خشك، ریحان، پودر كاكائو، تخم رازیانه، مرزه، تخم زیره، تخم ترخون، تخم مرزنجوش و تخم خشخاش.
اشكال دیگر
منیزیم به اشكال مختلف در دسترس است. بهترین فرم آن به صورت "قابل حل" عرضه میشود، كه بدن راحتتر منیزیم این تركیب را جذب می كند. این تركیبات قابل حل به صورت كپسول ژلاتینی است. مكمل های توصیه شده منیزیم شامل سیترات منیزیم، گلوكونات منیزیم و لاكتات منیزیم است.
دیگر منابع هم خانواده منیزیم شامل شیر منیزیم (هیدروكید منیزیم) كه اغلب به عنوان یك ملین یا آنتی اسید استفاده میشود، نمكهای "ایپوم" (سولفات منیزیم) كه به عنوان یك ملین یا تقویت كننده استفاده می شود و یا به وان حمام اضافه میشود. بعضی از اشكال منیزیم از طریق پوست قابل جذب است.
موارد احتیاط
اگر بیماری شدید كلیوی یا قلبی دارید بدون مشورت پزشك از مكمل های منیزیم استفاده نكنید.
مصرف بیش از حد شیر منیزیم (به عنوان مسهل یا آنتی اسید) یا نمكهای ایپسوم (به عنوان مسهل یا تقویت كننده) باعث می شود كه شما مقادیر زیادی منیزیم هضم كنید، مخصوصاً اگر مشكل كلیوی داشته باشید. مصرف زیاد منیزیم باعث ایجاد مشكلات جدی برای سلامتی و حتی مرگ می شود.
تداخل های احتمالی
 بعضی از
n غذاها، نوشیدنی ها و داروها، باعث از دست دادن منیزیم توسط بدن میشود.
 سدیم
n (نمك)، كافئین، الكل، فیبر، ریبوفلاوین به میزان زیاد، انسولین دیورتیك ها (ادرارآور) و دیجیتال ها میباشد.
 بعضی از غذاها، نوشیدنی ها و داروها، بدن را
n برای مصرف منیزیم مورد نیاز با مشكل و سختی روبرو می كند. اینها شامل كلسیم، آهن، منگنز، فسفر. روی و چربی است.
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:25 |

انرژي سياه ( تاريك )

منبع : Space.com

مترجم : منصوره جليل خاني

اختر شناسان هنوز سرنخي در مورد نيروي اسرار آميزي كه كهكشانها را مي رانده در دست ندارند.

انرژي سياه نيروي اسرار آميزي كه هيچ كس آنرا نمي بيند، باعث مي شود تا جهان به سرعت به دور دستها پرواز كند. چند سال پيش اگر شما اين نظريه را به اخترشناسان ارائه مي كرديد، به ما پيشنهاد مي كردند تا بيشتر در دنياي واقعيت سير كنيد! اما انرژي سياه يك واقعيت است. حداقل تعداد اختر شناساني كه به آن معتقدند، رو به افزايش است. به هر حال هيچ كس به طور واقعي آن را نمي شناسد و توانايي توضيح آنرا ندارد. كريگ هوگان، اختر شناس دانشگاه واشينگتن مي گويد: (حقيقتاً ما آنرا نمي شناسيم، اما مي دانيم اثرات آن چيست، همچنين از جزئيات انرژي سياه بي اطلاع هستيم). بعداز آنكه دو گروه از اختر شناسان، كاوشي در مورد ابرنو اخترها انجام دادند، دريافتند كه ابرنو اخترهاي دور دست نوري ضعيفتر از ميزان معمولي دارند و تنها راه حلي كه ارائه دادند، اين بود كه سرعت انبساط جهان نسبت به زمانهاي گذشته بيشتر شده است. تا آن زمان عموم ستاره شناسان بر اين باور بوده اند كه انبساط عالم در نتيجه نيروي جاذبه كهكشانها نسبت به يكديگر رو به كندي است، اما نتايج به دست آمده از ابرنواخترها نشان مي دهد كه نيرويي اسرارآميز بر خلاف جاذبه عمل مي كند و عامل فرار كهكشانها از يكديگر، با سرعتي قابل ملاحظه مي باشد و اين يك حقيقت مبهوت كننده بود.

در ابتدا ديگر دانشمندان اين نتيجه را زير سئوال بردند: مثلاً : شايد ابرنواخترها به اين دليل كه نورشان توسط ابرها و غبارهاي ميان ستاره اي مسدود شده بود، ضعيف تر از معمول به نظر رسيده است، و يا شايد ابرنواخترها طبيعتاً ‌كم نورتر از مقداري بوده اند كه دانشمندان انتظار داشته اند.

اما با بررسي هاي بيشتر و اطلاعات دقيقتر، اين توجيهات كنار گذاشته شدند و نظريه انرژي تاريك همچنان در صحنه باقي ماند. از يك جهت اين نظريه كاملاً جديد نمي باشد: انيشتن، در نظريه نسبيت عمومي اش كه معروف به ثابت جهاني است، به چنين اثر ضد جاذبه اي اشاره كرده است، اما خود او و ديگر دانشمندان آن را يك نوع خلاقيت رياضي به شمار آوردند كه ارتباط كمرنگي با عالم واقعيت دارد، اما در سال 1990 هيچ كس انتظارش را نداشت كه آثار آن به حقيقت بپيوندد. ويرجينيا تريمبل از دانشگاه كاليفرنيا مي گويد: هنوز ضد جاذبه شيوه مناسبي براي توصيف انرژي سياه نيست، چون بر خلاف جاذبه عمل نمي كند، بلكه دقيقاً همان كاري را انجام مي دهد كه نسبيت عمومي مي گويد.

تريمبل شيوه ساده اي را براي تصور وقايع به كار مي گيرد، مثلاً مي گويد: اگر شما جهان را يك بالون بزرگ تصور كنيد، هنگامي كه بالون منبسط مي شود، چگالي موضعي[ انرژي سياه] كاهش مي يابد و به دليل به كارگيري نيروي عكس العمل بيشتر منبسط مي شود. تا زماني كه درون بالون مي باشد، سعي دارد تا بالون را دوباره به وضعيت سابقش باز گرداند و به دليل چگالي كم، نمي تواند آنرا به عقب برگرداند و بيشتر منبسط مي شود. اين همان چيزي است كه در انبساط عالم روي مي دهد.

!

صرف نظر از اين پيش بيني جوي، انرژي سياه ناراحتي و نگراني زيادي براي ستاره شناساني به وجود آورده است كه مجبورند خود را با منظره تازه و عجيب و غيره منتظره سازگار كنند. تا كنون آنها مجبور به قبول نظريه ماده سياه (كه مقدار قابل ملا حظه اي از مواد تشكيل دهنده جهان را شامل مي شود ) بوده اند. حال ورود يك نيروي ناشناخته در مورد انبساط جهان وضعيت را بحراني تر كرده است. ريچارد اليس يكي از اختر شناسان مي گويد: اين مسئله بسيار نگران كننده است كه از سه جزء اصلي سازنده عالم، تنها يكي از  آنها (ماده اي معمولي )كاملاً به طور فيزيكي شناخته شده است. 95% از جهان را دو جزء سازنده انرژي سياه و ماده سياه تشكيل مي دهند، كه هيچ كس اين دو را نمي شناسد و در واقع اين مسئله پيشرفتي محسوب نمي شود. هيچ كس در اين كه انرژي سياه به سختي قابل فهم و درك است، شكي ندارد و اين اولين نظريه عجيبي است كه دانشمندان مجبور به پذيرفتن آن شده اند. به اندازه دو نسل زمان لازم است تا مردم به راحتي با مكانيك كوانتوم كنار بيايند، اين مسئله كه ما درك مستقيمي از انرژي سياه نداريم در مورد مكانيك كوانتوم، نسبيت عمومي و بسياري از موارد ديگر صادق است، زيرا ما قادر به جستجوي آنها در آزمايشگاهها نيستيم

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:23 |

 

 

مواد پرتوزا و تابش هاي هسته اي

نويسنده: محمدرضا فولادي
Writed by: muhammad reza fouladi

مقدمه

اين مقاله شامل سه بخش كلي مي باشد كه به ترتيب خاصي و به صورت تدريجي كنار يكديگر قرارگرفته اند، قسمت اول تاريخچه كوتاهي را از كشف راديواكتيويته بيان مي كند كه با معرفي چهاردانشمند با نام هاي هانري بكرل، ماري كوري، ارنست رادرفورد و پل اوريچ ويلارد همراه است، در قسمت اول تحقيق(تاريخچه) ارنست رادرفورد بيش تر مورد توجه و بوده و قسمتي از زندگي وي و تحقيقات او بيان شده است.

قسمت دوم اين تحقيق به معرفي مواد پرتوزا، اصطلاحات راجع به اين موضوع، ماهيت پرتوهاي آلفا، بتا و گاما، واپاشي و قانون سدي مي پردازد كه سعي شده است درمورد همه مفاهيم و مباحث جزيي بحث و نتيجه گيري شود و بلاخره در قسمت سوم گفتار حاضر از تريتيم به عنوان يك عنصر راديواكتيو نام برده شده، آن را معرفي كرده ايم، ميزان خطرات آن و روش اندازه گيري خطرات را نيز بيان نموده ايم تا به عنوان يك مثال همه مفاهيم روي آن كار شود.

اميدوارم از خواندن اين مقاله شيرين، لذت ببريد...

 

تاريخچه كشف مواد پرتوزا

هانري بكرل، دانشمند فرانسوي، زماني كه مشغول تحقيق بر روي مواد داراي خاصيت فسفرسانس بود متوجه شد كه تاثير نور مرئي و سنگ معدن اورانيوم(سولفات پتاسيم اورانيوم) بر روي يك فيلم عكاسي بسته بندي شده همانند است   ( بعدها مشخص شد كه سنگ معدن اورانيوم از خود پرتوهاي آلفا و گاما گسيل كرده و چون پرتوهاي گاما همان پرتوهاي X پرانرژي هستند و از جنس نور يا امواج الكترومغناطيسي اند، بنابر اين اورانيوم، چنين تاثيري بر روي فيلم عكاسي بسته بندي شده وي گذاشته)، در همين حين ماري كوري خاصيت پرتوزايي را كشف كرد و با تعداد محدودي ماده پرتوزا مانند پولونيم(فلز ضعيف) و راديم(فلز قليايي خاكي) آشنا گرديد و نام هاي كنوني چون راديواكتيو(پرتوزا) يا راديواكتيويته(پرتوزايي) را وي برگزيد ومنتشر ساخت، در آن زمان، اطلاعات بشر در مورد اين مواد بسيار كم بود و رادرفورد در پي اكتشافات تازه اي درمورد اين مبحث نوين بود.

ارنست رادرفورد در سال 1895 به “آزمایشگاه کاونديش” دانشگاه کمبريج آمد تا در آنجا تحت مديريت “جی.جی امسون” مشغول به کار شود، تامسون که استاد فيزيک تجربی بود، رادرفورد را فعالانه در آزمايشگاه به کار گرفت، رادرفورد در اوايل کار تحقيقاتی خود با انجام آزمايشي که فکر آن از خود وی بود دو تابش راديواكتيو ناهمانند شناسايي کرد، او پی برد که بخشی از تابش با برگه ای به ضخامت يك پانصدم سانتی متر قابل ايستادن بود اما برای متوقف کردن بخش ديگر برگه های بس ضخيم تری لازم بود. او اولين اشعه ای را که تابشی با بار الکتريکی مثبت و يونيزه کننده ای قوی بود و به سهولت در مواد جذب می شد اشعه آلفا نام داد. اشعه دوم را که تابشی با بار الکتريکی منفی بود و تشعشع کمتری ايجاد می کرد اما قابليت نفوذ آن در مواد زياد بود را اشعه بتا ناميد. تابش نوع سومی که شبيه پرتوهای ايکس بود، در سال 1900 بوسيله پل اوريچ ويلارد (فيزیکدان فرانسوی) کشف شد، اين پرتو نافذترين تابش را داشت. طول موج آن بسيار کوتاه و فرکانس آن فوق العاده زياد بود تابش جديد، پرتو گاما نام گرفت. رادرفورد و همکارانش کشف کردند که فعاليت تشعشعی طبيعی مشهود در اورانيوم: فرآيند خروج ذره آلفا از هسته اتم اورانيوم بصورت يک هسته اتم هليم و بر جای ماندن اتمی سبکتر از اتم اورانيوم در اورانيوم به ازاء هر خروج ذره آلفا از آن است از کشف آنها نتيجه گيری شد که راديوم تنها عنصر از شرته عناصر حاصل از فعاليت تشعشعی اورانيوم است.
رادرفورد در سال 1904 نخستين کتاب خود به نام فعاليت تشعشعی را که امروزه از کتب کلاسيک نوشته شده در آن زمينه شناخته می شود را منتشر کرد  و به سرعت دست به کار تدوين نظريه های تازه در باره ساختار اتم شد. آن دوره پر ثمرترين دوره زندگی دانشگاهی او بود رادرفورد به پاس کوشش های علمی خود در دانشگاه منچستر نشان ها و جوايز زيادی دريافت کرد که دريافت جايزه نوبل سال 1907 در شيمی نقطه اوج آن بود. اين نشان افتخار را البته برای کارهايی که در کانادا در زمينه فعاليت تشعشعی عناصر کرده بود به او دادند، بزرگترين دستاورد رادرفورد در دانشگاه منچستر کشف ساختار هسته اتم بود پيش از رادرفورد اتم به گفته خود او يک موجود نازنين سخت و قرمز و يا به حسب سليقه خاکستری بود اما اينک يک منظومه شمسی بسيار ريز متشکل از ذرات بی شمار بود که مظنون به نهفته داشتن اسرار ناگشوده متعدد ديگر در سينه هم بود.
رادرفورد در سال 1937 در اثر يک فتق محتقن(گونه ای تورم ناشی از انسداد اعضای درونی) در گذشت او در آن هنگام 66 ساله و هنوز سرزنده و قوی بود سهم رادرفورد در شکل گيری درک کنونی ما از ماهيت ماده از هر کس ديگری بيشتر است و به همين علت، او را پدر انرژی هسته ای ناميده اند.

 

ماده پرتوزا چيست؟

ماده پرتوزا ماده اي است كه طي يكسري فعل و انفعالات خاص در هسته ي اتم هاي خود، پرتوها يا تابش هاي خاصي را گسيل مي كند، همه مواد طبيعي يا مصنوعي قابليت پرتوزايي ندارند و اين قابليت فقط در موادي مشاهده مي شود كه هسته اي ناپايدار دارند و براي تبديل شدن به يك تركيب پايدار از خود پرتوهايي را گسيل مي كنند.

تابش هاي هسته اي به طور كلي به سه دسته ي پرتوهاي آلفا، بتا و گاما تقسيم مي گردند. هر ماده ي راديواكتيو پرتوهاي مشخصي را گسيل مي كند، به طور مثال: هسته اتم هاي راديوكربن و راديو استرانسيوم پرتو بتا گسيل مي كنند، هسته هاي راديوكبالت پرتوي بتا و پرتوي گاما تشعشع مي كنند و هسته هاي راديوم و اورانيوم پرتو آلفا و پرتوي گاما گسيل مي كنند، بنابر اين مي توان نتيجه گرفت كه هر ماده اي قابليت پرتوزايي ندارد و موادي كه قابليت پرتوزايي دارند، از بين پرتوهاي آلفا، بتا و گاما فقط تعداد خاص و مشخصي را گسيل مي كنند و همانطور كه در مثال هاي گذشته اشاره شد،  به طور مثال، هسته هاي راديوكبالت پرتوهاي بتا ساطع مي كنند و اين هسته ها قابليت صادركردن پرتوهاي آلفا و گاما را ندارند و در گسيل تابش هاي هسته اي محدود مي باشند.

مواد راديو اكتيو شامل دو دسته هستند، ا- ماده پرتوزاي طبيعي و 2- ماده پرتوزاي مصنوعي

ماده پرتوزاي طبيعي آن دسته از مواد پرتوزا است كه در طبيعت به صورت ذاتي وجود دارند و انسان در به وجود آمدن آن ها هيچ نقشي ندارد.

و ماده پرتوزاي مصنوعي آن دسته از مواد پرتوزا را شامل مي شود كه ساخته دست انسان هستند و براي توليد آن ها، انساني تلاش كرده است.

اين نوع دسته بندي در برخي كتب جزو قوانين سدي بيان شده است(مانند كتاب شيمي عمومي تاليف غلامرضا قاضي مقدم، توضيحات بيش تر در فسمت منابع) اما در برخي ديگر به صورت مجزا آمده است.

پرتوهاي آلفا، بتا و گاما داراي جنس، بارالكتريكي، قدرت نفوذ و انرژي متفاوتي هستند و منشا و مبدا هركدام نيز ممكن است متفاوت باشد.

در واكنش هاي هسته اي ماده اي كه پرتو گسيل مي كند را ماده مادر يا ماده اوليه مي نامند و فرآورده يا آن ماده اي كه پس از واپاشي بر جاي مي ماند را ماده دختر مي نامند.

نيمه عمر مواد راديواكتيو، يك عنصر، مدت زماني است كه طول مي كشد تا يك ماده پرتوزا نيمي از قدرت خود را از دست بدهد، به طور مثال نيمه عمر كربن-14 حدود 5600 سال مي باشد يا اورانيم 238 داراي نيمه عمر 5 ميليارد سال است، يعني 5 ميليارد سال طول مي كشد تا اورانيوم 238 نيمي از خاصيت راديواكتيويته خود را از دست دهد، پس بنابراين يك عنصر اورانيوم 238 حدود 10 ميليار سال طول مي كشد تا به طور كلي خاصيت راديواكتيويته خود را از دست دهد.

از آنجايي كه مواد پرتوزا قابليت نفوذ در بافت هاي زنده را نيز دارند، بنابر اين ميزان تابش هاي هسته اي اطراف ما همواره مي بايست آزمايش و بررسي شوند كه اين كار(اندازه گيري ميزان پرتوهاي الفا، بتا و گاما در اطراف زندگي) توسط دستگاهي به نام گايگر-مولر اندازه گيري مي شود كه اين نام از نام سازندگانش اقتباس شده است.

 

ماهيت پرتوهاي آلفا، بتا و گاما

هر سه نوع تابش هسته اي داراي خصوصيات متفاوتي نسبت به يكديگر هستند و مشخصه اي ويژه خود دارند كه برخي مشخصات بارز آنها را پي ميگيريم:

در مقايسه ي قدرت نفوذ پرتوهاي آلفا و بتا و گاما رادرفورد مشاهده نمود كه:پرتوهاي آلفا توسط ورقه اي از كاغذ متوقف مي شوند و قابليت نفوذ درون ورقه كاغذ را ندارند يا به عبارت ديگر نمي توانند از كاغذ عبوركنند. پرتوهاي بتا از ورقه ي كاغذي عبور كرده اما در برخورد با ورقه ي آلومينيومي با ضخامت 1.16 اينچ متوقف مي شوند و بلاخره پرتوهاي گاما كه قابليت نفوذ در يك ديوار بتوني ضخيم را دارا مي باشد اما نمي توانند از ورقه اي سربي با ضخامت بسيار زياد عبوركنند، بنابراين از اين مشاهدات مي توان نتيجه گرفت كه پرتوهاي آلفا قدرت نفوذي كم تر از پرتوهاي بتا و پرتوهاي بتا قدرت نفوذي كم تر از پرتوهاي گاما دارند. در بين تابش هاي هسته اي پرتوهاي گاما داراي قدرت نفوذ بيش تري هستند اما ذكر اين نكته لازم است كه نافذترين پرتوهاي جهان، پرتوهاي كيهاني هستند كه قابليت نفوذ در يك كوه را نيز دارند و به طور نامحسوسي همواره از اعماق ميان ستاره اي يا شراره هاي خورشيد  زمين را بمباران مي كنند و در اعماق زمين نفوذ مي كنند.

تابش هاي هسته اي از نظر جنس و بارالكتريكي تفاوت هاي محسوسي دارند، پرتوهاي الفا داراي بار مثبت هستند و از جنس هسته مثبت اتم هليم مي باشند و جرمي 4 برابر جرم هيدروژن يعني در حدود 4 a.m.u جرم دارند اين پرتوها به سهولت در مواد جذب مي شوند و يونيزه كننده اي قوي محسوب مي گردند، پرتوهاي بتا به طور كلي از جنس ذرات مي باشند، ذرات با بار الكتريكي منفي و همچنين ذرات با بار الكتريكي مثبت(ضدالكترونها يا همان پوزيترون ها)، بتاي منفي از جنس الكترون ها بوده و بار منفي دارد، بتاي مثبت در مقايسه با بتاي منفي فقط و فقط در نوع بارالكتريكي تفاوت دارد و  درواقع ، پوزيترون ها يا همان ذرات بتاي مثبت همان الكترون ها هستند با اين تفاوت كه با آن ها مثبت شده است.

هنگامي كه پوزيترون ها با يك ماده(هدف) برخورد مي كنند، با الكترون هاي درون ماده واكنش داده و هر دو از بين رفته و جرقه اي از گاما زده مي شود.

پرتوهاي گاما از نظر بارالكتريكي، خنثي هستند و هيچ گونه باري ندارند اين ذرات از جنس امواج الكترو مغناطيس يا هان نور هستند و در واقع همان پرتوهاي X پرانرژي مي باشند. پرتوهاي گاما داراي طول موج بسيار كوتاه و فركانس فوق العاده زيادي مي باشند و به دليل اينكه طول موج كمي دارند مي توان نتيجه گرفت كه انرژي فوق العاده زيادي را شامل مي شوند.

 

واپاشي پرتوهاي آلفا، بتا و گاما

واپاشي يكي از خواص مواد راديواكتيو يا پرتوزا ميباشد كه در طي يك واپاشي از يك ماده راديواكتيو پرتوهاي مشخصي واپاشيده مي شوند.

معمولا هسته ها ي اتم هايي از خود پرتوي آلفا گسيل مي كنند كه عدد جرمي آن ها بيش از 15 و عدد اتمي آن ها بيش از 82 باشد. در اتم هايي كه هسته هاي سبك تري دارند احتمال واپاشي آلفا بسيار كم است.

واپاشي بتايي متداول ترين نوع واپاشي مي باشد كه تقريبا تمام اتم هايي كه ناپايداري دارند، قابليت گسيل پرتوهاي بتا را دارند و مي توانند پرتوهاي بتا از خود ساطع كنند. واپاشي بتا مشتمل بر گسيل مستقيم يك الكترون از هسته است و در هنگام گسيل پرتوي بتا، به عدد اتمي ماده پرتوزا يك واحد افزوده مي شود، به طور مثال در گسيل بتا از هسته يك اتم هليوم (هليون)، علاوه بر اينكه هليم به پرتوي بتا و ليتيوم-6 تبديل مي شود، عدد اتمي آن نيز از 2 به 3 مي رسد(تغييرات مواد پرتوزا پس از واپاشي در قوانين سدي مورد بررسي قرار مي گيرد كه در ادامه به آن نيز اشاره خواهد شد).

هسته ي يك اتم مي تواند به طرق و روش هاي مختلف، برانگيخته شود و پس از برانگيختگي امواج الكترومغناطيس ازجنس نور گسيل كند كه بسته به سطح برانگيختگي مي تواند از امواج الكترومغناطيس با انرژي كم تا پرتوهاي گاما گسيل شود.

 

قانون سدي

قانون سدي به بررسي تغييرات يك ماده پرتوزا پس از گسيل تابش هاي هسته اي مي پردازد و بيان مي كند كه :

 

1-     هر ماده اي كه از خود پرتوي آلفا گسيل كند، 2 واحد از عدد اتمي آن و 4 واحد از عدد جرمي آن كم مي شود، در واقع دو پروتون و دو نوترون از بين مي روند.

2-      هر ماده اي كه از خود پرتوي بتا صادر كند، يك واحد به عدد اتمي آن افزوده مي شود يعني يك نوترون جاي خود را به يك پروتون مي دهد و عدد جرمي يكسان اما عدد اتمي يك واحد افزايش مي يابد.

 

مطلب: سعيديان

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:26 |
به نام خدا

جدول تناوبي(periodic table)

جدول تناوبي عناصر جدولي است كه بر اساس قانون تناوبي عنصرها(قرارگرفتن به ترتيب افزايش عدد اتمي) استوار است و 7 تناوب يا دوره و 18 گروه يا خانواده دارد.

برخي از گروه هاي جدول تناوبي به سبب خصوصيات فيزيكي و شيميايي مشابهشان و همچنين به علت ويژگي بارزي كه دارند را با نام هاي مختلف مي شناسيم (فلزات قليايي، فلزات قليايي خاكي، فلزات سكه ساز، كالكوژن ها و هالوژن ها و گازهاي نجيب يا بي اثر)، هر تناوب يا دوره با يك فلز قليايي آغاز و به يك گاز بي اثر ختم مي گردد، برخي از خواص عناصر جدول تناوبي به صورت متناوب و داراي روندي خاص هستند.



عناصر گروه اول جدول تناوبي

اين شش عنصر را با نام فلزات قليايي(alkali metals) نيز مي شناسيم، همگي داراي آرايش الكتروني لايه ي آخر مشابهي هستند، همگي به ns1 ختم مي شوند و به همين خاطر داراي واكنش پذيري بسيار زيادي هستند، چون آن ها مي توانند در واكنش هاي شيميايي آن 1 الكترون لايه ظرفيت خود را از دست بدهند و به يون مثبت(كاتيون) تبديل گردند، انسان ها در گذشته از محلول خاكستر چوب براي از بين بردن چربي ها استفاده مي كردند و نام آنرا قليا ن
اميده بودند، پس از تحقيقات متمادي مشخص گرديد كه در خاكستر چوب از عناصر گروه اول وجود دارد و به همين دليل نام عناصر گروه اول را فلزات قليايي گذاشتند.

عناصر گروه اول فلزاتي بسيار نرم مي باشند كه به راحتي با چاقو بريده مي شوند و سطح آن ها داراي جلاي فوق العاده زيادي مي باشد، با اكسيژن هوا به آساني واكنش مي دهند و اكسيد فلز مربوطه را توليد مي كنند به همين علت آن ها را در آزمايشگاه درون نفت نگهداري مي كنند، لازم به ذكر است كه فلزات قليايي از بالا به پايين يا به عبارت ديگر با افزايش عدد اتمي نرم تر مي شوند.

عناصر گروه اول به ترتيب عبارتند از:

Li Na K Rb Cs Fr

از بالا به پايين واكنش پذيري اين عناصر افزايش مي يابد.

انرژي نخستين يونش اين عناصر بسيار كم و پايين است و از بالا به پايين اين انرژي كاهش مي يابد اما انرژي دومين يونش فلزات قليايي بسيار بالاست به گونه اي كه تاكنون تركيبات دو يا چند ظرفيتي در اين عناصر ديده نشده است.

سديم فراوان ترين عنصر قليايي مي باشد و پس از آن پتاسيم قراردارد و بقيه عناصر اين گروه نسبتا كمياب مي باشند و فرانسيم هم كه عنصري راديواكتيو يا پرتوزا مي باشد.

از آلياژ سديم و پتاسيم در رآكتورهاي هسته اي براي سردكردن و انتقال حرارت استفاده مي شود.



عناصر گروه دوم جدول تناوبي

اين شش عنصر را با نام فلزات قليايي خاكي مي شناسيم، چون اين عناصر در پوسته ي زمين يافت مي شوند.

همگي به ns2 ختم مي شوند بنابر اين، نسبت به فلزات قليايي واكنش پذيري كم تري دارند، چون از دست دادن دو الكترون(در فلزات قليايي خاكي) سخت تر از ازدست دادن يك الكترون مي باشد.

سختي و چگالي و دماي ذوب جوش اين عناصر از عناصر گروه اول بيش تر مي باشد.

همانند عناصر گروه اول از بالا به پايين واكنش پذيري شان زياد مي شود به گونه اي كه بريليم عملا در آب بي اثر است، منيزيم فقط با آب جوش واكنش مي دهد و با آب سرد واكنش بسيار كمي دارد اما كلسيم علاوه بر واكنش با آب جوش با آب سرد نيز واكنش مي دهد.

منيزيم در صنعت هواپيماسازي مورد استفاده قرار مي گيرد، آلياژ منيزيم و آلومينيوم كه براي ساخت هواپيما مورد استفاده قرار مي گيرند با نام آلياژ سبك شناخته مي شوند.

بريليم در كاني معروف به بريل با فرمول Be3Al2 يافت مي شود.

منيزيم دومين فلز فروان در هيدروسفر يا آب هاي دريا مي باشد.

كلسيم به صورت سنگ آهك، مرمر و ... در طبيعت موجود است، كلسيم فراوان ترين فلز قليايي خاكي مي باشد.

استرانسيوم و باريم بيشتر به صورت سولفات يافت مي شوند و راديم، عنصر آخر گروه دوم هم كه يك عنصر راديواكتيو مي باشدكه از تغييراتي در اورانيوم –238 به وجود مي آيد.



عناصر گروه هاي سوم تا دوازدهم

اين فلزات را عناصر واسطه مي نامند، فلزات واسطه به دوسته ي كلي تقسيم مي شوند:

1- فلزات واسطه خارجي:

اين دسته از فلزات را مي توان در خود جدول تناوبي مشاهده نمود ، در عناصر واسطه خارجي زير لايه ي d در حال پرشدن مي باشد، اين عناصر نسبت به فلزات گروه اول و دوم سختي، چگالي و دماي ذوب و جوش بالاتري دارند، همه فلزات (اعم از قليايي، قليايي خاكي و واسطه و فلزات اصي دسته p) جامد مي باشند به جز جيوه كه در دماي اتاق به حالت مايع مي باشد و يك استثناء به شمار مي آيد. در آرايش الكتروني اين عناصر بي نظمي هاي متعددي ديده مي شود، براي مثال دو نمونه از اين بي نظمي ها در دو عنصر Cr و Cu ديده مي شوند، گروه يازدهم يا IB با نام فلزات سكه ساز نيز شناخته مي شوند كه شامل سه عنصر مس، نقره و طلا مي باشد، البته در بين فلزات واسطه خارجي نامگذاري هاي ديگري نيز وجود دارد كه به صورت دسته اي صورت گرفته اند و نظمي بين اين دسته بندي ها ديده نمي شود، براي مثال دو نمونه از اين دسته بندي ها عبارتند از:

- فلزات پلاتيني: كه شامل شش عنصر پالاديم، پلاتين، روديم، ايريديم، روتنيم و اوسميم مي باشد.

- تريادها يا فلزات فرومانتيك يا دسته ي سه تايي ها: كه شامل آهن، كبالت و نيكل سه عنصر كه در نامگذاري آيوپاك در يك گروه قرار گرفته اند و در تناوب چهارم جدول تناوبي و گروه هاي هشتم و نهم و دهم قراردارند.



2- فلزات واسطه داخلي:

با مشاهده ي جدول تناوبي دو دسته از عناصر را مشاهده مي كنيد كه جدا از جدول تناوبي و در پايين تصوير قرار گرفته اند، اينها همان عناصر واسطه ي داخلي هستند كه عناصر دسته ي اول خواصي مشابه فلز لانتان دارند و به لانتانيدها مشهور هستند و عناصر دسته ي دوم خواصي مشابه فلز اكتينيم دارند و به اكتينيدها معروف شده اند.

از آن جا كه قرار دادن لانتانيد ها و اكتينيدها در خانه هاي پلاك 57 و 89 ميسرنمي شد، اين دو گروه در پايين جدول تناوبي و به صورت جداگانه اما با ارجاع به دو عنصر لانتانيم(لانتان) و اكتينيم قرارگرفته اند.

الف)لانتانيدها: در اين عناصر زيرلايه ي 4f در حال پرشدن مي باشد و شامل عناصر از عدد اتمي 58 تا 71 مي باشند.



ب)اكتينيدها: در اين عناصر زيرلايه ي 5f در حال پرشدن مي باشد و شامل عناصر از عدد اتمي 90 تا 103 مي باشد، براي مطالعه ي اكتينيدها ساختارهسته نسبت به آرايش الكتروني عناصر از اهميت بيش تري برخوردار مي باشد، مشهورترين اكتينيد كه امروزه بحث هاي زيادي را در اقتصاد و سياست و علم به خود اختصاص داده است اورانيوم مي باشد كه از آن انواع استفاده هاي صلح آميز و غير صلح آميز(براي ساخت سلاح هاي شيميايي) مي شود.



عناصر گروه هاي سيزدهم تا هجدهم

در همه ي اين عناصر زيرلايه ي p در حال پرشدن مي باشد و به همين علت آن ها را عناصر اصلي دسته p مي نامند، و آرايش الكتزوني لايه ي آخر آن ها به ترتيب عبارتند از:

گ13/IIIA
گ14/IVA
گ15/VA
گ16/VIA
گ17/VIIA
18/ VIIIA

سرگروه:B
سرگروه:C
نيتروژنN
اكسيژنO
فلوئورF
هليم He

ns2np1
ns2np2
ns2np3
ns2np4
ns2np5
ns2np6



از بين اين شش گروه، سه گروه داراي نام هاي مشخصي هستند: كالكوژن ها(گروه 16)، هالوژن ها(گروه 17)، گازهاي نجيب يا بي اثر يا كامل يا نادر(گروه 1Cool.

در بين اين شش گروه، سه نوع ماده مشاهده مي شود: نافلز، شبه فلز و فلز كه ازنظر گوناگوني مواد، عناصر اصلي دستهp داراي گوناگوني زيادي هستند.

گروه 13 داراي دو نوع ماده: شبه فلز و فز مي باشد.

گروه هاي 14 و 15 و 16 داراي سه نوع ماده به ترتيب از بالا به پايين نافلز، شبه فلز و فلز مي باشند،

گروه 17 با نام هالوژن ها شناخته مي شود و همگي نافلز مي باشند و همانطور كه مي دانيد همه ي نافلزات به جز برم(استثناء) يا جامد هستند يا گاز.

و گروه 18 كه با نام هاي مختلفي مانند گاز نجيب شناخته مي شوند به حالت گازي شكل مي باشند و از نظر نوع ماده نافلز هستند.



الف) گروه 17(هالوژن ها)

عناصر گروه هفدهم با نام عناصر هالوژن يا نمك ساز شناخته مي شوند و به اين علت به اين نام مشهورند كه با اكثر فلزات همچون فلزات قليايي يا قليايي خاكي واكنش مي دهند و نمك توليد مي كنند.

عناصر اين گروه عبارتند از:

F Cl Br I At

كه فلوئور و كلر در دماي اتاق در حالت گازي مي باشند و برم هم كه تنها استثناي نافلزي مي باشد به حالت مايع است و يد و استاتين هم به حالت جامد مي باشد.

هالوژن ها واكنش پذيرترين نافلزات هستند كه لايه ي آخرشان به ns2 np5 ختم مي شوند كه مي توانند به راحتي يك الكترون بگيرند و به آرايش گاز نادر بعد از خود برسند و به آنيون(يون با بار منفي) تبديل شوند.

فلوئور 08/0 % ليتوسفر يا همان پوسته ي جامد زمين را تشكيل مي دهد و مهمترين كاني آن فلوئورين مي باشد.

كلر 19% ليتوسفر را تشكيل مي دهد و معروف ترين تركيب آن NaCl مي باشد.

برم بيش تر به صورت برميد سديم، برميد پتاسيم، برميدمنيزيم و ... يافت مي شود.

يد در تركيب هايي چون يدات سديم و ... يافت مي شود.

استاتين هم كه يك عنصر راديواكتيو مي باشد.



ب) گروه 18(گازهاي نجيب)

اين گروه از جدول تناوبي نام هاي مختلفي هم چون گازهاي كامل(بعلت اينكه آرايش الكتروني آن ها در لايه آخر كامل مي باشد)، گازهاي نادر(بعلت اينكه تركيبات نسبتا كمي دارند)، گازهاي نجيب يا noble gasses(بعلت اينكه تمايلي به شركت در واكنش هاي شيميايي ندارند)و گازهاي بي اثر(بعلت اينكه در واكنش هاي شيميايي شركت نمي كنند) دارند.

اين گروه شامل عناصر نافلزي زير مي باشد:

He Ne Ar Kr Xe Rn

همگي اين عناصر به جز هليم در لايه ي آخر خود داراي آرايش ns2np6 مي باشند كه اين آرايش كامل بوده و به علت تكميل بودن لايه ظرفيت اين عناصر تمايلي به شركت در واكنش هاي شيميايي ندارند.

هليم هم كه در تناوب اول جدول تناوبي قرار گرفته به 1s2 ختم مي شود كه يك آرايش كامل در لايه ي ظرفيت مي باشد.

گرچه اين عناصر تركيبات كمي دارند اما مصارف صنعتي زيادي دارند، براي مثال نئون براي ساخت تابلوهاي تبليغاتي ، از آرگن در جوشكاري و ... استفاده مي شود.

محمد رضا فولادی

مطلب: سعیدیان

جدول تناوبی:::::http://reza-parsa.tripod.com/PTableL.jpg

                              

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هشتم اردیبهشت 1385 و ساعت 1:17 |

سحابي رتيل از ديد ESO

در ابر ماژلانی بزرگ، ( که يکی از نزديک ترين همسايگان کهکشانی ماست) سحابی وجود دارد که به عقيده بعضی ها بايد "منظره ی ترسناک" خوانده شود. سحابی رتيل، يکی از پر ارزش ترين اجرام آسمان براي مطالعه ي دقيق و جزيی است که به نام هاي 30 Doradus و NGC 2070 نيز شناخته مي شود.اين سحابی نام خود را از اين واقعيت گرفته است که آرايش روشنترين مجموعه هاي غبارش، پاهاي يک عنکبوت را تداعي مي کنند. اين نام، که نام بزرگترين عنکبوت روي زمين نيز هست، به خوبی ابعاد غول پيکر اين سحابی رانشان مي دهد: 1000 سال نوری!!!
انوشيروان روزرخ
سحابی رتيل بزرگترين سحابی نشری آسمان است. (سحابی نشری يا گسيلشی، گازها يي هستند که در اثر گرم شدن به وسيله ی ستارگان درونيشان، در چند طول موج تابش مي کنند) همچنين اين سحابی يکی از بزرگترين مناطق ستاره زای شناخته شده در همسايگی کهکشان راه شيری نيز هست. اين سحابی با فاصله ی ۱۷۰۰۰۰ سال نوری از زمين، در صورت فلکي اره ماهی ( ماهی طلايي) قرار دارد و با چشم غير مسلح نيز ديده مي شود.

در تصوير بي نظير تلسکوپ بزرگ (ESO)، ساختار آن به طرز شگفت آوری پيچيده است، تعداد زيادی زواياي روشن و مناطق ظاهراً تاريک در ميانشان به چشم مي خورد. در داخل اين سحابی گسيلشی، خوشه اي از ستارگان جوان، پرجرم و داغ جا خوش کرده است. همانند ۱۳۶ R که تابش شديد و باد هاي قدرتمند آن، سحابی را به درخشش وادار کرده ، و به آن شکلی همانند يک عنکبوت بخشيده است. اين خوشه ی ستاره اي تقريباً ۲ تا ۳ ميليون سال قدمت دارد، که در مقايسه با عمر جهان (۱۳.۶ ميليارد سال) ناچيز است.


بسياری از ستارگان اين خوشه ی چگال، با جرمی بالاتر از ۵۰ جرم خورشيد ، در ميان پرجرم ترين ستارگان شناخته شده قرار دارند. اين خوشه بيشتر از ۲۰۰ ستاره ی پر جرم دارد.

در گوشه ی سمت راست بالاي تصوير، خوشه ي ديگری از ستارگان درخشان و پر جرم قرار دارد. که به نام Hodje ۳۰۱ شناخته شده است. اين خوشه نزديک به ۱۰ برابر از R ۱۳۶ پير تر است، و پر جرم ترين ستاره اش اکنون منفجر شده و ابر نواختری را آفريده است که ماده را با سرعت غير قابل تصوری به فضاي اطرافش پرتاب نموده و شبکه اي از تار های در هم تنيده را به وجود آورده است.

منجمان همچنين انفجار هاي ابر نواختری بيشتری را به زودی (البته در مقياس کهکشانی!) شاهد خواهند بود. زيرا ۳ ابر غول سرخ در Hodje ۳۰۱ ديده شده اند که زندگی خودشان را با آتش بازی هيجان انگيزی به شکل يک ابر نواختر در ۱ ميليون سال آينده به پايان خواهند برد.


با اينکه بعضی ستارگان در اين جهنم عنکبوتی کيهانی در حال مرگ هستند، اما تعداد بيشتری در حال تولدند. بعضی ساختار ها که در بخش هاي پايينی تصوير ديده مي شوند و شکل خرطوم فيل را دارند ( و بعضاً بی شباهت به "ستون هاي آفرينش" هم نيستند) در زمره ی ستاره زا ترين بخش هايند. در محل هايي، نشانه هايي از يک سيکل بازيافت شگفت انگيز ديده ميشود.

در واقع اين تابش فوق العاده ی ستارگان پر جرم و داغ و ضربه ی ناشی از انفجار هاي ابر نواختری است که باعث فشرده شدن گاز ها تا حد تولد ستاره شده است.

سمت راست و کمی پايين تر از خوشه هاي مرکزی، حبابی قرمز رنگ پيداست. ستاره اي که ماده به وجود آورنده حباب را به بيرون پرتاب مي کند، حدود ۲۰ برابر از خورشيد پر جرم تر، ۱۳۰۰۰۰ برابر درخشان تر، ۱۰ بار بزرگتر و ۶ بار داغ تر است! مورد کم نور تری از اين حباب ها در بالاي "حباب سرخ" پيداست.

مطلب:سعیدیان

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:53 |

خوشه های دوقلو از دید هابل

بيننده: 163 نفر

 

تلسکوپ فضایی هابل درجديدترين عكس خود دو خوشو ی باز دوقلو را در ابر ماژالانی کوچک به تصویر کشید .

تلسکوپ فضایی هابل ناسا موفق به تهیه مفصل ترین عکس  از دو خوشه ی باز دوقلو ی NGC265  و NGC290  شد که در ابر ماژالانی کوچک در نیم کره جنوبی قرار دارند و به خوشه های برلیان معروف اند. این دو خوشه ی ستاره ای درخشان در فاصله ی 200000 سال نوری از ما قرار دارند و قطر هر کدام تقریبا معادل 65 سال نوری می باشد . هنگامی که جاذبه ی ستارگان آن ها را در کنار هم نگه دارد جماعتی از ستارگان پدید می آید که خوشه ی های ستاره ای نام دارد و هر کدام از این خوشه ها شامل صدها یا هزاران ستاره می شود .اگر این خوشه ها بسیار متراکم باشنداصطلاحا به آنها خوشه های کروی می گویند ولی اگر ستاره های تشکیل دهنده ی یک خوشه به صورت نامتقارن قرار گیرند به آن خوشه باز گفته میشود NGC265  و NGC290 که در تصویر دیده می شوند دو خوشوی باز می باشند.

ستارگان موجود در خوشه های باز تنها برای مدت محدودی در کنار یکدیگر قرار می گیرند و هنگامی که خوشه به سن پیری می رسد ستاره های آن از یکدیگر دور میشوند . این اتفاق هنگامی برای خوشه های باز می افتد که چند صد میلیون سال عمر کرده باشند در حالی که این عدد برای خوشه های کروی چند بیلیون سال می باشد.   

این دو خوشه هردو نسبتا جوان محسوب می شوند و از یک ابر گاز میان شتاره ای بوجود آمده اند . ستارگان یک خوشه ی باز جرم های متفاوتی دارند اما از لحاظ سن ، مسافت و ترکیبات شیمیایی تقریبا یکسان می باشند .

ابر ماژالانی کوچک که میزبان این دو وشه می باشد یکی از قمر های کوچک منظومه ی  كهكشاني ما محسوب می شود که با چشم غیر مسلح در نیم کره ی جنوبی قابل مشاهده است .

این تصویر در اکتبر و نوامبر سال2004توسط دوربین پیشرفته ی هابلو به کمک فیلتر های آبی ، قرمز و سبز تهیه شده است .

 

  

 تصویر بزگتر

 



منبع خبر : hubblesite.org
نویسنده :
محسن بختيار

مطلب: سعیدیان

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:50 |
رصد آسمان




 گرفتگی های سال 1385 با سلام خدمت همه دوستان منجم. شنیدید که از قدیم می گویند:"سالی که نیکوست از بهارش پیداست."درست این ضرب المثل برای امسال صدق می کند زیرا امسال از نظر پدیده های نجومی پربارترین سال چند سال اخیر است.یکی از این پدیده ها گرفتگی ها هستند که ما امسال 4 بار شاهد ان هستیم. بنا به ضرورت زمان وقوع این گرفتگی ها به عرض شما می رسانم.

 

خورسید گرفتگی 11 مهر 1384 در تهران عکس از شهریار داوودیان

 1 - کسوف کلی: این خورشید گرفتگی از نوع کلی بوده و در تهران در ساعت 14:43 اغاز میشود. اوج گرفتگی در ساعت 15:55 دقیقه و پایان ان ساعت 17:02 است. زمان و حداکثر میزان پوشیدگی در ایران متفاوت است.این مقذار از حداکثر88 درصد در شمال غرب تا حداقا 16 درصد درجنوب شرقی متغیر است.

 2- ماه گرفتگی جزئی: در روزهای 16(پنج شنبه)و17(جمعه)شهریورماه روی می دهد که در تمام نقاط ایران قابل رویت است. حداکثر گرفتگی قرص ماه 12 درصد است و زمان اغاز آن 16 شهریور ساعت 22:35 و پایان آن جمعه ساعت00:08 بامداد است.این گرفتگی در اروپا و افریقا و اسیا و جنوبگان نیز قابل مشاهده است.

 3- خورشید گرفتگی حلقوی:این گرفتگی متاسفانه در ایران قابل مشاهده نیست. روز 31 شهریور ماه روی داده و در کشورهایی نظیر برزیل و گویان به صورت حلقوی بوده و مردم بخشهایی از غرب و جنوب افریقا آن را به صورت جزئی می بینند.

 4- ماه گرفتگی کلی: روز یکشنبه 13اسفند رخ داده و اغاز گرفتگی کلی ساعت 2:14 دقیقه بامداد و پایان آن 3:28 دقیقه خواهد بود. در ایران قابل رویت بوده و ساکنان اروپا و افریقا و آمریکای جنوبی نیز شاهد آن هستند.

 5- کسوف جزئی: روز دوشنبه 28 اسفند روی می دهد. این گرفتگی در نیمه شرقی ایران قابل مشاهده بوده و در تهران قابل مشاهده نیست. در مشهد مقدس قرص گرفته خورشید در حالی طلوع می کند که مراحل باز شدن را می پیماید. این کسوف در ساعت 06:12 دقیقه پایان می یابد.

 

© Iran Night Sky - آسمان شب ایران

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:35 |

پژوهشگران ژاپنی مشاهده کرده اند که موش های آزمايشگاهی پس از قرار گرفتن در معرض ميدان های الکتريکی و مغناطيسی مشابه آنچه گاه پيش از زمين لرزه رديابی می شود، رفتارهای غيرعادی از خود بروز می دهند.

شدت اين ميدان ها بسيار کمتر از چيزی است که انسان ها قادر به درک آن باشند.

تاکاشی ياگی، استاد دانشگاه اوساکا می گويد او نخستين بار هشت سال قبل، درست يک روز قبل از زلزله شهر کوبه در جنوب ژاپن، در آزمايشگاه خود متوجه رفتار غيرعادی موش ها شد.
                       

رفتار مضطرب موش ها پيش از زمين لرزه بار ديگر پس از آنکه در معرض ميدان های متغير الکترومغناطيسی قرار داده شدند بروز کرد که نشان می داد می توان از اين حيوانات به عنوان وسيله ای ابتدايی برای پيش بينی زلزله استفاده کرد.

با اين حال، زيست شناسان اشاره می کنند که رفتار غيرعادی در موش ها به سختی قابل تعبير است که اين موضوع فوايد اين فن را محدود می کند.



حکايات زيادی درباره بروز رفتار غيرعادی در حيوانات پيش از زلزله وجود دارد.

در چين، گفته می شود که برخی ماهی ها از آب بيرون می جهند و در مکزيک گفته می شود که مارها حفره های خود را ترک می کنند.

در آمريکا يک کارمند بازنشسته از موسسه مطالعات زمين شناسی اين کشور ادعا کرده است که می تواند با شمارش تعداد آگهی های مربوط به گم شدن حيوانات خانگی در روزنامه ها، زلزله را پيش بينی کند.

او گفته است که تعداد حيواناتی که طی دو هفته پيش از وقوع زلزله از خانه می گريزند، بيش از ساير زمان ها است.

در آزمايش های پروفسور ياگی، موش ها به مدت دو هفته در يک محيط پايدار نگهداری شدند تا رفتار روزانه و شبانه آنها قابل نظارت باشد.
آنها سپس به مدت 30 دقيقه در معرض ضربان های الکترومغناطيسی کم فشار قرار داده شدند.

گزارش های زيادی درباره پديدار شدن نوساناتی در ميدان الکترومغناطيسی زمين پيش از وقوع زلزله وجود دارد.

پروفسور ياگی در مقاله ای که اخيرا در سمينار کانون "بايوالکترومغناطيس" ارائه کرد گفت که پالس های الکترومغناطيسی "ساعت" درونی بدن موش را مختل کرده و باعث کم خوابی آنها شدند.

او می گويد برای اطمينان بيشتر در مورد اين نتايج به آزمايش های بيشتری نياز است، اما معتقد است که اين مطالعه فراهم کننده نخستين شواهد آزمايشگاهی است که توانايی اين حيوانات در درک زلزله های قريب الوقوع را نشان می دهد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 و ساعت 0:3 |

چرا زهره به دورخودش برعكس مي چرخد؟

تدوين گر: محسن شباني

برگرفته از مجله‌ي Sky & Telescope

حركت وضعي زهره تا سال 1961 يك راز بود، در آن سال راديو اختر شناسان ابتدا در ميان ابرهاي سياره اي به جستجو پرداختند و همچنين در اتمسفر متراكم سطوح پايين آن چيزي كه يافتند بسيار پيچيده بود. زهره به آرامي و در مسيري اشتباه به دور خودش مي چرخيد.

 تا امروز ستاره شناسان اين فرض را داشتند كه كه دليل اين پديده شايد ناشي از برخورد عظيمي است كه براي زهره هنگام قرار گرفتن در منظومه‌ي شمسي و در مدار خود رخ داده است. امّا تحقيقات جديد مي گويندكه به هر حال يك تصادم نمي تواند دليل آن باشد و ممكن است بسياري از سيارات داراي چنين اثرات ناشي از برخورد باشند كه خود به خودي مي باشد.

 الكساندر سي.ام كوريا و ژاك لاسكار از مركز تحقيقات علمي  فرانسه در شماره‌ي 4 مجله‌ي نيچر(Nature) در ماه ژوئن مدل هايي ارائه دادند كه توضيحاتي در مورد چرخش معكوس سياره‌ي زهره را ارائه مي‌دهند: پس از گذشت مدت زماني طولاني، در اتمسفر متراكم اين سياره جذر و مد بالا رفته و اصطكاك بين اتمسفر و سياره به تدريج چرخش زهره كاهش يافته است تا اينكه متوقف شد و به سمت مخالف شروع به چرخش كرد، در واقع مثل همان روشي كه كشش ماه باعث جذر و مد در اقيانوس هاي ما ميشود. اقيانوس هايي كه اصطكاك آنها در حال آهسته كردن گردش زمين است. كشش خورشيد نيز بر روي اتمسفر زهره نیز تأثير گذاشته و چرخش آنها را آهسته كرده است. جالب اين است كه خورشيد همانطور كه يك طرف سياره را گرم مي كند باعث رانده شدن بادهايي به تمام سطوح زهره مي شـود كه سرعت چرخش زهره را افزايش مي دهند.

لاسكار مي گويد: موقعيت نهايي زهره حالتی تعادلي بين اين دو نيرو مي باشند.

در طرح هاي پيشنهادي، بدون در نظر گرفتن هر نوع چرخشي كه سياره با آن شروع به حركت كرد، بررسي چرخش معكوس انجام شد. كوريا و لاسكار عنوان مي كنند كه بسياري از شرايط ابتدايي زهرا را كه اكنون دارد وا مي دارد. اين تأثير يك خصوصيت بسيار عمومي از چرخش دوراني يك سياره‌ي خاكي است با داشتن جوي چگال.

                                                     

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه سی ام فروردین 1385 و ساعت 0:16 |

آموزش برق به زبان ساده

 

الکترون چیست؟

الكترون معناي يوناني كهربا است كهربا ماده اي است كه در مالش به پارچه پشمي باردار شده و خرده هاي كوچك كاه را جذب مي كنداين ربايش بعلت نيرويي مرموز اتفاق مي افتد كه يونانيان آن را الكتريسيته ناميده اند

اجزای ماده :

همه مواد از ملكولهاي شكل ميگيرند كه آنها نيز خود از اتمها ساخته مي شوند . اتمها از دو جز’ اصلي الكترون و هسته ساخته مي شوند كه الكترونها در مدارهاي مشخص بدور هسته در گردش مي باشند .
چه عاملي سبب ماندن الكترون در مدار مشخص خود مي شود ؟
بين الكترون و هسته نيروي جاذبه الكتريكي وجود دارد كه اندازه آن برابر نيروي دافعه گريز از مركز ناشي از چرخش سريع الكترون بدور هسته مي باشد

درون هسته چيست ؟

هسته شامل ذرات بسياري است كه مهمتريت آنها از نظر جرم پروتون و نوترون است .

 بار الكتريكي چيست ؟
بين الكترونها و پروتونها نيروي جاذبه و بين خودشان باهم نيروي دافعه وجود دارد كه ماهيت اين نيروها هنوز شناخته نشده است اما براي تحليل ساده تر بارالكتريكي را مطرح كرده كه براي الكترون با علامت منفي و براي پروتون با علامت مثبت مشخص شده است

 چگونه می توان مواد را باردار کرد ؟
روشهای باردار کردن ماده همان روشهای توليد الکتريسيته است .بعبارت ديگر می توان با استفاده از اين روشها الکتريسيته توليد کرد . ساده ترين اين روشها مالش دو ماده بهم است که باعث می شود الکترونها از يک ماده به ماده ديگری بروند و در نتيجه اختلاف بار بين دو ماده ايجاد شود . مثلا مالش يک ميله شيشه ای به يک پارچه پشمی سبب باردار شدن هر دو ماده می شود که يکی بار مثبت ( کمبود الکترون ) و ديگری بار منفی ( ازدياد الکترون) می يابد

                                  

نيروي الكتريكي چيست ؟
بين بارهاي الكتريكي اعم از مثبت يا منفي نيروي الكتريكي وجود دارد اين نيرو به مقدار بار الكتريكي و فاصله آنها از هم بستگي دارد . مطابق قانون كولن مقدار نيرو از حاصل ضرب بارها در ضريب ثابتي كه به جنس محيط بستگي دارد تقسيم بر مجذور فاصله بين دو بار بدست مي آيد . اما در تحليل ساده تر هرچه مقدار بارها بيشتر باشد مقدار نيرو نيز بيشتر و هرچه فاصله آنها بيشتر شود مقدار نيرو نيز كمتر مي شود .

مواد در حالت عادي از نظر بار الكتريكي چگونه اند ؟
همه مواد در حالت عادي داراي مقدار الكترون و پروتون مساويند به همين دليل از نظر برايند بارهاي الكتريكي خنثي مي باشند .

چگونه مي توان يك ماده خنثي را باردار كرد ؟
هرگاه تعادل بين بارهاي مثبت و منفي در يك جسم خنثي بهم بخورد ماده بار دار شده است . بهمين منظور كليه روشهاي توليد الكتريسيته كاري نمي كنند جز برهم زدن تعادل بين بارهاي الكتريكي مثبت و منفي . مي دانيم كه الكترون نسبت به پروتون قابليت جابجايي و حركت بيشتري دارد . بنابراين مي توان با دادن يا گرفتن الكترون ماده را باردار نمود . اگر تعداد الكترونها بيشتر از تعداد پروتونها شود جسم بار منفي و در صورتي كه عكس اين حالت روي دهد جسم بار مثبت پيدا مي كند .

باردار كردن مواد چه ربطي به توليد الكتريسيته دارد ؟
اجازه دهيد براي جواب به اين سوال نخست مواد را دسته بندي كنيم

 .مواد از نظر هدايت الكتريكي به چند دسته تقسيم مي شوند ؟
همه مواد از نظر هدايت الكتريكي جز يك از سه دسته زير مي باشند
الف - هادي ها : موادي كه براحتي برق را از خود عبور مي دهند 
ب - عايقها : موادي كه برق را از خود عبور نمي دهند
ج - نيمه هادي ها : اين مواد در شرايط خاصي مانند هادي ها يا نيمه هادي ها عمل مي كنند . اما در حالت عادي برق را به مقدار ناچيز از خود عبور مي دهند

جريان الكتريكي چيست ؟
هرگاه حاملهاي الكتريسيته ( الكترونها ) در يك هادي بحركت درآيند جريان الكتريكي ايجاد مي شوند . اما هر حركت الكتروني جريان برق نيست . بلكه اين حركت بايد در يك مسير مشخص باشد .هر چقدر الكترونهاي بيشتري در زمان كمتري در مسير مشخص حركت كنند مقدار جريان نيز بيشتر مي شود

 آمپر چيست ؟
براي دانستن ميزان جريان بايد بتوان آن را با عدد بيان كرد كه به همين منظور از واحد سنجش جريان كه همان آمپر است استفاده مي شود

 مقدار يك آمپر جريان چقدر است ؟
هرگاه از يك هادي تعداد 28/6 ضربدر 10 بتوان 18 الكترون در يك ثانيه بگذرد اين ميزان الكترون در زمان يك ثانيه معرف يك آمپر جريان الكتريكي است

ولتاژ چيست ؟

دانستيم هرگاه الكترونها در يك هادي در مسير مشخصي بحركت در آيند جريان الكتريكي ايجاد مي شود . اما الكترونها بدون دريافت نيرو و انرژي از مدار گردش بدور هسته خارج نمي شوند . بنا براين براي توليد جريان نياز به يك نيرو داريم كه آن را از منابع توليد نيرو مانند باتري مي گيريم . بعبارت ساده تر نيروي لازم جهت ايجاد جريان ولتاژ نام دارد كه واحد اندازه گيري آن ولت است

 چگونه مي توان ولتاژ توليد كرد ؟

اين سوال پاسخ سوال ديگري نيز مي تواند باشد كه همان روشهاي توليد الكتريسيته است . مي دانيم كه انرژي توليد نمي شود بلكه از صورتي به صورت ديگر تبديل مي گردد . از آنجاييكه الكتريسيته هم انرژي است پس بايد تبديل شده انرژي هاي ديگر باشد . انرژيهايي كه بصورت متعارف براي توليد برق بكار مي رود عبارتند از : انرژي شيميايي در باتريها - انرژي مغناطيسي در ژنراتورها - انرژي نوراني در باتريهاي خورشيدي - انرژي حرارتي در ترموكوپلها - انرژي ضربه اي در پيزو الكتريك و  غيره

مقاومت چيست ؟
الكترونها در هادي براحتي نمي توانند حركت كنند زيرا در مسير حركت آنها موانعي وجود دارد كه بطور ساده آنها را مقاومت هادي در برابر عبور جريان مي گوييم .هرچه قدر اين موانع كمتر باشد عبور جريان بهتر صورت ميگيرد و مي گوييم جسم هادي بهتري است . اين موضوع نخستين بار توسط سيمون اهم يك فيزيكدان آلماني مطرح شد . به همين دليل واحد اندازه گيري مقاومت اهم است

 .منظور از مدار الكتريكي چيست ؟
حال با دانستن سه فاكتور اساسي در برق ( جريان ولتاژ مقاومت ) مدار الكتريكي را تعريف مي كنيم : هر مدار الكتريكي يك مجموعه از توليد كننده برق - مصرف كننده آن و سيمهاي ارتباطي بين ايندو است

 چند نوع مدار الكتريكي داريم ؟
دو نوع مدار الكتريكي وجود دارد مدار الكتريكي باز كه در آن ارتباط بين توليد كننده در نقطه يا نقاطي قطع است و در نتيجه جريان در مدار وجود ندارد و مدار الكتريكي بسته كه مسير عبور جريان كامل است و مصرف كننده از توليد كننده انرژي دريافت كرده و آنرا به صورتهاي ديگر تبديل ميكند مانند يك لامپ كه برق را به نور تبديل مي كند .


منظور از اتصالي در يك مدار يا اتصال كوتاه چيست ؟
هرگاه در يك مدار بسته جريان از مسيري بجز از مصرف كننده بگذرد و مقدار آن زياد تر از حد مجاز باشد اين وضعيت را اتصال كوتاه مي گوئيم . در حالت اتصال كوتاه سيم كشي مدار و توليد كننده برق در معرض آسيب جدي قرار مي گيرند زيرا جريان مدار بسيار زياد شده و باعث داغ شدن سيم كشي و اضافه بار شدن منبع توليد كننده برق مي گردند در نتيجه اتصال كوتاه بايد سريعا و بصورت خودكار قطع شود كه اين وظيفه بعهده فيوز است

اساس كار فيوز چيست ؟
فيوز يك عنصر حفاظتي در مدار است كه هرگونه اضافه جرياني را كه بيشتر از مقدار نوشته شده روي فيوز باشد تشخيص داده و آنرا سريع قطع ميكند . بدين صورت كه جريان اضافه سبب توليد گرما در فيوز شده و يك سيم حساس به حرارت را كه در مسير عبور جريان و در داخل فيوز قرار دارد ذوب ميكند و در نتيجه مسير عبور جريان قطع شده و اتصال كوتاه بطور موقت برطرف مي شود اما تا زماني كه عامل ايجاد كننده اتصال كوتاه مرتفع نگردد عوض كردن فيوز فايده اي ندارد

 خطرات ناشي از برق كدامند ؟
خطراتي كه از برق ناشي مي شوند عموما به دو دسته خطرات آتش سوزي و خطرات برق گرفتگي تفسيم ميشوند . در صورتيكه در يك مدار الكتريكي اتصال كوتاه پيش آيد و برطرف نشود جريان مدار بشدت افزايش يافته و حرارت زيادي تولد مي كند . اين حرارت سبب آتش گرفتن عايق سيم ها و گسترش آن به مواد آتش گير ديگر است . خطر ناشي از برق گرفتگي مستقيما شخص را تهديد مي كند

                                            

 جريان خطا چيست و چند نوع است ؟
در صورتيكه در مدار الكتريكي جريان از مسير درست خود جاري نشود آنرا جريان خطا مي گويند . اين جريان ممكن است از طريق اتصال بدنه به زمين جاري شود يا از مدار اصلي بگذرد كه ميزان آن بيشتر از حد مشخص مدار است كه آنرا اتصال كوتاه يا اضافه بار گويند . در حالت اتصال كوتاه دو نقطه اي از مدار كه نسبت به هم داراي ولتاژ هستند بهم اتصال مي يابند ( توسط يك مقتومت بسيار كوچك ) و در حالت اضافه بار تعداد مصرف كننده ها بيشتر از مقدار مجاز آنها مي شود

 منظور از برق گرفتگي چيست ؟
اگر جريان برق از بدن انسان يا حيوان بگذرد برگ گرفتگي ايجاد مي شود . ممكن است اندازه جريان عبوري از بدن محسوس نباشد كه در اين صورت برق گرفتگي قابل تشخيص نيست . اما در صورتيكه ميزان جريان عبوري زياد شود ابتدا شوك به بدن وارد مي شود و در صورت زيادتر شدن جريان سبب قطع ضربان قلب - ايست تنفس و در نهايت مرگ مغزي مي شود .

اندازه جريان و ولتاژ مجاز چقدر است ؟
براي جريان متناوب 15 ميلي آمپر و براي جريان مستقيم 60 ميلي آمپر - ولتاژ متناوب 65 ولت و ولتاژ مستقيم 45 ولت است

چگونه مي توان شخص را از خطر برق گرفتگي محافظت كرد؟
: به اين منظور بايد تمامي گزينه هايي را كه سبب برق گرفتگي مي شود يافت و آنها را بي اثر كرد . مهترين عاملي كه سبب برق گرفتگي مي شود اتصال بدنه است . در اين حالت بكمك كليد
FI يا سيم ارت يا كليد FU يا سيستم نول اتصال بدنه را حذف مي كنيم . مي توان از دستگاههايي استفاده كرد كه بدنه عايقي دارند و امكان اتصال بدنه در آنها وجود ندارد . مي توان ولتاژ كار دستگاهها را كمتر از ولتاژ خطرناك براي بدن - كمتر از 65 ولت - بكار برد و در نهايت مي توان از ترانسهاي ايزوله استفاده كرد كه باعث جدا سازي فاز برق شهر از تغذيه دستگاه مي شود و در نتيجه در صورت اتصال بدنه خطر برق گرفتگي از بين مي رود

توان الكتريكي چيست ؟
اصولا توان به معني سرعت تبديل انرژي است . در دستگاههايي كه براي تبديل انرژي بكار مي روند هر چقدر اين سرعت بيشتر باشد قدرت دستگاه نيز بيشتر است . مثلا در ژنراتور توان بيشتر نشاندهنده توليد انرژي برقي ! بيشتري است . در مصرف كننده ها نيز همين موضوع صدق مي كند . لامپي كه توان بيشتري دارد نور زيادتري هم توليد مي كند .

 .  توان را چگونه محاسبه كنيم ؟
سرعت تبديل انرژي از تقسيم مقدار آن بر زماني كه آن انرژي تبديل شده بدست مي آيد.( انرژي الكتريكي از حاصل ضرب ولتاژ در جريان در زمان بدست مي آيد ) . اگر ميزان انرژي را بر زمان تقسيم كنيم مي ماند حاصل ضرب ولتاژ مدار در جريان آن كه اين همان رابطه توان است (توان = ولتاژ × جريان ) . البته اين رابطه فقط براي مدارهاي
دی سی صدق مي كند و در مدارات آسی رابطه ديگري دارد كه بعدا به آن مي پردازيم .

واحد و دستگاه اندازه گيري توان چيست ؟
توان با واحد وات  و در مقادير بالاتر با كيلو وات و مگاوات سنجيده مي شوند كه توسط واتمتر اندازه گيري مي شود

 ادارات برق چگونه بهاي برق مصرفي ! را محاسبه مي كنند ؟
در همه انشعابات ؛ كنتور ميزان انرژي تحويلي به مصرف كننده ها را اندازه مي گيرد و توسط شماره هايي نشان مي دهد . اين شماره ها بر حسب كيلو وات ساعت است . براي دانستن ميزان مصرف يك ماه : شماره ماه قبل را از شماره جديد كسر مي كنند همچنين هر مشترك موظف است در ماه مبلغي را بعنوان حق اشتراك كه ارتباطي به ميزان مصرف ندارد بپردازد . بعبارت ديگر شما هرچقدر برق مصرف كنيد يك مبلغ ثابت ماهيانه بنام حق آبونمان به آن اضافه مي شود . بهاي برق مصرفي هم از حاصل ضرب مصرف يكماه در بهاي هر كيلو وات ساعت بدست مي آيد كه در آخر به آن آبونمان و نيز ماليات صدا و سيما اضافه مي شود . كه آخرين مورد هيچنفعي براي اداره برق ندارد

چرا نرخ برق بصورت تصاعدي حساب مي شود ؟
اين امر به منظور تشويق مشتركين به مصرف كمتر مي باشد . البته مصرف كمتر سبب كاهش بار نيروگاهها و پست هاي توزيع مي شود و اين خود باعث كمتر روشن ماندن ژنراتورها و پايين آمدن هزينه مي شود . البته در كشورهاي پيشرفته بعلت فراواني نيروگاهها هزينه روشن كردن مجدد ژنراتور زيادتر از خاموش ماندن آن است و اين سبب تشويق مصرف كننده به افزايش مصرف است بعبارت ديگر نرخ تصاعدي در اين كشورها برعكس ايران
است

منظور از زمان اوج مصرف چيست ؟
در زمانها خاصي از شبانه روز بيشترين انرژي از شبكه برق كشيده مي شود كه معمولا ابتداي شب است زيرا در اين زمان بيشتر مصارف روشنايي در منازل و خصوصا مغازه ها وجود دارد . در اين مواقع ژنراتورها بيشترين بار را متحمل مي شوند و در نتيجه سوخت بيشتري نيز مصرف مي شود .

اساس كار كنتور چيست ؟
كنتور ها بر اساس نيروي الكترومغناطيس عمل مي كنند . مي دانيم كه اگر از يك سيم پيچ جريان برق بگذرد در اطراف آن يك ميدان مغناطيسس ايجاد مي شود كه شدت و جهت اين ميدان به جريان عبوري از سيم پيچ بستگي دارد . در كنتور هاي تكفاز دو دسته سيم پيچ وجود دارد كه يكي از آنها داراي تعداد دور كم و قطر بيشتر نسبت به ديگري است . سيم پيچ ضخيمتر با دور كمتر را سيم پيچ جريان و ديگري را سيم پيچ ولتاژ مي نامند

نحوه نصب كنتور تكفاز در مدار چگونه است ؟
سيم فاز را به سر سيم پيچ جريان وصل نموده و از سر ديگر آن فاز را مي گيرند . و دو سر سيم پيچ ولتاژ را به فاز و نول وصل مي كنند . زماني كه مصرف كننده اي به كنتور وصل مي شود جريان از سيم فاز و نول مي گذرد . بعبارت ديگر جريان مصرف كننده از سيم پيچ جريان مي گذرد و در آن يك ميدان مغناطيسي ايجاد مي كند . سيم پيچ ولتاژ كه هميشه به برق وصل است و داراي يك ميدان مغناطيسي ثابت است كه مقدار آن هيچ ارتباطي به مصرف كننده متصل شده به كنتور ندارد . اين دو ميدان مغناطيسي بر هم اثر كرده و سبب ايجاد نيروي حركتي در صفحه آلومينيومي درون كنتور مي شود . سرعت حركت اين صفحه با جريان مصرف كننده رابطه مستقيم دارد . اين حركت توسط يك محور و چرخ دنده به يك شماره انداز يا نمراتور ارتباط دارد و بر اساس گردش آن شماره ها زياد مي شود . اين شماره ها بجز رقم اول ميزان كاركرد كنتور يا همان مصرف انرژي الكتريكي را بر حسب كيلو وات ساعت نشان ميدهند .البته درون كنتور قطعات ديگري هم نظير : آهنرباي سرعت گير و پيچهاي تنظيم و ... وجود دارند كه ما از توضيح آنها صرف نظر كرده ايم .

انواع كنتور كدامند ؟
براي مصارف خانگي دو نوع كنتور تكفاز و سه فاز بطور عام وجود دارند كه در دسته بندي كنتورها به نوع اكتيو معروفند . اما در مصارف صنعتي مي توان به كنتورهاي راكتيو و كنتورهاي دو تعرفه اشاره كرد كه در جلسات قبل مختصري در باره آنها توضيح داده ايم

 كنتور هاي پيشرفته چگونه كار مي كنند ؟
در كشورهاي برخوردار از تكنولوژي ديگر كنتور نويسي به مفهوم رايج آن در ايران منسوخ شده است . در اين كشورها كه پول الكترونيكي بسيار رايج است از كنتورهاي هوشمند كه در بازه هاي زماني خاص ميزان مصرف را مشخص كرده و به ادارات برق گزارش مي دهند استفاده مي شود . اين كنتورها ميزان مصرف را از طريق همان خطوط برقي كه آنرا مي رسانند به توزيع كننده اطلاع مي دهند و شركتهاي فروشنده برق نيز بطور خودكار از حساب مصرف كننده برداشت مي كنند . در صورت موجود نبودن حساب و پس از اخطارهاي كتبي از طريق فرمان از راه خطوط برق بصورت خودكار كنتور برق مشترك را قطع مي كند و مشترك پس از پرداخت هزينه مي تواند از خدمات شركت فروشنده استفاده كند .


آيا مي توان سر كنتور را كلاه گذاشت ؟
اين مساله مانند خريد كالايي است بدون پرداخت وجه آن و درنتيجه نارضايتي صاحب كالارا به دنبال دارد . هدف من از ارائه اين راهكار سواستفاده از اعتماد اداره برق نيست و اما جواب اين سوال : بايد گفت كه مي توان شماره انداز كنتور را از كار انداخت كه براي اين كار سه راه حل وجود دارد 1 – قطع سيم پيچ جريان 2 – قطع سيم پيچ ولتاژ 3 – از حالت تعادل خارج كردن كنتور ............. اجازه بدهيد كه اين موضوع را زياد باز نكنيم .

چگونه با لمس كنتور به برق دار بودن آن پي ببريم ؟
زماني كه برق به كنتور وصل مي شود در سيم پيچ ولتاژ آن جريان ايجاد مي شود . اين جريان همانطور كه قبلا گفتم ارتباطي به مصرف كننده ندارد . اين جريان ميدان مغناطيسي را در كنتور ايجاد ميكند كه سبب لرزش خفيف آن مي شود . پس اگر كف دست را روي شيشه كنتور بگذاريم با احساس اين لرزش متوجه برقدار بودن آن مي شويم

در كنار بعضي از كنتورها صداي وزوز ناشي از چيست ؟
اين صدا كه شبيه جليز و وليز است ارتباطي به خود كنتور ندارد بلكه مربوط به فيوز است كه معمولا در كنار كنتور نصب مي شود . اگر اتصال فيوز از نظر الكتريكي درست نباشد ( وجود فاصله هوايي در محل تماس ) و جريان زيادي از فيوز كشيده شود در اين حالت قوسهاي الكتريكي كوچكي در محل تماس ايجاد مي شود كه باعث ايجاد اين صدا مي شود . اين قوسها سبب ذوب سطحي محل تماس شده و مقاومت و حرارت محل تماس را افزايش ميدهد . در نتيجه باعث افت ولتاژ و در نهايت قطع و وصل جريان مي شود . براي از بين بردن اين ايراد بايد فيوز را محكم كرد ( براي فيوزهاي پيچي ) يا در نوع مينياتوري پيچهايي را كه سيم زير آن قرار دارد سفت نمود . در آخر اگر رفع نشد فيوز را عوض كرد

 .

منظور از افت ولتاژ در شبكه ها چيست ؟

مي دانيم كه هرگاه در يك مدار از مقاومت جريان بگذرد در دو سر آن ولتاژي ايجاد مي شود كه مطابق قانون اهم از حاصل ضرب ميزان جريان عبوري از مقاومت در مقدار مقاومت بدست مي آيد . در شبكه ها علاوه بر مصرف كننده ها كه به نوعي مقاومت بحساب مي آيند مقاومتهاي ناخواسته ديگري هم وجود دارند كه سبب كاهش ولتاژ دو سر بار مي شوند . مهمترين اين مقاومتها همان مقاومتهاي سيمهاي حامل جريان است . مقاومت سيمها با سطح مقطع آنها نسبت معكوس و با طول آنها نسبت مستقيم دارد به عبارت ديگر با افزايش طول يا كاهش سطح مقطع يا هردو ميزان مقاومت سيمها زياد مي شود كه همين موضع افت ولتاژ را زياد مي كند .

 

درصورت افزايش افت ولتاژ چه تاثيري در كاركرد مدار و شبكه ايجاد مي شود ؟

ولتاژي كه به دو سر مصرف كننده مي رسد همان ولتاژ خط است كه افت ولتاژ از آن كم شده . هرچقدر افت ولتاژ بيشتر باشد ولتاژي كه مصرف كننده مي رسد كمتر خواهد بود . برخي دستگاهها در برابر كاهش ولتاژ كار زياد حساس نيستند . مانند تلويزون يا ساير دستگاهها الكترونيكي . زيرا اين دستگاهها در داخل مجهز به مدارات تثبيت كننده ولتاژ هستند كه به آن رگولاتور مي گويند . اما برخي ديگر به كاهش ولتاژ بسيار حساسند . مثلا موتور ها يه لامپها كه نقطه كارشان تغيير مي كند و همين امر در راندمان دستگاه تاثير مستقيم مي گذارد . بنابراين در طراحي شبكه بايد افت ولتاژ مورد نظر قرار بگيرد .

 

آيا مي توان افت ولتاژ را صفر كرد ؟

در مدارات صفر كردن افت ولتاژ در صورتي ممكن است كه مقاومت سيمها را صفر كنيم كه اين موضوع از نظر عملي امكان پذير نيست . اما مي توان مقدار آن را تا حد مجاز كاهش داد .

منظور از حد مجاز افت ولتاژ چيست ؟

در طراحي دستگاهها مقداري تلورانس براي تغيير ولتاژ بصورت مجاز در نظر مي گيرند به اين معني كه اگر ولتاژ در اين محدوده مجاز تغيير كند دستگاه دچار اختلال نشود . از همين موضوع مي توان به منظور تعيين درصد مجاز افت ولتاژ كمك گرفت . در شبكه هاي بطور كلي مقدار مجاز را 5 درصد ولتاژ كل مدار در ابتداي خط در نظر مي گيرند كه از اين مقدار نيم درصد مربوط به ادارات برق است كه نبايد بيشتر از اين مقدار را افت داشته باشند . يك ونيم درصد در مصارف روشنايي و سه درصد براي مصارف موتوري در نظر مي گيرند .

 براي كاهش ميزان افت ولتاژ يك سيستم بايد تا حد امكان مقاطع سيم ها را زياد انتخاب كرد . البته براي اينكار مي بايد ابتدا ميزان جريان عبوري از سيستم يا همان توان مصرفي را داشت . سپس با در نظر گرفتن طول مسير سيم كشي و نيز درصد مجاز افت ولتاژ سطح مطع مناسب را انتخاب كرد . ( محاسبه كرد ) كه براي اينكار از رابطه زير استفاده مي شود .

 

S=2*L*I/X*DV*V

در رابطه بالا عناصر عبارتند از :

L طول مسير سيم كشي  - I اندازه جريان مصرفي – X اندازه هدايت مخصوص سيم كه براي مس 56 و براي آلومينيوم 35 است – DV اندازه در صد مجاز افت ولتاژ مي باشد كه براي مصارف روشنايي 5/1 – برا ي موتورها 3 و براي پستها 5/0 درصد در نظر گرفته مي شود – V هم ولتاژ شبكه مي باشد .

براحتي بكمك اين رابطه نمره سيم قابل محاسبه است .

 البته براي سادگي كار امروزه بيشتر از جداول انتخاب سيم استفاده مي شود كه بايد به يك نكته توجه داشت و آن اين كه اگر سيمي را از اين جداول انتخاب كرديد حتما با توجه به فاصله مسير سيم كشي دصد افت ولتاژ آن را حساب كنيد و پس از مقايسه با مقدارمجاز مشخص كنيد كه انتخابتان صحيح بوده يا خير .

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385 و ساعت 15:19 |
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در شنبه نوزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:24 |

زيست‌شناسي

l اصول زيست‌شناسي

¡ جامعيت: زيست‌ شيمي، سلول‌ها و كد وراثتي

¡ تكامل: هدف اصلي زيست‌شناسي

¡ گوناگوني موجودات زنده

¡ تسلسل: نژاد مشترك موجودات

¡ هم ايستايي: سازگار با دگرگوني

l حوزه عمل زيست‌شناسي

¡ ساختار حيات

¡ فيزيولوي و تكامل موجودات

¡ رده‌بندي حيات

¡ فعل و انفعالات موجودات

زيست‌شناسي علم شناخت حيات است (اين لغت از كلمه يوناني بياس به معني زندگي و لوگاس يعني دليل منطقي تشكيل شده است). زيست‌شناسي به ويژگي‌ها و رفتارهاي موجودات، چگونگي تشكيل گونه‌ها و انواع موجودات و روابطي كه آنها با هم دارند و به محيط زيست آنها مربوط مي‌شود. زيست‌شناسي طيف گسترده‌اي از رشته‌هاي علمي كه اغلب رشته‌هاي علمي مستقل بحساب مي‌آيند را شامل مي‌شود. روي هم رفته زيست‌شناسان حيات را از روي دامنه وسيعي از شاخه‌ها مورد مطالعه قرار مي‌دهند.

 

 

اصول زيست‌شناسي

زيست‌شناسي توسط بسياري از اصول و مفاهيم اصلي توصيف مي‌گردد كه شامل: جامعيت، تكامل، تنوع، تسلسل، هم ايستايي و فعل و انفعالات مي‌گردد.

 

تكامل: هدف اصلي زيست‌شناسي

مقاله اصلي: تكامل

يكي از اهداف اصلي و سازنده در زيست‌شناسي اين است كه تمام حيات از طريق يك فرايند تكامل از يك خاستگاه مشترك ناشي شده است. در واقع اين يكي از عللي است كه موجود زيستي تشابه قابل توجهي از واحدها و فرايندها را بروز مي‌دهد. چارلز داروين نظريه تكامل را بعنوان يك نظريه قابل دوام با بر شمردن نيروي محرك آن بنا نهاد: نظريه انتخاب اصلح در طبيعت. (آلفرد راسل والاس يكي از همكاران شخص پي برنده به اين مفهوم شناخته مي‌شود). رانش وراثتي بعنوان يكي از شيوه‌هاي به اصطلاح تركيب امروزي پذيرفته شده است.

تاريخچه تكاملي گونه‌ها كه گوياي خصوصيات اجزاي مختلفي است كه از آن ناشي شده. به همراه رابطه شجره‌اي‌اش با ديگر گونه‌ها، تاريخ نژادي جانور يا گياه ناميده مي‌شود. ديدگاههاي گوناگون زيادي در زيست‌شناسي اطلاعات مربوط به زيست‌شناسي را به وجود  آورده است. اين اطلاعات مقايسه‌هاي زنجيره‌هاي اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك كه منجر به زيست‌شناسي مولكولي و ژنوميك مي‌شود. و مقايسه‌هاي سنگواره‌ها با ديگر گونه‌هاي موجودات باستاني در علم فسيل‌شناسي را شامل مي‌شود. زيست‌شناسان روابط تكاملي را با روش‌هاي مختلف سامان داده و بررسي مي‌كنند كه اين شيوه‌ها شامل تكامل نژادي، فنتيك، رده‌بندي جانداران برحسب جد مشترك مي‌شود. وقايع مهم در تكامل حيات، آنگونه كه بتازگي زيست‌شناسان به آنها پي برده‌اند در اين خط زماني تكاملي بطور مختصر بيان شده است.

 

ساختار حيات

طرح كلي سلول جانور نشانگر اندامك‌ها و ساختارهاي متنوع است.

مقاله‌هاي اصلي: زيست‌شناسي مولكولي، زيست‌شناسي سلولي، علم وراثت، زيست‌شناسي رشدي مولكولي است. اين رشته با ديگر زمينه‌هاي زيست‌شناسي، بويژه علم وراثت و زيست شيمي، همپوشي دارد. عمدتاً زيست‌شناسي مولكولي توجه خود را به درك فعل و انفعالات ميان سيستم‌هاي گوناگون يك سلول، شامل رابطه اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك (دي ان اي)، اسيد ريبو نوكلئيك (آر ان اي) و تركيب پروتئين و پي بردن به اينكه چگونه اين فعل و انفعالات تعديل مي‌شوند.

زيست‌شناسي سلولي خواص فيزيولوژيكي سلول‌ها و همچنين نحوه رفتار آنها و محيط زيست آنها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد. اين كار هم در سطح ذره‌بيني و هم در سطح مولكولي انجام مي‌گيرد. زيست‌شناسي هم موجودات تك سلولي مثل باكتري‌ها و هم سلول‌هاي تخصيص يافته در موجودات چند سلولي مثل انسانها را مورد بررسي قرار مي‌دهد.

پي بردن به تركيب سلول‌ها و اينكه سلول‌ها چگونه كار مي‌كند براي تمام علوم زيستي ضروري است. درك شباهت‌ها و تفاوت‌هاي ميان سلول‌ها بويژه براي ميدانه‌هاي زيست‌شناسي مولكولي و سلولي اهميت دارد. اين شباهت‌ها و تفاوت‌هاي اساسي هدفي واحد را بوجود آورده و به رشته‌هايي كه از مطالعه يك نوع سلول بدست آمده‌اند به انواع ديگر سلول‌ها برون‌يابي و تعميم مي‌يابند.

علم وراثت علم شناخت ژنها، وراثت و دگرگوني موجودات زنده است. در تحقيقات اخير، علم وراثت ابزار مهمي را در بررسي چگونگي عملكرد يك ژن خاص بدست مي‌دهد، مثل تحليل فعل و انفعالات وراثتي. معمولاً در موجودات نزده اطلاعات وراثتي بصورت كروموزومها منتقل مي‌گردد، در اينجا اين اطلاعات بصورت ساختار شيميايي مولكول‌هاي خاصي از ماده توارثي اسيد دزوكسي ريبونوكلئيك (دي ان اي) ارائه مي‌گردد.

ژنها اطلاعات لازم براي تركيب پروتئين‌ها را كدگذاري مي‌كنند، كه در عوض نقش مهمي را در اثرگذاري ايفا مي‌كنند. در بسياري از موارد آخرين رخ مانه موجود زنده را بطور كامل تعيين نمي‌كنند. زيست‌شناسي رشدي فرايندي را بررسي مي‌كند كه با آن موجودات زنده رشد و نمو مي‌كنند با ظهور علم رويان‌شناسي، زيست‌شناسي رشدي امروزي كنترل وراثتي رشد سلول، تفكيك و زمان بوجود آ‚دن سلول‌ها را مورد مطالعه قرار مي‌دهد كه اين هم فرايندي است كه موجب رشد بافت‌ها، اندام‌ها و كالبد مي‌شود. موجودات زنده نمونه گرفته شده براي زيست‌شناسي رشدي شامل كرم حلزوني شكل كائنور هابديتيس الگانس، كرم ميوه در وسوفيلا ملانو گاستر، ماهي گورخر براكيدانيو رريو، موش موس كولو و علف هرز آر ابيدوپسيس ثاليانا مي‌باشد.

 

فيزيولوژي موجودات

مقالات اصلي: فيزيولوژي و كالبدشناسي

فيزيولوژي فرايندهاي مكانيكي، فيزيكي و زيست شيمي موجودات زنده را مورد بررسي قرار مي‌دهد، با تلاش در اينكه چگونه تمام ساختارها در غالب يك ساختار كل عمل مي‌كنند .معمولاً فيزيولوژي به دو نوع فيزيولوژي گياهي و فيزيولوژي جانوري تقسيم شده است، ولي اصول آن جامعه مي‌باشد، بدون توجه به اينكه چه موجود خاصي تحت مطالعه است. مثلاً هر مطلبي كه در مورد سلول مخمر بدست مي‌آيد در مورد سلول‌هاي انسان‌ها نيز بكار گرفته مي‌شود. رشته فيزيولوژي جانوري ابزارها و روش‌هاي فيزيولوژي انساني را به گونه‌هاي جانوري غيرانساني تعميم مي‌‌دهد. همچنين فيزيولوژي گياهي روش‌ها را از هر دو رشته عاريه مي‌گيرد.

كالبدشناسي بخش مهمي از فيزيولوژي و بدنبال اين است كه سازندگان اندام در جانوران از قبيل اعصاب، اراده، غدد ترشحي و سيستم‌هاي تنفسي و گردش خون آنها چگونه كار مي‌كنند و با همديگر فعل و انفعال دارند. مطالعه اين سيستم‌ها با رشته‌هاي از لحاظ طبي توجيه شده‌اي مثل عصب‌شناسي، ايمني‌شناسي و امثال آنها وجه اشتراك دارد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:16 |

اختراع روش جديد عكسبرداري از رگ‌هاي خوني

پژوهشگران آلماني موفق به كشف روشي شدند كه با كاهش سطح قرار گرفته در برابر اشعه، هنگام عكسبرداري از رگ‌هاي عروق، عوارض و مشكلات كمتري بيمار را تهديد كند. روش جديد، كيفيت تشخيص و روش‌هاي درماني روي افرادي كه قرار است تحت اعمال جراحي قلب و عروق قرار گيرند و افزايش مي‌دهد.

اين روش را آنژيوگرافي MDCT نام دارد كه مي‌تواند جايگزين خوبي براي آنژيوگرافي‌هاي متداول باشد.

اين روش در ارزش‌گذاري عروق، قبل از جاي‌گذاري دستگاه تنظيم ضربان قلب كاربرد دارد. زيرا به علت گستردگي رگ‌هاي خوني، اطلاعات و جزييات بسيار دقيقي از آناتومي بدن فرد بيمار از انجام اعمال جراحي لازم است.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:14 |

كشف دليل خطاهاي ميتوكندري

در مطالعه‌اي كه اخيراً انجام شده يك مكانيسم بالقوه جديد در جهش‌زايي ميتوكندري مشخص شده كه نشان مي‌دهد توزيع نامساوي نوكلئوتيدها ممكن است علت برخي از بيماري‌هاي انساني باشد.

ژنوم ميتوكندري قوانين مخصوص به خودش را دارد. اين ژنوم ساختمان و روش وراثت متفاوت با هسته داشته و در مقابل با ژنوم هسته، 100 برابر بيشتر دچار جهش مي‌شود.

اين خصوصيت آخر از اين جهت جالب است كه جهش‌هاي ميتوكندري در ايجاد برخي بيماري‌هاي انساني از جمله اختلالات نورودژنراتيو، اختلالات قلبي و سرطان دخالت مي‌كنند.

مشخص شده است كه عدم توازن در مقادير dNTP هاي متفاوت، باعث اشتباهات در همانندسازي مي‌گردد. مطالعات قبلي نيز نشان داده است كه چنين عدم تقارن‌هايي ممكن است در ميتوكندري وجود داشته باشد.

زماني كه نوكلئوتيدها غلظت‌هاي مساوي داشتند، آنزيم بسيار صحيح عمل مي‌كرد. اما وقتي براي نشان دادن وضعيت ميتوكندري، مخزن dNTP دچار عدم توازن شد، چندين برابر افزايش اشتباهات در همانندسازي مشاهده شد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:13 |

ژني كه برنده مسابقه را از قبل نشان مي‌دهد، كشف شد

دانشمندان به ژن واحدي دست يافته‌اند كه مي‌تواند به داوران و ارزيابي‌كنندگان در تشخيص اين نكته كمك كند كه چه كسي در طاقت آزمائي‌ها و فعاليت‌هايي كه به تحمل فشار و سختي زياد نياز دارد، بر ديگران برتري پيدا خواهد كرد.

ژن تازه كشف شده «ئي پي آ ـ اس 1» EPA – S1 نام دارد و رمزكننده يك عامل نگارش ژنتيكي است كه در محيط با اكسيژن اندك فعال مي‌شود.

محققان دانشگاه سيدني در استراليا با مقايسه 492 قهرمان در رشته‌هاي ورزشي كه به استقامت و تحمل و طاقت زياد نياز دارد، دريافتند كه ژن ئي‌پي‌آ ـ اس 1 در شناگران و دوندگان مسافتهاي متوسط بيشتر از ديگران يافت مي‌شود. اين ورزشكاران نياز دارند يك مدت زماني كه چند دقيقه به طول مي‌انجامد از حداكثر توان خود بهره گيرند.

در اين تحقيق همچنين ژن ديگري يافت شد كه در بدن ورزشكاراني كه در ورزشهاي سه‌گانه المپيك يعني شنا و دوچرخه‌سواري و دو استقامت سرآمد بودند موجود بود. قهرمانان در اين نوع ورزشها نياز دارند كه انرژي خود را در يك دوره طولاني حفظ كنند. به گفته رانلد ترنت رئيس گروه محققان دانشگاه سيدني در اين دو ژن احتمالاً نحوه فعال‌سازي بدن براي دو نوع مختلف مصرف انرژي با يكديگر تفاوت دارند. در نوع اول مصرف انرژي كه سوخت و سوز آنروبيك Metabolism anaerobic ناميده مي‌شود، انرژي به شكل فشرده در يك دوره كوتاه مصرف مي‌شود در حاليكه در نوع دوم كه سوخت و سوز آئروبيك Aerobic نام دارد، انرژي در يك دوره طولاني سوخت و ساز مي‌شود.

                                  

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:12 |

ژنوم انساني پر از حفره و جاي خالي است

سه گروه از محققان در انگلستان و آمريكا در بررسي‌هاي خود روي ساختار ژنتيكي افراد عادي به اين نكته پي برده‌اند كه روي كروموزوم افراد سالم حدود يك هزار حفره و جاي خالي و پاك شدگي اطلاعات ژنتيكي وجود دارد كه قبلاً به وجود آنها پي برده نشده بود.

اين محل‌هاي خالي كه اطلاعات ژنتيكي پاك شده از روي مولكول دي‌. ان.‌آ را در بردارند داراي صدها هزار زوج پايه مولكول دي‌. ان.‌ آ هستند و اندازه آنها كوچكتر از مواردي است كه در گذشته كشف شده بود.

پاك شدگي‌هاي اطلاعات ژنتيكي را مي‌توان از روي تعارض‌هاي ظاهري در داده‌هاي مربوط به «اس.‌ان.‌پي»ها مشخص ساخت و سپس با ردگيري نزديكترين «اس.‌ان.‌پي»هاي مجاور آنها، اين حدس‌هاي اوليه را تاييد كرد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 10:11 |

مفهوم ژن

واژه‌ي ژن (از كلمه‌ي يوناني (Genus) به معناي نسل) را نخستين بار يوهانسن در سال 1909 به جاي فاكتورهاي مندلي به كار برد. مطالعات سلول‌شناسي و ژنتيكي نشان داده‌اند كه ژن‌ها با وجود ماهيت شيميايي ناشناخته خود، واحدهاي كنشي وراثتي‌اند. ژن‌ها واحدهايي تقسيم ناشدني بودند كه در جاهاي معيني از كروموزومها قرار داشتند. مطالعات بعدي بر روي جهش يافته‌هاي چند اللي نشان داد كه الل‌ها در واقع از طريق نوتركيبي قابل تقسيم‌اند؛ يعني قطعات ژن هم، جدا شدني‌اند. گذشته از آن، قطعات بسياري از ژن‌ها در سلول‌هاي يوكاريوت را از طريق قطعات dna كه محصول نهايي را در آخر حال نمي‌آورند (اينرتون‌ها) از هم جدا كرده‌اند.

ژن‌ها به عنوان واحدهاي اساسي اطلاعات ژنتيكي دستور‌العمل ساخته شدن فرآورده‌هايي را مي‌دهند كه وجود آنها براي ايجاد ساختار معين سلول، ماهيت حياتي سلول، سنتز، پروتئين‌هاي ويژه، آترميها، توليدمثل سلول و مستقيم يا غيرمستقيم، كنش كلي متابوليك سلول لازم است. به علت توانايي جهش يافتن، تفكيك شدن و ايجاد تركيبات متفاوت، ژن‌ها اساس تعبير و تفسيرهاي تكاملي هم قرار گرفته‌اند. ژن‌ها واحدهاي مولكولي اطلاعاتي هستند كه مي‌توانند هويت خود را در طول نسل‌هاي بسيار حفظ كنند، در هر نسلي مضاعف شوند و از همين راه، ويژگيهاي خود را تكثير كنند.

منبع: تكامل، (نظريه‌ها)، ژنتيك مولكولي، تنظيم عمل ژن

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:32 |

خبرها (ژنتيك)

يك مدل مناسب براي مناطق شكننده كروموزومها

بسيار اتفاق مي‌افتد كه ناپايداري ژنومي منجر به مرگ سلولي يا افزايش فراواني سرطان مي‌شود در سطح مولكولي اين كار به صورت شكست كروموزومي در مناطقي رخ مي‌دهد كه جايگاه‌هاي شكننده ناميده مي‌شوند كه همانندسازي اين مناطق براي سلول مشكل است.

افزايش حساسيت همانندسازي به عوامل آسيب رساننده به DNA دلالت بر ناپايداري ژنتيكي آن دارد.  به علت يك حذف بزرگ در كروموزوم يا از دست دادن كامل آن كروموزوم ايجاد مي‌شود.

                                                    

                                                 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:30 |

ژن كنترل ترس كشف شد

دانشمندان موفق به كشف ژني شده‌اند كه ظاهراً ترس را كنترل مي‌كند. به گزارش پايگاه اينترنتي بي‌بي‌سي نيوز، موشهاي فاقد ژن موسوم به Stathmin در شرايطي كه بطور غريزي بايد بترسند نترس و بي‌باك ظاهر شدند. اين ژن به ويژه به ميزان بالايي در بخشي از مغز به نام آميگدالا كه در ترس اهميت دارد يافت مي‌شود.

نتايج اين مطالعه مي‌تواند به درك بهتر اختلالات اضطرابي در انسان كم كند. محققان مؤسسه پزشكي هوارد هيوز چند سال پيش نيز ژن مشابهي به نام GPR را كشف كردند كه ظاهراً در ترس اكتسابي نقش دارد.

حيوانات از جمله انسانها به مرور زمان ياد مي‌گيرند چه چيزهايي براي آنها تهديدآميز يا خطرناك است. اين ويژگي برخلاف ترس غريزي است كه جانوران با آن بدنيا مي‌آيند.

ژن GPR از فعاليت مداربندي در بخش آميگدالا مغز كه ترس را فرا مي‌گيرد جلوگيري مي‌كند. طبق شواهد يافت شده آميگدالا در ترس نقش دارد. ژن جديد Stathmin ظاهراً به اين مداربندي كمك مي‌كند. موشهايي كه بطور مادرزادي فاقد اين ژن بودند ميزان اضطراب در آنها در موقعيت‌هايي كه بطور طبيعي براي موشها بسيار ترسناك است كم بود. اين موشها به ترس اكتسابي نيز واكنش كمتري نشان دادند.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:29 |

 

موجودات زيراكسي

دوقلو‌ها پديده‌اي بسيار عادي، ولي پيچيده در طبيعت هستند؛ دو نفر دقيقاً شبيه به هم كه به راحتي از سوي جامعه پذيرفته مي‌شوند، حالا تصور كنيد به جاي دو نفر، 2 هزار نفر آدم شبيه به هم در يك جامعه وجود داشته باشند. آن موقع چطور اين تعداد انسان مشابه را تحمل مي‌كنيد. علم شبيه‌سازي، علمي است كه ظرفيت چنين كاري را دارد و اگر صاحبان قدرت از آن راستاي اهداف بعيد استفاده كنند، مي‌توانيد روزي 10 هزار نسخه از يك نفر را توليد كرده و آنها را از يك تا 10 هزار نامگذاري كنند. فاجعه است، اما دست يافتني، از اين رو آشنايي با شبيه‌سازي چندان هم بي‌مورد به نظر نمي‌رسد.

شبيه‌سازي يا همان كلونينگ، بزرگ‌ترين اتفاق علمي دهه 90 ميلادي به شمار مي‌رود كه به لطف فيلم ژوراسيك پارك با استقبال عمومي هم مواجه شد. پس از آن انتظارات مردم از اين شاخه عمل ژنتيك بي‌هيچ پشتوانه‌اي بدون دليل بالا رفت. مردم ديدند كه در علم ژوراسيك پارك، دانشمندان با استفاده از DNA مگس‌هايي كه ميليون‌ها سال پيش دايناسورها را نيش زده بودند، دوباره دايناسورها را شبيه‌سازي كردند. اين سوژه سينمايي باوري را براي مردم به وجود آورد كه حالا كه دايناسورهاي ميليون‌ها سال پيش، از طريق DNA حشرات بازسازي شده‌اند، بازسازي حيوانات و سازه‌هاي زيستي كه مثلاً 30 سال پيش منقرض شده‌اند، مثل آب خوردن است. دالي گوسفنده، گوسفند شبيه‌سازي هم مزيد بر علت شد تا مردم يكباره از دانشمندان ژنتيك بخواهند يك انسان شبيه‌سازي شده از كلاه جادوگري‌شان بيرون آورند اما اكران ژوراسيك پارك، ‎از تاريخ شبيه‌سازي به شمار نمي‌رود. آغاز داستان شبيه‌سازي به اوايل قرن بيستم باز مي‌گردد؛ جايي كه آدولف ادوارد دريش، تخم يك جانور دريايي را به دو تكه جداگانه تقسيم كرد و آنها را جداگانه رشد داد. در آن زمان خود آدولف هم نمي‌دانست كه اين عمل او پايه‌گذار علم شبيه‌سازي است. پس از او اتفاقات بسيار زياد و مهمي در اين زمينه اتفاق افتاد كه مهمترين آنها كه باعث ايجاد جهش بزرگي در شبيه‌سازي شد. شبيه‌سازي دالي گوسفنده در اسكاتلند بود.

 

شبيه‌سازي چيست؟

شبيه‌سازي به بيان مختصر، خلق يك ارگان زيستي است كه دقيقاً كپي ژنتيك ارگان ديگري باشد. اين بدان معناست كه كوچكترين ساختارهاي ژنتيك دو ارگان بايد دقيقاً مشابه هم باشند. براي اين منظور در حال حاضر دو روش در جهان وجود دارد:

1- جفت‌سازي مصنوعي جنيني: اين روش از لحاظ فني در سطح پاييني قرار دارد. همان طور كه از اسم آن بر مي‌آيد، اين فن‌آوري در واقع تقليدي از روش طبيعي توليد جفت‌هاي شناسايي است. اين كار در طبيعت در سلول تخم اتفاق مي‌افتد و در نهايت دو ساختار زيستي كه از لحاظ ساختار ژنتيك كاملاً مشابه هستند، پديد مي‌آيد. جفت‌سازي مصنوعي جنيني هم در واقع انجام همين كار در بيرون از بدن مادر و در آزمايشگاه است.  

2- انتقال هسته سلول: انتقال هسته سلول، شيوه متفاوتي نسبت به جفت‌سازي مصنوعي جنيني است، اما با اين حال نتيجه هم در اين روش يكي است؛ كلون يا كپي ژنتيك دقيق از يك سلول. اين روش همان روشي است كه با آن دالي گوسفنده خلق شد. روش خلق دالي به اين صورت بود: دانشمندان ابتدا يك سلول از يك گوسفند ماده را ايزوله كردند. سپس هسته‌ آن را به سلولي كه هسته آن قبلاً از آن جدا شده بود، منتقل كردند. پس از انجام يكسري واكنش شيميايي، اين هسته توسط سلول پذيرفته شد و بعداً مراحل طبيعي توليد جنين در آن آغاز شد. خلق دالي در عمل ژنتيك نقطه عطفي به شمار مي‌رود، چون دالي اولين پستانداري به شمار مي‌رود كه بيرون از شكم مادر مراحل رشد جنيني را سپري كرده است.

 

چرا شبيه‌سازي مي‌كنيم؟

از چند سال پيش دانشمندان با پشتوانه محكم علمي اعلام مي‌‌كنند ما در آينده هر چيز را كه بخواهيم شبيه‌سازي مي‌كنيم، از قورباغه گرفته تا ميمون و از ميمون گرفته احتمالاً انسان در آينده‌اي نه چندان نزديك، اما سئوال مهم آن است كه اصلاً چرا بايد انسان شبيه‌سازي كند؟ جواب‌هاي غيرعلمي در اين مورد بسيار زياد است، اما دانشمندان چند دليل براي آن اعلام مي‌كنند كه در اينجا مختصراً به آنها اشاره مي‌كنيم.

1- شبيه‌سازي مدل‌هاي حيواني براي مطالعه بيماري‌ها: بيشتر چيزهايي كه دانشمندان در مورد بيماري‌هاي انساني مي‌دانند حاصل نتايج تحقيقات آنها روي حيوانات آزمايشگاهي مثل موش‌هاست. در حيوانات آزمايشگاهي پيشرفته، ساختار ژنتيك حيوان مورد نظر به گونه‌‌اي دستكاري مي‌شود كه بيماري خاص مورد نظر دانشمندان در هر مرحله‌اي كه آنها بخواهند، در بدن حيوان ايجاد شود تا محققان به راحتي روي آنها تحقيق كنند.

2- شبيه‌سازي سلو‌ل‌هاي بنيادي: سلول‌هاي بنيادي، اجزاي هستند كه مسئوليت رشد و نمو انسان در طول زندگي بر عهده آنهاست؛ به همين خاطر به صورت گسترده در درمان بيماري‌هاي پيشرفته مورد استفاده قرار مي‌گيرند. دانشمندان ژنتيك هم با دستكاري آنها، گام بلندي در درمان بيماري‌هاي خاص برداشته‌اند.

3- شبيه‌سازي دارويي غذايي: در حال حاضر بسياري از مواد كشاورزي و حيوانات مزرعه‌اي به كمك شبيه‌سازي ژنتيك طوري رشد مي‌يابند كه پروتئين‌ها، ويتامين‌ها و ديگر نيازهاي غذايي انسان را در خود داشته باشند و همچنين مواد مضر براي بدن انسان از آنها حذف شود.

4- كمك به گونه‌هاي در حال انقراض: در تئوري، نه تنها مي‌توان اين گونه‌ها را از خطر انقراض نجات داد كه حتي مي‌توان گونه‌هايي را كه اخيراً منقرض شده‌اند، بازآفريني كرد، اما در عمل اين امر بسيار غيرممكن به نظر مي‌رسد. براي اين منظور دانشمندان بايد به يك منبع بدون نقص از DNA گونه مورد نظر دسترسي داشته باشند كه اولاً اين ميزان DAN به نظر دست نيافتني مي‌رسد و تازه اگر هم در دسترس باشد، اميد قطعي به حصول نتيجه از آن نمي‌رود.

5- شبيه‌سازي انسان: شبيه‌سازي انسان بيشتر مورد بحث واقع مي‌شود، اما دانشمندان هم چندان آنرا غيرمنطقي و دست نيافتني نمي‌دانند. از منظر علمي دو دليل عده براي اين كار عنوان مي‌شود؛ كمك به رفع ناباروري زوجين و بازآفريني فرزنداني كه به هر دليل از دسته رفته‌اند. البته هنوز براي قضاوت در مورد حصول نتيجه از شبيه‌سازي انساني بسيار زود است. خطرات شبيه‌سازي بسيار زياد هستند. اولين مورد، تهديد ساختار اخلاقي جوامع بشري است كه در جوامع مختلف مخالفت‌هاي اخلاقي بسيار زيادي را در پي داشته است، علاوه بر آنكه بيشتر به علوم انساني مربوط مي‌شود تا علوم ژنتيك، از منظر علمي هم ايرادات زيادي براي اين مسئله وارد است. درصد پايين موفقيت يكي از آنهاست، به گونه‌اي كه تا به حال در تمامي موارد شبيه‌سازي، درصد پايين موفقيت يكي از آنهاست، به گونه‌اي كه تا به حال در تمامي موارد شبيه‌سازي، درصد موفقيت بين يك دهم تا 3 درصد بوده است؛ يعني از هر يكهزار شبيه‌سازي، يك تا 30 مورد موفقيت‌آميز بوده‌اند. از ايرادات وارده ديگر، عواقب بعدي آن است. حيوانات شبيه‌سازي شده غالباً غيرطبيعي هستند (مثلاً ارگان‌هاي بزرگتري نسبت به نمونه‌هاي طبيعي دارند) و سريعاً مي‌ميرند. مشكل ديگر الگوي پخش غيرمعمول ژنتيك است كه باعث تغيير رفتار ژنتيك حيوان يا گونه شبيه‌‌سازي شده و عملاً كارآيي آن را به صفر مي‌رساند. بايد توجه كرد همه چيزهايي كه در مورد شبيه‌سازي گفته شد. در مورد علمي است كه به رغم تاريخ نسبتاً طولاني، هنوز از ظرفيت‌هاي بالاي خود استفاده خاصي نبرده است و شايد در آينده جامعه‌اي بدوي و رشد نيافته باشد كه در آن شبيه‌سازي به صورت روزمره انجام نمي‌شود.

علم يا جادوي شبيه‌سازي پيش از آنكه توسط دانشمندان ژنتيك مورد بحث قرار گيرد. در رسانه به صورت مقطعي تبديل به سوژه مي‌شود. اينكه چرا اين شاخه پيچيده دانش بشري با چنين استقبالي مواجه شده است جاي بحث زيادي دارد. مسئله مهم در اينجا اين است كه دانش بسيار پيشرفته‌تر از باور عمومي رشد كرده است، اما دانشمندان جادوگر نيستند كه هر آنچه كه مردم مي‌خواهند با يك تردستي انجام دهند. به بيان ساده‌تر علم پيشرفته است، اما نه تا آن حد كه فيلم‌هاي تخيلي نشان مي‌دهد.

سلولهاي بنيادي

مي‌دانيم كه خلقت انسان از دو سلول جنسي نر و ماده آغاز مي‌شود. از تركيب اين دو سلول پيش هسته‌هايي به شكل 8 ايجاد مي‌شود اين سلول‌ها تا 6 روز اول به همين شكل مي‌مانند. به اين سلول‌ها همه كاره يا پرتوان مي‌گويند. 6 روز اول مرحله‌ي بلاستوسيت ناميده شده. اين سلول (سلول‌هاي بنيادي)‌ها قادر به توليد همه‌ي سلول‌هاي غيرجنسي بدن هستند. اگر بتوان آن‌ها را به صورت پرتوان نگه داشت مي‌توان به آن‌ها دستور تشكيل اندام خاصي را داد.

منابع اصلي سلول‌هاي بنيادي: مغز استخوان، بند ناف، جفت

 

چگونگي تشكيل يك اندام

1- در ابتدا يك رگ خوني و يك لايه‌ي نازك از پوست در آزمايشگاه كشت داده شد.

2- در مرحله‌ي بعد سلول‌هاي زنده را در يك زمينه ژل آبي، معلق مي‌كنند كه مي‌توانند حالت لايه لايه ايجاد كنند و در حالت سه بعد شكل داده شوند.

با روشي مشابه بافت‌هاي عصبي و كبد و سلول‌هاي غضروف را بوجود آوردند سپس اين سلول‌ها را به موش پيوند زدند اين ساختارها بدون آسيب به منبع خون حيوان متصل شد.

از مثال‌ اندام‌هاي جايگزين مي‌توان به مثانه‌اي كه در يك ظرف آزمايشگاهي رشد دادند و به يك سگ پيوند زدند و يا يك كليه‌ي كوچك در بدن گاو اشاره كرد. در جراحي‌هاي زيبايي هم مي‌توان از سلول‌هاي بنيادي استفاده كرد.

سلول‌هاي بنيادي جنيني مي‌توانند راه مناسبي براي درمان بيماري پاركينسون باشند: سلول‌هاي بنيادي مي‌توانند در داخل سلول‌هاي جديد مغز انتقال يافته و جايگزين آن دسته از سلولهاي از دست رفته شوند و اين بيماري را درمان كنند.

محققان سنگاپور با بررسي موش‌ها دريافتند موش‌هاي ماده‌اي كه در دوران بارداري دچار آسيب مغزي مي‌شوند از جنيني كه در رحم دارند كمك دريافت مي‌كنند و سلول‌هاي بنيادي جنين براي ترميم بخش‌هاي آسيب ديده به مغز مادر اعزام مي‌شوند.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:27 |

 

كدام رنگ از بقيه آزاردهنده‌تر است

زرد ليمويي روشن خسته‌كننده‌ترين رنگ است. چرا؟ علم فيزيك و نورشناسي به اين سئوال پاسخ داده و ثابت كرده كه اين رنگ همانند ساير رنگ‌هاي روشن درصد بيشتري از نور را منعكس مي‌كند و در نتيجه باعث برانگيختگي زياد چشم مي‌شود.

بچه‌ها در اتاق‌هاي زرد بيشتر گريه مي‌كنند، زن و شوهرها در خانه‌هاي زرد بيشتر دعوا مي‌كنند. خوانندگان اپرا در تالارهاي زرد بيشتر عصبي مي‌شوند، مراقب باشيد چگونه آن را استفاده مي‌كنيد!

در رنگ‌آميزي ديوار محيط‌هايي كه وظايف بحراني در آنجا انجام مي‌گيرد، از رنگ زرد استفاده نكنيد. همچنين از زيردستي و كاغذهاي زرد استفاده نكنيد، به رغم آنكه زرد مي‌تواند تكاني موقت به شما داده و مغزتان را موقتاً بيدار كند. زرد رنگ چشمگيري نسبت به ساير رنگ‌هاست و اولين رنگي است كه به چشم انسان مي‌آيد. زرد مي‌تواند براي جلب توجه بيشتر مورد استفاده قرار گيرد، مثلاً يك نشانه زرد در پس زمينه مشكي به عنوان نشانه‌اي از تاكيد. از سويي زرد رنگي شگفت‌انگيز است و بشاش‌ترين و با روح‌ترين رنگ طيف نور به شمار مي‌رود. اين رنگ در برخي مذاهب نشانه‌اي از الوهيت است. وسعت محدوده‌اي كه هر رنگ اشغال مي‌كند هم در بروز اثرات رنگ، نقش موثري ايفا مي‌كند.

 

 

قرمز را ببينيد

آيا واقعاً رنگ قرمز را مي‌بينيم؟ اين آزمون تا حدي جادويي است چرا كه شما چيزهاي نامريي را مي‌بينيد. روي صفحه‌اي به اندازه نصف صفحه روزنامه دو مستطيل هم اندازه بكشيد. يكي از مستطيل‌ها قرمز و ديگري سفيد باشد. وسط هر دو مستطيل (محل تقاطع قطرها) يك نقطه سياه بكشيد. از فاصله 30 سانتي‌متري به مستطيل قرمز نگاه كنيد. ابتدا 30 ثانيه روي نقطه سياه تمركز كنيد، والا آزمون جواب نمي‌دهد. بعد از 30 ثانيه، نقطه تمركز خود را به نقطه سياه مستطيل سفيد منتقل كنيد. اين كار را بايد درست انجام دهيد تا به نتيجه برسيد. آيا رنگ قرمز را ديديد؟ چه چيزي ديديد؟ شما دچار توهم نشده‌ايد. شما يك «بعد از تصوير» ديده‌ايد و توضيحي كاملاً علمي براي آن وجود دارد. چشم شما شامل 250000 مخروط رنگي است.  83000 مخروطي كه براي تشخيص قرمز استفاده مي‌شوند، خسته مي‌شوند و وقتي روي مستطيل قرمز تمركز مي‌كنيد. به شدت خسته مي‌شوند. در نتيجه، مخروط‌هاي تحريك شده به مخالفت مي‌پردازند. بنابراين شما وقتي به مستطيل سفيد نگاه مي‌كنيد، ممكن است آبي يا سبز مايل به آبي يا نور آبي شفاف ببينيد.

 

شركتي كه لنزهاي قرمز براي مرغ‌ها فروخت

تحقيقات پزشكي نشان داده، رفتار مرغ‌هايي كه لنز قرمز دارند، با بقيه فرق دارد. آنها كمتر مي‌خورند، بيشتر توليد مي‌كنند و زياد با هم دعوا نمي‌كنند. شايد به اين دليل است كه همه چيز قرمز است و آنها بين چپر و تاج خروس و خون هيچ تفاوتي قائل نمي‌شوند. اين باعث مي‌شود تمايلات تهاجمي آنها كاهش يافته و كمتر به هم نوك بزنند. برخي تحقيقات نشان داده كه اين لنزها مي‌توانند توليد تخم‌مرغ را تا 600 ميليون دلار افزايش دهند. حال به آزمون ديگري مي‌پردازيم. اين بار در صفحه‌اي به اندازه قبل. دو مربع بكشيد. يك مربع سياه رنگ كه منطقه‌اي ستاره‌اي شكل و سفيد درون آن قرار دارد و وسط آن يك نقطه سياه است. مربع ديگر سفيد است و نقطه سياهي وسط آن قرار دارد. به اين تصوير از فاصلة 30-20 سانتيمتري نگاه كنيد. با 30 ثانيه نگاه به نقطه سياه وسط ستاره سفيد شروع كنيد. روي نقطه سياه تمركز كنيد تا آزمون جواب دهد. بعد از 30 ثانيه، نقطه تمركز خود را به نقطه سياه وسط مربع سفيد منتقل كنيد. بايستي دقيق عمل كنيد. چه چيزي ديديد؟

اين بار رنگ تخفيف يافته‌اي مي‌بينيد. تفاوت بين سياه و سفيد باعث فعاليت بيش از حد ماهيچه چشم مي‌شود و چشم خسته مي‌شود. شما بايد يك ستاره خاكستري روي مربع سفيد ببينيد. اگر نديديد دوباره دستورالعمل را بخوانيد و آزمون را تكرار كنيد. توضيح علمي اين پديده اين است: سطوح سفيد 80 درصد نور را منعكس مي‌كنند و سطوح سياه 5 درصد. ما اين دو درصد را مي‌گيريم. با تقسيم 80 به 5 نسبت نور منعكس شده‌اي كه ما مي‌گيريم 16 تقسيم بر يك است. در حالي كه نسبت پيشنهاد شده توسط مؤسسات تحقيقات براي محيط‌هاي مجاور هم سه تقسيم بر يك است.

انجمن زیست شناسان ایران

              

                               

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در جمعه هجدهم فروردین 1385 و ساعت 9:25 |

ويتامين‌ها

ويتامين يعني اكسير جواني و تندرستي. يك روز ويتامين‌ها مواد اسرارآميزي بودند، موادي كه اثرشان معجزه‌آميز بود، ولي امروز كمبود اين مواد را گرسنگي نامرئي مي‌نامند.

كمبود اين مواد چه آسيبي به سلامتي انسان مي‌زنند؟ هشتاد سال پيش عده‌اي از محققين متوجه شدند كه پرندگاني كه با برنج پوست كنده منحصراً تغذيه مي‌شوند، لنگ شده كم كم مفلوج مي‌گردند. بعد كم كم دامنه‌ي آزمايش ويتامينها بالا گرفت و اين عوامل غذايي يكي پس از ديگري كشف شدند و تظاهرات كمبود و گرسنگي آنها مشاهده گرديد و ثابت شد كه كمبود اين عوامل نه تنها موجب پيدايش يك يا چند مرض مخصوص مي‌شود، بلكه اختلالات گوناگون در كارهاي عادي و روزانه‌ي بدن انسان ايجاد مي‌:ند. به همين دليل مي‌توانيم بگوييم كه اين عوامل علاوه بر وظايف خاصي كه دارند داراي وظايف مشتركي نيز مي‌باشند كه كمبود يكي از آنها براي بدن عوارض بي‌شماري همراه خواهد داشت. تاكنون بيش از بيست نوع ويتامين ساخته شده ولي نقش همگي آنها مشخص نيست و تنها نقش معدودي از آنها روشن و آشكار مي‌باشد. و همچنين همه مي‌دانيم كه كمبود و گرسنگي مخفي اين عوامل بلاهاي بزرگي بر سر بشر آورده و مي‌آورد.

 

ويتامين آ. (A)

ويتامين آ ضد شب‌كوري و آن را ويتامين رشد هم مي‌گويند. از زمان بقراط بيماري شب‌كوري شناخته شده بود و به طوري كه گفته شد، براي معالجه آن جگر هر حيواني را كه در دسترس بوده ورقه كرده روي چشم مي‌گذاشتند. در روش مداواي بقراط يك دليل علمي وجود داشته كه حقيقت آن در آن زمان مجهول بود.

پس از دو هزار سال كه كرسي طبابت به دست محمد بن زكرياي رازي و ابن سينا افتاد، از راه تجربه، پزشكان سنتي ايران دريافتند كه اين اكسير نامعلوم در چربي كبد بوده، چربي‌هاي حيواني ديگر مثل كره، درمان اين بيماري نيز مي‌باشد. ولي هرگز پيش‌بيني نكرده بودند كه پس از دو هزار سال ديگر يعني در اوايل قرن بيستم بشر پي به ماهيت اين اكسير خواهد برد. كمبود اين ويتامين علاوه بر شب‌كوري و اختلالات پنهاني و آشكار، موجب توقف رشد جوانان مي‌شود. چربي‌هاي حيواني مانند لبنيات و روغن كبد و بعضي از ميوه‌‌ها مانند: خرما، نارگيل و بعضي از سبزيها منابع طبيعي ويتامين آ هستند.

 

ويتامين ب 1 (B1)

ويتامين (ب 1) عامل ضد عصبانيت لقب داشته، براي دستگاه گوارش، قلب و ريه نهايت لزوم را دارد. كمبود اين ويتامين در دستگاه گوارش اختلالاتي نظير بي‌اشتهايي. يبوست و نفخ معده توليد مي‌كند. در قلب كمبود اين ويتامين باعث طپش قلب توام با تنگي نفس شده، كمي فشار خون و نارسايي قلب را به وجود مي‌آورد. بزرگترين گرسنگي پنهاني اين ويتامين بيماري بري‌بري است كه در گذشته در خاور دور كه غذاي آنها منحصر به برنج سفيد بود، به صورت يك بيماري بومي وجود داشت و گاهگاهي سرايت آن شدت پيدا كرده، كشت و كشتار و بيداد مي‌كرد. بري‌بري نوعي فلج است كه از پاها شروع به دست مي‌رسد و ممكن است به عضلات سينه و حجاب حاجز هم برسد، اين بيماري مبتلايان را لمس و فلج كرده آنهايي كه مي‌توانند راه بروند مجبورند با پاهاي ورم كرده و بي‌حس شده خود لنگان لنگان قدم برداشت، تلوتلو خوران به جلو بروند. اين بيماري نه تنها در انسان بلكه در پرندگاني كه با برنج سفيد كرده تغذيه مي‌شوند، ظاهر مي‌گردد.

 

ويتامين ب 4 (B4) يا آدنين

منبع وجودي اين ويتامين با منابعي كه در آنها مي‌توان ويتامين‌هاي (ب 1) و (ب 2) را به دست آورد، به تقريب يكسان است.

نقش ويتامين (B4) در بدن آن است كه در ميان گلبولهاي سفيد خون تعادل ايجاد كرده نگهداري از نيروي بدن را به عهده داشته سلامت انسان را متعهد مي‌گردد. ديگر خواص اين ويتامين هنوز به درستي شناخته نشده است.

اسيد فوليك، بيوتين يا اسيد بانتونيك: برخي از دانشمندان آن را از گروه ويتامين‌هاي (ب) به شمار مي‌آورند. نقش اين ويتامين، تنظيم اعمال نسوج بدن است و كمبودش موجب ناراحتيهاي كبدي و دستگاه تنفسي و از بين رفتن مواد رنگي مو مي‌شود. اين ويتامين را به ميزان فراوان مي‌توان در محصولات گياهي، شلتوك برنج و نسوج حيواني جستجو كرد.

 

ويتامين (D) يا ضد راشي‌تيسم

ويتامين د (D) از ويتامين‌هايي است كه در چربي حل مي‌شود و در اغذيه‌ي حيواني چرب، بويژه در تخم مرغ و روغن ماهي به وفور يافت مي‌گردد. از ويژگيهاي اين ويتامين يكي هم اين است كه در انسان و جانوران از يك مادة مشابه كه در پوست موجود است، در برابر نور آفتاب توليد مي‌گردد. همين موضوع سبب شده كه مردم كوهستان و كساني كه از آفتاب برخوردارند، نياز كمتري به ويتامين (د) داشته باشند.

ويتامين (د) كمك قابل توجه به رشد مي‌كند و در كثير بافت استخواني نقش عمده‌اي دارد. وجود آن سبب جذب افزايش كلسيم از روده و نيز رسوب كلسيم در استخوانها مي‌گردد. فقدان آن سبب بيماري راشي‌تيسم «كج شدن و نرمي استخوانهاي دست و پا» مي‌شود.
+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:56 |

 آغاز عصر اتمي

در لحظه نخستين انفجار اتمي، نور ملتهب سفيد و شديدي به وجود آ‚د. رابرت اوپنهايمر، فيزيكدان آمريكايي و مغز متفكر در ساختن آن بمب، 6/6 كيلومتر آن طرف‌تر، در حالي كه خود را به ميله محكمي چسبانده بود، منتظر شوك حاصل از انفجار بود. بعد از انفجار، بلافاصله گوي آتشيني برخاست. و در پي آن ابري قارچي شكل ايجاد شد كه تا ارتفاع 8/14 كيلومتر بلند شد و به داخل آرام سپهر راه يافت. برج فولادي كه بمب بر روي آن نصب شده بود، كاملاً به بخار تبديل شد و سطح بيابان پيرامون آن تا شعاع حدود 730 متري گداخته شده و به حالت شيشه‌اي درآمده بود.

اين انفجار آزموني محرمانه بود، اما در ششم اوت همان سال 1945 وقتي يك بمب اتمي معادل 20000 تن ماده انفجاري تي‌.ان‌.تي نيرومندترين ماده انفجاري شيميايي، بر شهر هيروشيماي ژاپن انداخته شد. خبرش نيز مانند خودش در سطح جهان پخش شد. انفجار اين بمب بيشتر از 10 كيلومتر مربع از مركز شهر را ويران كرد، تعداد بسيار زيادي از مردم اين شهر كشته شدند و بيش از67 درصد ساختمان‌هاي شهر نابود شده يا به شدت آسيب ديد.

در نهم اوت همان سال، بمب دوم بر شهر ناگازاكي فرود آمد، كه در اين بمباران نيز انسانهاي بسياري نابود شدند و حدود 40 درصد از ساختمان‌هاي شهر درهم ريخت. بر اين ويراني‌ها و كشتارها، مصيبت ديگري يعني تابش هم اضافه مي‌شد كه نه تنها بر آنان كه در معرض آن قرار مي‌گرفتند تاثير مي‌گذاشت، بلكه از طريق جهشهاي ژنتيكي مي‌توانست نسلهاي آينده را نيز متاثر كند. به اين ترتيب عصر اتمي آغاز شد.

 

سير تحولي و رشد

عصر اتمي بدون هيچ آمادگي و اخطاري شروع شد، بعد از آن توليد و تكثير سلاحهاي ويرانگر اتمي به صورت مسابقه‌وار توسط كشورهاي قدرتمند دنيا ادامه پيدا كرد. به طوري كه در حال حاضر اين كشورها از عظيم‌ترين ذراتخانه‌هاي اتمي برخوردار هستند. جالب توجه است كه خود اين كشورها همواره بر منع توليد و تكثير اين سلاحهاي مرگبار اصرار داشته و قوانين بسيار زيادي را در اين زمينه وضع كرده‌‌اند. قوانيني كه خود، اولين نقص‌كنندگان اين قوانين بودند.

 

مشخصه كودكاني كه در عصر اتم به دنيا آمده‌اند

گاز كريپتون راديواكتيو حاصل از انفجار بمب هيدروژني، به استرانسيم راديواكتيو واپاشيده و وارد جو زمين مي‌شود و از طريق جريانهاي اقليمي هوا در تمام نقاط جو زمين پخش مي‌شود تا همراه باران در سراسر دنيا فرود آيد. استرانسيم شبيه به كلسيم است. در غياب كلسيم مي‌تواند نقش آن را بر عهده بگيرد اين عنصر مي‌‌تواند به تشكيل استخوان كمك كند. بنابراين، نوع راديواكتيو آن يك جوينده استخوان است، وقتي به بدن موجود زنده وارد شود، قابل شستشو و يا انتقال به بيرون نيست.

نيم عمر فعلا آن 97 سال است. بنابراين در اثر آزمايش بمب هسته‌اي و ساير آزمايشها، استرانسيم راديواكتيو به همه جا پخش شد و از طريق شير و گياهان آلوده به غبار راديواكتيو مي‌تواند به بدن موجودات زنده و انسان وارد شود. اين ماجرا چنان جهاني بود كه گفته شده است، هر كودكي كه در خلال سالهاي بعد آزمايشهاي مكرر بمب هسته‌اي در جو استخوانهايش در حال شكل‌گيري و نشوونما بوده است، در اين استخوانها نشاني از استرانسيم راديواكتيو مانده است. كه هر چند لزوماً جنبه معاينه باليني ندارد، اما مشخصه كودكان عصر اتم است.

 

اثرات جسماني و محيطي توليد و آزمايشي سلاح‌هاي هسته‌اي

در نور ضعيف اتاق يك بيمارستان، جيمي هفت ساله روزي را به ياد مي‌آورد كه به او گفته بودند كه مبتلا به سرطان خون است. او اشك‌هاي مادرش، خشم مبهوت پدرش و احساس غريبانه محيط بيمارستان را به ياد مي‌آورد. سپس در ذهنش اسهال و استفراغ ناشي از تشعشع درماني و شيمي‌درماني و ريختن موهايش كه سبب تمسخر بچه‌هاي ديگري شد را دوباره مرور مي‌كرد.

جيمي به آساني از دنيا رفت او به خاطر خونريزي زياد از پاي درآمد بافت‌هاي بدن او كاملاً تجزيه شده بود و از تمامي منافذ بدنش خون خارج مي‌شد. رختخواب او شبيه يك ميدان جنگ شده بود. داستان جيمي يكي از صد هزار قصه مشابه مربوط به دوره هسته‌اي است.

راديواكتيوي كه در هر مرحله از چرخه توليد سلاح‌هاي هسته‌اي آزاد شده به علاوه آنچه كه در آزمايشات سلاحهاي هسته‌اي آزاد گرديده به صورت نامرئي و مخفي در اطراف زمين گسترش يافته است اين مواد پرتوزا سبب ايجاد سرطان و نواقصي مادرزادي، عقب‌افتادگي ذهني، تخريب سيستم ايمني، مرده‌زايي و ساير مشكلات فيزيكي مي‌گردد.

براساس برآورد كارشناسان، آمار نيستي قربانيان جهاني آلودگي و راديواكتيو مربوط به توليد و آزمايشي و استفاده و اتلاف سلاح‌هاي هسته‌اي به طور معمول سيزده ميليون نفر بوده است. در سال 1984 كميته‌ي حقوق بشر ملل متحده اظهار داشت كه «بديهي است طراحي، آزمايشي، توليد تملك توسعه و استفاده از سلاح‌هاي اتمي جزء بزرگترين تهديدهاي بشر است كه امروزه انسان با آن مواجه مي‌باشد و نتيجه‌گيري كرد كه: توليد، آزمايش، تملك، گسترش و استفاده از سلاح‌هاي هسته‌اي بايد ممنوع و به عنوان جنايت ضد بشريت به رسميت شناخته شود.»

ميزان واقعي تلفات انساني سلاح‌هاي اتمي هرگز مشخص نخواهد شد. بسياري از موارد خاص مشكلات جسماني و مرگ و ميرهايي كه احتمالاً در اثر چرخه سلاح‌هاي اتمي ايجاد مي‌شوند را به سختي مي‌توان به آن ارتباط داد. عناصر راديواكتيو مخفيانه وارد بدن مي‌شوند و بدون آن كه اثري از خود به جاي بگذارند به طور پنهان آسيب‌هاي خود را وارد مي‌كنند. آنها هجوم خود را ادامه ميدهند تا زماني كه به تحليل روند كه براي بعضي از عناصر راديواكتيو بيش از 100000 سال طول مي‌كشد.

 

آزمايشات هسته‌اي

جدا از همه فعاليت‌هاي مربوط به سلاح‌هاي هسته‌اي، آزمايشات هسته‌اي مخرب‌ترين عامل مؤثر بر سلامت و محيط مي‌باشد. چين، فرانسه، هندوستان، پاكستان، روسيه، آمريكا و انگلستان مجموعاً بيش از 2000 انفجار هسته‌اي آزمايشي را اجرا كرده‌اند. تقريباً 500 عدد از آنها روي زمين و بقيه زيرزمين بوده‌اند داستان Ljon-Eknilag (در جدول زير) تنها يكي از موارد در خصوص سايت‌هاي آزمايشي و مناطق مجاور آنها در جزاير مارشال مات آ او ما اهي (پلي نزياي فرانسه)، مارالينجا، نوادا، قزاقستان، لپ نر، ثوايا زمليا، كري باتي است. برنامه گرديده است كه غبار راديواكتيو جهاني ناشي از آزمايشات هسته‌‌اي بدون احتساب بسيار اثراتي كه روي سلامت مي‌گذارد به تنهايي منجر به بيش از 2 ميليون مرگ و مير سرطاني مي‌شود. پرتو راديواكتيو از سه پرتو آلفا، بتا، گاما تشكيل شده‌ است نوع گاماي آن از همه خطرناك‌تر است و با توجه به فركانس بسيار بالا جرم و انرژي بالايي دارد كه اگر به بدن انسان برخورد كند از ساختار سلولي آن عبور كرده و در مسير حركت خود باعث تخريب ماده دزوكسي ريبونوكلوئيك اسيد يا همان DNA و سرانجام زمينه را براي پيدايش انواع سرطان‌ها، سندرم‌ها و نقايص غيرقابل درمان ديگر فراهم مي‌كند و حتي اين نقايص به نسل‌هاي آينده نيز منتقل خواهد شد.

آزمايشات هسته‌اي در جزاير مارشال

از زمان انجام آزمايشات مشكلات جسماني زيادي يافت شده است بسياري از بانوان در خصوص زايمان‌هاي عجيب خود سكوت مي‌كنند در وضع حمل آنان فرزنداني كه ما دوست داريم به آنها بينديشيم بلكه موجوداتي كه مي‌توانيم آنها را به عنوان اختاپوس، سيب، لاك‌پشت آبي، چيزهاي ديگر تشبيه كنيم به دنيا آمدند. شايع‌ترين مربوط به بچه‌هاي عروس دريايي است اين بچه‌ها بدون هيچ استخوان در بدن و با پوست «بدن نما» متولد مي‌شوند و مي‌توان مغز و ضربان قلب آنها را ديد، آنها پا، بازو و يا سر و يا هيچ چيز ديگري ندارند.

 

نكاتي در مورد بمب‌هاي هسته‌اي

منطقه انفجار بمب‌هاي هسته‌اي به پنج قسمت مي‌شود:

1- منطقه تبخير   2- منطقه تخريب كلي    3- منطقه آسيب شديد گرمايي   4- منطقه آسيب شديد انفجاري   5- منطقه آسيب شديد باد و آتش كه در منطقه تبخير درجه حرارتي معادل سيصد ميليون درجه سانتيگراد بوجود مي‌آيد و هر چيزي، از فلز گرفته تا انسان و حيوان، در اين درجه حرارت آتش نمي‌گيرد بلكه بخار مي‌شود. اثرات زيانبار اين انفجار حتي تا شعاع پنجاه كيلومتري وجود دارد.

انرژي صلح‌آميز

برتري انرژي هسته‌اي از ساير انرژيها

علاوه بر صرفه اقتصادي دلايل زير استفاده از انرژي هسته‌اي را ضروري مي‌نمايد.

- منابع فسيلي محدود بوده و متعلق به نسلهاي آتي مي‌باشد.

- استفاده از نفت خام در صنايع پتروشيمي ارزش بيشتري دارد.

- توليد برق از طريق نيروگاه اتمي، آلودگي نيروگاههاي كنوني را ندارد. توليد هفت هزار مگاوات با مصرف 190 ميليون بشكه نفت خام، هزار تن دي اكسيد كربن، 150 تن ذرات معلق در هوا، 130 تن گوگرد و 50 تن اكسيد نيتروژن را در محيط زيست پراكنده مي‌كند، در حالي كه نيروگاه اتمي چنين آلودگي را ندارد.

 

انرژي هسته‌اي در پزشكي هسته‌اي و امور بهداشتي

در كشورهاي پيشرفته صنعتي، از انرژي هسته‌اي به صورت گسترده در پزشكي استفاده مي‌گردد. با توجه به شيوع برخي از بيماريها از جمله سرطان، ضرورت تقويت طب هسته‌اي در كشورهاي در حال توسعه، هر روز بيشتر مي‌شود كه چند مورد آن عبارت است از:

- تهيه و توليد راديو دارويي جهت تشخيص بيماري تيروئيد و درمان آنها

- تهيه و توليد كيتهاي هورموني

- تشخيص و درمان سرطان پروستات

- تشخيص سرطان كولون، روده كوچك و برخي سرطانهاي سينه

- تشخيص تومورهاي سرطاني و برسي تومورهاي مغزي، سينه و ناراحتي وريدي

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در بخش دامپزشكي و دامپروري

تكنيكهاي هسته‌اي در حوزه دامپزشكي موارد مصرفي چون تشخيص و درمان  بيماريهاي دامي، توليدمثل دام، اصلاح نژاد و دام، تغذيه، بهداشت و ايمن‌سازي محصولات دامي و خوراك دام دارد.

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در دسترسي به منابع آب

تكنيكهاي هسته‌اي براي شناسايي حوزه‌هاي آب زيرزميني هدايت آبهاي سطحي و زيرزميني كشف و كنترل نشت و ايمن‌سازي سدها مورد استفاده قرار مي‌گيرد. در شيرين كردن آبهاي شور نيز انرژي هسته‌اي كاربرد دارد.

 

كاربرد انرژي هسته‌اي در بخش صنايع غذايي و كشاورزي

از انرژي هسته‌اي در حوزه‌هاي كشاورزي و صنايع غذايي استفاده‌هاي بسيار فراواني صورت مي‌گيرد. موارد عمده استفاده در اين بخش عبارت است:

- جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي

- كنترل و از بين بردن حشرات

- به تاخير انداختن زمان رسيدن محصولات

- افزايش زمان نگهداري

- كاهش ميزان آلودگي ميكروبي

- از بين بردن ويروس‌هاي گياهي و غذايي

- طرح بازدهي و جهش گياهاني چون گندم و برنج و پنبه

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:55 |

معرفي چند داروي رايج بدون نسخه

استامينوفن

استامينوفن دارويي است رايج كه بدون نسخه پزشك قابل تهيه مي‌باشد. اين دارو مسكن غيرمخدر است كه در موارد دردهاي خفيف تا متوسط نظير سردرد، دندان‌ درد، درد خفيف استئوآرتريت (آرتروز) و دردهاي ناشي از جراحي‌هاي كوچك كاربرد دارد. استامينوفن همچنين تب را كاهش مي‌دهد. اين دارو ممكن است در بسياري ديگر از داروها با اسامي تجاري متفاوت وجود داشته باشد. به استامينوفن پاراستامول نيز گفته مي‌شود.

هشدارها و عوارض جانبي

در صورتي كه دچار هريك از نشانه‌هاي جدي زير شديد، استامينوفن خود را قطع كرده، با پزشكتان تماس بگيريد: زردي پوست يا چشم‌ها، اسهال، بي‌اشتهايي، تهوع يا استفراغ، معده درد، درد، تورم يا حساسيت در بالاي شكم، مدفوع سياه و قيري شكل، ادرار خوني يا كدر، كاهش ناگهاني ادرا، كبود شدگي يا خون‌ريزي غيرعادي، بثوارت جلدي، زخم‌هاي دهاني، تب يا گلودردي كه پيش از درمان وجود نداشته و ناشي از بيماري كه به بخاطرش تحت درمان قرار گرفته‌ايد نباشد.

بيش از مقدار ذكر شده بر روي برچسب جعبه دارو مصرف نكنيد، مصرف بيش از حد منجر به مسموميت با استامينوفن مي‌شود كه در صورت عدم درمان، منجر به آسيب كبدي يا مرگ مي‌شود.

 

ايبوپروفن

قرص‌هاي 200 ميلي‌گرم ايبوپروفن يك داروي مسكن است كه بدون نسخه پزشك قابل تهيه است. اما قرص‌هاي 400 ميلي‌گرم توسط پزشك تجويز مي‌شود. اين دارو يك داروي ضد درد غيرمخدر براي دردهاي خفيف تا متوسط، نظير سردرد، درهاي هنگام عادت ماهانه، و حملات نقرس است. به علت خواص التهابي اين دارو درمان بيماريهاي روماتيسمي مثل آرتريت روماتوئيد و ديگر مشكلات التهابي غيرروماتيسمي بسيار مفيد است. ايبوپروفن همچنين تب را نيز كاهش مي‌دهد. ايبوپروفن از داروهاي ضد التهابي غيراستروئيدي است.

 

 

هشدار و عوارض جانبي

در صورت بروز هريك از علايم زير مصرف ايبوپروفن را قطع كرده، با پزشكان تماس بگيريد: خستگي يا خواب آلودگي شديد، درد يا سوزش معده، تهوع يا استفراغ، مدفوع سياه و قيري، علايم شديد آنفلوآنزا (لرز، تب، دردهاي عضلاني، به ويژه اگر درست هنگام يا پيش از بروز بثوارت جلدي رخ دهند)، افزايش وزن، كبودي يا خونريزي غيرطبيعي، بثوارث جلدي، زخم‌هاي دهاني، يا تب يا گلودردي كه پيش از شروع درمان وجود نداشته و با مشكلي كه در حال حاضر به خاطرش تحت درمان هستيد ارتباطي نداشته باشد. بيماران مسن بيشتر از سايرين در معرض خطر مشكلات گوارشي و خونريزي دهنده هستند. يك پاسخ حساسيتي نادر به ايبوپروفن آنافيلاكسي (شوك همراه با كهير، خارش و اشكال در تنفس است) است كه با توجه و مراقبت فوري پزشكي نياز دارد. لذا در صورت خس‌خس سينه يا مشكل در تنفس مصرف ايبوپروفن را قطع كرده با يك مركز اورژانس تماس بگيريد.

 

فروس سولفات

فروس سولفات شكلي از آهن معدني است. آهن براي بسياري از اعمال در بدن مخصوصاً حمل اكسيژن در خون است. فروس سولفات بعنوان مكمل غذائي استفاده مي‌شود و از كمبود آهن و كم‌خوني، جلوگيري و آن را درمان مي‌كند. فروس سولفات ممكن است كاربردهاي ديگي نيز داشته باشد كه در اينجا ذكر نشده است.

 

عوارض جانبي

اگر واكنشهاي آلرژيك از قبيل سختي در تنفس، انسداد راه گلو، ورم لبها، صورت، زبان و كهير مشاهده كرديد مصرف دارو را قطع كرده و به يك مركز پزشكي مراجعه نماييد.

عوارضي از قبيل دل بهم‌خوردگي، تهوع و استفراغ، يبوست، اسهال، مدفوع سياه و تيره‌تر از حالت عادي يا تغيير رنگ موقتي دندان از اهميت كمتري برخوردار هستند. با مشاهده چنين علائمي مصرف دارو را ادامه دهيد اما پزشك را در جريان قرار دهيد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:53 |

زخم معده و اثني عشر

زخم معده و اثني عشر، علت مهم ديگر سوء هاضمه مي‌باشد كه در هر جايي از قسمت فوقاني دستگاه گوارش ايجاد مي‌شود. اما معمولاً در معده و در چند سانتي‌متري ابتداي روده كوچك كه به آن اثني عشر يا دوازدهه گفته مي‌شود بروز مي‌كند. برجسته‌ترين علامتي كه در بيماران دچار زخم معده ديده ميشود، درد در قسمت مركزي بالاي شكم مي‌باشد. اين درد اغلب به صورت يك درد سوزشي توصيف مي‌شود و در هر زماني ممك است رخ دهد، اگر چه معمولاً با زمان صرف غذا در ارتباط مي‌باشد. گاهي بيماران براي توصيف درد از اصطلاح گرسنگي استفاده مي‌كنند.

علايم زخم معده و اثني عشر مي‌توانند شبيه هم باشند، اما اغلب زخم اثني‌عشر در ساعات اوليه صبح موجب درد مي‌شود كه به طور مثال با خوردن يك ليوان شير تسكين مي‌يابد. زخم معده بعد از غذا خوردن ممكن است ايجاد درد كند كه همراه با احساس استفراغ هم مي‌باشد. يك ويژگي خاص اين درد آن است كه شما معمولاً مي‌توانيد با انگشت خود، محل دقيق درد را نشان دهيد، در حالي كه درد در ساير بيماريها، در يك نقطه نبوده و منتشر مي‌باشد. تهوع و كاشه وزن نيز با شيوع بيشتري در آنها ديده مي‌شود. آسيب مخاط معده نقطه شروع بيماري زخم معده و اثني‌‌عشر است.

عفونت معده با يك باكتري به نام هليكو باكترپيلوري (H پيلوري) و آسيب ناشي از مصرف بعضي مسكن‌ها علل اصلي بيماري زخم معده يا اثني‌عشر است. به دنبال آسيب‌ ناشي از آنها، اسيد معده كه معمولاً دچار ترشح اضافي نيز شده است باعث آسيب بيشتر به مخاط و پيشرفت بيماري مي‌شود.

افراد معمولاً در سالهاي اول زندگي خود، عفونت هليكوباكتر پيلوري را از ساير اعضاء خانواده خود مي‌گيرند و احتمال آلوده شدن به اين باكتري با افزايش سن زياد مي‌شود. اين باكتري در اثر تماس نزديك افراد با يكديگر منتقل مي‌گردد و در خانواده‌هاي پر جمعيت شايع‌تر مي‌باشد. همچنين ممكن است در جاهايي كه افراد در يك جا زندگي مي‌كنند مانند سربازخانه‌ها شيوع بيشتري داشته باشد. حدود 40 درصد افراد جامعه به اين باكتري آلوده هستند اما فقط ده درصد آنها دچار زخم مي‌گردند.

نحوة انتقال دقيق اين باكتري شناخته شده نيست. اما هليكو باكترپيلوري را مي‌توان در بزاق و احتمالاً در مدفوع افراد پيدا كرد. در اكثر شرايط، احتمالاً نمي‌توان از انتشار اين عفونت جلوگيري نمود اما همانند ساير عفونت‌هاي روده‌اي، رعايت بهداشت شخصي مناسب از اهميت زيادي برخوردار است. به طور كل شرايط غيربهداشتي زندگي، شرايط نامطلوب اجتماعي ـ اقتصادي، آب و غذاي ناسالم، تماس با محتويات معده افراد آلوده به باكتري عواملي هستند كه با افزايش خطر عفونت به اين باكتري همراه هستند.

زخم معده يا اثني عشري كه بر اثر هليكو باكترپيلوري ايجاد شده باشد معمولاً بعد از يك دوره درمان آنتي‌بيوتيكي بهبود مي‌يابد

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:53 |

                                          Image hosting by TinyPic

 

ايدز چيست؟

نام بيماري ايدز (AIDS) از حروف اول كلمات زير گرفته شده است و به معني نقص ايمني اكتسابي است: (AQCQUIRED Immune Deficiency Syndrome)

يك سيستم دفاعي زيان ديده و معيوب نه تنها به وسيله ويروس اچ.‌آي.‌وي كه در مرحله اول به آن حمله‌ور شده آسيب ديده است بلكه همچنين با عفونت‌هاي ديگر مورد حمله قرار مي‌گيرد. اين سيستم دفاعي آسيب ديده ديگر توانايي و قدرتي براي مقابله و كشتن ويروس‌هايي كه تا پيش از اين مزاحمتي برايش نداشتند را ندارد. ويروس اچ.‌آي.‌وي دفاع بدن را روز به روز كاهش مي‌دهد تا حدي كه هر ميكروبي حتي ميكروبهاي بسيار ضعيف هم فرصت پيدا مي‌كنند كه بدن را بشدت بيمار كنند.

همچنان كه زمان مي‌گذرد، شخصي كه به ويروس اچ.‌آي.‌وي آلوده شده است، نسبت به قبل بيشتر و بيشتر به بيماري مبتلا مي‌شود، معمولاً چندين سال بعد از آلودگي و ورود ويروس به بدن، آن‌ها مبتلا به مريضي‌هاي خاص ناشناخته و عجيب متعددي مي‌شوند. اين مرحله‌اي است كه به آن مي‌گويند كسي به ايدز مبتلا شده است. وقتي كه شخص به بيماري‌هاي وخيم خطرناك جدي دچار مي‌شود و يا زماني كه تعداد سلول‌هاي دفاعي در بدن شخص آلوده زير ميزان مشخصي به شدت افت كرده باشد.

در كشورهاي مختلف تفاوت‌هاي اندكي در تعريف اين مرحله وجود دارد كه چه زماني يك شخص را مبتلا به بيماري ايدز و يا هنوز شخص آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي بنامند.

ايدز (AQCQUIRED Immune Deficiency Syndrome) يك حالت به شدت وخيم است و در اين مرحله بدن دفاع بسيار ضعيفي در برابر هر نوعي از عفونت و بيماري را دارد.

 

ويروس اچ.‌آي.‌وي چيست؟

اچ.‌آي.‌وي يك ويروس است. ويروس موجود زنده بسيار كوچكي است كه مي‌تواند خودش را تكثير كند و منتشر  شود. اما نمي‌تواند به تنهايي از خودش زنده باشد. يك ويروس به بدن يك ميزبان براي زندگي و تكثير نياز دارد.

زماني كه ويروس به بدن شخصي راه پيدا كرد، شروع به تكثير يا به عبارت ديگر شروع به شبيه‌سازي و كپي از خودش در سلول‌هاي بدن اين شخص مي‌كند. يك ويروس مي‌تواند سلول‌هايي كه داخل آن جاي گرفته و از آن تغذيه مي‌كند را معيوب كرده و به آن آسيب برساند. اين يكي از راه‌هايي است كه بدن را آلوده كرده و بيماري را بوجود مي‌آورد.

سيستم دفاعي بدن مجموعه‌اي از سلول‌ها است كه در بدن شما با ويروس‌ها و عفونت‌ها مقابله مي‌كند. در انسان، سيستم دفاعي بدن معمولاً ويروس‌ها را به سرعت يافته و سريع مي‌كشد.

اشخاص آلودگي به اچ.‌آي.‌وي را از شخص ديگري كه پيش از اين آلوده شده است دريافت مي‌كنند. اگر آنها آلوده شدند همينطور مي‌توانند آلودگي به ويروس را به شخص ديگر انتقال دهند. در واقع اين راهي است كه ويروس اچ.‌آي.‌وي شيوع پيدا كرده و منتشر مي‌شود.

اچ.‌آي.‌وي مخفف «ويروس نقص ايمني انسان» است. در دنيا آن را به نام “Human Immune deficiency Virus" مي‌شناسند. به كساني كه آلوده به اچ.‌آي.‌وي شده‌اند اچ.‌آي.‌وي مثبت “HIV+” و يا اچ.‌آي.‌وي پوزتيو “HIV positive" مي‌گويند.

 

چرا ويروس اچ.‌آي.‌وي خطرناك است؟

اگر سيستم دفاعي بدن به ويروس حمله كرده و آن را مي‌كشد، پس چرا ويروس اچ.‌آي.‌وي يك مشكل است؟

ويروس‌هاي مختلف به قسمت‌هاي متفاوت بدن حمله مي‌كنند. بعضي‌ها ممكن است به پوست، ديگري به شش‌ها و يا قسمت‌هاي ديگر حمله كنند. سرماخوردگي‌هاي عمومي هم به وسيله يك ويروس ايجاد مي‌شوند. چيزي كه ويروس اچ.‌آي.‌وي را چنين خطرناك مي‌سازد اين است كه مستقيماً سيستم دفاعي بدن را هدف قرار داده و به آن حمله مي‌كند. جايي كه معمولاً بدن را از شر ويروس‌ها رها مي‌كند.

اين ويروس‌ خصوصاً به يك نوع مشخصي از سلول‌هاي سيستم دفاعي بدن حمله مي‌كند كه بدون آن مبارزه با سيستم دفاعي بدن براي ويروس مانند رفتن به تعطيلات و بسيار راحت است و اچ.‌آي.‌وي مي‌تواند در تمام بدن منتشر مي‌شود.

اين فرايند قابل رويت نيست و هيچ راهي وجود ندارد تا بتوانيم با مشاهده اشخاص تشخيص بدهيم كه شخصي آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي است. تنها يك نوع تست خون آن هم حدود سه ماه بعد از وارد شد اولين ويروس به بدن مي‌تواند وجود آن را در خون آشكار كند. ممكن است شخصي كه آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي شده است، تا سال‌هاي سال كاملاً سالم به نظر رسد و خود را در سلامت كامل احساس كند. ممكن است كه حتي ندانند كه آلوده به ويروس هستند. سپس هنگامي كه سيستم دفاعي بدن تقليل يافت و ضعيف شدن آنها بطور شديد و روزافزوني نسبت به بيماري‌ها آسيب‌پذير مي‌شوند. بيماري‌هايي كه معمولاً در شرايط طبيعي بسيار ساده درمان مي‌شوند.

       Image hosting by TinyPic

 

از زمان آلوده شدن به ويروس اچ.‌آي.‌وي تا ابتلا به بيماري ايدز چه مدت طول مي‌كشد؟

براساس نتايج حاصله از تحقيقات مختلف به عمل آمده، از ميان دريافت آلودگي (ورود ويروس اچ.‌آي.‌وي به بدن) تا ابتلاء به بيماري ايدز (از كار افتادن سيستم دفاعي بدن)، بدون دسترسي به يك درمان دارويي عليه ويروس اچ.‌آي.‌وي، معمولاً يك دوره زماني بين 6 تا 8 سال به درازا مي‌كشد. اين دوره مي‌تواند بدون علامت باشد و تازه بعد از اين مدت علايم بيماري ظاهر گشته، شخص مبتلاء به بيماري ايدز شود.

اين فاصله زماني ـ آلودگي تا ابتلاء به بيماري ايدز ـ از فردي به فرد ديگر متفاوت است و به عوامل زيادي از جمله وضعيت سلامتي فرد، عادات بهداشتي و تغذيه وي ارتباط دارد.

در هر صورت، اين ميانگين براساس اشخاصي تنظيم شده است كه پرهيزهاي معقولي را انجام مي‌دهند. در يك ناحيه فقيرنشين ممكن است در بين كساني كه توانايي تهيه تغذيه كافي و مناسب را ندارند، سرعت پيشرفت و چيره شدن ويروس بر سيستم دفاعي بدن و در نتيجه ابتلاء به بيماري ايدز بسيار سريعتر باشد و اين افراد خيلي سريعتر فوت كنند.

 

آيا بيماري ايدز درمان دارد؟

بيماري ايدز متاسفانه تاكنون هيچ درمان قطعي ندارد. ايدز كشنده است. هنوز هيچ درمان قطعي براي اچ.‌آي.‌وي وجود ندارد و تنها راه براي سالم ماندن اين است كه آلوده نشويم. پيشگيري تنها درمان ايدز است. اما لازم به ذكر است كه ژن Perillipin توليد پروتئين Perillipin را رمز مي‌كند كه كاهش چربي سلول‌ها را كنترل و تنظيم مي‌كند.

 

باكتري دستكاري شده عليه ايدز

محققان موفق شدند با دستكاري ژنتيكي نوعي باكتري از آن براي متوقف كردن فعاليت ويروس مولد بيماري ايدز استفاده كنند. به گزارش «دستاوردهاي آكادمي ملي علوم آمريكا» دانشمندان آمريكايي در تازه‌ترين تحقيقات خود براي مقابله با بيماري ايدز، نوعي باكتري ساكن بدن انسان بهره گرفته‌اند و با ايجاد تغييرات ژنتيكي در آن به دستاوردهاي مهمي در اين زمينه نايل شده‌اند.

براساس اين گزارش، اين باكتري كه همان «اشريشياكلاي» است، پس از تغيير ژنهاي خود، مي‌تواند پروتئين‌هاي ويژه‌اي را توليد و ترشح كند كه سبب متوقف ساختن ويروس‌ها مي‌شوند. به گفته محققان آمريكايي اين پروتئين‌ها قادرند ويروس‌هاي مولد ايدز را از آلوده ساختن سلول‌هاي هدف جديد باز دارند و از گسترش ايدز در بدن فرد آلوده به ويروس جلوگيري كنند. اين گزارش مي‌افزايد: تزريق باكتري‌هاي دست‌كاري شده ژنتيكي به موش‌هاي آزمايشگاهي نتايج مثبت و موفقيت‌آميزي به همراه داشته و دانشمندان را به كاربرد اين روش در انسان‌ها اميدوار كرده است.

 

داروهاي موجود چگونه عمل مي‌كنند؟

تمامي داروهاي درماني موجود، تنها مي‌توانند كه به نوعي جريان رشد ويروس اچ.‌آي.‌وي را كندتر مي‌كنند تا شخص ديرتر به مرحله ابتلا به بيماري ايدز برسد.

در اين مرحله پزشكان علاوه بر تجويز داروهاي درماني، شخص آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي را تشويق به برنامه‌ريزي و مديريت زندگي مي‌‌كنند تا رشد ويروس اچ.‌آي.‌وي هرچه بيشتر كند شود.

در صورت انجام مراقبت‌هاي لازم و استفاده موثر از داروها، گاه فرد آلوده به ويروس اچ.‌آي.‌وي تا 20 سال پيش از ورود ويروس به بدن مي‌تواند زندگي بهينه‌اي پشت سر بگذارد.

اما در بعضي موارد مشاهده شده كه داروهاي آنتي‌بيوتيك بعد از گذشت چند سال از عملكرد خود باز مي‌مانند و اثر مثبتي ندارند. در موارد خاصي هم مشاهده شده كه تعدادي از بيماران از ايدز دوباره بهبود يافته و به زندگي با اچ.‌آي.‌وي در دوره ده ساله بازگشته‌اند. اما آنها بايد در ادامه زندگي‌شان هر روز داروهاي بسيار قوي استفاده كنند، چيزي كه اثرات جانبي ناخوش‌آيند و بسيار خطرناكي دارند.

 

اولين مورد ابتلا به ايدز

اولين مورد ثبت شده بيماري ايدز در دنيا مربوط به سال 1981 ميلادي در ايالات متحده آمريكا مي‌باشد. دليل انتقال ويروس اچ.‌آي.‌وي آميزش جنسي بوده است. اولين گروه قرباني كه به اين بيماري مبتلا شدند، مردهايي بودند كه با نوع همجنس ارتباط داشتند.

علاوه بر اين موارد، ويروس اچ.‌آي.‌وي در نمونه‌هاي موجود از يك بيمار متعلق به سال 1957 ميلادي پيدا شده است.

 

ايدز در ايران

اولين مورد ايدز در ايران در سال 1366 گزارش شد. اين مورد يك كودك 6 ساله هموفيلي بود كه بدليل زمينه بيماري از فرآورده‌هاي خوني وارداتي  استفاده مي‌كرد. از آن پس تمام خونها و فرآورده‌هاي خوني اعم از داخلي يا وارداتي ملزم به آزمايش از نظر عفونت قبل از مصرف شدند. اين آزمايشات توسط سازمان انتقال خون ايران انجام مي‌پذيرد برابر گزارشات واصله از دبيرخانه ستاد كشوري مبارزه با ايدز، از آن زمان تا پايان سال 1379، 2382 مورد آلوده به ويروس در ايران‌ شناسايي شده است كه 319 نفرشان به اين بيماري مبتلا و 284 نفرشان فوت شده‌اند.

براي اينكه بتوانيد خود را در برابر اين بيماري محافظت كنيد، لازم است كه از راههاي انتقال ويروس اچ.‌آي.‌وي آگاهي پيدا كنيد.

اين اطلاعات براي سلامتي شما و ديگران بسيار مهم و با ارزش است. بيماري ايدز مسري و بسيار خطرناك است و در تمام جهان وجود دارد. براي درمان ايدز هيچ دارو يا واكسني وجود ندارد. ايدز كشنده است.

 

ويروس اچ.‌آي.‌وي از چه راههايي سرايت مي‌كند؟

تماس جنسي نا امن

استفاده مشترك از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزريق

سرايت از طريق خون و فرآورده‌هاي خوني

سرايت از ماده آلوده به جنين در داخل رحم و يا كودك در طي دوران شيردهي

شير دادن يكي از راه‌هاي سرايت آلودگي از مادر به فرزند است.

پيوند اعضا از بافت‌هاي آلوده

خالكوبي با سوزن مشترك

سوراخ كردن گوش توسط سوزن و وسايل آلوده

استفاده از مسواك و تيغ ريش‌تراش شخص بيمار

ختنه با وسايل آلوده

پوست سالم يك سد بسيار قوي در برابر ورود اچ.‌آي.‌وي و ساير ويروسها و باكتري‌ها است.

ايدز از چه راههايي سرايت نمي‌كند؟

- نه بوسيله روبوسي

- نه بوسيله دست دادن

- نه بوسيله تماس معمولي افراد در منزل، محل كار و يا اجتماع با بيمار

- نه بوسيله استفاده از وسايل غذاخوري مشترك

- نه بوسيله آب و غذا

- نه بوسيله نوشيدن مشروبات الكي

- نه بوسيله عطسه و سرفه

- نه بوسيله تماس با اشك و عرق بيماران

- نه بوسيله استفاده از استخرهاي شناي عمومي و توالت‌هاي عمومي

- نه بوسيله دستگيره در، گوشي تلفن و بليط اتوبوس

- نه بوسيله استفاده از البسه دست دوم

- نه بوسيله استفاده از وسيله نقليه عمومي

- نه بوسيله نيش حشرات و يا تماس با حيوانات

 

راه‌هاي پيشگيري از سرايت اچ.‌آي.‌وي چيست؟

- پيشگيري در موارد جنسي                   - پيشگيري در معتادان

- پيشگيري در مراكز درماني                   - پيشگيري در مراكز عمومي

- پيشگيري در انتقال از مادر به كودك    

 ((از سایت امداد ))

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:48 |

اثر انواع املاح بر روي پوست و گياهان دارنده آن

                                        

بدن ما داراي املاحي است كه اين املاح هريك در بدن و به خصوص بر روي پوست و مو، داراي نقشي خاص مي‌باشند.

مواد معدني 5 درصد وزن بدن را تشكيل مي‌دهد، كه از طريق گياهان يا گوشت حيوانات تامين مي‌شود و از قرار زير است:

كلسيم: يكي از املاح مورد نياز بدن است كه در استحكام ناخن‌ها اثر مهمي دارد. غني‌ترين منابع كلسيم عبارت است از انواع پنير، آرد سويا، گندم، و رنين، ساير منابع غني كلسيم شامل بادام، گل كلم، كلم پيچ، خاويار، قاصدك، شلغم، كلم، خردل، كاله، فندق، بستني، شير، ميگو، ساردين، آرد لوبياي روغني (ژاپني) و ماست است. همچنين كلسيم را مي‌توان از بسياري از گياهان، ترشي‌ها. جلبك‌هاي آبي (نظير ريحان، جعفري فرنگي، دارچين، شود، رازيانه، شنبليله، جينسنگ يا عشقه، فلفل استراليايي، كلپ، آويشن، پونه كوهي، جعفري، دانه خشخاش، مريم گليو مرزه تهيه كرد.

آهن: به علت خاصيت خون‌سازي در جريان يافتن خون در زير پوست و تقويت بيشتر پوست مؤثر مي‌باشد. آهن در جگر، گوشت، ماهي و تخم‌مرغ، غلات، حبوبات (عدس، لوبيا، نخود)، سبزيها و به خصوص سبزيهاي خوراكي، دانه‌هاي روغني، ميوه‌هاي خشك شده مانند كشمش، برگه زردآلو، خرما و خشكبار يافت مي‌شود.

منگنز: بيشترين اثر منگنز در روي موها مي‌باشد. اين فلز باعث مشكي شدن مو مي‌شود و كمبود آن باعث سفيد شدن مو مي‌گردد.

منابع غذايي: آجيل (مخصوصاً گردو و بادام)، سبوس گندم و همة غلات، حبوبات تغيير نيافته، برگ سبزيجات، كبد، بادام زميني، لوبيا (از خانواده نيامداران)، ميوه‌هاي خشك. غلات به عمل آمده (تغيير يافته)، گوشت و محصولات خشك داراي ميزان خيلي كمي از منگنز هستند. غذاهاي تغيير شكل نيافته نظير نان غلات و حبوبات داراي ميزان زيادي منگنز هستند.

مس: اين فلز در استحكام ناخن‌ها و مو و حفظ رنگ آنها ضرورت دارد. مس در انواع منابع غذايي وجود دارد.

بهترين منابع از اين قرار است: غذاهاي دريايي (به خصوص انواع ميگو و ماهي‌هاي صدف)، گوشت احشا (نظير جگر، قلوه و دل)، آجيل (نظير قرص كمر، فندوق، مخلوط، گردو، بادام، پسته)، حبوبات (به خصوص عدس، لوبيا و بادام‌زميني)، شكلات (شكلات بو داده، شيرين نشده يا نيمه شيرين، كاكائو)، غلات (نظير پوسته سبوس، گندم خرد شده، سبوس كشمش)، ميوه و سبزي (نظير ميزه‌هاي خشك، قارچ، گوجه‌فرنگي، سيب‌زميني، موز، انواع گريپ و آووكادو)، ملاس فلفل سياه.

گوگرد: براي ساختن كلاژن مورد نياز است. كلاژن ماده‌اي است كه پوست بدن را به حالت ارتجاعي نگه مي‌دارد. ظاهر جوان به پوست مي‌دهد و از ايجاد چروك جلوگيري مي‌كند. براي ناخن و موهاي سالم نيز ضروري مي‌باشد.

شكل عنصر معدني گوگرد در حنجره‌هاي نزديك به چشمه‌هاي آب داغ و آتشفشان‌ها ديده مي‌شود. فرم قابل استفاده براي بدن در غذاهاي غني از پروتئين نظير گوشت، گوشت ماهيچه، بوقلمون و مرغ، ماهي. تخم مرغ، لوبياي خشك پخته شده و نخود، شير و محصولات به دست آمده از شير يافت مي‌شود. ديگر منابع خوب براي گوگرد شامل سير، پياز، كلم‌پيچ، مارچوبه، كلو و سبوس گندم است.

منيزيم: اين فلز در تشكيل و نگهداري مو و ناخن اثر بسيار زيادي دارد. غني‌ترين منبع منيزيم شامل آجيل (بادام، پسته، گردوي سياه، ) تخم كدو، بادام زميني، برگ سبز سبزيجات، غلات، گندم، آرد سويا و ملاس. منابع خوب ديگر براي منيزيم آرد گندم، آرد جو، چغندر سبز، اسفناج، خرده گندم، حبوبات، جو دوسر، موز، سيب‌زميني (با پوست)، پسته مي‌باشد.

همچنين مي‌توانيد منيزيم را از بسياري از گياهان گونه‌هاي علف‌ها و جلبك‌ها به دست آوريد. براي مثال: جلبك آگار، گشنيز، شويد، دانه غلات، شاه‌پسند، خردل خشك، ريحان، پودر كاكائو، تخم رازيانه، مرزه، تخم‌ زيره، تخم ترخون، تخم مرزنجوش و تخم خشخاش.

فسفر: در نگهداري و تشكيل ناخن‌ها اثر دارد. گوشت قرمز و مرغ بوقلمون حاوي مقادير چشمگيري فسفر هستند. منابع ديگر شامل شير خشك و محصولات شير، پنير سفت، ماهي كنسرو شده، آجيل، تخم‌مرغ و نوشابه‌هاي سبك است.

                                                     

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:45 |

عناصر ضروري براي گياهان

گياهان براي رشد به دو دسته عنصر نيازمندند كه اولي از كربن، اكسيژن و هيدروژن تشكيل و از آب و هوا تامين مي‌گردند و 90 درصد وزن خشك گياه را تشكيل مي‌دهند گروه ديگر كه از خاك تامين مي‌گردند خود به دو دسته تقسيم مي‌شود.

اولين دسته كه از ازت، فسفر، پتاسيم، كلسيم، منزيم و گوگرد تشكيل مي‌شود خوانده مي‌شود و دومين دسته از منگنز، آهن، بور، روي، مس، موليبدن و كلر كه به عناصر كم مصرف يا معروف‌اند.

همه‌ي عناصر براي رشد و زنده ماندن گياهان ضروري مي‌باشند و به ندرت مي‌توان خاكي را پيدا نمود كه داراي اين عناصر باشد پس بايد توسط كساني كه از گياهان مراقبت مي‌كنند تامين گردند.

علايم كمبود عناصر غذايي را مي‌توان به شرح زير تقسيم‌بندي نمود:

1- از بين رفتن كامل گياه

2- توقف شديد رشد گياه

3- علايم ويژه برگ كه در مواقع مختلف فصل ظاهر مي‌شود.

4- اختلال‌هاي دروني از قبيل بسته شدن بافت‌هاي هادي

5- ديررسي يا رسيدگي غيرعادي

6- تفاوت‌هاي بارز محصول بدون علايم برگي

7- كيفيت ضعيف

8- تفاوت‌هاي محصول كه فقط با آزمايشهاي دقيق مشخص مي‌شود.

البته علايم كمبود هر عنصر با ديگري متفاوت است در زير فوايد و علايم كمبود سه عنصر مهم در رشد گياه آمده:

 

نيتروژن (ازت):

در خاك‌هاي مرطوب، گرم و داراي تهويه خوب، بيشتر تركيبات نيتروژن به نيترات (NO3) تبديل شده و در درجه‌ي اول به همان صورت جذب گياه مي‌شود البته مقدار كمتري به شكل يون آمونيم و اوره هم قابل جذب هستند. نقش عمده‌ي نيتروژن در تشكيل مولكول‌هاي پروتئين است البته بايد اين را هم افزود كه نيتروژن در مولكول كلروفيل نقش مؤثري دارد.

اگر گياهي به اندازه‌ي كافي از ازت مصرف كنند داراي علايمي چون رشد رويشي مناسب و برگهايي با رنگ سبز تيره مي‌باشد و گياه بيش از اندازه از ازت مصرف مي‌كند كه مي‌تواند با طولاني شدن دوره‌ي رشد گياه و دير رسيدن محصول همراه باشد عرضه‌ي نيتروژن با مصرف كربوهيدرات ارتباط دارد و وقتي كه نيتروژن ناكافي است كربوهيدرات در سلولهاي رويشي گياه انباشته و باعث ضخيم‌تر شدن برگهاي گياه مي‌شود زماني كه گياه كمبود نيتروژن داشته باشد رشدش متوقف و ظاهرش زرد مي‌شود كه اين زدري معمولاً ابتدا در برگهاي پايين‌تر ديده مي‌شود ولي در موارد كمبود شايد نيتروژن برگها قهوه‌اي مي‌شود كه از نوك برگ شروع مي‌شود و در طول گل‌برگ مياني پيش مي‌رود تا اينكه تمام برگ مي‌ميرد.

هم‌چنين كمبود ازت باعث كوچك ماندن انتهاي شكوفه‌ها مي‌شود و در حالي كه كمبود ازت در حبوبات باعث چروكيدگي و كوچك شدن دانه مي‌شود و در درختان ميوه همراه با ريزش زودرس برگها مرگ جوانه‌هاي جانبي، ميوه‌هاي ضعيف و بالاخره ايجاد رنگهاي غيرعادي است.

 

فسفر

فسفر در تشكيل بذر گياه ضروري است و به مقدار زياد در بذور ميوه يافت مي‌شود گياهان بيشتر فسفر مورد نياز خود را به صورت يون از H2PO4 جذب مي‌كنند و مقدار جذب فسفر توسط گياه بستگي به مقدار PH محيط اطراف ريشه‌ي گياه دارد.

فسفر براي رشد اوليه گياه ضروري است و اگر مصرف فسفر كاهش يابد رشد گياه هم به طور مشخصي كاهش مي‌يابد. علايم كمبود اين عنصر به تاخير افتادن رشد سرتاسري گياه مي‌باشد.

 

پتاسيم

پتاسيم به مقادير مختلف در خاك يافت و به صورت K+ جذب مي‌شود نياهاي گياه به اين عصر كاملاً زياد است برخلاف نيتروژن و گوگرد ظاهراً پتاسيم بخش لازمي از اجزايي مانند پروتوپلاسم چربي‌ها و سلولز نيست و نقشش در طبيعت بيشتر به صورت كاليزوري مي‌باشد.كمبود پتاسيم در اكثر گياهان به صورت سوختگي برگ ظاهر مي‌شود. به طور مثال در گياه يونچه علايمي به صورت لكه‌هاي سيلندر در نزديكي حاشيه برگ‌هاي قديمي ظاهر مي‌گردد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:44 |

چرا غروب خورشيد قرمز رنگ است؟

غروب سرخ نام زيبا با آن همه رنگ‌هاي به هم آميخته و مواجش يكي از دلپذيرترين مناظر طبيعي است. به هنگام تماشاي اين منظره شايد هم به خود گفته باشيم «خورشيد قرمز شده است» البته بايد بدانيم كه اين خود خورشيد نيست كه هنگام غروب قرمز مي‌شود بلكه اين تنها نظر ماست كه در آن لحظه‌‌ي خاص، خورشيد را بدينگونه جلوه‌گر مي‌يابيم. آري، درست در همان لحظه‌اي كه خورشيد به نظر ما قرمز رنگ مي‌آيد، مردمي كه هزاران فرسنگ در جهت غرب از ما دورند، هرگز آن را به اين رنگ نمي‌بينند. تنها چيزي كه به هنگام غروب فرق كرده. و باعث رنگ قرمز خورشيد شده، مسافتي است كه نور آفتاب بايد آن را در داخل اتمسفر يا جو زمين بپيمايد، چه هر اندازه كه خورشيد از افق پايينتر مي‌رود مقدار مسافتي را كه نور در جو مي‌پيمايد، بيشتر مي‌شود. اكنون بخاطر مي‌آوريم كه نور آفتاب تركيبي است از نورهاي رنگارنگ، نور آفتاب به طور عادي به نظر ما سفيد جلوه مي‌:ند ولي چون جو زمين، يعني هواي گرادگرد آن از ذرات هوا، غبار، بخار آب و ساير اجسام ناخالص مملو است، از اينرو نوري كه از آن عبور مي‌كند، به وسيله‌‌ي اين ذرات به رنگهاي گوناگوني منعكس مي‌شود. اتمسفر يا جو زمين به گونه‌اي است كه نور بنفش، ابي و سبز را بيشتر از نور قرمز و زرد منتشر مي‌كند. از اين رو چون خورشيد در افق رو به پايين مي‌رود، جو زمين رنگهاي قرمز و زرد را بيشتر در خود نگه داشته، بيشتر آنها را به ديد ما مي‌آورد. پس به همين دليل است كه افق هنگام غروب به رنگ قرمز جلوه‌گر مي‌شود در ضمن، همين سيستم خاص نورافشاني كه در جو زمين وجود دارد، براي ما مطلب ديگري را نيز روشن مي‌سازد. آن اينكه چرا ما آسمان را آبي مي‌بينيم؟ نور بنفش و آبي داراي امواجي كوتاه هستند يعني حدود ده مرتبه سريعتر از امواج قرمز در جو زمين پخش مي‌شوند. اين نكته مي‌رساند كه اشعه‌ي قرمز خود بطور مستقيم در جو زمين حركت مي‌كنند، ولي امواج آبي بايد به وسيله‌ي ذرات هوا، آب و غبار پخش گردند. پس وقتي كه ما سر به آسمان بلند مي‌كنيم، در حقيقت امواجي را مي‌بينيم كه بدين گونه پخش شده‌اند. آن‌گاه از همين رو است كه آسمان به نظرمان آبي رنگ مي‌نمايد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:41 |

خفاش

از فسيل‌هاي به دست آمده معلوم گرديده كه خفاش‌ها در حدود شصت ميليون سال است كه بر روي زمين زندگي مي‌كنند. اولين تصوير شناخته شده از خفاش‌ها. در كشور مصر بر روي مقبره‌اي ديده شد كه در حدود چهار هزار سال پيش ترسيم گرديده است. امروزه بيش از دو هزار نوع خفاش وجود دارد و طبيعتاً فرق زيادي بين آن‌ها ديده مي‌شود.

خفاش‌ها پستانداران معمولاً كوچكي مي‌باشند كه به طور استثنا قابليت پرواز كردن دارند. در اين جانور اندام‌هاي حركتي پيشين و بندهاي دوم تا پنجم آن‌ها بسيار رشد كرده است و يكي غشاء پوستي نازك براي پرواز به آن‌ها متصل مي‌باشد.

خفاش‌ها از پالئوسن (Paleocene) تاكنون وجود داشته و جز مناطق قطبي در همه‌ جاي دنيا زندگي مي‌كنند.

شايد تصور كنيد كه چون اين حيوان در شب به شكار مي‌پردازد پس بايد داراي نيروي بينايي استثنايي باشد. ولي در حقيقت خفاش‌ها نابينا هستند و براي پرواز به اطراف و شكار به نيروي ديد خود اتكايي ندارند وقتي كه خفاش‌ها در حال پروازند يك رشته اصوات خيلي بلند از خود توليد مي‌كنند كه گوش انسان قادر به شنيدن آن نمي‌باشد. انعكاسات اين صداها در حال پرواز به خفاش بر مي‌گردد و در نتيجه حاندار مي‌تواند بفهمد كه آيا انعكاس از برخورد صدا به مانعي در نزديكي يا از فاصله‌ي دور به او رسيده است. همچنين اين انعكاس باعث تغيير حركت سريع بال‌ها نيز مي‌شود. پس بر همين اساس مي‌تواند مسير پرواز خود را به موقع تغيير داده و از برخورد و تصادم با موانع جلوگيري كند. اين جانداران پاهاي پشتي كوچك و داراي چنگال‌هاي خميده و نوك تيز مي‌باشند كه به علت نازكي استخوان پا نمي‌تواند به راحتي سرپا بايستد و اگر راه برود پاهايش مي‌شكند به همين دليل بهترين كاري كه مي‌تواند بكند اين است كه در مخفي‌گاه خود آويزان شود به نحوي كه سرش به سمت زمين باشد.

خفاشها بالهاي بسيار گسترده به طول 6 اينچ تا 6 پا و قد آن‌ها در حالي كه بال خود را مي‌گسترانند بين 15 تا 180 سانتيمتر است. و جثه‌هاي خيلي كوچكي دارند نوزاد اين حيوان كامل به دنيا مي‌آيد و از شير مادر تغذيه مي‌كند. هنگامي كه نوزادان كوچك هستند مادر وقتي كه قصد شكار نوزادان را نيز با خود مي‌برد.

در آمريكاي شمالي و در اروپا غالباً خفاشها در خانه‌هاي مردم زندگي مي‌كنند. خفاش مي‌تواند روي تركهاي باريك خزنده و يا در بين لايه‌هاي ديوار و سقف بخوابند. خفاشها ممكن است از 20 الي 38 دندان داشته باشند. ولي موضوع عجيب اينجاست كه خفاشي تاكنون شناخته نشده كه 22 دندان داشته باشد! برخي از خفاشان حشره‌خوار تا 38 دندان هم دارند. بنابراين مسلم است كه دندان براي خفاش اهميت بسيار دارد.

پيش‌تر آن‌ها حشره خوارند. بعضي‌ها فقط ميوه مي‌خورند. و تعدادي هم هر دو را با هم مي‌خورند اقسامي نيز وجود دارند كه از گوشت، ماهي و حتي شهد گل‌ها تغذيه مي‌كنند.

1- خفاش‌هاي ميوه‌خوار

اين جانوران را گاهي روباه پرنده مي‌نامند كه اغلب در مناطق گرم آفريقا، آسياي جنوبي تا استراليا اكثراً به صورت گله‌هاي بزرگ زندگي مي‌كنند و از ميوه‌ها يا شهد گل‌ها تغذيه مي‌كنند.

اين جانداران به علت تغذيه‌اي كه دارند گاهي به باغ‌هاي ميوه آسيب مي‌رساند از انواع آن‌ها خفاش پتروپوس و اسپي روس كه در مالاريا و ايندوزيا زندگي مي‌كنند كه خفاشهاي بزرگي نيز مي‌باشند.

خفاشان ميوه‌خوار دندان‌هايي پهن و صاف براي سوراخ نمودن ميوه و خوردن شيره آن دارند. و گرده‌خواران هم داراي زبان درازي مي‌باشند كه آن‌ها را قادر مي‌سازد به انتهاي گل‌ها دسترسي پيدا نمايند.

 

2- خفاش‌ ريزه‌خوار

از جنبندگان كوچك تغذيه مي‌كنند. در شكافهاي صخره‌ها يا درخت‌ها يا در داخل غارها و ساختمان‌ها به سر مي‌برند كه بعضي از لاشه جانوران تغذيه مي‌نمايند.

ميوتيس، اپتيزيكوس يا خفاش قهوه‌اي يا خفاش بدون دم به صورت گروهي 12 تايي تا ميليون‌ها تايي با هم زندگي مي‌كنند بحدي كه پيخال (فضولات) محل زندگي آن‌ها را جمع‌آوري كرد و به صورت كود مصرف مي‌كنند.

 

3- خفاش خون‌آشام يا (دسمودوس)

در مناطق گرمسيري آمريكاي جنوبي و آمريكاي مركزي زندگي مي‌كند كه آن را وامپير يعني روح خون‌آشام مي‌نامند. زماني، در اروپاي شرقي افسانه‌هاي زيادي درباره‌ي وامپير وجود داشت. براساس يكي از اين افسانه‌ها، آن‌ها معتقد بودند كه وامپير روح شخصي بوده كه مرده و اكنون در شب‌ها به صورت حيوان ظاهر مي‌شود و براي مكيدن مقداري خون به دنبال قرباني مي‌گردد. در اوايل قرن 18 سياهاني كه به آمريكاي جنوبي و مركزي مسافرت مي‌كردند به خفاشان خون‌آشام برخورد مي‌نمودند و آن‌ها پس از مراجعت خود از آن سامان افسانه‌ي داستان‌هاي افسانه‌اي اغراق‌آميزي را مربوط به خفاش‌هاي خون‌آشام، نقل مي‌كردند. از آن هنگام به بعد ديگر همه‌ي مردم خفاش خون‌آشام و شب‌كورها را يك نوع خفاش تصور مي‌نمودند. طول بين دو بال آن‌ها به پنجاه و سه سانتيمتر و طول بدن آن‌ها به ده سانتي‌متر مي‌رسد. اين خفاش‌ها با استفاده از دو دندان بزرگ، تيز و سوزني نيش خود، سوراخ كم عمق يا خراش سطحي در روي بدن و روي رگ گردن و پشت شكار خود به وجود مي‌آوردند و سپس از خون بيرون آمده تغذيه مي‌نمايند و به سرعت از محل فرار مي‌كنند. زماني گمان مي‌كردند كه خفاش خون موجود را مي‌مكد ولي در حقيقت اين حيوان خون را با زبان ليس مي‌زند. خفاش هنگامي كه قرباني‌اش در خواب است خون وي را مي‌خورد، چون در آب دهانش ماده‌اي موجود مي‌باشد كه باعث مي‌شود در موقع ليسيدن خون شكار هيچ دردي حس نكند و همچنين از بند آمدن خون نيز جلوگيري مي‌كند، پس شكار از خواب بيدار نمي‌شود. خفاش و امپير خون ديگر حيوان را بر انسان ترجيح مي‌دهند و پيش‌تر علاقه به خون اسب، گاو، بز و جوجه دارد. خفاش‌ها در بعضي اوقات باعث انتقال امراض كشنده‌اي مانند نوعي بيماري اسب به بدن شكار خود مي‌شوند

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 و ساعت 15:30 |

 

                                     

 

منظومه شمسي

ساختار: خورشيد

دماي هسته آن 15 ميليون درجه سانتي‌گراد (C)o است. اين دما به قدري زياد است كه اتمهاي هيدروژن مي‌توانند بر هم كنش كنند و نوع سنگين‌تري از هيدروژن (دوتريم) را توليد نمايند. دوتريم خود نيز خيلي سريع برهم كنش كرده، هليوم توليد مي‌كند.

چهار اتم هيدروژن يك اتم هليوم توليد مي‌كند. ولي وزن چهار اتم هيدروژن اندكي از وزن يك اتم هليوم بيش‌تر است، در نتيجه در اين فرآيند مقداري جرم از بين مي‌رود همان طور كه آلبرت انيشتن نشان داده است، اگر جرم از بين برود انرژي جاي آن را مي‌گيرد. همين انرژي است كه موجب درخشيدن خورشيد مي‌شود.

 

لكه‌هاي خورشيدي

لكه‌هاي خورشيدي ناحيه‌هايي از خورشيد هستند كه نسبتاً تاريك به نظر مي‌آيند چون پرتوي كم‌تري ساتع مي‌كنند. ولي اگر مي‌توانستيم يكي از لكه‌هاي خورشيدي را خارج كنيم و در فضا قرار دهيم. به اندازه‌ي قرص كامل ماه نورافشاني مي‌كرد. لكه‌هاي خورشيدي با ميدان مغناطيسي قدي خورشيد مرتبطند و به طور منظم و با چرخه‌اي يازده ساله در سطح آن ظاهر مي‌شوند.

استواي خورشيد ضمن چرخش آن حول محورش سريعتر از قطبهاي آن دوران مي‌كند. اين امر در خطوط ميدان مغناطيسي پيچشهايي ايجاد مي‌كند و معمولاً اين خطوط از نور سپهر (فتوسپهر) خارج مي‌شوند و لكه‌هايي را ايجاد مي‌كنند.

 

 

بادهاي خورشيدي

شراره‌هاي خورشيد ذراتي را به اطراف پرتاب مي‌كنند كه به صورت باد خورشيدي به طرف خارج در فضا به حركت در مي آيند و بعضي از اين ذرات در ميدان مغناطيسي زمين (مگنوتسفر) به دام مي‌افتند و ناحيه‌اي را در اطراف زمين به وجود مي‌آورند كه مرسوم به مغناطوسپهر است. سمت رو به خورشيد اين ناحيه به وسيله باد خورشيدي فشرده مي‌شود و سمت ديگر آن به صورت يك دنباله نامريي تشكيل مي‌شود كه تا ماوراي مداره ماه گسترش دارد. در نزديكي قطبهاي زمين، ذرات باردار باد خورشيدي مي‌توانند با جو واكنش داشته باشند و نورهاي رنگيني را در آسمان شب توليد كنند. در آسمان نيم‌كره شمالي اين نورها به نورهاي شمالي يا شفق شمالي مشهورند.

 

عطارد

عطارد كوچك‌ و صخره‌اي است با سطحي حفره‌دار كه تنها اندكي بزرگتر از ماه است و به ماه از جنبه‌هاي متعددي شباهت دارد. جو آن جو بسيار رقيقي از گاز هليوم است. چون عطارد نزديكترين سياره به خورشيد است، همان طور كه انتظار مي‌رود دماي آن در حد غيرقابل تحملي شديد مي‌باشد (دماي آن از oC170 در شب به oC340 به روز مي‌رسد) حوضه مشهور به كالوريس به قطر 1300 كيلومتر در يكي از داغ‌ترين نواحي اين سياره واقع است.

 

زهره

شرايط آن احتمالاً خصمانه‌ترين شرايط در اتمامي منظومه شمسي است. دماي سطح آن در حدود oC500 است و جو غليظ خردكننده آن عمدتاً از دي اكسيد كربن و ابرهاي اسيد سولفوريكي تشكيل شده است. شرايط آن ممكن است روزگاري كم‌تر از اين نامناسب بوده باشد ولي با تكامل يافتن و داغ‌تر شدن خورشيد دماي سطح زهره افزايش يافته و آب اقيانوسهاي احتمالي آن جوشيده و تبخير شده است. در نزديك سطح آن رعد و برق هست. آسمان ان نارنجي روشن و نور آن شبيه نور يك روز زمستاني ابري در زمين است و احتمالاً در آن آتش‌فشان‌ها فوران مي‌كند.

                                                  

 

مريخ

مريخ هر چند كه از زمين بسيار كوچكتر و كم جرمتر است. ولي شرايط آن از تمامي سيارات تحمل‌پذيرتر است. مريخ مشهور به سيار‌ه‌‌ي سرخ است چون سطح آن را گرد و غباري به رنگ سرخ نارنجي پوشانيده است.

جو مريخ كه عمدتاً از دي اكسيد كربن تشكيل شده است. بسيار رقيق است از سطح مريخ آسمان صورتي رنگي ديده مي‌شود چون جوش آن قدر چگال نيست كه آسمان را آبي كند. زاويه‌ي ميل محور دوران مريخ مشابه زمين است كه باعث به وجود آمدن رويدادهايي مي‌گردد.

 

زمين

در بين سياره‌هاي دروني زمين بزرگترين آن‌هاست و تنها سياره‌اي است كه پيش‌تر سطح آن با آب پوشيده شده و جوي دارد كه از ازت و اكسيژن ساخته شده است.

ده‌ها ميليون سال پس از تشكيل زمين عواملي مانند گرما از عناصر پرتوزا نيروي ثقل و ضربات شهابسنگ‌ها موجبات ذوب شدن و جدا شدن را فراهم آوردند. مواد سنگين‌تر به سمت داخل فرو رفتند و مواد سبكتر به سمت خارج بالا آمدند. در اثناي اين دوران جو اصلي زمين را كه عمدتاً هيدروژن بود باد خورشيدي با خود برد. مواد سنگين‌تر هسته را تشكيل دادند و مواد سبكتر پوسته را ساختند.

مرز بين پوسته و گوشته «ناپيوستگي موهورو و يسيك» يا «موهو» ناميده مي‌شود. جو اوليه زمين عمدتاً هيدروژن بود. سپس دي اكسيد كربن، متان، آمونياك و ساير گازهاي متصاعد از پوسته زمين جايگزين آن شد و گياهان اكسيژني را كه تنفس مي‌كنيم توليد كردند. جو كنوني زمين ما را از پرتوهاي ماوراي بنفش خورشيد و از شهابسنگ‌ها در حال سقوط (كه اكثر آن‌ها در لايه‌هاي بالايي جو مي‌سوزند) محفاظت مي‌كنند.

                                                  

 

سياره‌هاي بزرگ

مشتري

مشتري از كليه سيارات ديگر منظومه شمسي به مراتب پرجرم‌تر و بزرگتر مي‌باشد. از لحاظ تركيب، يعني مقدار هيدروژن، هليوم، كربن و ازتي كه دارد بيش‌تر به خورشيد مي‌ماند محور دو رانش تقريباً بر صفحه مدارش عمود است. مشتري خود منبع گرماي خويش است و ستاره‌شناسان معتقدند كه اين گرما از زمان تشكيل مشتري به جاي مانده است. مشتري هسته‌ي مركزي صخره‌اي كوچكي دارد كه از آهن و سيليكاتها ساخته شده است. روي اين هسته پوسته ضخيمي از هيدروژن مايع قرار مي‌گيرد. بالاي پوسته جوي است متشكل از گاز كه عمدتاً مركب از هيدروژن و هليوم است. دماي هسته احتمالاً 000/30 است. علي‌رغم وجود اين منبع گرماي دروني، ابرهاي بالايي آن بسيار سردند. تقريباً (oC150-) مشتري يك ميدان مغناطيسي قوي دارد. ولي اين ميدان در مقايسه با ميدان مغناطيسي زمين معكوس است.

«لكه قرمز» بارزي كه در روي سطح مشتري ديده مي‌شود نيز ناشي از شرايط جوي است. اين لكه محل يك توفان عظيم نيمه دايمي است. رنگ قرمز آن ناشي از وجود فسفر است.

مشتري 16 قمر دارد چهار قمر اول آن را گاليله كشف كرد. اين چهار قمر گاليله موسوم به ايو، اروپا. كاليستر و گانيمد با يك تلسكوپ كوچك به آساني ديده مي‌شوند.

                          

زحل

بعد از مشتري زحل بزرگترين و پرجرم‌ترين سياره‌‌ي منظومه‌‌ي شمسي است. زحل همچنين در بين سيارات كمترين چگالي را دارد و تنها سياره‌اي است كه چگالي‌اش كمتر از چگالي آب است. زحل هسته‌اي صخره‌اي دارد كه اندازه‌ي آن تقريباً به اندازه‌ي زمين است ولي حدوداً سه برابر چگال‌تر است. مرز خارجي آن ممكن است دمايي در حدود oC12000 داشته باشد،‌ ضمن كه فشار آن تقريباً هشت ميليون برابر فشار هواي زمين در سطح درياست. در روي هسته‌ي صخره‌اي لايه‌اي از هيدروژن فلزي قرار دارد كه روي اين لايه هيدروژن مايع است و بعد از آن جو عميقي كه عمدتاً از هيدروژن و هليوم ساخته شده است. ميدان مغناطيسي زحل تقريباً 1100 برابر قوي‌تر از ميدان مغناطيسي زمين است.

حلقه‌هاي زحل ساختار بسيار پيچيده‌اي دارد و متشكل از هزاران حلقه است كه با شكافهاي باريكي از يكديگر جدا شده‌اند. مانند بخش «كاسيني» و بخش «اتكه» حلقه‌ها فوق‌العاده نازك‌اند و هنگامي كه از زمين از سمت لبه در جهت ديد باشند تقريباً ناپديد مي‌شوند. زحل 23 قمر دارد كه بزرگترين آن‌ها تيتان است با قطر 5140 كيلومتر.

 

 

سياره‌هاي بروني

اورانوس

زاويه ميل تقريباً افقي (o98) محور دورانش بدان معناست كه اورانوس از پهلو مي‌چرخد و اين يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد در منظومه شمسي است. تاثير اين امر در «تقويم» اورانوس آن است كه هريك از قطبهاي آن يك دوره بسيار طولاني (21 سال زميني) از تاريكي دارد و دوره آفتابي آن نيز به همان اندازه طولاني است. تعداد قمرهاي اورانوس به 15 مي‌رسد.

اورانوس هسته‌اي صخره‌اي در حدود اندازه زمين دارد كه روي آن اقيانوس عميق از آب فوق گرم واقع است و در بالاي آن جوي قرار دارد كه عمدتاً از هيدروژن و هليوم ساخته شده است.

 

نپتون

اعتقاد بر اين است كه هسته‌اي صخره‌اي دارد از جنس سيليسيوم، آهن و ساير عناصر سنگين كه با گوشته مايعي از متان، آمونياك و آب احاطه شده است. يك تفاوت جالب بين نپتون و اورانوس آن است كه نپتون يك منبع گرماي دروني دارد. از اين رو هر چند كه نپتون به اورانوس خيلي دورتر از خورشيد است، دماي اين دو سياره تقريباً يكسان است.

 

پلوتو

نمي‌توان با اطمينان گفت كه پلوتو به صورت يك سياره همزمان با ساير سيارات در منظومه شمسي تشكيل شده است. جرم پلوتو كمتر از قمر زمين (ماه) است و در سال 1357 (1987)، شارون قمر خود پلوتو كشف شد و از آن زمان زوج پلوتو ـ شارون را گاهي به صورت يك سياره دوگانه به جاي يك سياره و قمرش در نظر مي‌گيرند. در اثناي سالهاي (59-1357) پلوتو و شارون در سمت ديد زمين به طور پيوسته براي يكديگر گرفتگي ايجاد كرده‌اند. پلوتو احتمالاً از صخره و يخ. با جوي بسيار رقيق، تشكيل شده است.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 11:27 |

 

ميكروسكوپ‌ها

تاريخچه

بعضي از وقايع مهم مربوط به ميكروسكوپ به شرح زيرند:

در سال 1655 روبرت هوگ كه يك فيزيكدان بود، اولين مشاهده‌ي ميكروسكوپي را انجام داد. وي براي اولين بار توانست بقاياي ديواره‌ي سلولهاي مرده‌ي گياهي را در برشي از چوب‌پنبه مشاهده كند. در سال 1674 آنتوني‌وان ليوون هوك. كه يك پارچه فروش بود، براي اولين بار توانست تك سلولهاي زنده (پروتوزوآ) را مشاهده كند. در سال 1683 آنتوني و آن ليوون هوگ با تكميل ميكروسكوپي كه ساخته بود، توانست باكتريها را نيز مشاهده كند. در سال 1932 اولين ميكروسكوپ الكتروني اختراع شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اساس كار ميكروسكوپ‌هاي نوري

مي‌دانيم عدسي محدب از شيئ كه بين كانون F و مركز (2F) آن قرار گرفته تصويري بزرگتر، حقيقي و معكوس ايجاد مي‌كند. حال اگر اين تصوير را به وسيله‌ي عدسي محدب ديگري بزرگ كنيم يك ميكروسكوپ ابتدايي ساخته‌ايم به شرطي كه اين تصوير در فاصله‌ي كانوني عدسي دوم قرار گيرد. در اين صورت عدسي دوم تصويري بزرگتر و مجازي را ايجاد خواهد كرد.

در اين ميكروسكوپ ساده:

عدسي اول را كه در مقابل شيئ قرار مي‌گيرد عدسي شيي مي‌نامند و عدسي دوم را كه در مقابل چشم قرار مي‌گيرد، عدسي چشمي مي‌نامند.

  

 

انواع ميكروسكوپ‌هاي نوري

الف) ميكروسكوپ نوري معمولي يا زمينه‌‌ي روشن:

1- ساختمان: يك ميكروسكوپ لوزي معمولي، از اجزاي زير ساخته شده است.

عدسي‌هاي شيئ و چشمي كه معمولاً ميكروسكوپ‌ها چند عدسي شيئ با قدرت متفاوت دارند آينه يا لامپ، كه نور را به نمونه مي‌تاباند، عدسي جمع‌كننده و يا كندانسور كه نور را درست روي نمونه متمركز مي‌كند. عدسي جمع‌كننده با كمك پيچ تنظيم كننده به بالا و پايين حركت مي‌كند تا نور به خوبي روي نمونه متمركز شود. ديافراگم كه با باز و بسته كردن آن به كمك پيچ تنظيم ديافراگم، شدت نوري را كه به نمونه مي‌رسد تنظيم مي‌كند و جايگاه نمونه كه نمونه روي آن قرار مي‌گيرد و پيچهاي تنظيم، كه فاصله‌ي جايگاه نمونه را با عدسي شيئ تنظيم مي‌كنند.

روشهاي جانبي ميكروسكوپي تثبيت. قالب‌گيري، برش‌گيري، رنگ‌آميزي.

                                                                                                    

 

ب) ميكروسكوپ فلورسانت:

ساختمان: در ميكروسكوپ فلورسانت نور فرابنفش به نمونه تابانده مي‌شود. مواد فلورسانت بر اثر برخورد نور به آنها مي‌درخشند و به اين ترتيب جايگاه آنها را در سلول مي‌توان تشخيص داد. حالا شايد اين سوال براي شما پيش بيايد چرا در ميكروسكوپ فلورسانت از نور فرابنفش استفاده مي‌شود؟ وقتي نور به مواد فلورسانت مي‌تابد، مواد فلورسانت بخشي از انرژي دريافتي را تابش مي‌كنند نه همه‌ي آن را. بنابراين نور تابش شده انرژي كمتر و در نتيجه طول موج بلندتري نسبت به نور جذب شده دارد. پس اگر بخواهيم نور تابش شده را ببينيم (نور مرئي) بايد نوري با انرژي بيشتر از نور مرئي به آن بتابانيم. پرتو فرابنفش چنين خاصيتي را دارد. بين منبع نور و نمونه يك فيلتر قرار دارد اين فيلتر فقط به امواج فرابنفش اجازه عبور مي‌دهد و از عبور ساير امواجي كه از منبع گسيل مي‌شوند جلوگيري مي‌كند. بين نمونه و عدسي چشمي نيز يك فيلتر قرار دارد اين فيلتر فقط به پرتوهاي تابش نشده از مواد فلورسانت اجازه‌ي عبور مي‌دهد.

                                                                  

ج) ميكروسكوپ‌هاي اختلاف فاز، تداخلي و زمينه‌ سياه:

ميكروسكوپهاي اختلاف فاز، تداخلي و زمينه سياه براي مشاهده‌ي سلول زنده به كار مي‌روند. در اين ميكروسكوپ‌ها دستگاههاي مخصوصي قرار داده شده‌آند كه مي‌توانند كنتراست نمونه را با محيط اطرافش زياد كنند و آن را بدون رنگ‌آميزي قابل تشخيص سازند.

- به ياد آوريم كه هرچه طول موج كوتاهتر باشد قدرت جداسازي ميكروسكوپ بيشتر است به همين سبب دانشمندان ميكروسكوپي ساختند كه در آن به جاي امواج نوري از امواج الكتروني استفاده مي‌شود و آن را ميكروسكوپ الكتروني ناميدند.

از نظر تئوري، حد تفكيك ميكروسكوپي الكتروني مي‌تواند حدود 002/0 نانومتر باشد يعني 10000 مرتبه كوچكتر از حد تفكيك ميكروسكوپ نوري اما در عمل، حد تفكيك مدرنترين ميكروسكوپهاي الكتروني در بهترين شرايط 1/0 نانومتر (يك آنگسترم) است. حد تفكيك ميكروسكوپ الكتروني براي نمونه‌هاي زيستي، 2/0 نانومتر است توجه داشته باشيم كه اين حد تفكيك حدود 100 برابر بهتر از بهترين ميكروسكوپ‌هاي نوري است.

                                                                      

انواع ميكروسكوپهاي الكتروني

الف) ميكروسكوپ الكتروني گذاره:

اساس كار: ميكروسكوپ الكتروني گذاره بسيار بزرگتر از ميكروسكوپ نور است در اين ميكروسكوپ، برخلاف ميكروسكوپ نوري، پرتوها از بالا به پايين مي‌تابند. اما اصول كار آن مشابه به ميكروسكوپ نوري است. ميكروسكوپ الكتروني گذاره يك ستون بلند دارد و منبع پرتوهاي الكتروني در بالاي اين پيستون واقع است. پرتوهاي الكتروني بعد از عبور از نمونه، به يك فيلم عكاسي يا يك صفحه‌ي نمايش (كه از مواد فلورسانت ساخته شده) برخورد مي‌كنند و موجب تشكيل تصوير مي‌شوند. عكسهاي ميكروسكوپ الكتروني سياه و سفيدند و رنگي نيستند. زيرا برخي پرتوها از نمونه عبور نمي‌كنند و نقاط سياهرنگي را بوجود مي‌آرود.

                                                                    

ب) ميكروسكوپ الكتروني نگاره:

اين ميكروسكوپ تصوير 3 بعدي در اختيار ما مي‌گذارد در نتيجه مي‌توانيم شكل ظاهري نمونه را با آن ببينيم. در اين ميكروسكوپ الكترون از جسم عبور نمي‌كنند. بلكه به سطح نمونه كه قبلاً با لايه‌ي نازكي از فلز سنگين پوشيده شده است برخورد مي‌كند. در نتيجه‌ي اين برخورد الكترونهاي ديگري از سطح جسم تابش مي‌شوند. در ميكروسكوپ دستگاهي وجود دارد كه مي‌تواند الكترونهاي تابش شده از سطح نمونه را تشخيص دهد و براساس آنها تصويري 3 بعدي از نمونه ارائه دهد. قدرت جداسازي ميكروسكوپ نگاره از گذاره كمتر است.

                                          

ميكروسكوپ STM :

حد تفكيك اين ميكروسكوپ به طول موج بستگي ندارد زيرا از هيچ‌گونه امواجي جهت تاباندن به نمونه استفاده نمي‌شود و در آن هيچ نوع عدسي به كار نرفته است.

(به علت نبود عکس ما را ببخشید طی چند روز آینده مشکل رفع خواهد شد)

(عکس ها تزئینی است)

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 11:16 |

حيوانات و گياهان بسيار قديمي نه تنها توسط فرآيند فسيل شدن در صخره‌ها بلكه به طريق ديگر نيز حفظ شده‌اند در بعضي موارد اعضاي نرم بدنشان هم چنان به بقاي خود ادامه داده‌اند براي مثال حشرات و عنكبوتها در عنبر حفظ شده‌اند ماموتهاي پشمالو در دره‌هاي عميق يخ زده به نام لايه منجمد دائمي يافت شده‌اند استخوانهاي گبه‌هاي دندان شمشيري در حفره‌هاي قير بسيار قديمي كشف شده‌اند.

حشرات كه حدود 350ميليون سال پيش ظاهر گشتند اكنون فراوان‌ترين گروه جانوران روي زمين را تشكيل مي‌دهند آنها از اجداد بدون بال خود تكامل حاصل كردند اما بعدها توانايي قدرت پرواز را كسب نمودند در حدود 130 ميليون سال پيش افزايش چشمگير در تعداد و نوع حشرات حاصل شد گروههاي جديد نظير زنبورها، مورچه‌ها و پروانه‌ها بر روي گياهان متعلق به همان دوره رشد و نمو يافتند.

اكنون بزرگترين و متنوعترين گروه حيوانات روي زمين بي‌مهرگان هستند آنها همچنين اولين حيواناتي هستند كه حدود يك ميليون سال در درياها تكامل يافتند تا 600 ميليون سال پيش چتر دريايي پديد آمده و ديگر نرم‌تنان مانند حلزون 50 ميليون سال بعد بوجود آمدند اولين نرم‌تنان ساكن زمين بيش از 400 ميليون سال پيش بر روي زمين ظاهر گشتند و باعث ازدياد حيواناتي نظير حشرات و عنكبوتها شدند.

اين وابستگان عقربهاي امروزي و خرچنگهاي نعل اسبي بين 250 تا 440 ميليون سال پيش در آبهاي شيرين و درياها يافت شدند عقربهاي دريايي از دست و پاي پارو مانند خود براي شناي سريع استفاده مي‌كردند گونه‌هاي بزرگتر آنها تا 1/2 متر (7 فوت) مي‌رسيدند و با چنگالهاي بزرگ خود ماهي شكار مي‌كردند.

 

پيدا شدن بقاياي تمساح گودزيلا

 

                                                                                                                            

بقاياي فسلي تمساحي كه 140 ميليون سال پيش حاكم اقيانوس‌ها بوده و به «گودزيلا» معروف است در پاتاگونيا، منطقه‌اي در جنوب آرژانتين و شيلي، كشف شده است.

تمساح غول‌پيكر يكي از ترسناك‌ترين درندگان جهان بوده است.

دانشمندان اسم اين جانور ترسناك را بخاطر پوزه شبيه دايناسور و دندان‌هاي كج و معوجش «گودزيلا» گذاشته‌اند.

پژوهشگران معتقدند كه اين حيوان از ترسناك‌ترين درنده‌هاي جهان بوده و از خزندگان آبزي ديگر و موجودات بزرگ دريايي تغذيه مي‌كرده است.

اسم رسمي اين جانور را كه براي اولين بار در مجله ساينس معرفي شده داكوسورس اندينينسيس گذاشته‌اند.

برخلاف تمساح‌هاي امروزي اين حيوان كاملاً در آب زندگي مي‌كرده و بجاي پا، باله داشته و طول آن از نوك سر تا انتهاي دم چهار متر بوده و فك آن به تنهائي يك سوم متر درازا داشته است.

تمساح‌‌ها در فاصله 145 تا 65 ميليون سال قبل تكامل پيدا كردند و در سطح جهان پخش شدند.

بقيه انواع زنده تمساح‌هاي آبي فك‌هاي باريك و دندان‌هاي سوزني شكل دارند كه مناسب‌ شكار ماهي‌هاي كوچك و نرم‌تنان ظريف است. اما اين موجود تازه كشف شده آرواره شبيه دايناسور و دندان‌هاي بزرگ اره مانند دارد.

به گفته‌ي يك پژوهشگر: «اين خصوصيات در دايناسورهائي شبيه تيراناسورس ركس هم وجود دارد. اما هيچ كس تصور نمي‌كرد كه يك تمساح آبي هم اين مشخصات را داشته باشد.»

اول بار زيست‌شناسي با نمونه‌اي از گودزيلا در سال 1996 در آبگيري كه زماني خليج عميقي در كناره اقيانوس آرام بوده، برخورد كرد.

اما يافته‌هاي او فقط قطعات كوچكي بودند كه اطلاعات اندكي از اين جانور و  طبيعت و نحوه زيستش ارائه مي‌دادند. زولماگاسپاريني در كنار جمجمه پيدا شده اما اخيراً دو نمونه ديگر از جمله يك جمجمه فسيلي كامل از اين جانور پيدا شده است.

تحليل كامپيوتري از استخوان‌هاي پيدا شده اين جانور نشان مي‌دهد كه اندينينسيس از خانواده تمساح‌هاست. دانشمندان معتقدند اين جانور عادات تغذيه‌اي متفاوتي از همدوره‌هاي خودش پيدا كرده بود.

شكل و اندازه آرواره اين جانور نشان آنست كه از مهره‌داران و خزندگان بزرگ آبزي مثل ايكتيسوروس تغذيه مي‌كرده و نه از ماهي‌هاي كوچك.

 

 

كشف بافت‌هاي نرم در فسيل دايناسور 68 ميليون ساله

دايناسورشناسان نمونه‌هاي ماده‌آي را كه به نظر مي‌رسد بافت‌هاي نرم باشد از استخوان فسيل يك تيناسوروس ركس» (تي‌ركس) استخراج كرده‌اند.

تي‌ركس شايد مهم‌ترين نوع ديناسور باشد و تاكنون نمونه‌هاي بي‌نظيري از آن در ايالت مونتاناي آمريكا كشف شده است.

پژوهشگران آمريكايي گفتند كه اين اجزاي ارگانيك به سلول‌ها و رگ‌هاي ظريف خوني شباهت دارند.

در رشته دايناسورشناسي كه معمولاً آميخته به مجادلات داغ است، اين ادعا به طور يكسان با استقبال و ناباوري روبرو خواهد شد.

در حالت عادي وقتي حيواني تلف مي‌شود، كليه بافت‌هاي نرم آن به سرعت توسط كرم‌ها و حشرات خورده مي‌شود.

استخوان‌هاي باقي‌مانده به مرور زمان بيشتر و بيشتر در عمق گل و خاك فرو مي‌روند و در اثر حرارت و فشار خرد شده و به تدريج جاي خود را به مواد معدني مي‌دهند و سنگ مي‌شوند.

تنها چيزي كه در انتهاي اين فرايند از بقاياي حيوان باقي مي‌ماند در واقع تنها نقش و حالت آن است.

اما وقتي مواد معدني را از قطعه‌اي از فسيل اين تي‌ركس 68 ميليون ساله زدود به الياف شفاف و انعطاف‌پذير رسيدند كه به رگ‌هاي خوني شباهت دارند.

بقاياي فسيلي اين دايناسور در ايالت مونتاناي آمريكا كشف شده است.

همچنين آثاري از آنچه سلول‌هاي خوني به نظر مي‌رسيد پيدا شد. سلول‌هاي ديگري كه به سلول‌هاي سازنده و نگاهدارنده استخوان (اوستيوسايت ها) شباهت داشت كشف شد.

اينكه آيا اين بقاياي نرم متعلق به دايناسور است يا مواد ارگانيكي است كه بعداً به فسيل راه يافته معلوم نيست.

اما اگر تكه‌هايي از مولكول‌هاي دايناسور اصلي در آن وجود داشته باشد، سر نخ‌هاي تازه‌اي درباره ارتباط ميان تي‌ركس و گونه‌هاي زنده مانند پرندگان به دست خواهد داد.

سوال اجتناب‌ناپذيري كه ذهن بسياري را مشغول خواهد كرد اين است كه آيا امكان يافتن «دي ان اي» يا همان «مولكول حيات» اين موجود نيز وجود دارد.

اما مولكول «دي ان اي» بسيار شكننده است و احتمال محفوظ ماندن آن در طول ميليون‌ها سال حتي كمتر است.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 10:33 |

- از بيماري‌هاي چشمي مطلع باشيد و مداوماً براي دادن تست بينايي نزديك پزشك برويد.

بيشتر مشكلات بينايي از بيماري‌هاي چشمي مثل پيري چشم، آب آوردن چشم، بيماري‌هاي ديابت شبكيه و آب مرواريد ناشي مي‌شود.

در پيري چشم، سفت و سخت شدن رگ‌هاي چشم از ورود اكسيژن و مواد غذايي جلوگيري كرده و باعث مي‌شود كه به شبكيه چشم آسيب برسد. 54 درصد بيماريهاي چشم در آمريكا مربوط به اين بيماري است.

آب آوردن چشم بيماري است كه به عصب‌هاي چشم كه اطلاعات بينايي را از مغز به چشم منتقل مي‌كند صدمه مي‌زند. به خاطر اينكه تا تعداد زيادي از اين عصب‌ها خراب نشوند و صدمه نبينند، مشكلي براي بينايي فرد ايجاد نمي‌شود، بيش از نيمي از افراد مبتلا به اين بيماري اصلاً از آن خبر ندارند و زماني متوجه مي‌شوند كه ديگر خيلي دير شده است.

بيماري‌هاي ديابت شبكيه يكي از عوارض مزمن بيماري ديابت است. در اين بيماري، رگ‌هاي خوني شبكيه چشم مسدود شده و صدمه مي‌بينند. تقريباً نيمي از افراد ديابتي به اين بيماري‌ چشمي مبتلا مي‌شوند.

آب مرواريد از تيره و تار شدن عدسي چشم ناشي مي‌شود كه معمولاً به ديد كم مي‌انجامد.

چون تشخيص زودهنگام مي‌تواند تاثير بسيار زيادي داشته باشد، توصيه مي‌كنيم كه مداوماً براي آزمايشات چشم به دكتر مراجعه كنيد. افراد بالاي 65 سال و افرادي كه مبتلا به ديابت هستند براساس بيماري‌هاي ذكر شده بيشتر در معرض خطر هستند و بهتر است كه سالانه حتماً آزمايش چشم بدهند. پزشك چشم مي‌تواند حتي قبل از اينكه شما علائم بيماري را در خود مشاهده كنيد، بيماري شما را تشخيص داده و به شما براي درمان آن كمك كند.

- از عينك آفتابي استفاده كنيد

همه ما مي‌دانيم كه استفاده از كرم‌هاي ضد آفتاب براي پوستمان بسيار خوب است، اما بيشتر افراد فراموش مي‌كنند كه چشمانشان نيز به محافظت در برابر آفتاب نياز دارد. نيازي نيست كه حتماً مستقيم به خورشيد نگاه كنيد تا چشمانتان آسيب ببيند. اشعات UV مي‌تواند از روي برف، شن، سنگ فرش و آب منعكس شود.

اين اشعات UV احتمال ابتلا به پيري چشم و آب مرواريد را افزايش مي‌دهد و همچنين به آفتاب سوختگي قرنيه چشم نيز مي‌انجامد كه باعث كوري موقت مي‌شود.

عادت كنيد كه هميشه در بيرون از ساختمان از عينك آفتابي استفاده كنيد اما فكر نكنيد اگر عينك آفتابي شما خيلي تيره است مقاومت بيشتري در برابر آفتاب دارد. قبل از خريد عينك آفتابي اطمينان حاصل كنيد كه 100 درصد در برابر اشعات UV محافظ است 

3- از خستگي چشم جلوگيري كنيد

نشستن طولاني مدت پشت كاميپوتر باعث خستگي چشم مي‌شود كه باعث صدمه زدن به چشم است. تاثيرات كوتاه مدت خستگي چشم غيرقابل انكار است: درد چشم، آبريزش چشم، تاري چشم و سردرد.

براي كاهش خستگي چشم در مواقع كار با كامپيوتر نكات زير را رعايت كنيد:

· نور كامپيوتر را با استفاده از فيلترهاي نور يا تغيير جهت كامپيوتر كاهش دهيد.

· خيلي نزديك به مانيتور ننشينيد چون نگاه كردن به چيزي كه خيلي نزديك چشم قرار دارد خستگي چشم را بيشتر مي‌:ند.

· نور زمينه را تنظيم كنيد.

· ماهيچه‌هاي چشم را با گاه گاه نگاه كردن به جسمي در فاصله دور استراحت دهيد.

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 10:32 |

قارچها

شاخه ميكوتا

ردة كتيريد يوميست‌ها

ردة ائوميست‌ها

ردة آسكوميست‌ها

ردة زيگوميست‌ها

ردة بازيديوميست‌ها

ردة دوتروميست‌ها

 

 

 

مشخصات عمومي

قارچها وجوه اشتراك فراواني با گياهان و آغازيان دارند. در مواقع، قارچها را گاهي جزء اين جانداران طبقه‌بندي مي‌كنند. اما قارچها از بسياري جهات چنان با ساير جانداران متفاوتند كه بيشتر زيست‌شناسان آنها را در سلسله‌اي مجزا قرار مي‌دهند.

قارچها زندگي بسيار موفقيت‌آميزي دارند. تقريباً در همه زيستگاههاي در دسترس كه روي زمين وجود دارد، يافت مي‌شوند و بسياري از آنها از لحاظ اقتصادي و پزشكي جائز اهميتند. همة قارچها هتروتروفند. بيشترشان زندگي آزاد و ساپروتروفي دارند، اما بسياري هم به صورت انگل يا ساير صورتهاي رابطه‌‌ي همزيستي، زندگي مي‌كنند. قارچها به همراه باكتريها تجزيه‌كنندگان اصلي جهان جانداران را تشكيل مي‌دهند.

گروه قارچها را مي‌توان به منزلة اوج حالت كوكيسن در تكامل آغازيان محسوب داشت. بدن يك قارچ، چند هسته‌اي و فاقد مرزهاي سلولي در داخل است، اما جدارهاي ناقصي در دو گروه آسكوميست‌ها و بازيديوميست‌ها وجود دارد. بدين ترتيب يك قارچ توده‌ي پيوسته‌اي از ماده‌ي زنده است كه مي‌تواند افزايش حجم يابد و تعداد هسته‌هايش بيشتر شود. سلولهاي واقعي با ديواره‌هاي كامل و يك هسته در هر كدام، فقط در هنگام توليدمثل تشكيل مي‌شود.

ديواره‌هاي سخت در قارچهاي ناقص سلولزي و در بيشتر قارچهاي عالي، پلي ساكاريد ديگري به نام كيتين است. ماده‌ي كتين توسط هيچ كدام از گياهان ساخته نمي‌شود، اما پوشش سفت و خارجي بدن حشرات، خرچنگها و ساير بندپايان را همين ماده تشكيل مي‌دهد.

واحد اساسي بين قارچ‌ها عموماً هيف است، كه لوله‌اي شكل و اغلب به صورت رشته‌هاي منشعب است. هيف در حين رشد افزايش طول مي‌يابد و منشعب‌تر مي‌شود. معمولاً مقدار زيادي هيف درهم شده و شبكه‌اي نامنظم به نام ميسليوم را پديد مي‌آورند. هيف‌ها مي‌توانند با نظمي بيشتر به هم فشرده شده و شكلهايي چون قارچهاي چتري را حاصل آورند.

كتاب: دانش زيست‌شناسي جلد 3

نويسنده: مولفان: پل وايس، ريچارد كوف

مترجمان: حميده علمي غروي، حسين دانش‌فر

 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:50 |

مارها

افعي ماري است سمي از تيره‌ي افعيها. در آفريقا و بخشهايي از آسيا و اروپا و آمريكا يافت مي‌شود. در دشت‌ها و بيابان‌ها و جنگل‌ها و مناطق شني يا صخره‌اي زندگي مي‌كند.

 

درازي بعضي از افعيها از سر تا دم به دو متر هم مي‌رسد آن‌ها بدني نسبتاً چاق و دمي كوتاه دارند مردمك چشمهاشان دراز و قائم و شبيه مردمك چشم گربه در روشنايي است. افعي‌ها بدني پوشيده از پوست فلسدار و با رنگ‌هايي گوناگون دارند. رنگ افعيها ممكن است سياه، خاكستري، زرد، قهوه‌اي يا قرمز باشد. افعيها دو دندان نيش دراز در آرواره‌ي بالا دارند. اين آرواره متحرك است در دو طرف سر افعي غده‌هايي وجود دارد كه وقتي افعي دندان‌هاي خود را در بدن جانوري فرو مي‌برد، از آن‌ها سم بيرون مي‌آيد و  از راه شياري كه در دندان‌هاي نيش وجود دارد وارد بدن شكار مي‌شود سم اين جانور بيشتر به رنگ زرد مايل به سبز است. اين سم داراي دو ماده‌ي متفاوت است كه يكي از آن‌ها سبب خونريزي در درون بدن و سستي آن مي‌شود و ديگري بافتهاي عصبي را مسموم مي‌كند.

غذاي اين جانور بيشتر موش صحرايي، مارمولك، قورباغه، بعضي از حشره‌ها، پرندگان كوچك، تخم‌ و جوجه‌ي پرندگان است افعيها بيشتر در هنگام شب به دنبال شكار مي‌روند. افعي‌ها زمستان را زير زمين مي‌گذرانند بيشتر افعي‌ها زنده‌ز‌ا هستند و بعضي از آن‌ها تخم‌گذارند افقي تا 22 سال عمر مي‌كند. افعي در بيشتر نقاط ايران زندگي مي‌كند مهمترين افعي‌ها عبارتند از: افعي چالدار، افعي قفقازي، افعي دماوندي، افعي البرزي، افعي شاخدار و افعي دماغ‌ دراز ريگزار.

 

                          


انواع مار

افعي شاخدار

خانواده: ويپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: مارمولك و جوندگان

زيستگاه: مناطق شني، صخره‌اي، بوته‌زارها و زير تخته سنگ‌ها

پراكندگي: اكثر استان‌هاي كشور

اندازه: حداكثر طول بدن 108 سانتي‌متر    

                                           

 

افعي دماوندي

خانواده: ديپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: حشرات و موش‌ها

زيستگاه: مناطق كوهستاني و علف‌زارها

پراكندگي: دماوند، فيروزكوه

اندازه: حداكثر اندازه‌ي طول بدن 79 سانتيمتر

 

                           

 


گرز مار

خانواده: ديپريده

زاد و ولد: زنده‌زا

تغذيه: مارمولك، جوندگان، پرندگان كوچك

زيستگاه: علف‌زارها، كوهستان‌ها

پراكندگي: اكثر استان‌هاي كشور

اندازه: حداكثر اندازه‌ي طول بدن 168 سانتي‌متر

 

                            

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:47 |

مغز در گذر تاريخ

حتماً مي دانيد كه دستگاه عصبي يعني مغز، نخاع. اعصاب محيطي براي ادامه زندگي، حياتي است. اين دستگاه عصبي است كه شما را قادر به حس كردن. حركت كردن و فكر كردن مي‌كند.

نوشته هاي كه از 5000 سال قبل از پزشكان مصر باستان باقي مانده نشان مي دهد آنها به خوبي با بسياري از علائم مغزي آشنا بوده اند. با اين حال اين نكته هم كاملاً واضح است كه از نظر آنها جايگاه روح و حافظه و فكر، قلب بوده نه مغز. به همين دليل هم مصري‌ها كه همه اجزاي بدن مردههايشان را به دقت براي زندگي پس از مرگ حفظ مي كردند، مغز متوفي را از طريق بيني خارج كرده و دور مي‌ريختند. تا زمان بقراط هيچ شكي در اينكه قلب محل هوشياري و فكر است وجود نداشته است.

 

 

تصوير مغز در يونان قديم

بقراط عقيده داشت مغز نه تنها محل حس است بلكه فكر و عقل هم در آن جاي دارد. البته اين عقيده در مجامع علمي آن زمان پذيرفته نشد و مثل ساير اوقات فلاسفه پيروز شدند. ارسطو فيلسوف معروف يوناني اين عقيده را كه قلب تنها محل فكر و حس است بار ديگر به همه تحميل كرد حتماً مي‌پرسيد: ارسطو براي مغز چه نقشي قائل بود؟ شايد باور نكنيد، ولي او عقيده داشت مغز رادياتوري است كه خون موجود در قلب را خنك مي‌كند. در واقع مغز از نظر او كولر بدن بود.

 

تصوير مغز در تمدن روم

مهمترين تصويري كه پزشكان روم باستان در مورد مغز داشتند به تصورات جالينوس بر مي‌گردد. او پزشك گلادياتورها بود. او براساس تجربه ديده بود كه صدمات مغزي و نخاعي در گلادياتورها باعث نقايص حسي و حركتي و مشكلات فكري در آنها مي‌شود. از طرفي او مغز بسياري از حيوانات به خصوص گوسفند را تشريح كرد و متوجه شد مغز از دو قسمت اصلي مخ در جلو و مخچه در عقب تشكيل شده است. بقراط معتقد بود كه شكل هر عضو از بدن با كاري كه انجام مي‌دهد متناسب است. بر همين اساس گالن نظريه جالبي را ارائه كرد. نظريه‌اي كه با يك استدلال غلط به نتيجه‌ درستي مي‌رسيد. او وقتي مغز گوسفندان را تشريح مي‌كرد، متوجه شد بافت مخچه در مغز سفت‌تر از بافت مخ است و از اين تفاوت نتيجه گرفت كه جاي حس و حافظه بايد در مخ نرم و محل حركت عضلات در مخچه سخت‌تر باشد. امروزه مي‌دانيم كه مخ و محل حس حافظه و البته بخشي از حركت و مخچه محل تنظيم حركات است. در تاريخ علم اين اولين باري نبود كه يك استدلال غلط به نتيجه درستي منتهي مي‌شد.

 

تصوير مغز در قرن نوزدهم

تا پايان قرن هجدهم نظراتي كه در مورد مغز وجود داشت به 4 اصل محدود مي‌شد:

1- آسيب به مغز مي‌تواند باعث از بين رفتن حس‌ها و حركت و فكر شود.

2- مغز از طريق اعصاب با بدن ارتباط دارد.

3- مغز از دو قسمت مخ و مخچه تشكيل شده است كه كارهاي مختلفي دارند.

4- مغز مثل يك دستگاه مكانيكي كار مي‌كند.

در 100 سال بعدي به اندازه تمام سال‌هاي قبل در مورد شناخت مغز پيشرفت حاصل شد. در اين دوره چهار كشف كليدي مسير تحقيقات را دگرگون ساخت.

 

تئوري تكاملي دستگاه عصبي

در سال 1859 چارلز داروين مقاله‌اي تحت عنوان منشاء گونه‌ها منتشر كرد و در آن نظريه تكامل خود را ارائه كرد. نظريه‌اي كه تمام جهان را تكان داد. او رفتارهاي گونه‌هاي مختلف را بررسي كرد و متوجه شد كه خيلي از رفتارها در گونه‌هاي مختلف با هم شباهت دارد. مثلاً در هنگام ترس مردم چشم‌ها گشاد شده. ضربان قلب افزايش مي‌يابد و موها سيخ مي‌شود. اين واكنش در سگ‌ها، ميمون‌ها و حتي انسان مشابه است پس شايد مغز همه گونه‌ها ساختار مشابهي داشته باشند. تحقيقات بعدي نشان داد نتايجي كه از آزمايش روي مغز حيوانات به دست مي‌آيد مي‌توان به مغز انسان تعميم داد. امروزه براي بررسي اثر اعتياد به كوكائين روي مغز از موش‌ها استفاده مي‌شود زيرا معلوم شده است مغز موش‌ها به طريق كاملاً مشابه با انسان‌ها به كوكائين معتاد مي‌شوند. از طرف ديگر شواهدي كه از بررسي مغز حيوانات مختلف به دست آمده فرضيه داروين را بيش از پيش مورد تائيد قرار مي‌دهد. مثلا مشخص شده در ميمون‌هايي كه دائم بايد از شاخه‌اي به شاخه ديگر بپرند، به علت نياز به حس بينايي قوي، ناحيه بينايي مغز رشد بيشتري داشته است. در حالي كه در موش كور كه براي زندگي متكي به حس لامسه است حجم عمده مغز مربوط به نورون‌هاي حسي لامسه است.

 

 

 

قرن بيستم و آينده

پيشرفت‌ها به سرعت ادامه يافت. امروزه سلول به سلول و مولكول به مولكول مغز در حال شناسايي است. امروزه مي‌دانيم كه نحوه ايجاد جريان الكتريكي در رشته‌هاي عصبي، جابه‌جايي يون‌هاي سديم و پتاسيم از كانال‌هاي سلولي و ايجاد اختلاف پتانسيل بين داخل و خارج رشته عصبي است. امروزه مي‌دانيم هيچ حركتي، هيچ حسي و هيچ فكري و حتي هيچ تخيلي بدون وجود مغز ممكن نيست. هر ميلي‌متر از مغز مسئوليت خاصي را به عهده دارد. نوشتن، خواندن و ديدن، صحبت كردن، خوابيدن و بيدار شدن، آموختن، از بر كردن، محاسبه كردن و خشم گرفتن و به ياد آوردن همگي وزرايي در كابينه مغز دارند. شايد مهمترين چالش‌هاي علم اعصاب در سال‌هاي آينده، بر سر يافتن منشاء مغزي رفتارهاي متعالي انسان مثل عشق، مهر، شادي، غم و شايد خوبي و بدي باشد.

برگرفته از كتاب Neuroscience Exploring the Brain Mark F. Bear

 

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در پنجشنبه سوم فروردین 1385 و ساعت 0:41 |

به نام خالق هستي بخش

حرف اول

شكر خداي تبارك و تعالي كه نيروي تفكر عطا نمود تا به واسطه ي آن به كمال برسيم و كمال يعني نقطه ي اوج انسانيت و كمال چون درختي ماند كه نيروي تفكر حكم ريشه‌هايش، توان دست ها حكم تنه و اراده ي ما در مقام شاخه هايش است. و اما دانش كه به مانند انوار خورشيدي مي ماند براي بقاي گياه و تبديل آن از نهالي تا درختي آن چه در پيش رو داريد قطره اي است از درياي بيكران هنر هستي و به اميد آن كه قدمي باشد براي رسيدن به مقصود. نقص بسيار است و راه طولاني، پس ببخشاييد ما را به سبب نقصان بسيار و كوچكي قدم.

سپاس آناني را كه ياري نمودند ما را تا بياموزيم كه زيبا بينديشيم و راهنمايي بودند براي ما تا مقصد را بشناسيم و درست به سوي آن گام برداريم. رهنماياني كه به خود سخت مي‌دهند تا ما هست شويم.

سپاس از سركار خانم صاحب فصولي، سركارخانم كوشكي و پدر و مادران بزرگوار جمع كوچك ما

ملنيوم

 

 

پيوست:

در صورت داشتن انتقاد يا پيشنهاد مي توانيد از طريق پست الكتريكي مجله با ما در تماس باشيد. با تشكر melenium _f_ hezareh @ yahoo.com

فهرست، تهيه كنندگان

كادر مجله:

(مدرسه‌ي راهنمايي فرزانگان كرج «سازمان پرورش استعدادهاي درخشان»)

كلاس سوم راهنمايي:  4/3

مدير مسئول: سركار خانم صاحب فصولي

سردبيران:  سعيديان، اسماعيل زاده

گروه تحقيق و جمع آوري مطلب (دانش آموزان كلاس) به ترتيب حروف الفبا

اسماعيل زاده ـ بركتي ـ پيشگاهي ـ جعفري ـ جواهري ـ حلقه سيمين ـ دهقان ـ راستگويان ـ رحيمي‌نژاد ـ سالاريان ـ سعيديان ـ سنجابي ـ سيد صالحي ـ شاداب ـ طاهري ـ عزيز زاده ـ علي پور ـ كوچك لو ـ محمدي محمدي وارياني ـ معين الدين ـ موفق ـ نظافت

 

ساخت و بلاگ و آپديت: سعيديان

 

ملنيوم  چيست؟

ملنيوم يك مجله الكترونيكي  دانش آموزي است در زمينه ي زيست شناسي، نجوم، گياه شناسي و زمين شناسي.

انشاالله اگر در توانمان باشد زمينه ي كاريمان را گسترش خواهيم داد دهيم.

 

ملنيوم چگونه شكل گرفت؟

به پيشنهاد دبير محترم زيست شناسي مركز اقدام به تهيه ي مجله نموديم. ابتدا قرار بر اين بود كه مجله چاپ شود امّا بنا به دلايلي تصميم گرفتيم مجله را به صورت الكترونيكي در آوريم. چندي از دلايل:

 

1ـامكان به روز كردن سريع مطالب

2ـ امكان درج مطالب بهتر و بيشتر بدون پرداخت هزينه هاي گزاف چاپ و صفحه بندي

3ـ امكان دسترسي تمامي دانش آموزان ، به ويژه دانش آموزان سمپاد به مجله

 

هدف ملنيوم چيست؟

اگر امكان بررسي در همه ي زمينه هاي علوم پايه محقق شود ، تلاش بر اين است كه يك مجله تخصصي پر بار تقديم عزيزان شده و قابل استفاده ي عموم باشد. انشاالله

 

 

 

ملنيوم يعنيييييييي چههههههههههه؟

ملنيوم يعني هزاره.

 

+ نوشته شده توسط ملنیوم نویس در چهارشنبه دوم فروردین 1385 و ساعت 23:12 |